تریبون آزاد 0007


57 Responses to “تریبون آزاد 0007”

  1. Safari

    پیروان مکتب اندیویجوآلیست ها که امروز نوک قله افتخارش به بیل-گیت جوان (نمیدانم
    یهودی هستند یا مسیحی اما حتما مسلمان نیستند)مزین شده یک انسان یک مذکر و طبق بیو گرافیش
    یک فقیر بوده که از مزایای وجودی جامعه ازاد و اقتصاد ازاد بلیط بختش !!توسط مفز بسیار
    بالنده اش برد و رفت در نوک قله افتخار….نمیتوانم بسحر شدگان این شعبده بازی اعجاب انگیز
    غرب گرایان این سایت یولداش بفهمانم پس این یک در ازای این همه بیخانه و کاشانه در دل
    نیو یورک و لس انجلس یا میلیونها در سراسر امریکا یا نود درصد افریقا یا پنجاه در صد اسیا
    یا ایران و اکوادور و استرالیا و ….چگونه توجیه میکنید !؟ البته مغزهایمان در حصار های تو در تو
    معماران معجزه گر تبدیل بابزاری شده که مثل طوطی باید داده های انها را دوباره گویی کنیم برای
    معدود منتقدهایی که با هزاران بدبختی در چاله انها نغلطیده اند….خانم مهناز دو رویی نیست
    و ریایی نیست فاصله من با شما همان فاصله نلسون ماندلای دربند با مامور سیاه پوستش
    که شلاق را بدستور ان سفید سخت تر بشانه نلسون میکوبید و قلب نلسون ازین نفهمی بیشتر
    بدرد میامد …لطف کنید با صداقت بحث کنید

    #11811
  2. مهناز

    آقای صفری

    بعد از نوام چامسکی حالا شما خودتان را معادل نلسون مندلا میبینید! بسیار خوب، حال برای من کاملاٌ روشن شد که برخلاف آنچه تابحال فکر میکردم شما مثل رهبرانتان (از قبیل خاتمی و شرکا) مزور و فریبکار نیستید و ظاهراٌ بآنچه میگوئید باور دارید. از اینکه بشما اتهام عدم صداقت زدم عذر میخواهم. ولی اینکه توهمات شما دارد بمراحل خطرناک میرسد جای نگرانیست (مثلاٌ ممکنست که بزودی شما خودتان را در نقش کارل مارکس یا احتمالاٌ عیسی مسیح ببینید). باین دلیل دوستانه توصیه میکنم که با یک دکتر روانشناس متبحر و معتبر مشورت کنید که خدای نکرده کار بجاهای باریک نکشد. برایتان آرزوی صحت و سلامتی میکنم.

    #11818
  3. پیاله چی

    آقای پیاله چی عزیز:ممنون باشید از آقای وطنداش که شمای بی اطلاع!!را با یکی دو سند که لنگش بودید قانع کرد که شوونیسم فارس چه بلا هایی سر \”ملت تورک\” آذربایجان آورده!.

    علیرضای عزیز،
    این گفتهء بالای شما مغلطه است. و اینکه شما امتساک به تمسخر و تحقیر به جای برخورد منطقی با آنچه که نوشتم میفرمایید جای بسی تاسف دارد…
    من به خودم گفتم بگذار فرض کنم که حرکت میلیونی اخیر آذربایجانی های “سوسک” شده اصلا ربطی به شوونیسم فارس ندارد. بگذار فرض کنم این همه که در باره شوونیسم فارس نوشته و گلایه میشود همه کشک و باد هواست. ولی اگر سندی وجود دارد و اسم هایی میشود نام برد، ببینیم چه هستند؟ و وطنداش آنچه را که داشت آورد.
    دیدن دو سه تا سیچان قارا (فضله موش) برای من اثبات کافی برای وجود موش در خانه است بگذریم که عیال و بچه ها دو سه ماه میگفتند موش داریم!… لازم نیست هزار تا مدرک ببینم تا قانع شوم که بابا در وطنمان اشخاصی وجود دارند با این طرز فکر و رویه عمل که زبان فارسی باید بی چون و چرا زبان حاکم باشد و هر توجیحات لازم را برای خودشان میبافند تا حق ملت عظیم الجمعیت آذربایجان ایران را برای مشروعیت و رسمیت دادن به زبان مادریشان را انکار کنند.

    حرف ها زده شده، مردم ها به خیابان ها ریخته شده اند، و اسم ها و مدارک دردست هستند که نشان میدهد شوونیسم فارس ( یعنی شوونیسم از نوع فارسی اش، نه اینکه همه فارسی زبان ها شوونیست هستند!) وجود دارد و چگونه در عمل است.

    حالا علیرضا جان، این گوی و این میدان. شما ثابت بکن وجود ندارد.

    بعد میفرمایید: (تا به رسالت واقعی خود که سر کار گذاشتن جماعت روشنفکر ایرانی برای اشتغال به امر مهم سر هم را تراشیدن و موی دماغ از ما بهترون نشدن است رسیده باشد) …
    باز تمسخر باز سَفته بازی! آخر چگونه میدانید این بشر اولا رسالتی دارد و ثانیا نوع “واقعی” اش چیست؟
    سند بیاورید و ثابت کنید لطفا…

    در مورد اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی بگذارید موضع خودم را روشن کنم: من و همه آنهایی از فک و فامیل و قوم و خویش هایم در ایران که با آنان تماس دارم معتقدیم حکومت مثل یک زالوی پرقدرت به مملکت چسبیده و متاسفانه چاره ای جز با تیغ بریدنش از تنه ایران نیست. بیشک چنان اقدامی باالطبعه مخرب بوده و طلفاتی هم همراه خواهد داشت ولی کلیت ایران الان در مسیر مرگ تدریجی است. مرگ یک بار و شیون یک بار . عین کلمه پسر داییم ازتهران دو سه روز پیش:” ما منتظریم که آمریکا حمله کند و ما را از دست این ملا ها نجات دهد…” به این سایت هم توجه کنید:

    http://www.faryade-azadi.blogsky.com/?PostID=59

    بعد از بیست و هفت سال دیگر واضح شده است که این حکومت از داخل نه اصلاح خواهد شد و نه برانداز و هر چقدر که میگذرد سلطه اش قویتر و اوضاع ذلت بار تر و خطرناک تر میشود. واویلا از آن روزی که صاحب سلاح های اتمی که موشکشان را در اختیار دارند بشوند …

    آنهایی که مثل کَنه به استاتوس کئو status quo(بگذار آنطور که هست بماند!) چسبیده اند و از فکر اینکه مبادا مویی از سر ملایان عزیز حاکم کم شود، و به رغم نشان دادن آثار سواد و فرهیختگی هروقت کسی میگوید بالای چشم اسلام گرامی شان ابروست میدوند شلوار عوض کنند، شاید اکثرا همان هایی اند که در ایران ذلیل و اسیر کنونی مان وضع و سامان خوب و توپی به برکت جمهوری تروریست اسلامی دارند و زندگی شان به سگ دوانی از صبح تا شب برای گذاشتن نان در سفره و تامین مسکن خلاصه نشده است. همان هایی که مستقیم و یا غیر مستقیم شاهرگ های حیاتی شان به “نظام” متصل است و پول بی حساب و کتاب نفت را از خیلی وقت پیش ها در سفره شان داشته و دارند…
    بله، درست است که آمریکا عاشق چشم و ابروی ما ایرانی ها نیست و هر چه بکنند غایتا در راستای منافع خودشان است. ولی آن هم که باشد در آخر چرتکه حساب بهتری برای ایرانیان خواهد انداخت.

    در مورد جهانی شدن زبان انگلیسی لطفا تظاهر به اشتباه گرفتن منظور من نکنید. دو یا سه نسل شاید هم طول بکشد ولی در مقایسه با تاریخ چندین هزار ساله بشر مدرن بیشک داریم با سرعتی سرسام آور به نقطه ای از گلوبالیزاسیون میرسیم که هر کسی در هر نقطه ای از جهان آن لاین خواهد بود و حدسش را به خودتان میگذارم که آن موقع زبان مشترک بین المللی چه خواهد بود. هرگز ادعا نکردم که مثلا فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی، ایتالیایی،ترکی، فارسی، چینی،…. خواهند مرد. برعکس، به طفیل اینترنت و اینکه همه با هم در تماسند، تمامی زبان های دنیا با همکاری جمعی متکلمانشان زنده تر و پر رونق تر خواهند شد که دارد میشود. برای مثال همین زبان ترکی آذربایجانی خودمان. در خود همین سایت به یاری یولداش های عزیزم و اینترنت گردی و پژوهش های خودم توانستم دوباره زبان ترکی ام را که تا سه سال پیش تقزیبا خشک شده بود دو باره احیا کنم و دوباره بتوانم با آن تقریبا بدون “دست انداز” صحبت کرده ولذت ببرم (البته هنوز خیلی باید یاد بگیرم!). چوخ ساغ و وارلی اُلوز یولداشلار… سیزه نوش…

    بنده شخصا متقاعدم که در عین حالی که به جمعیت دنیا افزوده میشود و همچنین به معضلات زاییده از آن، و منابع لازمه حیاتی مان مدام محدودتر و کمتر میشوند و در عین حال علم و صنعت و فناوری ترقی روز افزون میکنند، رسیدن به نقطه ای از زمان در آینده که در آن یک حکومت جهانی سراسری استوار است، اجتناب ناپذیر است.

    در ضمن علیرضا جان، مرز هایی که الان داریم و شما میگویید باید “دو دستی بچسبیم” خودمان انتخاب نکردیم. برایمان انتخاب شد. و آن طور که من میبینم مرز هایی را که جمهوری اسلامی از حکومت شاه زنده یاد به ارث برد بسیار محتمل است که عنقریب با جان خودش از دست بدهد. متاسفم اگر آن برای شما و خانوادتان پایان رفاه کنونی تان را هجی خواهد کرد…

    نوش…

    همچنین صفری جان، زیاد توی جیبت! (بخوان…) عروسی برقرار نکن! بزار برات بگم کمی از آنچه که در لبنان اتفاق افتاد.
    ببین این مخالفت سرسختانه ج.ا. از دست برداشتن از پیشبرد همه جانبه فناوری هسته ای شان یک آچمزی است که نئوکان ها در راستای برنامه های آتی شان در قبال “خاورمیانه بزرگ” رویش حسابی سرمایه گذاری کرده اند. حتی دو سه ماه پیش مقاله ای خوندم از یکی از این مفسران سیاسی آمریکایی که میگفت در حال حاضر هرشب وحشتناک ترین کابوس نومحافظه کاران آمریکایی این است که صبح بیدار شوند و در اخبار ببینند که بله ایران به متوقف ساختن برنامه اتمی اش بالاخره رضایت داده است و به قولی همکاری کامل با جامعه بین المللی نگران از فعالیت های اتمی اش را برگزیده است!…
    با همه امکانات اطلاعاتی و نظامی که در اختیار اسرائیلی ها هست میتوانستند سریع نصرالله و اوباش و اراذلش را کن فیکن کنند! ولی نکردند. حتی جاهایی را هم که میدانستند لانه موشک افکن حزب الله است نزدند و گذاشتند به موشک پرانی ادامه دهند.
    فوری قبل از اینکه قرار است ج.ا. جواب رسمی اش را به بسته پیشنهادی اروپایی ها که مورد تایید آمریکا نیز هست در 22 آگوست بدهد، سازمان ملل آتش بس را نوشت و اسرائیل هم امضایش کرد و دارد جایش را در جنوب لبنان به ارتش لبنان میدهد. نتیجه اینکه از رو و توانایی حزب الله حسابی کم شد و ارتش لبنان دست برتر بر آن ها پیدا کرد، حزب الله دودورو دودورو زُرنا و نقاره زد و شیرینی پخش کردند که بله ما پیروز شدیم چون محو نشدیم و ملا ها هم قُرص تر بر “حق مسلمشان” شدند چون آمریکا و اسرائیل “نتوانستند” ترتیب نوچه هاشان در لبنان را بدهند، چه برسد به اینکه بخواهند با پدرخوانده های معممشان درگیر شوند!…

    نوش…

    #11828
  4. yapraak

    http://www.baran.st/

    تازه های نشر باران کتاب

    #11839
  5. سیروس

    فعالان سیاسی در شهرستان ها تحت فشارهای شدید امنیتی قرار دارند: انصافعلی هدایت [ ۱۳۸۵ جمعه ۲۷ مرداد ]
    انصافعلی هدایت روزنامه نگار آذربایجانی پس از مدتی زندانی شدن و شکنجه در زندان های جمهوری اسلامی، همراه با خانواده اش به کانادا پناهنده شده است. وی که دو سال را در زندان گذراند، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: 75 روز را در انفرادی گذراندم، شکنجه های بسیاری به من وارد شد و بیش از 17 مورد اتهام را برای من شمردند و در نهایت دادگاه چهار اتهام را مورد بررسی قرار داد و در دو اتهام من را محکوم کرد. آقای هدایت می گوید زندان های استان تهران بسیار بهتر از زندان های شهرستان ها است، مثلا در آذربایجان زندانیان سیاسی را تقسیم می کنند بین بندهای مختلف تا با هم ارتباطی نداشته باشند و به این ترتیب اینها در استان ها توانستند یک نوع خفقان بسیار عجیبی را ایجاد کنند که شما کمتر خبری را از استان ها دریافت می کنید، در حالی که بیشترین اخبار ایران در شهرستان ها رخ می دهد. انصافعلی هدایت می گوید: اکنون در استان های آذربایجان شما حتی حق انجام هیچ فعالیت های فرهنگی جزئی را هم ندارید و زندانی سیاسی هم بمیرد یا نمیرد در خارج از کشور تاثیر آنچنانی ندارد و فقط عده ای با نام این زندانیان بازی می کنند. مريم اقوامي (تورانتو) (rm) صدا | (wma) صدا [ 5:27 mins ]
    http://www.radiofarda.com/author/287.html

    #11844
  6. yapraak

    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/08/060819_mubarak.shtml

    هُشدار حُسنی مبارک ریس جمهور اِی جیپت

    #11847