تریبون آزاد 0014


85 Responses to “تریبون آزاد 0014”

  1. Safari

    تبریز لی این اخرین پیام است !؟!!!خدا وکیلی نتوانستم حدث بزنم تبریز لی چند ساله است
    و چقدر سواد دارد چون با هر کسی داد و ستد کرد !!شغلی و منسبی مناسب پیدا میکرد اما
    هر گز در دانسته هایش تغیری نداد سوزن گرامافونش گیر دارد و فکر میکند تکرار یک موضوع
    عبث طی زمان صورت حقیقت بخود میگیرد در باب خمینی و شاه یا شاه و مصدق یا امریکا و شوروی یا امریکا و کوبا و یا بن لادن و بوش
    یا فلسطینی و اسراییلی ….همه دیگه میدانند چه میگوید و چه میاندیشد ….تصور کنید از یک طرف
    مینویسد ایران فعلی پخی نیست مقابل امریکا و یک شبه حال رژیم را میگیرد اگر …از انطرف
    مینویسد هر چه کشت و کشتار و کمک تسلیحاتی و بدبختی در عراق اتفاق افتاده تقصیر ایرانست
    که ثابت کند امریکا باعث این همه رنج و عذابست …الخ ٬خب از همین طرز تفکر پی ببرید بزجری
    که دیگران از اینگونه افکار میبرند

    #15421
  2. qandahari

    دوست عزیز پیاله چی محترم.
    از مهربانی ات متشکرم. اینجا حضور مجلس انس است و دوستان جمعند. منهم از دیدار مجدد خوشوقتم و سر بر ماه و پروین میسایم که در مورد من این همه محبت میکنید که من نه لایق این همه الطاف ام و نه شایسته این همه بزرگواری

    لطف ها میکنی ای خاک درت تاج سرم.

    چوخ یاشا و آزاد یاشا

    ارادتمند همه یولداشهای خوب

    ق.

    #15438
  3. yapraak

    http://www2.dw-world.de/persian/iran/aktuelle_berichte/1.200177.1.html

    بان کی مون هشتمین دبیر کُل سازمان ملل.

    #15447
  4. پیاله چی

    آقا، اصلا کشور یعنی چی؟…
    مرز چی چیه؟!…
    مگه قرار نیست همه مون اعضای همدیگه باشیم؟!…
    یک گوهری مون فقط کشکیه که واسهء نستعلیق نوشتن تزئینی خوبه؟!…
    اگه یه موجود ماوراألارضی موقع رد شدن از کنار سیاره کوچک ما از توی سفینه اش نگاهی به زمین بندازه میتونه مرزها مونو تشخیص بده؟…

    نوش…

    با همه شعور و فهممون، ما آدما خیلی پس معرکه ایم به مرگ پیاله چی…
    …..
    داداشم امروز متن و ترانه و مقاله ای رو در باره آهنگ جاودانه مرا ببوس واسم از ایران ایمیل کرد.
    البته که اون آهنگ رو میدونم.
    عموی شاد روانم که جوونی شو تو زندان شاه بعد از وقایع بیست و هشت مرداد سوزوند، اونو خوب با ویولونش میزد…
    صد ها بار هم اونو واسه خودم با کیبورد و گیتارم زدم…
    ولی امروز همون آهنگ همچین روح و قلبمو درید که از توصیفش عاجزم…
    چون امروز فروتر به عمق دردش غلتیدم.
    اینکه ندای درد بود، تازه نبود…
    ندای اون شِکوِه و شکایت بود که منو داغون کرد…
    تند تند هی جلوی مونیتورم اشک های بی وقفه مو با تهِ تی شرتم پاک میکردم تا نکنه زنم بیاد تو اتاق و سؤال های نا مربوطی رو که جوابشونو نمیخوام بدم و صد سال سیاه هم شاید نفهمه بپرسه…
    گریهء ساکت خیلی سخته. دهن آدمو صیغه میکنه…
    مُردم اونجای آهنگ که میگه ای بشر ذلیل، چرا عوض گذاشتن همتت برای بهتر کردن زندگی خودت و هم نوعت، کوته زمانی رو که تو این خاکدونی داری، تلف جدایی گرایی از هم نوعت و آزارش میکنی؟…

    کِی خواهی گذاشت که چشمای کورت باز بشن تا حقیقت محض درموندگی مونو ببینی و طبق اون و به نفع همگی مون شروع به عمل کنی؟

    کِی آخه، کِی ؟؟…

    نوش…

    #15455
  5. صحه گذاري فرهنگستان زبان و ادب فارسي

    بنابر اعلام سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران ، ال 90 « تندر » نامگذاري شد.

    به گزارش فارس به نقل از روابط عمومي سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران، پس از ارائه پيشنهادهاي مختلف براي نامگذاري ال 90 بالاخره نام «تندر » براي اين خودروي سواري برگزيده شد.

    بنابراين گزارش، اين سازمان از بين تعداد بيشماري اسامي پيشنهاد شده براي نامگذاري خودروي ال 90 و پس از بررسي و صحه گذاري فرهنگستان زبان و ادب فارسي، با تاييد وزير صنايع و معادن توسط سازمان گسترش و نوسازي نام تندر براي اين خودرو انتخاب شد.

    #15503
  6. yapraak

    فرهنگ حرمسرا شکوه میرزادگی

    http://news.gooya.eu/society/archives/053743.php

    #15508
  7. yapraak

    http://www.mossaffa.com/

    هم صدا با تو ای پیاله چی عزیز

    #15509
  8. شيرازى اوغلو !!!

    سالروز پیروزی نیروهای ایرانی در بابل و صدور نخستین منشور حقوق بشر در جهان توسط کوروش هخامنشی

    http://www.radiofarda.com/coctail_article/2006/10/ede7de06-8fb4-4fc9-8b03-71f85a1d7fae.html

    #15519
  9. Safari

    چند قلاج !!!سیاسی عرض شود حضور یولداش لر

    اینکه شارل – آزناوور از ارمنستان راهی فرانسه میشود و با صدای زنگ دارش مون آمور
    یا همان عشق من قلوب فرانسوی ها را تسخیر میکند ٬و همین یهودی بزرگ شده در ارمنستان
    باعث همه این سرو صدا ها علیه ترکیه است
    نکته دیگر اقای جرج -سروس یک بیلونر امریکاییست که ایشان هم یهودی مجارستانیست اما
    هر چه اقایی و انسانیت است همه را یکجا دارد از فهم و شعورش هر چه بنویسند کم نوشته اند بنده
    ایشان را برادر دو قلوی نوام چامسکی میدانم فقط نوام فقیر است و جرج بیلونر …در مصاحبه
    با چارلی رز معروف در پی بی اس با جوابهای دندانشکنش چارلی را متحیر کرده بود منکه
    ارزو دارم جرج سروس رییس جمهور امریکا شود و نسل رادیکالیسم مسلمان مسیحی و یهودی
    را در سرتا سر دنیا با بینش معجزه گرش بر کند

    #15522
  10. Safari

    یک عرض کوچولو هم خدمت یاپراک عزیز دارم
    یاپراک خانم گاهی وقتها میخواهی دردهای نهفته را بیرون بریزی اما فی الفور انرا
    پنهان میکنی …اتفاقا اگر صلاح دیدید بیرون بریزید چه بسیار امدند بغرب که زندگی بهتر
    و با سعادت تر اما بدلایلی داغون شدند برادر بزرگتر من زندگی اش پاشیده شد و پسرش
    از ۱۸سالگی گیتار بدوش در زیر زمینهای مخدوش !!دچار گرد سفید مدهوش !!و دیگر امیدی هم
    ببازگشت وی نمیباشد پدرش همه زندگیش را صرف نجات وی کرد اما بی نتیجه اما دخترش
    که بیمهری زیاد هم از پدر دیده با زحمت و پشتکار خودش امروز خانم دکتر است و
    و بخش بزرگی از بیمارستانی در میامی را ریاست میکند و بپدر محل سگ هم نمیگزارد
    و از همه عجیب تر مادرشان بعد از طلاق راهی ایران شد و نزد مادر پیرش روزگار میگذراند
    و انگار نه انگار دو فرزندش در امریکا هستند با اینکه خواستگارانی دارد اما بر هر چه
    مرد است لعنت میفرستد !!!چون برادرم را خوب میشناسم تمام حق را بخانم طلاق گرفته اش
    میدهم که جوانی از دست داد …یاپراک خانم این یکی از ده ها هزارست که بیش و کم همه
    داستانها شبیه بهم هستند با صبر و بردباری و با درایت باید با انها برخورد کرد

    #15523
  11. علی تبریزلی

    شیرازی اوغلی،
    کار دست ما نده. با این کوروش و سالگرد پیروزی اش همین فردا داد و هوار تمام ترک اللهی ها درمیاد و تو هم مثل اینکه یه خورده تمایلات مانقورت پانقورتی و کوروشی و هخامنشی داری. مگه یادت رفته که خلخالی گفته بود که کوروش در جوانی راه زنی!!! پیشه کرده بود و لواط میداد!!!. خدا بگم چیکارت کنه. فقط خودتو اماده کن برای هوارکشی.
    نوش.
    just kidding.

    #15550
  12. پیاله چی

    آقا من گیج مانده ام وحشتناک!!…

    شما را به دو کَت بریدهء ابلفضل عباس، عکس هنرنمایی دوجوان زیر را ملاحظه بفرمایید.

    به حق پنج تن، میتوانید روشن بفرمایید داستان بقیه پای چپ آن موتور ران دلیر چیست؟؟!!…

    نوش…

    #15551
  13. yapraak

    غوره بادمجان نفت و اَتم

    http://r0ozonline.com/panjereh/018160.shtml

    #15567
  14. yapraak

    پیالله چی عزیز و گرامی حیا نی یی ییپ لَر آبری نی دا بلّر ری نَ باقلی ییپ لَر

    #15568
  15. yapraak

    باز گشت تدریجی طالبان اشّک بین ماخ بیر عیب اِشّک دَن دوشماخ ایکی عیب….

    http://www2.dw-world.de/persian/internat_politik/1.200377.1.html

    #15569
  16. شيرازى اوغلو !!!

    تبريزلي عزيزم
    فدات شم
    قدمت عشق ما با كورش خان هخامنشي به دوران كوچكي و داشتن وقت اضافي بي حد و حصر… و نان مفت خانه پدرى !!! …و خيال راحت… و نشستن و توى كتابهاى پدر غوطه خوردن… مي رسد.
    يادش بخير ما در خانه كتابخانه بزرگي داشتيم كه همه قسم كتاب توش پيدا مي شد از كتاب هاى آشپزى خانم رزا منتظمى بگير تا كتابهاى كسروى و نهضت ها كمونيستي و انواع و اقسام كتب تاريخي و تقريبا تمام ديوانها و كليات شعرا از رودكي سمرقندى بگير تا دكتر مهدى حميدى شيرازى و البته كتب اسلامي از ١٠ جلد كتاب امام علي اثر عبدل فتاح عبدل المقصود — اگر درست يادم باشد ! — تا انواع رساله ها — حتي رساله خميني ! — چيز جالبي كه در مورد كتابها يادم مانده عدم ترتيب و دسته بندى انها بود يعني ممكن بود كه كتاب ماترياليسم تاريخي و يا ماترياليسم ديالكتيك را پهلوى رساله خمينى پيدا كني ! و كتب آشپزى را كنار آثار كسروى ! يا آل احمد ! و يا شريعتي ! خلاصه چيدمان كتاب ها از هيچ قاعده و قانوني پيروى نمي كرد شايد بدين علت كه هركس كه به خانه ما مي آمد سر كتاب ها مي رفت و هر كارى دلش مي خواست با آنها مي كرد !
    در بين كتاب ها عشق و نظر من با كتب تاريخي بود — شايد يك علتش جو استان فارس و وفور بناهاى تاريخي و يا شايد نمي دانم علاقه به گذشته باشكوه بود.
    خلاصه اينطورى بود كه ما عاشق كورش و داريوش و مخلفاتشان !!! شديم. البته علاقه پدر به شاهنامه و تعريف داستانهايش برايمان جاى خودش را داشت… رزم رستم و اسفنديار… بر دار كردن بهمن فرامرز را…
    نديدى كه بهمن چه بيداد كرد
    همي مرده فرامرز بر سر دار كرد !
    در ميان كتابهاى تاريخي كتب هردوت و گزنفن در مورد ايران هخامنشي هم مورد علاقه شيرازى اوغلوى بچه سال آن دوران بود — كه چيزهايي از آن هنوز در خاطرم مانده… مثلا شروع قيام كورش عليه ماد ها … كه كورش يك روز عصر روساى قبايل پارس را كه كشاورز و گله دار بودند را براى شام دعوت مي كند — كورش دستور مي دهد كه يك استخر بزرگ بكنند و پر آب كنند و آماده نگه دارند… به محض ورود هر ميهمان كورش از آن ميهمان مي خواست كه لباس هاى پشمى اش را كه لباس پشمى علامت چوپاني و دنبال گله دويدن بود و بل طبع بوى عرق و پشكل و علف ! — را از تن در آورد و خودش را در آب استخر بشورد و بعد از شستشو كورش به هر كدام يك دست لباس چرم كه نشانه اشرافيت بود و هست — هديه مي داد و از آنها مي خواست تا چرم بپوشند.
    خلاصه بعد ازآن شستشوى همگاني و چرم پوشي ! نوبت به ميهماني و شراب نوشى و كباب خوارى و رقص ديدن …رسيد كه همه بدنبال هم آمد و تا پاسى از شب ادامه داشت و ميهمانان خسته از آن شب نشيني همان جا ماندند و آنجا خوابيدند فرداى آن روز وقتي كه آن ميهمانان آهنگ رفتن كردند و براى تشكر و سپاس از پذيرايي كورش به سوى او آمدند كورش از آنان پرسيد:
    ميهماني ديشب چطور بود ?
    آيا خوش گذشت ?
    و باز پرسيد كه آيا دوست داريد هميشه روزگارتان اين طور باشد ? و آقا و سرور باشيد ?
    كه همه يك صدا گفتند : بلي
    كورش گفت :آقايي و سرورى و زندگى نيكو و شيرين با خراجگذارى و اطاعت از پادشاه خونخوار و فاسد ماد و عصاى چوپاني بدست داشتن و دنبال گله دويدن بدست نمي آيد و بايد شمشير بدست گرفت و از حق تان دفاع كرد كه اين حرف در آنها اثر عميقي كرد و هم قسم شدند در راه قيام…
    و باز هردوت مي نويسد :
    پارسيان كنوني هيچ شباهتي به پارسيان دوران قبل از كورش ندارند … پارسيان كنوني بر تخت هايي مي خوابند كه تا پهلوى آن فرش پهن شده ! و چنان ثروتمند شده اند كه حتي براى آرايش طلا و جواهر به ريش هاى خود وصل و آويزان مي كنند…
    البته هرودت چيزهايي هم در مورد ادب و احترام در ميان پارسيان نوشته مثلا اگر يك سوار پارسي يك پياده را ببيند كه از او به لحاظ سني بزرگتر باشد به احترام او از اسب پياده مي شود و سنت دست دادن در ميان پارسيان و بوسيدن گونه شخص بزرگتر…
    هرودت داستاني درمورد — كروزوس — پادشاه كشور –ليدى — دارد كه مي گويند پادشاهي بسيار ثروتمند بود و گنج هاى فراوان داشت. داستان به اين صورت است كه در يونان حكيم و فيلسوف بزرگي بنام — سولون — بود كه يك بار — كروزوس — از او دعوت كرد كه از كشور — ليدى — ديدن كند و ميهمان او باشد.
    در قصر پادشاه و در هنگام ميهماني — كروزوس –سولون را به گردش در قصر به همراه خود برد و در كاخ خود او به خزانه رفت و گنج هايش (طلا و جواهرات و غيره ) را به سولون نشان داد و به او گفت :
    ببين كه من چقدر خوشوقتم !
    سولون گفت :
    تا وقتي كه انسان نمرده باشد و عمرش پايان نگرفته باشد — نمي شود گفت و قضاوت كرد كه خوش وقت بوده ويا نه !
    كروزوس از جواب سولون ناراحت شد ولي بخاطر احترام او به روى خودش نياورد و سال ها گذشت تا كورش ما به ليدى لشكر كشيد…وقتي ليدى ها شكست خوردند و كاخ بدست سربازان كورش افتاد و كروزوس اسير شد — كورش دستور داد تا كروزوس را بسوزانند و سربازان كورش آتش بزرگي درست كردند وقتي كه سربازان كرزوس را كشان كشان به سوى آتش مي بردند و كورش نظاره مي كرد كروزس در حال مقاومت زير لب مي گفت :
    اوه سولون !
    اوه سولون !

    كه در اين حال كورش به سربازان دستور توقف داد و پرسيد كه چه مي گويد — وقتي كه بالاخره كورش به داستان سفر سولون به ليدى و گفته سولون به كروزوس آگاهي يافت كورش به فكر فرو رفت… و بعد دستور داد تا كروزوس را آزاد كنند و بخشيد و فقط او را به شهر كرمان تبيعد كرد و به حاكم كرمان دستور داد كه كروزوس را تا آخر عمر مانند يك پادشاه ! محترم بدارد.
    اين تيكه هم در مورد احوالات كورش بنظرم جالبه بخصوص براى دوستان پان تورك! و آقاى عليف ! آن طور كه هرودت نوشته در هنگام لشكر كشي كورش به ارمنستان — كورش براى سربازانش سخنراني كرد و براى تقويت روحيه آنها گفت :
    جنگ با ارمني ها آسان است …فرض كنيد به شكار داريد مي رويد … به آساني شكار !
    ببخشيد از روده درازى من ! با همه اين گفته ها — من هم مانند — فردوسي بزرگ — از جنگ و لشكر كشي گفتم ولي دل در صلح و داد و خوشي و خرد بربستم و بردارم و به سازش و آرام مردمان اميد و آرزو…
    و
    نوشت مدام باد اى تبريزلي غيور كه مرا به نوشتن وا داشتي…

    #15576
  17. شيرازى اوغلو !!!

    پياله چي عزيزم
    دادش
    راست مي گي ها
    اين بقيه پاهه كجاست ?
    يعني ببخشيدها… از معجرات اين تيكه موتور سواره ?
    دمت گرم
    بحرحال اين معجزه ! باعث شد تا سلامي عرض كنيم و ارادتي تجديد
    و
    پياله ات پر باد
    نوش

    #15578
  18. شيرازى اوغلو !!!

    درود دوستان
    اين تيكه در مورد احوالات پارسيان دوران هخامنشي –از قلم هرودت همين الان يادم آمد
    هرودت مي نويسد :
    پارسيان همجنس بازى و عشق با مردان را نمي دانستند كه آن را از ما يونانيان آموختند !!!
    در ضمن همجنس بازى در يونان آن زمان و اينطور كه دوستان مسافرت كرده ! به يونان فعلي گزارش كرده اند در همين زمان جارى و سارى بود و هست
    باز ياد آورى مي شود كه اسكندر خان مقدوني هم با يك فقره نره خر يوناني سر وسر داشت
    راستي يادم به اين بيت از ايرج ميرزا در مثنوى عارف نامه آمد مي فرمايد :
    چو باشد اين مملكت محشر خر
    خر نر مي سپوزد بر خر نر !!!
    و
    سپوختن يعني چيزى را با زور در چيز ديگرى فرو كردن !

    #15584
  19. yapraak

    چگونه اَز عقاید اَحمقانه بپرهیزیم

    http://philosophers.atspace.com/dogma.htm

    #15591
  20. yapraak

    جو ایران نباشد تن من مباد.

    http://www.hadeseh.com/b/archives/007411.php

    #15592
  21. آمیرزا

    شیرازی اوغلو، داداش تو مثل اینکه تنت میخارد! اگر جرأت داری برو و این حرفها را توی آن یکی اطاق بزن تا رفقا حقت را بگذارند کف دستت، ای پانفارسیست شوینیست آریاپرست یهود ساخته!!!
    والله من رفتم کمی نظراتم را بنویسم، دیدم اینه یقه اورهان پاموک به ان گُندگی و معروفی رو گرفته اند، که به چه حقی نظر خودت می گوئی و چرا وقتی ازتو سؤآل می کنند، مثل آدم نظر ما را نمی گویی؟
    گفتم او که حق حرف زدن ندشته باشد، من که جای خود دارم، به هر حال در برابر دلائل منطقی و رگهای به حجت قوی این دوستان سپر اندختم و آمدم اینجا!

    #15615
  22. علی تبریزلی

    شیرازی اوغلی جان عزیز،
    کیف کردم از کتاب ها و تاریخ و فردوسی و زمان کودکی. زمان کودکی ما هم در محله راسته کوچه تبریز بر از خاطرات بود. ولی من همیشه عاشق تاریخ و داستانهای تاریخی وفردوسی و شاهنامه بودم و هستم. (به تورک اللهی های محترم برنخورد). به هر حال من ایرانی اذربایجانی هستم. به بابک ایرانی افتخار میکنم. به ستار خان و باقرخان و گنجوی و رودکی و سعدی و حافظ و و فردوسی و کسروی و صد ها ازاده اذربایجانی و ایرانی دیگر. منتهی، این افتخار مایه دل زدگی بعضی پان ترکیست ها میشود و گاه با کوبیدن سیستم شاهی و گاه با کوبیدن فارس و کرد و ارمنی عقده دل خود را خالی میکنند. ولی تاریخ روال خود را خواهد پیمائید. فقط نگرانی من از این است که این هوار کشان متعصب و رگهای گردن قوی، مثل اوباش خمینی، مردم را مرعوب کنند و اوضاع اذربایجان را مشوش. ولی من به مردم اذربایجان ایمان دارم که یکایک شان ایرانی و اذربایجانی هستند. وبا پان ترکیسم و ترکیه و ایمداد و عثمانی و بوز قورت و پخ قورت و دیگر قورت های دیگر کاری ندارند.
    یکی از بهترین دوستان من، یک شیرازی بود به نام محمد علی هاشمی که قیافه اش بیشتر به امریکائی ها میخورد تا با ایرانی ها. موقعی که من از دبیرستان در امریکا فارق التحصیل شدم، و قدم به دانشگاه گذاشتم، با ایشان اشنا شدم. و پنج شش سال تمام در دانشگاه با هم نه تنها دوست، بلکه برادر مانند بودیم. ایشان خیلی هم دختر باز تشریف داشتند. و یک البوم عکس هم از ماجرا های رمانتیکی شان هم همیشه در منزلشان مورد بازدید تمام اشنایان جدید قرار میگرفت که حساب کار را بکنند.خیلی ماجراهای عجیب و غریب با ایشان مشترک بودم. ایشان اهل عیش ونوش و جوانمردی و شعر و شاعری و ادبیات و گذراندن زندگی به سبک شهر گل و بلبل. و ماهم هم ایاق ایشان.البته من اینجا ماندگار شدم و ایشان راهی ایران شد. واخرین باری که با ایشان تماس گرفتم، ایشان مدیر یک قسمتی از استان قدس رضوی!!! شده بودند. یاد ممد هاشمی به خیر.
    یک دوست شیرازی دیگری هم داشتم به نام حسن بهارلو که پسر عمویشان هم در صدای امریکا برنامه اجرا میکند. ایشان هم خیلی با معرفت تشریف داشتند و از طایفه ترک (ببخشید، تورک) بهارلو ها بودند.
    نوش.

    #15638
  23. yapraak

    http://roozonline.com/image/car_2006_18oct.jpg

    جنبش مستقل دانشجویی

    #15657
  24. yapraak

    http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20061015131203.html

    الیزابت تیلور و پیوند ایرانی

    #15667
  25. yapraak

    http://www2.dw-world.de/persian/feature_der_woche/1.200469.1.html

    پرفسور مجید سمیعی جراح مغز و اَِعصاب

    #15669
  26. Safari

    اخ بیچاره ایران !!!اخ خوشبخت انگلیس !!!بیچاره مردمی که تاریخش هم دوپاره شده و بعضی ها
    پاره اولش را دوست دارند و نمیدانند انگلیس هرودوت را طوری نوشته که ایرانی ها با این
    دوپارگی مثل دو دشمن بهم خنجر بزنند …اگر کوروش خواهان لت و پار کردن مادها( آذریون )بود
    بخوبی میدانست اتحاد تاریخی مادها و پارسها اتن را بخرمنگاه ایران تبدیل میکرد که کرد
    و انگلیس هم خوب میدانست ایران قاجاریه را چگونه لت و پار کند درست هم سلک و اندیشه
    هرودوت !!و عجیب نیست از میان این همه تاریخ نویس چرا هرودوت !؟ این همه باید
    سوکسه داشته باشد …تازه من هنوز نمیدانم دوران پیش از محمد شاه قاجار تاریخ ایران را چگونه
    میدیدند چرا که تخت جمشید زیر خروارها خاک بود نه !؟ اصلا چرا تخت جمشید رفته بود زیر خاک!؟ کسی
    نمیداند چه حادثه ایی باعث دفن تخت جمشید شده بود ٬ایا ایرانی های طرفدار ساسانی ها
    روی ان خاک ریختند تا اعراب !!انرا خراب نکنند !؟ یا طوفانی از شن انرا دفن کرده بود!؟

    #15676
  27. Safari

    بهر حال انچه بیشترک عیانست همان مراجعه بفردوسی و نوشته هایش است که همه
    میدانند شبحی از نوشته های هرودوت و دیگران با دستمایه خیالات و افسانه سازی شخص
    فردوسی است چرا که سیصد سال بعد از ساسانیان زندگی میکرده و هرگز تخت جمشید امروزین را
    هم در تصور نداشته و ندیده و اگر نوشته های هرودوت ودیگران را مطالعه کرده باز بهزار سال
    قبل و شاید بیشتر بر میگردد که اگر هم دست نخورده بوده !!باز خیلی خیلی قدیمی و کهنه
    بوده …چرا فردوسی کشور توران و پیران ویسه وزیر را ان همه بها داده (ترکیه !!؟)در حالیکه
    مرکز ثقل تاریخ امروزین میگوید یونان و بعد ها رم و اشاره ایی بترکیه ندارد…نمیدانم
    امروز باید بغنی سازی پرداخت که مهم است انهم بعد از انفجار اتمی کره شمالی که حساسیت
    ایران را دو چندان کرده و کسی هم توجه نمیکند یا اهمیت نمیدهد …چاره درد را باید
    قبل از حاد شدن ان کرد نه بعدش که میشود تاریخ و تاریخ نویس و حال کردن در پای
    کرسی ها که دیگر نیست

    #15677