Sunday, July 8, 2007
By مرتضی نگاهی

دوستان خوب … یولداش لار
من این مقاله را که سرایدارچی آگاهانه رنگش را عوض کرد، برای این گذاشتم که بابی باز شود. نه اینکه من با همهء مطالب آن موافق باشم. از آیدین و علی تبریزلی هم ممنونم که در بحث شرکت کردند. اما از تبریزلی خواهش و تقاضا و تمنا دارم که “تهاجمی ” ننویسد. چون تفکر ایشان به نوعی نمایندگی طیفی را می کند که اغلب دوست دارند مدنی بحث کنند و نه چدنی! افسوس که مسافت ها بسیار دور است و گرنه می رفتم سراغ علی و شاید به تفاهم می رسیدیم که تفاهم داشته باشیم و لحن خود را مدنی تر بکنیم. تاکید می کنم لحن خود را. و گرنه هر کسی دارای اندیشه ای است که باید بازگو کند. مثلا من عقیده دارم نظام اسلامی ایران با آنکه اسلامیت را بر ایرانیت ترجیح می دهد ولی اخیر و بخصوص پس از برملا شدن برنامه های اتمی اش از ناسیونالیسم ایرانی استفاده یا سوء استفاده می کند و برنامهء اتمی ایران را بحث ملی می کند و ناگهان از ایران زمین و ایران و دیگر مسایل می گوید که پیش از اینها محلی از اعراب نداشتند. سخنان رئیس مجلس و خود رهبر و رئیس جمهور را بخوانید و با سخنان همگنانشان در اوایل انقلاب بکنید متوجه منظور من خواهید شد. دیگر اینکه نظام یک زبان رسمی دارد و آن هم فارسی است. مذهب رسمی اش هم که شیعه اثنی عشری است. این یعنی این که زبان های دیگر ایرانی “غیر رسمی ” اند و مذاهب دیگر هم “غیر رسمی “. من با زبان مشترک حرفی ندارم. چون هر کشوری به یک زبان مشترک نیاز دارد. مذهب را هم جزو حوزهء خصوصی انسان ها می دانم و رسمی بودن و غیر رسمی بودن آن را مغایر با حقوق انسانی. بنابراین ای علی عزیز، خیلی عصبی مشو اگر کسی بگوید که این نظام یک نظام فارس زبان است. چون زبان های دیگر را غیر رسمی می داند بنابراین نوعی شوونیسم زبانی و فرهنگی را یدک می کشد و چون بیشتر سرمایه گذاری هایش را در مناطقی مانند کرمان و رفسنجان و اصفهان و قم و … انجام می دهد پس یک کرد یا یک بلوچ یا ترک و ترکمن حق دارند بگویند که نظام تبعیض قایل می شود. این نقطه یا نکته سر دراز دارد ———————————————————-!
(نیز یک ضرب المثل ترکی می گوید که : “دوه یه دئدی لر قیچین ایری دیر، دئدی هارام ایری دئیل؟” (به شتر گفتند پات کجه، پاسخ داد: کجام کج نیست؟) یعنی این جمهوری اسلامی در مورد زنان و فارس زبانان و پیروان آئین های دیگر و دگر اندیشان و … هم حقوق انسانی و بشری را رعایت نمی کند. در هر حال شیعه ها و فارس زبانان (به ویژه اگر بخواهند فیلمی به زبان فارسی یا سریالی به زبان فارسی یا کتابی به زبان فارسی تهیه کنند) نسبت به شهروندان غیر فارس ازحقوق بیشتری برخوردار می شوند. نه؟

65 Responses to “”

  1. RahGhozar

    یولداش نگا هی و یولداش تبریزی:

    انگلیسی در 28 ( لا اقل) ایا لت آمریکا زبان رسمی است.در ایا لت “هاوائی” هم زبان “هاوائی” ها
    وهم زبا ن انگلیسی هردو رسمی هستند.
    با ری به هر جهت زبا ن انگلیسی در حد ” فدرال” رسمی نشده است.
    عموما اکثریت جمهوری خواهان و بخش محا فظه کا ر دمکرات ها و لیبرال ها ی کلا سیک (لیبراترین) خواها ن رسمی شدن “زبا ن انگلیسی” هستند.از سوی دیگر اکثریت دمکرات ها و بخش لیبرال جمهوری خواهان و کلا گروه های چپ و لیبرال با رسمی شدن انگلیسی هخا لف هستند.

    اگر روز و روزگا ری ایرا ن آبا د و آزاد شد و به مرور ایا م مردم این چیزها را خواستند گو اینکه با خرد من نا سازگار است ولی با ید به خواست عموم گردن نهاد. دمکراسی یعنی وقتی دیدگاه مخا لف برنده شد با ید با وی کنار آمد .حتی در همین صورت نیز این سخن ها مال بعد است و به مرور ایا م.

    اما اگر وا قعا فکر می کنیم که مثلا پیش شرط سقوط رژیمی چنین کهنه کار در فوت و فن انقلاب ربا ئی و همه فن حریف و خون خوار این با شد که حکما اداره راهنما ئی و را نندگی ویا داد گاه های ما باید یک لشکر دیلماج همواره حاضر در صحنه و مسلط به همه السنه مرده و زنده محلی و ملی و منطقه ای و جها نی داشته با شد و به خدا قسم که حتی گریه هم دل خوش می خواهد.

    فرا موش نکنیم که جمهوری اسلا می آ مادگیش برای پیا ده کردن این گونه سرگمی ها کم نیست . این رژیم به گفنه ” دکتر علیرضا نوری زاده” کتب “نوحه و تعزیه و ادعیه” خود را حتی به زبا ن ها ئی چون ارمنی هم برگردان کرده است

    خیر پیش

    #29924
  2. aalmaa

    خودشيفتگي

    فرهنگ شرق با فرهنگ غرب تفاوتهاي آشكاري دارد كه برخي براي بعضي خوشايند و براي بعضي ديگر ناخوشايند است. اينكه كدام قسمت از كدام فرهنگ از ديگري بهتر است بستگي به سليقه و درك و ماهيت فكري هر كس دارد ولي من چون فرهنگ شرق را عميقاً متاثر از خودشيفتگي ذاتي شرقيان ميدانم، به همين دليل هميشه در مواجه فرهنگي شرق و غرب به نيمه خالي ليوان شرق مينگرم حتي اگر به اندازه چند قطره خالي باشد
    يكي از تفاوتهاي آشكار اين دو فرهنگ گرايش شديد شرقيان به خرافات و تمايل به باور معجزه و رويدادهاي محيرالعقول! است كه اين را دقيقاً در ارتباط مستقيم با خودشيفتگي ديوانه وار شرقيان ميدانم. چرا؟ خواهم گفت
    ما شرقيان مايليم تمام موفقيتهاي هر انسان موفقي را مرهون عوامل ماوراءالطبيعه و شانس و در منصفانه ترين حالت، مربوط به استعدادها و تواناييهاي دروني و خدادادي بدانيم و تنها چيزي كه برايمان اهميتي ندارد تلاش و پشت كار و پيگيري و زحمت و كار و كوشش شخص مورد نظر است چراكه اساساً با اين چيزها رابطه خوبي نداريم! مثلاً وقتي صحبت از ابن سينا ميشود، يكي ميگويد ابن سينا در بيست سالگي از تمام طبيبان زمان، حاذق تر و مجرب تر بوده يا ديگري ميگويد ابن سينا حتي در كودكي نيز توانايي تشخيص بيماري را داشته است ولي هيچ كس نميگويد كه ابن سينا چه پدري ازش درآمد تا ابن سينا شد، چه شبها كه نخوابيد، از چه چيزها كه نگذشت و چه زحمتها كه نكشيد و اينها يعني ابن سينا به هرچه رسيده بدون هيچ تلاش و كوششي بوده و بايد تنها مديون استعدادها و موهبتهاي خدادي خود باشد و اينكه هم اكنون ما اينچنين بي عرضه و زبون و ذليليم هيچ ربطي به تنبلي و تن پروريمان ندارد! يا در مورد عطار نيشابوري همه ميدانيم كه عطار تا چهل سالگي هر را از بر تشخيص نميداده تا اينكه روزي درويشي را كه در درگاه دكانش خفته بود با درشتي ميراند و درويش رنجور به او ميگويد تو چطور ميتواني با من چنين رفتار كني وقتي نميداني لحظه اي ديگر زنده اي يا مرده، و درويش در جواب عطار كه ميپرسد مگر تو خودت ميداني كه كي ميميري ميگويد آري و همانجا ميخوابد و ميميرد! و از اين پس عطار منقلب شده و دروازه هاي علم و ادب بر رويش گشوده ميشود و باقي ماجرا … گيريم كه چنين اتفاقي براي عطار افتاده باشد، گيريم كه عطار بسيار از اين رويداد متأثر و دگرگون شده باشد، ولي چرا هيچ كس نميگويد كه اين عطار بدبخت! هزارسال پيش چگونه خواندن و نوشتن آموخته بود، آن هم در دوراني كه عموم مردمان اصلاً نميدانستند قلم و كاغذ چي هست! چرا هيچ كس در هيچ كتاب تاريخي و تذكره اي نمينويسد كه اين عطار چه جاني كنده است و چه خون دلي خورده است تا نظم و وزن و عروض و قافيه را بشناسد و بفهمد و بسرايد. اين ها را نميگوييم چون خودمان هم هميشه در انتظار يك معجزه ايم تا زندگيمان يك شبه و عطاروار تغيير كند و اين بهانه خوبي است براي وجدانهاي هميشه خوابمان! كه خود را از بيكاري و بيعاري و خوردن و خفتن ملامت نكنيم. ادبيات مشرق پر است از اين مثالها
    نميدانم ما شرقيان چرا و از چه زماني اينچنين خودشيفته شده ايم كه در برابر شخص شخيص خودمان هيچ بني بشري را آدم حساب نميكنيم. براي ما هيچ چيز و هيچ كس مهمتر از بت مسخره اي كه از خودمان ساخته ايم نيست، آنچنان كه دست به هر دوز و كلكي ميزنيم تا گزندي متوجه نمايش اين بت خوش بر و رو نشود. خودشيفتگي ما آنچنان جنون آميز است كه همه چيزمان را بهترين ميدانيم! و تا زماني كه باور داريم همه چيزمان بهترين است، هيچ نيازي به تلاش و تغيير وجود نخواهد داشت

    بی خود

    #29927
  3. مهناز

    دوستان عزیز، کیف کنید!!

    http://youtube.com/watch?v=DO5mAsHzR94

    #29930
  4. شریف

    سلام یولداشان
    “زبان مانند رنگ در نقاشی و سنگ در حجاری، ماده ی اولیه ی ادب است. حتی میتوان گفت بستگی زبان به ادب بیش تر است، زیرا اندیشه و احساس تا در لفظ نیاید، وجود نمی یابد.
    با آنکه در مواردی لفظ برای رام کردن یک اندیشه یا احساس، مشقت فراوانی می کشد، ولی پیش از آن که به رام کردن آن دو موفق شده باشد، نمی توان گفت اندیشه ئی یا احساسی، وجود یافته باشد.” زنده یاددکتر شریعتی کتاب هنر ص 130

    #29931
  5. SAGH OL MAHNAZ KHANIM EUMRUN OOZOON OLSOON NA DAD VERDI . FARSINI BOSHLIAKH KE KHAYAM VA KHAYAMLAR ZEHNIMIZDA EULSUNLAR ? YOKH VALLAH .

    #29940
  6. علی تبریزلی

    جناب نگاهی،
    با عرض ارادت همیشگی.
    عرضم به حضور شما که بنده هم مترجمی دادگاه را کرده ام و هم مترجمی مطبوعات محلی ویرجینیای غربی. شما که میگید بنده، سواد فارسی ام ته کشیده، ترجمه فارسی قانون اساسی آمریکا چه دردی دوا خواهد کرد؟ درسته؟
    ثانیا، درست است که بنیان گذاران آمریکا قانونی برای زبان رسمی و دین رسمی وضع نکردند، ولی در دویست و چند سال گذشته هزاران قانون در کنگره آمریکا تصویب شده که در چهارچوب کانستیتیوشن آمریکا است. بنیان گذاران آمریکا، قوانینی در مورد رانندگی و مهاجرت وضع نکردند، ولی این قوانین در کنگره تصویب شده و هر ایالتی مختار است قوانین خود را وضع کند در صورتیکه در چهارچوب قانون اساسی فدرال و قانون اساسی ایالت باشد. بیشتر ایالات آمریکا زبان رسمی دارند. از جمله ایالت ویرجینیای غربی. که اگر اینجا شما بخواهید به زبان فارسی یا ترکی یا چینی، تقاضای گواهینامه بکنید، با لگد بیرون تان میکنند و میگویند که هروقت انگلیسی یاد گرفتی، به سراغ ما بیا و گواهینامه بگیر. این از این.
    در ضمن مثل اینکه شما از کانستیتیوشن آمریکا هم خبری ندارید. اینهمه قوانین که وضع میشود، در آن چارتر نیامده، ولی همانطور که گفتم، یکی از بهترین اصالت قانون اساسی آمریکا “همیشه زنده بودن” آن است که همیشه و در هر عصری در چهارچوب آن میشود قانون وضع کرد.
    در مورد مذهب هم بگویم که اگر آن قانون اساسی را درست خوانده باشید میگوید که:
    We hold these truths to be self-evident, that all men are created equal, that they are endowed by their Creator with certain unalienable Rights, that among these are Life, Liberty and the pursuit of Happiness. –That to secure these rights, Governments are instituted among Men, deriving their just powers from the consent of the governed, –That whenever any Form of Government becomes destructive of these ends, it is the Right of the People to alter or to abolish it, and to institute new Government, laying its foundation on such principles and organizing its powers in such form, as to them shall seem most likely to effect their Safety and Happiness.
    بقیه:
    http://www.law.indiana.edu/uslawdocs/declaration.html
    که البته اگر خوب متوجه بشوید، میگوید که همه مردم توسط “خالق” خود دارای حقوقی غیر قابل گرفتنی هستند. پس در این مدرک، کسانی که به “خالق” اعتقادی ندارند مثلا حرفی از اتیئیست ها (بی دین ها)نزده. درست است که مذهب رسمی وجود ندارد ولی این نداشتن مذهب در قانون اساسی آمریکا نیست. این کشور ب پایه اعتقادات یهودی-مسیحی بنا شده است و این موج بودائی ها و هندو ها و مسلمانان و غیره
    که در این چندین سال اخیر وارد آمریکا شده اند، نمیتوانند تزلزلی در این قانون اساسی وارد کنند.
    فقط محض اطلاع عرض شد.
    پس نوش

    #29942
  7. علی تبریزلی

    جهارده موش/سنجاب به جرم جاسوسی توسط سپان پاسداران “دستگیر” شدند.
    http://news.sky.com/skynews/article/0,,30200-1274983,00.html?f=rss
    نوش

    #29943
  8. aalmaa

    با درود

    نه در مسجد گُذارَم ***

    نه در می خانه کین خمار خام است ***

    میان مسجد و می خانه راهی است ***

    غریبم ع اشقم آن راه کُدام است ***

    نوش

    #29944
  9. aalmaa

    نام جاوید ای وطن
    صبح امید ای وطن
    جلوه کن در آسمان
    همچو مهر جاودان
    وطن ای هستی من
    شور و سرمستی من
    جلوه کن در آسمان
    همچو مهر جاودان
    بشنو سوز سخنم
    که همآواز تو منم
    همه جان و تنم
    وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
    بشنو سوز سخنم
    که نوا گر این چمنم
    همه جان و تنم
    وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
    همه با یک نام و نشان
    به تفاوت هر رنگ و زبان
    همه با یک نام و نشان
    به تفاوت هر رنگ و زبان
    همه شاد و خوش و نغمه زنان
    ز صلابت ایران جوان
    ز صلابت ایران جوان
    ز صلابت ایران جوان

    #29945
  10. وطنداش

    پرسش و پاسخهایی در مورد مساله ملیتها در ایران – آيدين تبريزي

    در واقع تکمیل کردن پازولی (پازل) است که نژادپرستان فارس از در دوره حاکمیت پهلویها طرح آن را ریخته اند. اما قیام اول خرداد تبریز در سال گذشته و سالگرد همان قیام در اول خرداد همین امسال هیبت این پازل مسخره و راسیستی را به هم ریخت و خواب چندین دهساله نژداپرستان فارس را پریشان کرد و چه خوب…!

    آقای تقوایی، من به تدریج قانع می شوم که استدلالات از آن نوع که شما و تمامی قلم بدستان دستگاه عریض و طویل حاکمیت و مخالفین فارس آن عرضه میکنید، فقط و فقط برای توجیه و حفظ وضعیت موجود، یعنی حفظ برتری عنصر فارس بر دیگر عناصر(ترک، کرد، بلوچ و عرب) در ایران است. این یعنی اعلان جنگ علیه ملیتهای غیرفارس در ایران که شما …

    http://www.11007.baybak.com/?p=1814

    #29948
  11. مدارکی درباره عدم تحمل عقاید بیش از یک میلیارد مسلمان اهل سنت در رژیم جمهوری اسلامی
    پنجشنبه,۲۱ تیر ۱۳۸۶
    جمهوری اسلامی از همان زمان استقرار، بارها و بارها از صدور آموزه های دینی متعصبانه و واپسگرای خود سخن گفته است. این رژیم، انقلاب اسلامی را انقلابی ایدئولوژیک نامیده است و برای صدور تشیع به جهان تلاش می کند!

    پس از آنکه اهل سنت ایران اعم از ترکمن ها، بلوچها، عربها، فارسها، ترکهای سنی و … به مخالفت با این رژیم پرداختند قسمتهایی از قانون اساسی رژیم اصلاح شد. ولی مخالفت با اهل سنت و تلاش برای شیعه کردن اهل سنت، همچنان مهمترین بخش تلاشهای این رژیم در دنیای اسلام است. رژیم در ظاهر خود را طرفدار وحدت می داند ولی به صورت پنهان و آشکر در حال ضربه زدن به کشورهای اسلامی است و از سوی دیگر نیز، اهل سنت ایران در وضعیت بسیار بدی به سر می برند.

    واریز میلیاردها سرمایه به نهادهای دینی شیعه در اقصی نقاط جهان، فعالیت تبلیغی مبلغان شیعه در پوشش نهادهای خیریه مانند کمیته امداد در آفریقا، خاورمیانه، آسیای میانه و قفقاز، طراحی و راه اندازی سایتهای مختلف به دهها زبان، چاپ کتابهایی که به عقاید اهل سنت شبهه و خدشه وارد می کند گوشه ای از فعالیتهای مغرضانه این رژیم است.

    از سوی دیگر، جواب دادن به موارد توهین آمیز چاپ شده در کتابهای رژیم جمهوری اسلامی توسط اهل سنت داخل ایران ممکن نمی باشد، چون هیچ کتاب دینی با مضامین دفاع از اهل سنت اجازه انتشار ندارد. قتلهای زنجیره ای عده ای از علما و دانشمندان اهل سنت توسط وزارت اطلاعات رژیم هنوز از خاطرها نرفته است.

    “سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا” جهت نشان دادن گوشه ای از دشمنی های رژیم جمهوری اسلامی با اهل سنت و ظلمهایی که به آنان می رود، مدارکی را برای اولین بار آشکار می کند.

    همه ساله، تقویمی ترکمنی به نام ارکین در ایران چاپ و توزیع می شود که در بین ترکمنها به عنوان تنها تقمین ترکمنی پذیرفته و مورد استقبال ملت ترکمن قرار گرفته است. در این تقویم، هم مناسبتهای مرتبط با فرهنگ و رسوم ملت ترکمن چاپ می شود و هم بخاطر اهل سنت بودن این ملت، مناسبتهای دینی اهل سنت در آن گنجانیده می شود.

    امسال وقتی که تقویم ترکمنی ارکین برای مجوز نشر به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رژیم فرستاده می شود، اوج ضدیت این رژیم با عقاید بیش از یک میلیارد اهل سنت جهان آشکار می شود. صدور مجوز نشر این تقویم منوط به سانسور بخشهایی از تقویم می شود. بخش هایی که مستقیما نمود عدم احترام رژیم به اعتقادات دینی اهل سنت است. مطالبی که توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رژیم، مورد اعتراض قرار گرفته است چنین است:

    1. عبارت « امام اعظم» و «حضرت» در ستون روز چهارشنبه 6 تیر حذف شود.{حذف پیشوند از نام ابوحنیفه امام اعظم پیشوای اهل سنت حنفی}

    2. عبارت صدیق در روز دوشنبه 16 تیر حذف شود. {حذف پسوند عنوان حضرت ابوبکر صدیق – لقب صدیق طبق روایات، از سوی پیامبر اسلام به حضرت ابوبکر داده شده است}

    3. کلمه امام از مناسبت روز بکشنبه 14 مرداد حذف شود{حذف پیشوند امام از نام حضرت عمربن عبدالعزیز}

    4. کلمه امام از مناسبت روز سه شنبه 23 مرداد حذف شود{حذف پیشوند امام از نام امام شافعی پیشوای اهل سنت شافعی}

    5. کلمه امام از مناسبت روز دوشنبه 5 شهریور حذف شود{حذف پیشوند امام از نام امام نسائی خراسانی، از محدثان صحاح سته}

    6. ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا قبل از ولادت ابوحنیفه ذکر شود.

    7. کلمه امام از مناسبت روز 21 آذر حذف شود{حذف پیشوند از نام ابوحنیفه امام اعظم پیشوای اهل سنت حنفی}

    8. کلمه شهادت {از روز شهادت حضرت عثمان خلیفه سوم} به وفات تغییر یابد!

    9. کلمه شهادت {از مناسبت روز شهادت حضرت عمر خلیفه دوم} به وفات تغییر یافته و ضربت خوردن به مضروب شدن تغییر یابد!

    10. لفظ امام از روز پنج شنبه 2 بهمن حذف شود{منظور سانسورچی وزارت ارشاد 2 اسفند بوده است که از آن روز هم حذف پیشوند امام از نام امام احمد بن شعیب نسائی از محدثان صحاح سته منظور نظر بوده است!}

    11. کلمه امام و امام اعظم از ستون پنج شنبه 23 اسفند حذف شود{حذف عنوان از نام امام اعظم حضرت ابوحنیفه}

    همچنین اجازه انتشار تقویم ارکین، منوط به ذکر عبارت”ویژه اهل سنت” در جلد آن تقویم شده است. در حالی که در هیچ یک از تقویم های چاپ شده از سوی رژیم، عنوان ویژه اهل تشیع ذکر نمی شود! ضمن آنکه این تقویم، مربوط به ملت ترکمن است و اعتقادات اهل سنت، بخشی از اعتقادات آنها(و نه تمام آن) می باشد و اجبار در بکار بردن”ویژه اهل سنت” هیچ توجیهی ندارد. این کار دقیفا شبیه همان کاری است که هیتلر بر علیه یهودیان انجام داده و آنها را مجبور به نصب ستاره داوود بر سینه ها و سردرمغازه ها نمود.

    این سند گوشه ای از ضدیت این رژیم جمهوری اسلامی با ملیتها و اعتقادات را نشان می دهد. رژیمی که دست به کثیف ترین اعمال می زند تا هرآنچه که مخالف آموزه های ایدئولوژی واپسگرا و عقب مانده شان است را نابود کند. رژیمی که هنوز با روشنگری مخالف است. رژیمی که میلیاردها از بودجه ملت ها را با عنوان صدور انقلاب اسلامی، به باد می دهد.

    ولی در عصر بیست و یکم، ملتها آگاه شده اند و به همین دلیل رژیمی که از حمایت ملیتهای داخل کشور ناامید شده است دست به سوی آفریقا و آمریکای لاتین دراز کرده است!رژیمی که نه جمهوری است و نه اسلامی، بلکه آمیزه ای است از تحجر و ارتجاع!

    #29950
  12. رهگذر

    علی جان

    سندی را که نقل کردی اعلا میه استفلال است که چکیده همه آمریکا را در آن می بینیم .این تنها کشور دنیا ست که واقعا ریشه همه حقوق را از سوی “آفریدگار می داند.

    بنیا نگذاران آمریکا اکثر مسیحی های مومن و معتقد و مقید بوده اند و حتی اقلیت آنها هم موحد و خدا پرست. این ها فقط نمی خواستند که آمریکا هم مثل انگلستا ن شود که علیا حضرت ملکه هم رهبر کلیسا ی کشور با شند و هم رئیس کل امپراطوری.

    شما و یولداش نگا هی بحث خوبی را شروع کرده اید. اگر این ادامه یا بد و همه جدیت کنیم که تا مدتی قابل قبول روی همین مطلب تمرکز دهیم و به “شرزنش ها ی خار مغیلان” واکنش نشا ن ندهیم باشد که همین مقدمه ای شود برای امور مهمتر چون ریشه سا زی و پا یه گذاری ” بحث مدنی” . اگر این جا افتاد بعید نیست که از همین سا یت به دگر جا ها سرایت کند .ای بسا اگر نشا ن دادیم که جدا خواهان “بحث مدنی” و “تغیر”هستیم نه تنها آقای “قندهاری” نا زنین خودمان به ما ملحق خواهند شد بلکه قندهاری ها ی دیگر هم خواهند آمد.
    من خوا هش می کنم که همه یولداش ها در این بحث شرکت کنیم. شا ید چون آمریکا ئیها نه ترکند و نه فا رس و نه بلوچ و… همین از حسا سیت ها کمی بکا هد. بیا ئیم از فراخ دلی “یولداش مورتوز بی ” نها یت استفا ده را ببریم.

    خیر پیش

    #29951
  13. - هنر قاليبافى از اصيل‏ترين هنرهاى اقوام و ملل ترك، همعمر هويت تركي و داراى سابقه‏اى بسيار طولانى در آزربايجان است. قالي ترك و آزربايجاني محصولی چند بعدی است و دارای جنبه های هنری، اجتماعی، اقتصادی و تكنيكي بسیار می باشد. قالي ارتباطي نزديك با سنن و شيوه زندگي، فرهنگ، ادب، روحيات، خلاقيت و تاريخ انسان ترك دارد. اقوام، ايلات، زنان و دختران، هنرمندان و دولتهاي تركي و آزربايجاني همه نقشي بسيار مهم در حفظ، توسعه، ترويج و تكميل اين سنت اصيل، رنگارنگ و سحرآميز تركي داشته اند. قالي زنده ترین هنر ملی خلق ترك و مملكت آزربايجان، دريچه‌اي بسيار غني به سوي هنر و زيبائي شناسي تركي و هويت ملي ترك است.

    ٢- پس از پايان يافتن حاكميت اعراب، تا ربع دوم قرن بيستم هميشه بر سرزمين ايران دولتي ترك حاكم بوده است. تا ربع دوم قرن نوزده اكثريت مطلق و امروز اكثريت نسبي مردم كشور ايران را تركان تشكيل ميدهند. اكنون نيز مانند گذشته، اين سرزمين به لحاظ جغرافيائي در مركز جهان ترك، بين شرق و غرب آن قرار دارد. در يك هزار سال گذشته ايران بخشي از جهان ترك، بلكه يكي از مراكز اصلي و تعيين كننده فرهنگي و سياسي آن بوده است. افزون بر آن اقلا يك سوم از فارسهاي ساكن در ايران را تركان فارس زبان شده در سده اخير تشكيل مي دهد. اينها از عواملي هستند كه خصلت طولاني و عميق بودن را به رابطه متقابل دو ملت، زبان و فرهنگ ترك و فارس اعطا كرده و مخصوصا تاثيرپذيري همه جانبه زبان و فرهنگ فارسي از زبان و فرهنگ تركي را امري فوق العاده طبيعي و ديرپا ساخته اند.

    ٣- قوميتگرايان فارس و نهادهاي فرهنگي دولت ايران ادعا مي كنند كه واژگان تركي موجود در زبان فارسي منحصر به شمار معدودي از كلمات با ماهيت اداري، نظامي و قضائي ويا مربوط به ارتش، نظام ملوك الطوائفي، زندگي قبيله اي و راهزني است. و اين در حاليست كه هزاران واژه تركي موجود در زبان نوشتاري و محاوره اي فارسي، همه حوزه هاي زندگي فردي و اجتماعي قوم فارس را اعم از هنري، ادبي، موسيقيائي، معيشتي، نظامي، سياسي، تكنيكي، مجرد و … تا نامگذاري پرندگان، حيوانات، گياهان، خوراكي ها، ميوه جات، سبزيها، پوشاكها، البسه و روابط خويشاوندي در بر ميگيرد. بسياري از وامواژه هاي تركي رايج در زبان فارسي، در ميان پر بسامدترين كلمات مستعمل در اين زبان قرار دارند.

    #29953
  14. ٤- قوميتگرايان فارس و نهادهاي فارسگرا بلكه فارسزده دولت ايران (مركز ملي فرش ايران، ميراث فرهنگي و هنري، فرهنگستان هنر، اتاق بازرگاني …. ) كه ظاهرا متولي حفظ ميراث فرهنگي و تاريخي ملت ترك نيز هستند، دهه هاست كه با تلاشهاي مستمر و همه جانبه خود و با جعل و تحريف، ميراث فرهنگي و تاريخي ملت ترك و آزربايجان را به نام قوم فارس و پرشيا به ايرانيان و جهانيان مي شناسانند. يكي از نمادين ترين اين فرهنگ دزديها، هنر قاليبافي و صنايع مربوطه از آن ملت ترك و آزربايجان است كه فارسگرايان به دست اندازي و مصادره آن به نفع قوم و فرهنگ فارسي پرداخته اند. حال آنكه صنعت و هنر قاليبافي و رشته هاي وابسته، كه به اعتراف تمام پژوهشگران جهاني در همخواني كامل با سبك زندگي و سنن اقوام ترك كوچنده اوليه، شرايط اقليمي و جغرافيائي سردسير مناطق ترك نشين و ميتولوژي، سيستم سمبولها و زيبائي شناسي اقوام و ملل ترك دارد، از هيچكدام از اين جنبه ها داراي سنخيتي با قوم فارس و فارسستان نيست.

    ٥- يكي از عرصه هاي حضور زبان تركي در زبان فارسي مربوط به صنعت فرشبافي و رشته هاي مربوطه آن و كلا صنايع دستي مربوط به بافندگي و سوزن دوزي در ميان قوم فارس است كه تقريبا همه واژگان كليدي ان (قاليبافي، گليم بافي، جاجيم بافي، گبه بافي، پلاس بافي، خورجين بافي، ورني بافي، تور بافي، چيغ بافي، زيلو بافي، چادر بافي، جوال بافي، چوغا بافي، بيليش دوزي، تكه دوزي، منجق دوزي، سرمه دوزي، سكمه دوزي، چارق دوزي، منگوله بافي، يراق دوزي، يلمه بافي، ….) منشا تركي دارند. كافي است دقت شود محوري ترين كلمه اين صنعت و هنر يعني “قالي” كلمه اي تركي و كلمه اي كه ترك ستيزان فارس و نهادهاي دولتي جانشين آن كرده اند يعني “فرش” نيز، كلمه اي عربي است. حقيقت عريان اين است كه در زبان فارسي هيچ كلمه اي نه براي اداي مفهوم قالي و نه بسياري ديگر از محصولات عمده اين صنعت-هنر گويا پارسي و پرشين وجود ندارد! اكثريت مطلق اين نامها تركي اند و تعداد معدودي نيز عربي (فرش، مفرش،…)، يوناني (گوني، تليس، …) ميباشند.

    ٦- قوميتگرايان فارس و نهادهاي فرهنگي دولتي تحت كنترل آنها در ايران براي انكار حضور واژگان تركي در زبان فارسي و اثبات تعلق هنر و ميراث قاليبافي تركي و آزربايجاني و صنايع مربوطه آن به قوم فارس و نيز انكار حقيقت بارز اقتباس نمودن اين هنر و صنعت تركي از سوي فارسان، دست به تدابيري ناشايست زده اند. يكي از مهمترين اين تدابير، جعل ريشه هاي فارسي براي كلمات و تعابير تركي هنر قاليبافي است. غافل از آنكه در ترمينولوژي اساسي اين صنعت تقريبا هيچ چيز فارسي وجود ندارد و اگر نيز وجود داشته باشد صرفا ترجمه اي جديد و متاخر از تعبيرات قديمي و كلمات اصيل تركي است.

    ٧- در لغتنامه هاي فارسي چاپ ايران (لغت نامه دهخدا، فرهنگ نفيسي، فرهنگ معين، فرهنگ نظام،…) اكثر كلمات با منشا تركي يا ريشه يابي نشده و يا به اشتباه و اكثرا عاميانه ريشه يابي گرديده و به عنوان كلماتي با ريشه فارسي و ايراني نشان داده ميشوند. از دلايل اين امر:
    -فقر اطلاع نسبت به روشهاي علمي زبانشناسي، ريشه شناسي و تاريخ زبان؛
    -ناآگاهي و ناآشنائي مولفين فارس با زبان، ادبيات و فرهنگ تركي، گويش شناسي تركي و علم توركولوژي
    -تمايلات قوميتگرايانه افراطي بسياري از مولفين فارس؛
    -پيروي از مد نشان دادن كلمات با ريشه شناسي مبهم به عنوان كلماتي با ريشه ايراني و هندواروپائي؛
    -نارسائي و كمبود تحقيقات علمي، لغتنامه هاي ريشه شناسي، دائره المعارفهاي موضوعي تركي در ايران بويژه در باره جنبه هاي گوناگون تاثير گسترده و عميق زبان و فرهنگ تركي بر زبان و فرهنگ قوم فارس، توركيسمها در زبان فارسي، تاريخ هنر و صنعت قاليبافي تركي و آزربايجاني؛
    - ترجمه و چاپ نشدن تحقيقات، لغتنامه ها و دائره المعارفهاي چاپ شده خارج در موضوعات مذكور به زبانهاي تركي و فارسي و در داخل ايران است.

    #29954
  15. شریف

    سلام یولداشان

    “زبان آذری که به غلط معادل ترکی گرفته میشود، از زبان های اصیل ایرانی است: ” ….و چنین مینماید که این نسبت (کدام نسبت؟ شریف) حتی پیش از آمدن اسلام در ایران در میان ایرانیان و اعراب شناخته شده بوده است، زیرا نام رستم فرخزاد سردار ایران در نبرد با تازیان، که خود از مردم آذربایگان بود” رستم آذری” یاد شده است …”(ثعالبی غرر ص 738)

    حمداهه مستوفی در کتاب نزهةالقلوب (740 ه ق )زبان مردم زنجان و مراغه را پهلوی ذکر میکند که یک زبان اصیل و دیرینه ایرانی است.

    “……از برسی های علمی تاریخی (کدام بررسی ها و توسط چه کسانی؟ شریف) چنین بر میآید که ورود ترکان به آذربایگان در سدی پنجم هجری انجام گرفته است و پیش از آن هیچ نشانی از ترکمانان و زبان ترکی یا اوغوزی در این سرزمین هامشهود نیست.”

    ” زبان آذری پس از یورش امیر تیمور گورکانی به ایران و نفوذ و تسلط ترکان آق قویونلو (872 -810ه ق)و قره قو یونلو (908 – 872 ه ق )در آذربایگان تا پایان حکومت صفویه(1134ه ق)سخت ترین آسیب ها را به خود دیده و در برابر زبان ترکی تیرهای تاتار، اوشار و گوگ دولاق که گروهی از آنان در آذربایجان (تا حالا که آذربایگان بود. شریف)و اطراف تبریز پراکنده شده و زاد و ولد کردند، شکست خورد و تنها در برخی از روستا ها و نواحی دور از شهر در امان ماند و به تدریج زبان های محلی در اکثریت بلاد آذربایجان یکی پس از دیگری به فراموشی سپرده شدند. ….”

    یولداشان عزیز این چند سطری بود از کتاب “جستاری در زبان و ادبیات تاتی” نوشته علیمحمد آقا علیخانی
    این که این مطالب تا چه حد مقرون به درستی است دیگر به عهده خود شماهاست که یقینا تاریخ زبان ترکی را بسیار بهتر از من میدانید. البته بحث چگونگی جایگزینی زبان ترکی به جای زبان آذری در این کتاب بیست صفحه ای را در بر دارد.

    باقی بقایتان
    شریف

    #29955