<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.8" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>یولداش</title>
	<link>http://negahi.com/yoldash</link>
	<description>مرتضی نگاهی، نویسنده و روزنامه نگار</description>
	<lastBuildDate>Sun, 24 May 2009 05:46:34 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>en</language>
	
	<item>
		<title>رفتیم به خانه جدید</title>
		<description>رفتیم به خانه جدید.

کلیک کنید اینجا:

negahi.com/wordpress/index.php </description>
		<link>http://negahi.com/yoldash/?p=624</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description>
ایری اوتوراق، دوز دانیشاق!
( بیا تا کج نشینم راست گویم / نظامی)

من یکی دو مقاله با همین عنوان نوشته ام. باز هم خواهم نوشت.
یعنی این که کج بنشینیم و راست (سخن) بگوئیم! اتفاقا دوست ما نظامی گنجوی هم بیتی این چنین دارد که به گمانم از من ربوده باشد! اگر ...</description>
		<link>http://negahi.com/yoldash/?p=623</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description>
یاد باد! آن روزگاران یاد باد!
روزهای سرد بود تبریز بود در پائیز که ما داغ داغ بودیم!
شاید در همان روزهای داغ جوانی بود که علی میرفطروس را در اتاقی در کوچهء مقصودیه _ اگر اشتباه نکنم_ کشف کردم. من هنوز محصل کلاس ششم متوسطه دبیرستان بزرگمهر بودم و علی نامی ...</description>
		<link>http://negahi.com/yoldash/?p=622</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description>
از قیل و قال مدرسه یارب دلم گرفت ...
این مطلب آمیرزا برایم تکان دهنده بود. چون او هم به دام پیروان آئین "چو ایران مباشد تن مباد!" افتاده یا دستش را روکرده است! البته این آئین یا مکتب در هیچ کتابی یا دیکشنری ای یافت می نشود! همان طور که ...</description>
		<link>http://negahi.com/yoldash/?p=621</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description>
دوستان عزیز، .. و دوست گرامی جناب خرمدین،
من با آوردن بحث نظامی نمی خواستم بحث ترک و فارس بودن نظامی را دوباره باب کنم. اما چون سال ها بود که مانند پوپک خرمی یا خرمدین بر این باور بودم که سرایندهء بیت هایی از قبیل "ترکانه صفت سزای ما نیست ...</description>
		<link>http://negahi.com/yoldash/?p=620</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description>
من و نظامی و ... پوپک خرمی (هر کجا هست به سلامت بادش!) و .... بسیاری دیگر.... 
من همواره - با مطالعه آثار بزرگانی چون سعیدی سیرجانی و دیگران که ارادتی خاص به همه آنان دارم گمان می کردم که حرف حق همان است که آنان می گویند.. یعنی نظامی ...</description>
		<link>http://negahi.com/yoldash/?p=618</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description>
می خواستم با نثری سنگین و رنگین بنویسم: که نشد!
برای کسانی که مساله شان فقط ترکی نوشتن و خواندن و یادگیری است:
- به طور خلاصه و تا فردا…. به نظرم می رسد که با اندکی خرج از جیب می توانیم یک سایت آموزش زبان ترکی راه بیندازیم. خیلی ساده و ...</description>
		<link>http://negahi.com/yoldash/?p=617</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description>
فعلا تا پایان سال 2010 آتش بس!

افسوس که مریض حالم و گرنه من هم آتشی به پا می کردم! اما این تب و سر درد امانم را بریده است. حالا که یک سوپ اعلی و درجه یک دست پخت خودم را خورده ام اندکی حالم جا آمده است و امیدوارم ...</description>
		<link>http://negahi.com/yoldash/?p=616</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description>
تنها در خانه!

امروز روز کریسمس یا همان نوئل خودمان بود. تولد عیسی مسیح یا تولد روز و روشنائی پس از شب دراز یلدا. یعنی ما می گوئیم و باور هم داریم و گرنه ما همان خاکیم که هستیم! خاکی.
شب طوفانیی بود دیشب. در و پنجره به هم می کوفت و ...</description>
		<link>http://negahi.com/yoldash/?p=615</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description>
خیام و ما...

غلام یحیی و سرایدارچی و ... دیگر یولداشلار...
من می دانم و شما هم می دانید که در این چند سال بر ما چه گذشته. ما با کسانی آشنا شدیم - یا از اول هم بودیم- که ایرانیت و فارسیت خود را در خطر می دیدند. یعنی از انقلاب ...</description>
		<link>http://negahi.com/yoldash/?p=614</link>
			</item>
</channel>
</rss>

