تریبون آلما 0029

دوستان، دست هایتان درد نکند. ممنون از آلمای عزیز و تکاتک میهمانانش. قدم عزیزان تازه به جمع رسیده خوش. جناب مهدی بخصوص در هر دو اتاق دوستان را مورد محبت انرژی فراوان مثبت اشان قرار داده اند. ببخشید که غفلت کردم و تعداد کامنت ها قدری زیاد شد.
با سپاس و ارادت بیکران،

سرایدارچی


118 Responses to “تریبون آلما 0029”

  1. aalmaa

    گفتگو با دکتر رامین کامران – نویسنده ، پژوهشگر و تلاشگر سیاسی

    http://www.iranian.com/main/node/15101

    #39447
  2. aalmaa

    حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

    #39482
  3. aalmaa

    حالا که حقیقت گوی سبقت از تخیّلات را میرباید .

    در جستجوی حقیقت

    http://iranianlobby.com/index.php?lang=fa&page=articles&mode=view&guest=0&ID=20

    #39483
  4. aalmaa

    http://wearehypocrite2.blogspot.com/2008/01/1977.html

    مجید تفرشی
    پژوهشگر تاریخ معاصر
    از دوستان و یا صاحب نظران این سوآل ها را در صورت امکان پاسخ دهید.

    آیا مجید تفرشی را میشناسید؟

    آیا میدانید پزوهشگر تاریخ باید چه نکاتی را داشته باشد؟

    چه کسانی میتوانند پزوهشگر تاریخ باشند

    #39492
  5. قارقا

    در راستای طنز آلمای عزیز:
    همون یه نفر که دکتر نبوده یه روز تصمیم میگیره که اسمشو که به نظرش طولانی بوده رو کوتاهتر و مختصر تر بکنه، به این ترتیب که کلمات اسمشو نصف می کنه : اسمش بوده: منصور ابن موسی ، فکر می کنید تبدیل به چه اسمی میشه؟
    حالا میگم: نیم من بوق ابن پشم الپونزده!!
    می پرسین چه جوری؟
    اینجوری: من = نیم من
    صور = بوق
    مو = پشم
    سی = پونزده
    اگه خنده اتون نگرفت لطفا ً خودتونو قلقلک بدین!

    #39498
  6. قارقا

    دوستان ، میدونید چرا خاطرات دوران کودکی یاد آدم میمونه ولی از دوران بزرگسالی خاطرات زیادی نداریم؟ یا شاید من ندارم. به بیان دیگه چرا دوران کودکی خیلی طولانی به نظر می رسه ولی دوران بزرگسالی بسیار کوتاه؟ یا شاید برای من اینجور بوده.
    اگر چیزی تو این مقوله میدونید لطفا ً بنویسین.
    می دونین چرا اسم من قارقاست؟
    براتون تعریف می کنم:

    چند شب پیش خواب مادر بزرگ پدریمو دیدم که تقریبا ً دو سه سال پیش عمرشو داد به شما، خیلی شادو شنگول با لپای گُل انداخته نشسته بود زیر کُرسی . رفتم جلو و باهاش روبوسی کردم ، صبح که بیدار شدم یاد یکی از روزای دوران کودکی خودم افتادم ، فکر می کنم حدود 8سالم بود که یه عصر تابستون مادر بزرگ پدریم که تو خونه دیوار به دیوار ما زندگی می کرد ازم خواست که برم براش نون بخرم ، نمی دونم چرا حالشو نداشتم ، گفتم من نمی رم ، گفت ببین بقیه پولو وردار برای خودت ، بازم گفتم نمی رم ، دیگه عصبانی شد و گفت ” آی قوروموش قارقا” . ( من تو کودکی هم خیلی لاغر بودم و هم بسکه تابستونا زیر آفتاب تیز آسمون صاف زنجان تو کوچه پلاس بودم ، رنگ پوستم میشد مثل آفریقائی ها.) حالا سالها از اون روز گذشته ، و من خیلی دلم می خواد می تونستم هر چقدر که مادر بزرگم نون می خواد براش بخرم،
    ولی فقط می تونم یه قارقا باشم،
    رو سیاه ، به سیاهی پر های قارقا…

    #39500
  7. مهدی

    قارقا جان خیلی مطلب قشنگی بود. من به یاد مادربزرگ خودم که بی بی صدایش می زدیم افتادم. الان بیست سالی هست که فوت شده. خدا همه شان را بیامرزد

    #39557
  8. aalmaa

    سین هفتم،
    سیب سرخی‌ست،
    حسرتا
    که مرا نصیب از این سفرة سنت
    سروری نیست…
    بهاری دیگر آمده است
    آری
    اما برای آن زمستان‌ها که گذشت
    نامی نیست
    نامی نیست. (شاملو)

    دل سرگردان من چه خواهد کرد
    با بهاری که در راه است…

    #39578
  9. aalmaa

    بر گرفته از نامه ی یک دوست

    گاو ما ما می كرد

    ….گوسفند بع بع می كرد

    ….سگ واق واق می كرد

    و همه با هم فریاد می زدند : ”حسنك كجایی ؟!”

    شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بود. حسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

    موهای حسنك دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند !

    دیروز كه حسنك با كبری چت می كرد . كبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.كبری تصمیم داشت حسنك را رها كند و دیگر با او چت نكند چون او با پتروس چت می كرد. پتروس همیشه پای كامپیوترش نشسته بود و چت می كرد. پتروس دید كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد می كرد چون زیاد چت كرده بود. او نمی دانست كه سد تا چند لحظه ی دیگر می شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد.

    برای مراسم دفن او كبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما كوه روی ریل ریزش كرده بود . ریزعلی دید كه كوه ریزش كرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد . كبری و مسافران قطار مردند.

    اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و كور بود . الان چند سالی است كه كوكب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سیر كند.

    او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد.

    او كلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.

    او آخرین بار كه گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است كه دیگر در كتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد !

    #39583
  10. aalmaa

    این قدر با مادر طبیعت بازی نکنید

    http://youtube.com/watch?v=IJOuoyoMhj8&feature=related

    #39643
  11. aalmaa

    شیراز اوغلو دمت گرم

    بما هم سر بزن . این همه لالایی که گفتی درست اما اگر ب این جا نیایی خوب یکی از آن زندگی ها که گفتی از دست میدهی مگر این جا جزو آن سر زمین های موعود ب حساب نیاید .

    ازیکی که خانمی هست مسن پرسیدند که شمسی جون اینقدر فکر نکن چرا فکر میکنی
    گفت این فکر که من رو میکنه

    #39649
  12. aalmaa

    از چپ به راست: ايرج پزشکزاد، تورج فرازمند، هادی خرسندی، ايرج خادمی، عاصمی، نادر نادرپور و محمد عاصمی در منزل شخصی نادر نادرپور در لس آنجلس- عکس از سايت شخصی نادر نادرپور
    تورج فرازمند روزنامه نگار قديمی، مترجم، برنامه ساز راديويی و از مديران راديو و تلويزيون ايران قبل از انقلاب، در هشتاد و دو سالگی در پی سرطان در کاليفرنيا درگذشت.
    http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2006/06/060610_jb_mb_tourajfarazmand.shtml

    #39654
  13. aalmaa

    اعلامیه جهانی حقوق بشر

    ماده 1

    تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .

    ماده 2

    هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.

    ماده 3

    هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .

    ماده 4

    احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.

    ماده 5

    احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .

    ماده 6

    هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود .

    ماده 7

    همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

    ماده 8

    در برابری اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .

    ماده 9

    احدی نمی تواند خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید بشود .

    ماده 10

    هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید.

    ماده 11

    1- هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع از تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد.

    2- هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.

    ماده12

    احدی در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد

    ماده13

    1- هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

    2- هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

    ماده14

    1- هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.

    2- در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود .

    ماده15

    1- هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.

    2- احدی را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

    ماده16

    1- هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند.

    2- ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

    3- خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

    ماده17

    1-هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد .

    2- احدی را تمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود .

    ماده 18

    هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

    ماده 19

    هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد .

    ماده20

    1- هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد.

    2- هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

    ماده21

    1- هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

    2- هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

    3- اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای تامین نماید .

    ماده22

    هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.

    ماده23

    1- هر کس حق دارد کار کند. کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایتبخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

    2- همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت دارند.

    3-هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.

    4-هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.

    ماده 24

    هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق ذیحق می باشد.

    ماده25

    1- هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.

    2- مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.

    ماده26

    1- هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.

    2- آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.

    3- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

    ماده27

    1- هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.

    2-هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

    ماده28

    هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی راکه در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

    ماده29

    1- هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.

    2- هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.

    3- این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

    ماده 30

    هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه فعالیتی بنماید.

    برگشت

    #39686
  14. aalmaa

    قارقا جان هنوز از اینکه نرفته ای نان بخری فکر منو مشغول کرده تو اتوبوس بودم یاد تو افتادم و این یادتو افتادن ها منو بُرد ب ۱۲ ،۱۳ سالگی که عصر ها با اتوبوس با دوستم که فریده نام داشت و کلاس دهم بود و من هفتم چون من یکسال زودتر رفته بودم مدرسه باهم ب خانه برمیگشتیم همه روزه تو ماشین هم بچه های دارلفنون و مروی سوار میشدند
    من درشت تر از فریده بودم اون خیلی ظریف بودوچشمهای آبی وسبز داشت و موهای بور،و من…
    چقدر زمان شیرین بود
    دوستم بدون حجاب بود اما من چادر مشکی سرم میکردم . همه فکر میکردند که من هم کلاس دهم هستم چه کیفی داشت تمام پسر ها خیلی موءدب بودند .
    تنها نگاه ها بود و خنده ها

    خوب تا این جا کافی است یادم که پیاله چی عزیز پیشنهاد داده بود که از گذشته ها بنویسیم خودش شروع کرد. اما دیگر کسی هم ادامه نداد اما گاه گاهی میتوان ب یاد آن ایام نوشت و شادی خود را دو چندان نمود

    این ترانه های ستار را هم تقدیم دوستان مینمایم

    http://www.iransong.com/g.htm?alid=108

    #39714