تریبون آلما 0027


120 Responses to “تریبون آلما 0027”

  1. aalmaa

    گذشته ی پرچم تاریخ پرچم

    http://peymanmeli.org/Flaghistory3.asp

    #36331
  2. aalmaa

    http://banoo.net/index.php?topic=2084.msg7583

    این موادغذایی عالی سلامت شما را تقویت کرده، زندگیتان را پربارتر کرده و درد مفاصلتان را آرام می کند.

    #36368
  3. aalmaa

    خرمالو دارای چه ویتامین هایی است ؟

    http://blog.360.yahoo.com/blog-e9ySRZ4wd68fiAxD9Js_vpY-?cq=1

    #36370
  4. aalmaa

    لاهیجان

    URL=http://www.lahijweb.persiangig.com/image/La/Resize%20of%20101_0159.JPG

    #36406
  5. aalmaa

    قارقاجان و پیاله چی عزیز یک کتری روی آتیش پیدا کردم که میشود چای درست کرد و چای نوشید در کوه های زنجان و یا لاهیجان و هر شهری که جان دارد چای خوشمزه حالا که کمتر پیمانه میزنی پس چای که آنتی اُکسیدان هم داره بهتر است پس بسلامتی همه تون

    http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/2/22/SHAYE_8.jpg

    #36407
  6. aalmaa

    بعد از شبهای مسکو

    ب شبهای لاهیجان نظر افکنیم

    http://lahijan.blogfa.com/

    #36408
  7. aalmaa

    این هم شبهای مسکو

    یادم عطر شبهای مسکو را در خیابان نادری میفروختند یادش ب خیر

    http://moscownights.persianblog.ir/

    #36411
  8. aalmaa

    من از نهايت شب حرف می زنم
    من از نهايت تاريکی
    واز نهايت شب حرف می زنم

    اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بيار
    و يک دريچه که از آن
    به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

    —–فروغ فرخزاد—–

    من گئجه نين نهايتيندن سؤيله ييرم
    من قارانليغين نهايتيندن
    و گئجه نين نهايتيندن سؤيله ييرم

    منيم اوچون چيراق گتير ،ای مهربان ،بيزه گلسن
    و بير پوتوشقا کی اوندان
    خوشبخت کوچه نين قالاباليغينا باخام

    –کؤچورن: صمد بهرنگی–
    http://shahriyaran.persianblog.ir/1382_6_1_shahriyaran_archive.html

    #36414
  9. aalmaa

    محله های تهران از دریچه دوربین شما – بازار تهران

    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/07/070716_ag-tehran-iran-bazar.shtml

    #36415
  10. aalmaa

    از خدا خواستم عادتهاي زشت را تركم بدهد
    خدا فرمود: خو��ت بايد آنها را رها كني
    I asked God to take away my habit
    God said, no
    It is not for me to take away, but for you to give it up
    از او درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد
    فرمود: لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم كه موقت است
    I asked God to make my handicapped child whole
    God said, no
    His spirit is whole, his body is only temporary
    از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند
    فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است. عطا كردني نيست، آموختني است
    I asked God to grant me patience
    God said, no
    Patience is a byproduct of tribulation. It isn’t granted, it is learned
    گفتم: مرا خوشبخت كن
    فرمود: «نعمت » از من، خوشبخت شدن از تو
    I asked God to give me happiness
    God said, no
    I give you blessings; happiness is up to you
    از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند
    فرمود: رنج از دلبستگيهاي دنيايي جدا و به من نزديكترت ميكند
    I asked God to spare me pain
    God said, no
    Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me
    از او خواستم روحم را رشد دهد
    فرمود : نه، تو خودت بايد رشد كني
    من فقط شاخ و برگ اضافيات را هرس ميكنم تا بارور شوي
    I asked God to make my spirit grow
    God said, no
    You must grow on yours own! But I will prune you to make you fruitful
    از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت كامل ببرم
    فرمود: براي اين كار من به تو «زندگي» داده ام
    I asked God for all things that I might enjoy life
    God said, no.
    I will give you life. So that you may enjoy all things
    از خدا خواستم كمكم كند همان قدر كه او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم .
    خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد
    I asked God to help me love others, as much as He loves me
    God said: Ahah, finally you have the idea

    #36418
  11. aalmaa

    :
    چیزی که دخالتی در بوجود آوردنش نداشته اید ،نه به آن افتخار کنید ،و نه از آن خجالت بکشید.
    مثل قد ،فرم بینی، تخت جمشید ، ملیت ، زبان ، شهر ، محله ، پدر ، رنگ چشم ،رنگ پوست و از این قبیل

    #36419
  12. aalmaa

    فقدان حس بویایی، حس زندگی را از بین می برد

    http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2006/12/061227_oh_sense_scent.shtml

    #36425
  13. aalmaa

    زندگی تکه کاهی ست که کوهش کردیم

    زندگی کوه بزرگی ست که کاهش کردیم

    شعری از مولانا

    حدود معرفت انسان

    پیل اندر خانه ی تارک بود عرضه آورده بودندش هنود

    از برای دیدنش مردم بسی اندر آن ظلمت همی شد هر کسی

    دیدنش چون با چشم ممکن نبود اندر آن تاریکیش کف می بسود

    آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد گفت همی چون ناودان است این نهاد

    آن یکی را دست بر گوشش رسید آن برو چون بادبیزن شد پدید

    آن یکی را چو کف بر پایش بسود گفت شکل پیل دیدم چون عمود

    آن یکی بر پشت او بنهاد دست گفت خود این پیل چون تختی بدست

    همچنین هر یک به جزوی که رسید فهم آن می کرد هر جا می شنید

    از نظر گفتشان شد مختلف آن یکی دالش لقب داد این الف

    در کف هر دست اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون بدی

    چشم حس همچون کف دست است و بس

    نیست کف را بر همه او دست رس

    #36426
  14. aalmaa

    ب قول اَنیشتن:

    با دانش محدوديت وجود دارد، اما با خيال به همه جا ميشود رفت

    #36427
  15. mehdi

    Time of the Preacher
    Lyrics and music by Willie Nelson

    It was the time of the preacher when the story began
    Of the choice of a lady and the love of a man
    How he loved her so dearly, he went out of his mind
    When she left him for someone, she’d left behind

    An’ he cried like a baby
    He screamed like a panther in the middle of the night
    An’ he saddled his pony
    An he went for a ride

    It was the time of the preacher in the year of 01
    Now the preachin’ is over and the lesson’s begun

    [BREAK]

    But he could not forgive her
    Though he tried and tried and tried
    And the halls of his memories
    Still echo her lies

    He cried like a baby
    He screamed like a panther in the middle of the night
    An’ he saddled his pony
    An he went for a ride

    It was the time of the preacher in the year of 01
    Now the lesson is over and the killin’s begun
    [BREAK]

    It was the time of the preacher in the year of 01
    An’ just when you think it’s all over, it’s only begun

    #36450