Categories

A sample text widget

Etiam pulvinar consectetur dolor sed malesuada. Ut convallis euismod dolor nec pretium. Nunc ut tristique massa.

Nam sodales mi vitae dolor ullamcorper et vulputate enim accumsan. Morbi orci magna, tincidunt vitae molestie nec, molestie at mi. Nulla nulla lorem, suscipit in posuere in, interdum non magna.

امروز عصر پس از چند روز دوباره به خانه ام بازگشتم. تمام روزهایی که در پورتلند بودم هوا عالی بود و گاه نرم نرمک بارانی می آمد و پس از چند دقیقه دوباره هوا آفتابی می شد. بهار هم غوغا می کرد! درختان شکوفه کرده و سبز و زمین و زمان بهار را در آغوش می گرفتند. یک بار نوشتم که من در سانفرانسیسکو مدت هاست که گردش فصل ها را از یاد برده ام! از بس که همیشه سبز است! نه برفی و نه رنگ آمیزی پاییزی و نه سبز جوانه های برگ های بهاری ای!
پورتلند نسبت به چند سال پیش که من آنجا بودم بسیار جلو رفته است. فرودگاهش معرکه بود و تمام شهر تر و تمیز. بعید نیست یک زمانی هوس پورتلند به سرم بزند! اما نه به خاطر زیبایی و نظافت شهر بلکه به خاطر دوستان شفیقی که در آنجا دارم.
امشب که برگشتم تمام نوشته های دوستان را دیدم و از یاپراک عزیز هم سپاسگزارم که باز به خانه اش آمده و آب و جارویی می کند و با مهربانی اش فضای ملتهب را آرام می کند.
مقالهء دوست خوبم ماشاءالله رزمی عمیق و خواندنی بود. امیدوارم پان فارسیست های عزیز اندکی تامل بکنند. مسایل ایران ما باید توسط رزمی ها و حتی پان فارسیست ها و بنده و دیگران حلاجی شود. البته متفکران و سیاستمداران ترکیه و اسرائیل و عراق و آمریکا و …. هم هستند و خواهند بود. من فقط یک پرسش بسیار ساده و کوچک از دوستان پان فارسیست دارم: ما ها به هر دلیل زبان متفاوتی داریم، آیا باید حق داشته باشیم که به زبان مادری بنویسیم و صحبت کنیم و مجله و روزنامه و منتشر کنیم و فیلم و سریال تلویزیونی درست کنیم و …. یا نه؟ حالا گیرم که در زمان هخامنشی ترک نبودیم و در زمان سلجوقیان به زود ترک شدیم و…. نیز برای میلیونیم بار می گوم که ترک بودن به معنای شهروند ترکیه بودن نیست! ترک یعنی همان ترکی که در نبش خیابان تان مغازه داشت یا کارگری که در راهسازی کار می کرد و پاسبان یا سرکار استواری که فارسی را بالهجهء غلیظ ترکی صحبت می کرد و می کند. یعنی ترکان ایرانی یا ایرانیان ترک (به اشتباه ممکن است ایرانیان ترک زبان هم گفته شود. چون هرگز نمی گوییم ایرانیان ارمنی زبان! می گوییم ایرانیان ارمنی یا ارمنیان ایرانی و قس علهذا…)
خلاصه، مقالهء ماشاءالله رزمی بسیار جای حرف و حدیث دارد! من هم خسته ام و اینکی هم پیش همسایه است و باران هم شروع کرده به باریدن و ……

64 comments to

  • سلام. فقط يک سوال: اگر پان فارس ها ميگويند ترک ها بزور زبان ترکی را پذيرفته اند پس درست است که بگويند شما ترک زبان هستيد٬ چون خون ترکها در رگهای شما نیست؟!!… چون ارمنی ها در واقع ارمنی بوده اندو کسی بزور ارمنیشان نکرده! گرچه شايد بتوانيم بگوييم روميها بزور مسيحيشان کردند که بتوانند زاغ ايران را چوب بزنند. خلاصه آقای نگاهی چه پان فارس و چه پان ترک هميشه اينطور جوابها در آستینشان پیدا میشود. پان ها هستند که تصمیم میگیرند شما و من چه باشیم و چه بهتر است باشیم٬ نه خودمان.
    شاید یک آمریکایی ایرانی الاصل بخواهد آمریکایی شود و ایرانی نباشد٬ من نمیدانم به بقیه چه مربوطه که کاسه داغ تر از آش بشوند؟

  • turk_soyen

    بنظر میرسد این فارسهای محترم آنقدر بر سیاستهای شئونیستی-فاشیستی خود اصرار خواهند کرد که گروههای میانه رو نیز رادیکال تر شوند و این حداقل امید موجود برای حل مسالمت امیز و مدنی مساله ملی نیز از بین برود!!
    به عبارت ساده تر این فارسهای محترم که خود را صاحبان اصلی و مطلق ایران و قیم اقوام غیر فارس میپندارند!! و
    لحظه ای از توهین و تحقیر واعمال تبعیض نسبت به اقوام غیر فارس (بخصوص تورکها) دست بر نمیدارند!! و حتی بر ان اصرار میورزند تا ایران را تجزیه نکنند آرام نخواهند شد!!!
    آنروز دیگر برای اظهار ندامت و پشیمانی خیلی دیر خواهد شد!
    پس بر نخبگان و روشنفکران فارس فرض است تا وقتی که فرصت برای اعتراف به اشتباه و عذر خواهی از اقوام غیر فارس و اقدام عملی برای جبران و اصلاح خسارات مادی و معنوی را دارند.
    از این فرصت استفاده بهینه را بکنند .چون زمان برای انها تنگتر میشود و شمارش معکوس برای سرنگونی اندیشه های فاشیستی و نژاد پرستانه و آریا بازی و فارس بازی و فارس سازی و فارس پرستی اغز شده است.

  • فاذری

    تهلیکه یاخینلاشاندا پانفارس لارین حیله کارلیغی باشلار>>>>>>

    حمله آمریكا و خطر آن برای تمامیت ارضی ‌ایران

    http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/7732/

  • فاذری

    حجت الاسلام ابطحی مینی شعوبی با عمامه زمانی دستور محرمانه تغییرات اتنیکی خوزستان عرب را انکار میکرد اکنون افاضات تازه ای فرمودند حالا قضاوت کنید این رزیم اسلامی است و یا اسلامو فاشو راسیستی ?!

    ۱۵ فروردين ۱۳۸۵
    دید و بازدید های سیاسی عید

    سنت دید و بازدید عید نوروز، از سنت های زیبای ایرانی است. امروز فرصتی شد که به دیدار آقایان کروبی و خاتمی رفتم؛ البته آقای خاتمی را بعد از سال نو در بحرین دیده بودم. ۱۴ و ۱۵ فروردین روزهای خوبی برای این دید و بازدید ها است و معمولا هم بازار سیاست داغ. در دیدار آقای کروبی بحث به ماجرای انتخابات کشیده شد و اینکه آقای هاشمی رفسنجانی به طور همزمان سیستم اصلاح طلبان و محافظه کاران را با کاندیداتوری خود به هم ریخت؛ و خودش هم نتوانست استفاده کند. آقای کروبی می گفت که روز بعد از انتخابات دور اول، سردار قالیباف به دیدارش رفته بوده و گفته هاشمی رفسنجانی قبول کرده اگر کروبی کنار برود، او هم کنار رود؛ و می خواسته اند که کروبی هم در دور دوم شرکت نکند تا قالیباف و احمدی نژاد در دور دوم رقابت کنند. آقای کروبی کمی توضیح داد که بعد از این توافق، چگونه شد که آقای رفسنجانی انصراف نداد و قالیباف چه اخطاری دریافت کرده است و وضعیت این شد. لابد روزی برای تاریخ خواهد گفت! به شوخی به آقای کروبی گفتم که حتما شما به قالیباف قول ندادی که؟!

    خوبی این جلسات این است که از قبل معلوم نیست چه حرفی زده می شود. به دیدن آقای خاتمی هم رفتم. اصل دیدارهای آقای خاتمی دیروز بود که من نبودم. امروز هم جمعی آمده بودند. نماینده ی وطن پرست سابق کرمانشاه، آقای ططری در دیدار کروبی و خاتمی بود و محور بود. به آقای خاتمی گفتم که آقای ططری شاهنامه را حفظ است؛ به همان لهجه ی کردی گفت ایرانی اگر در خانه اش شهنامه نداشته باشد، ایرانی نیست؛ بعد هم توضیح زیبایی داد که اسامی شهرهای مرزی حتما باید فارسی باشد و الا در طول تاریخ مورد طمع قرار می گیرد. حرف قشنگی بود. آقای خاتمی نیز خاطره ای نقل کرد که در ایام جنگ ایران و عراق یک بار بعضی از مسئولان پیشنهاد داده بودند که از اروند رود با اسم رسمی “شط العرب” نام ببرند تا دیگران هم خلیج فارس را خلیج فارس بخوانند. امام فرموده بودند که نه، نام فارسی اروند رود را با هیچ نام دیگری عوض نکنید.

    در هر حال تبریک و شادمانی، همیشه و همه جا خوب بوده است؛ در این مراسم سیاسی، دید و بازدید بهتر.

  • Yashar

    bezen düşünürem göresen İranda roşenfikr yoxdu ya bu qeder susmaqda emd var? heç elebil tutulanlar , şikence olanlar iranlı deyirler. kimdi axı ayrılmaq isteyen. bizim haxlarımızı versinler, medeni haxlarımızı resmiyyete tanısınlar biz İrandan heç yana getmerik. İran hamidan çox biz türklerindi. İrani İran eliyen Azerbaycanin balaları olublar. Azerbaycan taza olan her hansi bir cereyanın bütün irana yayılmasında pişro olub. yenede olacaq yeter ki bizim de bu memleketde var olduğumuzu resmiyyete tanısınlar ve bu fars roşenfekrleri heç olmasa seherden axşama öz dedikleri sözlere bağlı olsunlar. goftuguye temeddonha, teaml, tesahol.axı deyen ola siz hele oz memeleketimizde bizi bi tehemmul eleyin , temrin eleyin ki bizi de tehemmul eliyesiz ondan sonra bu sözleri deyin

  • سلام آقای پیمان،
    من نمیدانم چرا همه برخورد حزب الله مابانه با مسئله آذربایجان دارند و سریعا دنبال دشمن میگردند. مسائل ما هیچ ربطی به ترکیه و یا هر کشور خارجی دیگری ندارد. مردم آذربایجان حقوق ملیشان را مطالبه میکنند. کسانی هم که ادعا دارند دلشان برای تمامیت ارضی ایران میسوزد نه در رودررو که باید دوشادوش این خواسته بر حق قرار گیرند. هر ملتی حق دارد برای ارتقاع زبان ، فرهنگ، اقتصاد، … ملتش مبارزه کند. مطمئنا اگر شما یک ترک ایران بودید حتی اگر شما را به ناحق تجزیه طلب و عامل خارجی هم میدانستند همان کاری را میکردید که شاید در شرایط حاضر مخالف انجام آن هستید.

  • گونئي آذربايجان´ين ميللى بايراغى
    پرچم ملی آذربايجان جنوبى




    پرچم ملی ترکهای خراسان

    پرچم ملی ترکهای جنوب ايران


    پرچم ملی خلجستان

  • yaaprak

    سلام … لُطفاَفکر کنید.دَر ۳۰ سال گدشته . چگونه مغزمان را مشغول شده … من به درشتهایش اِشاره میکنم که یادم است…. ۸ سال چنگ …وَ هنوز است که داریم تاوان ۸ سال چنگ را میدهیم …گروگان گیری ….. زندانی کردن ها بعد کشتن ها ….. همینطور ……مثل مردی که اِزدواج می کند با عشق و هزاران زبان بازی بعد میرود زن دیگر میگیرد و یا هزاران مورد دیگر آخه این هم شُد زندگی کی میخواهند بفهمند که این زندگی نیست ………

    زندگی آزادی است زندگی رفاه است زندگی سلامتی فکر روح

    چه فیزیکی چه معنوی چه مادی… که در مچموعه ی کوچک

    پِدَر وَ مادَر مسئول آن است وا دَر مجموعه ی بزرگتر ینی جامعه

    دُولت ،مچلس. رَییس مملکت که مردم اِنتخاب کَرده اند …

    مردُمی که سواد خواندن وَ نوشتن دارند مردُمی که فکر میکُنند

    مردُمی که مِعنی آزادی آزاد اندیشی مفهوم اِقتصاد را میدانند مردُمی که روابط بین المللی را میدانند .مردُم مسؤ ل هستند تا کی باید بازیچه بود….کی باید به آرامش رسید …آخه من دلم میسوزه….من رنج میبرم زندگی که خودش

    سختی ها داره پس چرا سخت ترش میکنیم ….ایا روستایان ما دهقانانمان مردم شهرهایمان وبه طور کلّی همه سرزمینمان کی دَر اسایش و امنیت وآزادی بدون تَرس زندگی خواهند کرد را ه چاره چیست …..ایا مشکلات طبیعی مثل سیل زلزله بی ابی امراض ……..دگرگونیهای جوّی برایمان کافی نیست……………………کمک کنید تا جامعه مان به آرامش .آسایش .مثل کیلی از جامعه های دیگر برسد…..

    مردُم روشن فکر ……..لطفاَ کُمک کنید ……………..

  • yaaprak

    ”دوست را زیر باران باید جُست.

    دل من دیر زمانی است که می پندارد .

    دوستی نیز گُلی است.:

    مثل نیلوفر باز

    ساقه ی تُرد وَ ظریفی دارد.

    بی گمان سنگ دِل است ، آن که روا می دارد

    جان این ساقه ی نازک را

    دانسته بی آزارد….؛؛

  • yaaprak

    هر روز چون نیایش صُبح گاهی به اُفق؛

    میگویم: اِی کاش آدمی وطّنش را هم چون بنفشه ها میشد.

    باخود ببرد به هر کُجا که میخواست…

  • yaaprak

    با ستایش وَ سِپاس فراوان اَز نگاهی عزیز . که همیشه حقیقت را گُفته اند.

    آری این حقّ ما ترک زبانان است .که به زبان مادری

    بگوییم ،بنویسیم. فیلم وا سریال تهیه کنیمم وِ به نوآوری بپاردازیم

    زندگی را گه چگونه باید باشد به سادگی مثل نوشته های صمد بهرنگی … بهترسیم آوریم فکر نو زندگی نو

    همگام با تکنولژی …

  • Safari

    اقای نگاهی بنده فارس بتمام معنی فارس هستم و نمیفهمم پان فارس یعنی چه؟یعنی بچه تهرونی صحبت کردن
    و تمام لحجه ها را سخره کردن؟؟ رشتی را مشهدی را لری را قزوینی را و تبریزی…پس اصفهانی
    و شیرازی لحجه اند اما آذری یک زبان جداست و کردها هم اقای نگاهی هر گز از خودت نپرسیدی
    اگرزبان ترکی باذری های ایران بزور سلجوقیان (مسلمان!!)ترزیق شده پس چرا این همه دبدبه
    و کبکبه که بععععله عظمت زبان پارسی بود که عربی را در مرز های ایران سد کرد ولی تا مصر و مراکش زبان
    عربی نفوذ کرد….اما مقابل زبان سلجوقیان مقاومت نشد!!!خیلی خنده دارد خیر قربان زبان آذری زبان ان منطقه
    غرب خزر است با کش و غوسهای تاریخ تدوین شده بشری از بدو کاکازیانها که نژاد سفید اروپایی ریشه
    پیدایشش را از انجا میداند اروپا آذربایجان را با اسلامش براحتی دراروپا جا داده اما ترکیه
    را نمیپذیرد چرا؟؟؟

  • Safari

    امید است بلکه تقاضاست از اقای نگاهی و دیگر یولاش لر که محیط پاک و بی الایش این سایت
    را با کلمات غیر لزوم و احیانا زشت و ناپسند علیه باور دیگران بسیاهی الوده نکنیم درین سایت با توجه
    بکامنت ها معلومست غیر من و دو سه تایی بقیه با سواد کلاسیک با امار و ارقام و سندهای تاریخی و معتبر
    جلو میایند و طول و دراز شدن کامنتها خود گویای این واقعیت است ….اما یولاشی که مینویسی و خیلی هم
    پر تنش که علی ان اندازه از ان طایفه کشت و ان پیروش هم فلن کرد اینها هم از شیعه گریست!!!پس شما سنی هستید؟؟
    یا اصلا مسلمان زاده نیستید؟یا بدین شریف مسیحیت و یهودیت مفتخرید؟؟یا ذرتشتی و بهایی یا اصلا بی اعتقاد هستید!؟مثل بنده
    اما هر گز حاظر نیستم بدین و اعتقاد دیگران بی احترامی کنم …چرا جنایات میلیونی هیتلر را هر گز
    بمسیحیت ربط نمیدهند ؟چرا که اصل رشد و نمو نازیسم بر پایه نجات مسیحیت از ترس و سلطه
    کمونیسم شوروی بود اگر اعتقاد ندارید تاریخ پیدایش رایش سوم که بفارسی هم چاپ شده را بخوانید

  • پیاله چی

    یولداش های عزیزم، بالطبعه دوباره دمی به خمره زدم و حالا ناچار از نیاز مبرمی که زاده از مِی برای ابراز عقایدم شده است دارم کلمات زیر را با “موشم” حرف به حرف می”کلیک”م…

    نوش…

    اولا اینکه معلوم شد که بعضی از دوستان اشکالی با ذکر کلمه “ادرار” در این محفل دارند…
    چی است؟ آن دوستان اهل “اندیشه و قلم” هرگز “جیش”شان نمیگیرد؟ آیا آن نیاز طبیعی را باید به منزله دونی “منزلت” انسان و “مختصات انسانیش” بپنداریم؟؟!!

    کاشکی آن اسدالله ها ول کرده و پیاده شوند تا با هم راه برویم…
    …….
    آقا اصلا این چطور است؟ لبان غنچه شده به بوس من و همه بشریت به کون هر چه آدم با انصاف حقیقت گو است چسبیده باد…

    خوب است؟ پسندیده و زیبنده مزاقتان هست؟ اگر نیست شکایتان را ابلاغ به سگ محترمم، آقای “لینک” بفرمایید…

    نوش…

    دیگر اینکه میخواستم قدری به سایت “پیک نت” گیر بدهم، در اینکه به نظر میرسد که اشکالی با چاپ اشتباهات در ترجمه تا آنجایی که موجب تهییج خواننده شود، حتی به قیمت آبرو واعتبارشان، ندارند… عادتی که شاید در روش های غلط قدیمی ژورنالیسم با اتکا بر این باور که قریب به کثیرخوانندگان مطالب مندرجه شان
    1- زبان دیگری به جز زبانی که در رسانه شان مرسوم است نمیدانستند
    2- اگر هم خوانندگانشان برزبان خارجی دیگری مسلط بودند، امکان دسترسی آسانی به منبع مطلب ترجمه شده نداشتند…
    ولی باید در مد نظر ناشران فرهیخته سایت “پیک نت” باشد که به طفیل امکانات در دسترس عموم گذاشته شده عصر اینترنت کنونی، موارد مورد ذکر بالا دیگر قابل سوء استفاده نیستند و حتی رندان مست و بیسوادی مثل من به آسانی قادر به مچ گیری و درآوردن پیراهن عثمانشان هستند…

    موضوع بالاخص مورد اشاره ام این ترجمه است که منسوب به این مرجع است.

    البته دور از بی انصافی، باید آرزوی “دست درد نکنی” برای مترجم محترم داشته باشم. و ناگفته نگذارم که مثل روز روشن است که تسلط مترجم محترم بر زبان انگلیسی و هنر ترجمه حرف ندارد. ولی بعید از سلطه ادراک من است که چرا ایشان جمله
    ” Storm clouds have been darkening over the Gulf for many months” را برداشته و
    ” خلیج فارس برای ماه ها در دود و آتش فرو میرود ” و یا
    ” ابری از دود برای ماهها خلیج فارس را تاریک خواهد کرد ”
    ترجمه کرده اند با توجه به اینکه اولا آن مقاله دو سال پیش نوشته شده، و ثانیا هر انگلیسی در کلاس های اکابر آموخته ای مثل من و برادر عزیزم، نوش…، صفری میداند که ترجمه صحیح آن جمله چیزی شبیه این است:
    ” ابر های طوفان ماه های زیادی است که خلیج فارس را به تاریکی پوشانده اند…”

    اصلا صحبت دود و آتش در آن جمله از کجا آمد؟!

    تازه که را میخواهند بترسانند؟ مگر پیرزن چه خواهد از خدا به جز…؟!

    همین.

    نوش…

  • Safari

    اقای پیاله چی عزیز مطالب شما جزو با سوادان کلاسیک یولاش محک خورده٬و مرا با سایت پیک نت و اقای الهی
    سر دبیر بیمطالعه بحزب توده اش !!کاری نیست ایشان در بین پتک کاپیتالیسم امریکا و سندان
    سنت پرستهای ایران گیر کرده حاظر بپذیرش دمکراسی وطنی از جنس فرهنگ ایرانی نیست
    ودر حهل مرکب ابد الدهر میماند…ضمنا قلقلکم ندهید با تشکر

  • Araz

    روزنامه همشهری صفحه حوادث روز دوشنبه 14 فروردین ماه سال جاری

    خودکشی هولناک 8 عضو یک خانواده در آخماقه یه به دلیل فقر

    گروه حوادث: بررسي پليس قضائي بر روي پرونده مرگ دردناك ۸ عضو يك خانواده در شهرستان تبريز ادامه دارد.
    به گزارش همشهري، اولين روز سال جاري مأموران پليس جنايي شهرستان تبريز بر بالين ۸ جسد كه داخل منزل مسكوني واقع در منطقه آخمقيه قرار داشت حاضر شدند. شش فرزند يك زوج در كنار والدين خود جان سپرده بودند. جسد حلق آويز پدر خانواده به نام صابر (۴۶ ساله) نيز در كنار اجساد هفت عضو ديگر خانواده صحنه دلخراشي را ايجاد كرده بود.در فاصله اندكي از اجساد كاغذي بر روي ميز قرار داشت كه بر روي آن پدر خانواده نوشته بود كه به دليل فقر و عدم توانايي تأمين هزينه زندگي و پرداخت كرايه منزل اقدام به كشتن اعضا خانواده اش و سپس حلقه آويز كردن خود كرده است. يكي از شاهدان صحنه درخصوص اين جنايت گفت: كرايه منزل قربانيان ۵۰ هزار تومان بود.
    در ابتدا اين فرضيه كه اعضاي خانواده در اثر گازگرفتگي جان سپرده باشند مورد بررسي قرار گرفت ولي معلوم شد پنجره منزل داراي هواكش برقي بوده است و پليس در اولين تحقيق خود متوجه روشن بودن وسايل گازسوز خانه شد. بدين ترتيب اين فرضيه رد شد.در همين جال جسد كودك ۴ ساله خانواده كه آثار خونريزي از دهان وي مشاهده مي شد درحالي كه شكلات كوچكي در دستانش بود كنار اجساد ديگر اعضا ي خانواده قرار داشت.بررسي جسد اين كودك خردسال اين فرضيه را كه وي در اثر مصرف مواد سمي كه محلول در آب يا غذا دچار خونريزي داخلي شده و جان سپرده باشند، براي بررسي پليس قوت بخشيد.
    اين درحاليست كه همسايه ها در ابتدا با جسد دو گربه كه بر روي پشت بام و بالكن منزل مذكور جان سپرده بودند مواجه شدند و تصور كردند كه بوي تعفن پخش شده در فضا متعلق به اجساد آن دو حيوان است ولي بعد از ديدن اجساد اين خانواده اين احتمال كه آن دو گربه نيز از غذاي مسموم كه منجر به مرگ اعضاي خانواده شده باشد مصرف كرده و جان سپرده اند تقويت كرد. پرونده اين جنايت خانوادگي هم اكنون در دادگستري تبريز تحت بررسي است. بررسي پليس بر روي اين پرونده در حالي ادامه دارد كه در استان هاي غربي كشور كمترين قتل هاي خانوادگي به وقوع مي پيوند

  • عدم توجه رژیم منحوس پهلوی به زندگی ملتهای مختلف ساکن درایران و حتی نابود کردن امکانات رشد و گسترش این مناطق، موجبات عقب ماندگی و ویرانی این مناطق از جمله آذربایجان، تورکمن صحرا، بلوچستان و… را فراهم نمود. تمرکز صنایع و مراکز حرفه­ای در استانهای خاص(فارس نشین)، همچنین عدم توجه به نیازهای بخش کشاورزی ، موجب مهاجرت دسته دسته اقشار مختلف ملل تحت ستم به مراکز صنعتی مرکز شد. سیاست تبعیض و ستم ملی نه تنها از رشد و ازدیاد جمعیت در آذربایجان به میزان زیادی کاست، بلکه در عین حال تاثیر منفی بر روی ساختار جمعیت این منطقه بجای گذارد. زیرا در نتیجه مهاجرت دسته جمعی و رو به افزایش، آذربایجان در درجه اول نیروی کار فعالی که در جستجوی کار و کسب شرایط و زندگی بهتر زاد و بوم خود را ترک کرده­اند را از دست داد. درنتیجه آذربایجان از لحاظ فنی و مهارت صنعتی و مدیریت به وضعیت اسفناکی افتاد که خود یکی از عوامل رکود اقتصادی این منطقه و عقب ماندگی شهرها و روستاها در کلیه زمینه­ها گردید. آمار سال1340 وزارت صنایع و معادن درباره صنایع کشور نه تنها برخی از جوانب اسفناک اقتصادی آذربایجان را نشان می­دهد بلکه خود کلیدی جهت بررسی علل کوچ و مهاجرت عظیم نیروی کار را نیز بدست می­دهد.

    جدول فوق نشان می­دهد آذربایجان شرقی و غربی با جمعیتی تقریباً برابر با جمعیت استان مرکزی از لحاظ رشد صنعتی در مقام آخر جدول فوق است. از نظر ترکیب صنایع و سود آوری آنها وضعیت این صنایع نیز اسفناک است.

  • پیمان خان و دیگر خانهای محترم فارس پرست ضد ترک
    برایتان خیلی متاسفم. همه ملل مظلوم ساکن در زندان بزرگ ایران آرام آرام از خواب غفلت بیدار می شوند. این هم ربطی یه ترکیه و آمریکا ندارد، چون اگر ترکیه با آذربایجانیها بود در آنصورت گوناز تی وی را نمی بست. لطفا بیش از این خود را شرمنده ملل دیگر ایران نکنید. حداقل اجازه بدهید در آینده همسایگان خوبی باشیم. همه پل ها ی پشت سر خود را خراب نکنید.

  • adnan

    ba tavajoh be tasvibe 75 milyon dolar baraye tarvije demokrasi dar iran , v takide rays be gostareshe shabakehaye farsi , forsate monasebi baraye darkhaste kanali ham baraye meliyathaye iran v tarvije farhange federali be vojod amadeh , ke be hemmate shoma bastegi darad

  • اسامی 11 تن از زندانیان سیاسی در آذربایجان

    asmek

    در حال حاضر یازده تن از فعالان سياسي آذربایجان در زندانهاي تبریز، اهر و اردبیل به سر می برند.اسامي این افراد عبارتند از:

    1- حجت الاسلام عبدالعزیز عظیمی قدیم……………..(زندان تبریز)

    2- هدایت ذاکر……………………………………………..(زندان تبریز)

    3- علی هارای……………………………………………..(زندان تبریز)

    4- محمد حسینی (اوختای حوسئینلی)………………..(زندان تبریز)

    5- محمد فرشی……………………………………………(زندان تبریز)

    6- حسن احسانی…………………………………………(زندان تبریز)

    7- محرم خوشنام…………………………………………..(زندان تبریز)

    8- یاشار مقام اسلامی……………………………………(زندان تبریز)

    9- دکتر محرم کامرانی……………………………………..(زندان اهر)

    10- ابراهیم رشیدی………………………………………….(زندان اهر)

    11- بهروز علیزاده……………………………………… …….(زندان اردبیل)

    بررسیهای بعمل آمده نشان می دهد که از بازداشت شدگان تجمعات ششم اسفند ماه در قم، هفتم اسفند ماه در تبریز، 24 اسفند ماه در مشکین شهر (خی یو )و دهم فروردین ماه دراهر و تبریز بغیر ازفعالین مذکور اسامی فرد یا افراد دیگری (که شناسائی شده و در زندان باشند) گزارش نشده است

  • پنجشنبه 17 فروردین ماه سال 1385
    بازی قاضی اردبیلی با خانواده علیزاده
    بهروز علیزاده پنجمین روز اعتصاب غذایش را آغاز کرد

    حق-بهروز علیزاده جوان ۲۰ ساله اردبیلی که روز ۲۶ اسفندماه ۸۴ ۱۳در این شهر دستگیر شده است هنوز در زندان است و قاضی علایی در شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب اردبیل از صدور قرار آزادی برای او طفره می رود.علایی مدتی پیش خانواده علیزاده را تهدید کرد که پسرشان را به تحمل ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم خواهد کرد.او همچنین از علیزاده تعهد نامه کتبی می خواهد که هیچ گونه فعالیتی نداشته باشد. بهروز علیزاده از امضای چنین تعهدی سر باز می زند و اعلام کرده است فعالیت در راه آذربایجان آرمان و اعتقادش است و از آن دست بر نخواهد داشت.

    علیزاده که چهار روز در اداره اطلاعات اردبیل در اعتصاب بوده است امروز پنجمین روز اعتصاب غذایش در زندان را آغاز کرده است.با وجود سپری شدن بیست روز از بازداشت این فعال حرکت ملی آذربایجان در اردبیل وی هنوز تفهیم اتهام نشده است و ممکن است امروز او را در دادگاه حاضر کنند.

  • آقا پیمان! اول اینکه خیلی ببخشید 2 روز یود که کامپیوترم ایراد پیدا کرده بود، اما شکر خدا که درست شد. دوم اینکه اگر واقعا حرف منظقی بزنی و بتوانی مرا قانع کنی حاضرم پیش همه یولداشها ضمن عذر خواهی از شما و مهناز دیگر حرف ترک و آذربایجان و شونیسم فارس را کنار بگذارم و همگام با تو از ایران و زبان فارسی دفاع کنم. این گوی و این میدان

  • براهنی در مقاله ستم ملی بدرستی هم رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی و هم روشنفکران و عمله و اکره آنها ( چه حکومتی و چه اپوزیسیون ) را به باد انتقاد می گیرد و آنها را به روشنفکران مخالف هیتلر در آلمان تشبیه می کند که به وظایف و مسئولیت های خود در قبال مردم آلمان عمل نکردند و راه را برای فاجعه گشودند.

    واقعیت این است که تداوم طولانی و ابعاد گسترده ستم ملی بر علیه ملیت های غیرفارس ایران بخش هائی از ملیت های تحت ستم ایران را مرعوب و بخش اعظم مردم فارسی زبان را نیز تحمیق کرده است. آنها چشم باز کرده و وضعیت را چنین دیده اند. آنها چیزی غیر عادی در این وضعیت نمی بینند، به آن عادت کرده و آنرا عادی تلقی می کنند. آنها فکر می کنند که همیشه اینچنین بوده و خواهد بود!

    مسئله سکوت رضایت مندانه اکثریت روشنفکران فارس، سازمان ها و احزاب به اصطلاح “سراسری” در قبال سیاست های ویرانگری که برعلیه ملیت های غیر فارس در ایران می رود، چیزی نیست که احتیاج به دلیل و حجت داشته باشد. بودن چند تا نویسنده و روشنفکر ترک و عرب و کرد …در میان آنها و یا بودن عده ای از آنها در میان اعضاء، کادرها و یا رهبران این سازمان ها و احزاب تغییری در ماهیت امر نمی دهد، زیرا ساختار ذهنی حاکم بر آنها ساختاری شوونیستی، ساختاری برای حفظ و تداوم برتری عنصر فارس در تمام زمینه های حیات جامعه ایران است.

    این ذهنیت، ذهنیتی پوسیده و زمانش نیز سپری شده است. ایران امروز در یک بحران هویتی عمیقی بسر می برد. لباس هویتی که که پهلوی ها و جمهوری اسلامی به تن ایران و ایرانی دوخته اند، تنگ تر از آن است که راه به جائی ببرد. آنها روزی زبان فارسی، روزی دیگر شاهنامه فردوسی و زمانی نژاد آریائی را معیار هویت ایرانی قالب کردند، امروز این معیار ها با ورشکستگی کامل روبرو شده است، از این روست که نه تنها ساختار اداری – سیاسی ایران باید بر مبنائی مدرن و امروزی و از نو تجدید سازمان یابد. بلکه مفاهیمی مانند، ایران، ایرانی ، هویت ملی، منافع ملی … باید از نو باز تعریف شوند.

    براهنی در مقاله “ستم ملی” می نویسد: ” ایران فقط متعلق به فارسی زبان ها نیست. حتی تهران هم متعلق به فارسی زبانان نیست. تهران بزرگترین شهر آذری گوی جهان است. ترک زبانان آذربایجانی بیش از نصف جمعیت تهران را تشکیل می دهند و بزرگترین ملیت از لحاظ تعداد نیز جمعیت آذربایجانی ها هستند”.

  • شيرازي اوغلو

    اينجا رو بخونين
    بابا ايوالله!!!
    بابا مرد!
    بابا يك كلام!
    حقا كه اول و وسط واخر همه ي مردها و يك كلام ها و دشمني جويي ها همين
    صدام كه گوي ضديت و دشمني با قوم نيم ميليوني! فارس استعمار گر كثيف اريايي
    رو از هر چه و هر كه ضد فارس ربوده.
    من معتقدم بايد مجسمه اش رو عرب ها و دوستان ضد استعمارگري ۲۵۰۰ ساله قوم
    معجول فارس از طلا بسازن!
    حالا بعد اون مجسمه رو كجا بايد بزارن -محل اشكاله!

  • پیاله چی

    Safari jaan,

    I only tickle those whom I love.

    Noosh…

  • مهناز

    Araz عزیز

    البته شما و همفکرانتان مختارید که هرچه میخواهید بگوئید و تا دلتان میخواهد ا ز” شونیسم فارس” سخن برانید. اگر موفق شوید که علیرغم خواست اکثر آذریها (که هیچکس در حال حاضر نمیداند چه است) آذربایجان را از ایران جدا سازید، در نهایت باید از ” ملت آذربایجان” عذرخواهی کنید و نه شخصی مثل من! واضح است که من بعنوان یک ایرانی از تکه پاره شدن مملکتم عذاب خواهم کشید، ولی باحتمال قریب به یقین پس از فروکش کردن احساسات تحریک شدهً قومی، هموطنان آ ذریم بمراتب بیشتر صدمه خواهند دید (همانطور که کل ملت ایران وقتی بالاخره بخود آمد دید که دنباله روی نسنجیده از احساسات انقلابی چه نتیجه ای داشت!)

    ملت ایران (از هر قوم و قبیله ای) بزرگترین شانس پیشرفت، رفاه، و سربلندی را در یک ایران یکپارچه با نظامی سکولار و دمکراتیک، بر مبنای ا صول اعلامیه جهانی حقوق بشر، وتساوی حقوق همهً شهروندا ن، و البته احترام به تنوع فرهنگی و زبانی خواهد یافت. در حال حاضر ، و با وجود حکومتی نظیر جمهوری اسلامی شاید این تصویر بنظر خواب و خیال بیاید، ولی من معتقدم که ما هیچگاه به اندازهً امروز به دستیابی به آرزوهای دیرینه مان نزدیک نبوده ایم. کشور ما الاًن دارد “چهاردرد” نهائی زا یمانی سخت را میکشد. اگر ما ملت، متفقاٌ و دست در دست هم، کمر این درد کشیده را بگیریم و اجازه ندهیم که بخاطر تعصبات گروهی (حتی فارسی زبانان) نتواند این فشار آ خری را تحمل کند، بزودی نوزاد دمکراسی و پیشرفت را مشترکاٌ در آغوش خواهیم کشید. وگرنه یکبار دیگر شاهد قربانی شدن مام وطن سر زا خواهیم بود، و همگی ( و شاید بیش از همه، کسانی که طبل جدائی را میکوبند) صدمه خواهیم دید.

    و اما اینکه ظاهراٌ تصور کرده اید که من مایلم که شما از زبان فارسی “دفاع” کنید، باید بگویم که من هیچ لزومی به دفاع از زبان فارسی (یا هر زبان دیگر) نمیبینم. زبانها، مانند همه موجودات زندهً دیگر تا هنگامی که کاربرد دارند میمانند وا گر تاریخ مصرفشان پایان پذ یرد میمیرند. موضع من در مورد زبانهای مختلف در ایران اینستکه همهً مردم باید بتوانند زبانشان را بیاموزند و آنرا توسعه دهند. تنوع فرهنگی برای یک ملت نقطهً ضعف نیست بلکه باعث تعالی آن ملت است. آ نچه مرا احتمالاٌ از متعصبان قومی جدا میسازد اینستکه من داشتن یک زبان مشترک را (علاوه بر زبان مادری) برای همبستگی و پیشرفت ملی ضروری میدانم، و در کشور ایران بلحاظ تاریخی (که بسیار کهن تر از دوران پهلوی و محرومیت اقلیتهای زبانی از آموزش زبانشان است!) این زبان مشترک فارسی است. در بسیاری از ممالک، یادگیری بیش از یک زبان امریست عادی، و اشخاص چند زبانه ازبسیاری جهات از تک زبانیها جلوترند. من هیچ دلیلی نمیبینم که در ایران اکثر مردم بیش از یک زبان یاد نگیرند و به رشد و ترقی زبانهای مختلف خدمت نکنند. بامید آن روز….

  • پیاله چی

    پیمان جان،
    این که روحی از روحی دیگر، حتی پس از آشکار شدن اشتباهات عقایدی روح دوم و چه روح دوم قبول اشتباه کند یا نکند، طلب عذر خواهی و ندامتش کند (صحبت جنایت را نمیکنم ها! جنایت برای من حسابی کاملا جداگانه دارد که مطمئن نیستم در آن چه بازاری برای عذرخواهی میتواند باشد!…)، وفق با سیر تکاملی روح اول ندارد عزیزم…

    نگاهی خوب بر روح و باطنت بیافکن و خودت تصمیم بگیر که یک معذرت خواهی از آراز براستی مورد نیاز کدامین بخش و وصله از فطرتت میباشد…

    به من هم نگو…

    نوش…

  • مهناز

    پیمان عزیز

    من از لطف شما بسیار ممنونم، ولی صمیمانه باید بگویم که هیچ لزومی به عذرخواهی کسی نمیبینم. البته ما اگر بخواهیم سخنانمان شنیده شود بنفع خودمان است که آنها را با زبانی منطقی و محترمانه عرضه کنیم (همانطور که در اینجا میبینیم!). ولی تا حدی قابل درک است که گهگاه هیجان زده شویم و عنان زبان از دستمان در رود! بالاخره ما ملتی رنجدیده و ستم کشیده هستیم، و هیچ چیز باندازهً فشارظلم، عاقلانه اندیشیدن را از انسان سلب نمیکند.

    بی انصافیست اگر چشممان را به مسائل دیگر هموطنانمان (ازهر مذهب، قوم، یا هر گروه متفاوت با خودمان) ببندیم و آنها را انکار کنیم. وظیفهً همهً ماست که در احقاق حقوق همهً هموطنانمان بکوشیم، چه که پیشرفت و سر بلندی هر ملتی در گرو رفاه و ترقی مساوی همهً گروهها است. ولی اینرا نیز باید بدانیم که بدبختی ما بعلت برتری طلبی و ظلم گروهی خاص از ایرانیان نیست، بلکه نتیجهً قرنها استبداد سیاسی/مذهبی و در نهایت حاصل عملکرد همهً ماست. رنج آنراهم همه متحمل شده ایم، هریک بنوعی وبعضی بیش از دیگران. توضیع تبعیض و فقر بر اساس قومیت نبوده و بسیاری از مناطق فارسی زبان از جملهً فقیرترین مناطق مملکتمان هستند.

    بنابراین همانطور که فارسی زبانان باید در رفع اجحاف فرهنگی سایر اقوام بکوشند، غیر فارسی زبانان هم باید انگشت اتهام را از این و آن بردارند و نامنصفانه گروه عظیمی از هموطنان خود را مسبب تمام مشکلاتشان نبینند، چه که اگر چنین کنند و این تصور را بوجود آورند که جدائی از ایران درمان همهً دردهای فرهنگی و سیاسیشان است، همان راهی را خواهند رفت که کل ایرانیان بامید واهی مدینهً فاضله بدنبال خمینی رفتند!

  • آمیرزا

    مهناز خانم عزیز، بقول شوهر عمه مرحوم من: «احسن سَنَه ای نوگولِ زیبا!» که اگرچه ترکی است، ولی برای فارسی زبانها هم قابل فهم است!!! خوشحالم که می بینم بحثهای اینچنینی دارد رنگ و بوی متمدنانه و حقوق بشری می گیرد. به نظر من هم بهتربن راه حل برای مشکلات ایران که خانه همه ماست، کمک به این مادر تاریخ است برای زایمان دردناکش. واگر نه من هیچ فرق بزرگی بین این فرقه گراها (از پانفارسیست و پانترکیست و پانعربیست و …) با جمهوری اسلامی نمیبینم. همه فکر میکنند خودشان به تنهائی یک ملتند (به ترتیب پان ها: ملت ایران، ملت آذربایجان یا بقول خودشان “ملت تورک”، ملت عرب و …) همه فکر میکنند قیم و صاحب اختیار میلیونها آدمند و خنده دار اینجاست که همه هم از دموکراسی و آزادی دم میزنند.

    پس دم هر چه آدم چیزفهم و هوادار واقعی حقوق بشر گرم …

  • شيرازي اوغلو

    دوستان
    منهم از اينكه ما فرزندان ايران-در اين خانه مجازي و اينترنتي-علي رغم
    تمامي اختلافاتمان -متمدنانه با هم برخورد مي كنيم بسيار خوشوقت و
    خرسندم.
    فراموش نكنيد كه ما همگي هم درديم و درد مشترك ما استبداد زدگي و ضعف
    فرهنگي و عقب افتادن از قافله تمدن است.
    راستي گفتم تمدن-ياد ان مرحوم افتادم كه بخيالش با روسازي و نما سازي
    بجاي كار عميق و سيستماتيك در كشور ما -مي شود يك شبه به دروازه هاي تمدن
    بزرگ رسيد-! بهر حال با توجه به اين ۲۷ سال و شرايط خاورميانه بايد گفت كه
    خدا نور به قبرش ببارونه كه ايران رو مدتي جزيره ثبات وترقي- اين دريايه
    طوفاني خاورميانه كرده بود.
    به اين ادرس نگاه كنيد
    زماني دانشگاه پزشكي شيراز چشم و چراغ دانش پزشكي ايران بود و هنوز هم به
    لحاظ نيروي انساني متخصص استان فارس يك منطقه غني به شمار مي رود ولي
    زماني كه كاربه تخصيص بودجه مي رسد واستخدام پزشك توسط دولت و تاسيس
    بيمارستان-تخت بيمارستاني- استان ثروتمند فارس در پايين جدول قرار مي
    گيرد وبعدش هم دعوا بر سر فارس گرا بودن رژيم و استعمار گري قوم جعلي!!! و
    حداكثر نيم ميليوني فارس بر ميليونها اقليت در بند اين قوم معجول خونخوار
    مي شود!
    امارهاي ديگر استان فارس هم چندان تعريفي ندارد
    مقام دوم در تعداد معتادين به مواد مخدر!
    نداشتن راه اهن! در قرن بيست ويكم-!در حالي كه مناطق شمال غرب از ان
    برخوردارند نداشتن راههاي مناسب-اتوبان- در حالي اتوبان وجاده دهاي شمال
    غرب واز تهران به اذربايجان بحمدالله اتوباني شده با پوشش كامل تلفن مبايل
    تاهموطنان اذربايجاني در حال حركت به زادگاه مباركشان از تهران راحت
    باشند
    و تهران يعني-محل مهاجرت…ساختن اينده…واشغال تمامي مناسب ممكن از
    كارگري شركت گاز و كندن زمين براي لوله گذاري تا مقامهاي وزارت و وكالت و
    رهبري-!!!جناب خامنه اي-! و اشغال بازار تهران-به عنوان مهمترين بازار
    كشور-تا مغازه هاي خرده فروشي و مقامات نظامي-كه به صورت سنتي از زمان قزل
    باشان صفوي تا اريامهر-ارتشبد قره باغي-درصد بالايي از اذري تباران و يا
    اين طور كه دوستان اصرار دارند-توركان دربند- كه حتما هم بايد -توركان-
    نوشته شود چون اگر به صورت سنتي-تركان- نوشته شود گويي به حقوق اقوام
    تجاوز شده …تا همين انصار حزب الله-لباس شخصي ها- كه در تجمعات ملت
    بدبخت- ميريزن و اونارو كتك مي زنن… يادش بخير دوران مرحوم اصلاحات و
    ازادي مطبوعات -سيد ابراهيم نبوي يك مصاحبه اي كرده بود با اقاي مسعود ده
    نمكي از روساي ارشد انصار حزب الله وچنان كه رسم ابراهيم خان نبوي است
    وسط كلام به كانال ۲ رفته بود وچند جمله با مزه هم- با اقاي مسعود خان ده
    نمكي تركي اختلاط كرده بود… غرض از پراكنده گويي ام اينه كه همانجور كه
    من اين واقعيات رو دليل ظلم و استعمار ترك -ببخشيد منظورم توركه-!نمي دونم
    و بهره مندي بيشتر هم وطنان تركم رو مايه خوشحالي خودم مي دونم و اگر انها
    را مي خواهم- با خوب و بدشان مي خواهم- و اگر ازادي را مي خواهم براي همه
    مي خواهم و اگر رفاه اقتصادي را مي طلبم انرا هم براي همه ي ايرانيان-
    فارغذاز دين و نژاد و زبان مختلف- مي خواهم اميدوارم كه دوستان مدافع
    حقوق اقليت ها هم مواضع خودشان را منطقي كنند و همه چيزهايي رو كه بر
    شمردم براي همه ايرانيان بخواهند.
    معتقدم با فحش و لجن پراكني و تهمت و افترا بستن به ديگر اقوام هيچ مشكلي
    حل نميشه و ما بايد ياد بگيريم كه با هم تساحل و تسامح و بردباري داشته
    باشيم.
    ايران مي تواند و بايد به همه ما ازادي سعادت صلح و صفا بدهد و البته
    ماهم بايد شايسته بشويم تا قباي عافيت و نيكروزي برازنده وجود عزيزمان
    گردد وگرنه عراق و يا يگوسلاوي و افغانستان شدن كه عرضه نمي خواهد!
    در ايران متحد و يكپارچه اينده جا براي همه هست-بدون خشونت ودشمني
    فارسي زباني خارجي نيست كه توسط قواي قهريه يك كشور فاتح به ممالك مفتوح
    قبولاده شده باشد و بر سر استقرارش خون و خون ريزي صورت گرفته باشد بلكه
    زباني است كه وجه ملي و تاريخي دارد و بيشتر مردم داخل ايران ان را مي
    فهمند و زباني است كه حامل بار فرهنگي ايرانيت ماست و اينها فقط تنها مزيت
    اوست و اگر يك روز اين مجموعه جغرافيايي سياسي كه ايرانش مي ناميم خئاست
    باقي بماند و مردم ان خواستند با يكديگر بگويند و بشنوند و مراوده داشته
    باشند بديهي است كه وسيله ان همين فارسي مغضوب دوستان است.
    اموزش و استفاده زبانهاي محلي بايد مطابق قانون اساسي اجرا شود كه به وجه
    فرهنگي غناي ان كمك مي كند و پاسداشت هر زبان محلي ملت واحد ايران در حكم
    نگهداشت ميراث فرهنگي ايشان است.
    ياشاسين ايران
    انايوردم ايران
    انايوردم شيراز

  • Safari

    منظورم قلقلک سیاسی بود جوان!!!البته که نوع انتخاب پتت!؟از روح عصیانگرت خبر میدهد
    تا گربه ناز نازی نگاهی واخلاق و کردارو نوشتارش با خیل دوستانش با بسیار مخالفانش و معدود دشمنانش
    در ضمن من این سگهای غربی را که نژادا پرورش یافته اند را بسیار دوست داشتنی و وفا و با هوش
    و یار غار خانواده ها میبینم و انها که چشم نابینایان هستند بیشترین مهر و محبت و یک شی اند لو هم در جلوی
    اداره پلیس محل ماست که درجه سروانی!!!دارد٬از طرز نگاه مشکوکش بخودم ازرده خاطر بودم٬از خانم پلیسی که
    پارتنرش است پرسیدم چرا در جواب ابراز محبتم دمی تکان نمیدهد؟مثل بقیه سگها٬ جوابش مرا قانع کرد
    که ایشون!یک افسر پلیس وضیفه شناس است نه یک پت خانگی

  • yaaprak

    به جهان خرّم اَز آنم که جهان خرّم اَز اوست

    چرا باید کشور را به حوّا تشبیه کنیم کشور ایران مثل همه کشور های دیگر روی زمین است .تصورات واهی ودور ازذهن

    فقط برای نوشتن داستان بدرد میخوره . دَر زمن دند کشوری باید لق شود که نمیتواند کنترل جمعیت داشته باشد.

    وَ خدا بیل گیت را آفرید….رایانه زبان بسته .به جای اینکه شود برخورد تمدنها …شده درددل صغرا کبرا…….

    عزیزان یک راه علمی و عملی را دنبال کنید .به کشور سوئد

    نگاه کنید .بیسواد ندارد… وخیلی مسایل دیگر که لازمِ برای یک کشور مترقی است .

    مردم باید معنی آزادی را بفهمند .معنی دموکراسی را بفهمند .بدانند که کشور هایی مثل سوئد.المان َاُطریش…

    امریکا را نمیگویام چون حساسیت دارند…نیوزیلند…سویس

    و……قانون اساسیشان چیست اُلگوی زندگانی شان چیست

    فکر و اندیشه شان چیست …..باید یکی از اینها را سرمشق

    قرار بدهند …والا وا مصیبتا دردی را دوا نمیکند…..

    در ضمن دموکراسی تعریف دارد .تعریف علمی ….

    مملکت داری باید بر اساس ومبانی اداره شود آش سله قلمکار که شود میشود همینی که میبینی.

    متخصص لازم دارد .مدیریت دارای تخصص در هر موردی مربوط

    قوانین که بر اساس قوانین جهانی که همان مربوط میشودحقوق
    بشر…و قانون باید لازماجراباشد .

    برای مثال امیر انتظام ۳۷سال است که درزندان است .چرا

    گنچی چرا درزندان باید باشد ۶سال و……تقصیر کیست…

    چرا مردم معتاد داریم ونسبت به گذشته چندین برابر شده.؟

    چرا مردم هنوز از نیازهای اولیه محروم اند؟ وهزاران چراهای دیگر .چه کسی جواب گو است ایا تقصیر من . یا شما

    یا مسئولین در هر رده ما هم در دید دنیا زیبا نیستیم .

    چرا مگر همان ایرانی نبود که با دلار۶تومان به هر کجا که میخاست مسافرت میکرد پول ایران در خارج ارزش داشت یعنی شما اگر پول ایرانی هم راهت بود در هر بانک جهانی مثل دلار تبدیلش میکردند چه شد که این طور شد ………..

    بیش از این وقت گرامیتان را نمی گیرم ….خود باقی را پیدا کنید.در ضمن طرفدار هیچ کس نیستم طرفدار حق و حقیقتم

    و من الله ِ توفیق

  • yaaprak

    اورهان ولی کانیک:

    مُفت زندگی میکنیم،مُفت

    هوا مُفت،اَبر مُفت

    جویبار،تپه مُفت

    بارون؛ گِل ،مُفت

    ظاهر ماشینا

    دَر سینما ها

    نون وَ پنیر نیست ،امّا

    آب ولرم مُفت

    آزادی به قیمت کلّه ات

    بردگی مُفت

    مُفت زندگی میکُنیم مُفت،

  • sudef

    عزیز فاذری!!! من یکدور کامل دور یولداش گشتم تا مطلب ارسالی از جانب شما را در حدود 2 ماه قبل که دو تکه مطلب فارسی که مستقیما از زبان ترکی ترجمه شده بود (که خانه ات دوخته شود بسیار زیبا بود) نیافتم اگر میتوانید اندو را برایم بفرستید ممنون میشوم.

  • پنجشنبه 17 فروردین ماه سال 1385
    بی احترامی قاضی علایی به مادر پیر علیزاده
    حق- امروز هفدهم فروردین ماه مادر پیر بهروز علیزاده که برای چندمین روز متوالی به شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب اردبیل مراجعه می کرد انتظار داشت تا بنا به قولی که قاضی علایی رئیس شعبه ۱۴ قبلا داده بود پسرش را در دادگاه ببیند.اما تا آخر وقت اداری باز قاضی از فراخواندن علیزاده به دادگاه امتناع کرد و در مقابل سئوال و اصرار مادر علیزاده به تندی و بی احترامی جواب داد.بنا به اظهار یکی از نزدیکان خانواده علیزاده قاضی علایی به صراحت گفت که از روی لجاجت بهروز را در زندان نگه داشته است و او هیچ جرمی مرتکب نشده اما گنده گویی کرده است و باید تعهدنامه ای امضا کند و آنگاه به کارش رسیدگی شود.

    لازم به ذکر است قاضی ها و دادستان هایی که در شهر های مختلف آذربایجان عهده دار رسیدگی به پرونده های فعالان حرکت ملی می شوند عموما در کارشان دچار سردر گمی هستند و جوابهایشان در مورد پرونده حکایت از آن دارد.برخی از ایشان مانند دادستان گل محمدی زنجان حتی متهم را تفهیم اتهام نمی کنند و برخی دیگر مانند بازپرش تبریزی به صراحت همه چیز حتی ملاقات خودش با متهم را منوط به نظر اداره اطلاعات می دانند.واقعیت این است که در این پرونده ها قوه قضائیه آلت دست وزارت اطلاعات است و قاضی ها وظیفه ای جز سردواندن خانواده های بازداشت شدگان ندارند.

    اخبار رسیده از تبریز حکایت از آن دارند که امروز اوختای حسینی آزاد شده است.وی در جریان دستگیریهای اسفند ماه تبریز توسط نیروهای اطلاعاتی تبریز دستگیر و بازداشت شده بود.

  • سلام بر اعتراف مهناز خانم و آقا پیمان
    من نمی دانم بایستی از چه چیز معذرت بخواهم. از توهینی که به ملییتهای ایران کرده ام؟ یا از توهینی که به زبان فارسی یا فارس زبانان نموده ام؟ یا بخاطر قتل عام 30000 ترک در تبریز در سال 1325؟ و یا بخاطر آتش زدن کتب ترکی در 26 آذر 1326؟ یا از جک هایی که ساخته ام؟ از چه چیز؟
    اگر واقعا دمکرات هستید چرا نمی خواهید زبان اکثریت مردم ساکن ایران، زبان رسمی و مشترک همه ایرانیان باشد؟ در کدام رفراندام مردم ایران گفته اند که بایستی زبان فارسی زیان رسمی باشد؟
    بنظر من حالا توبت شماست که نه از من بلکه از همه ملل ایرانی تحت ظلم شونیسم بعنوان یک روشنفکر فارس به نوبه خود عذرخواهی نمایید.
    البته جای بسی خوشبختی است که می فرمایید ” موضع من در مورد زبانهای مختلف در ایران اینستکه همهً مردم باید بتوانند زبانشان را بیاموزند و آنرا توسعه دهند”.
    امیدوارم بتوانید با همین سرعت فرایند دمکراتیزاسیون را در وجود و اندیشه خود توسعه دهید.
    اوپوره م

  • ببخشید اعتراف نه اأتلاف

  • تحقیقات نشان داده است که کودکانی که به زبان مادری خود آموزش میبینند بهتر و سریعتر یاد میگیرند. مساله مهم در این بین، انتخاب زبان آموزشی مدارس از میان زبانهای اقلیتها میباشد. برخی از اندیشمندان بر این عقیده اند که سیستم آموزشی چندزبانه در برخی کشورها، تلاشی در جهت ارتقا و بهبود آموزش میباشد. مشکل عمده در راه اجرای سیاست آموزش چندزبانه، موانع سیاسی و اقتصادی در برخی کشورهاست.

    در سال 1998، 61 درصد از رای دهندگان اسپانیائی زبان ایالت کالیفرنیا نسبت به آموزش تحمیلی زبان انگلیسی در مدارس اعتراض نموده و خواستار پایان انحصار این زبان در مدارس شدند. این اعتراضات با ائتلاف سازمانهای مدنی تدارک دیده شد.

    با اعتراض این عده، طرحی بنام طرح 227 به رای گذاشته شد که براساس آن، کودکان اسپانیولی زبان این ایالت پس از طی یک دوره فشردهء یکسالهء آموزش زبان انگلیسی وارد مدرسه شده و تحصیلات خود را به زبان اسپانیائی ادامه دهند. اجرای این طرح به سرعت در سراسر آمریکا مورد توجه قرار گرفت؛ چرا که بیش از 4/3 میلیون کودک آمریکائی به سختی میتوانند بزبان انگلیسی تکلم کنند یا اصلا بدان قادر نیستند.

    با بررسی این طرح مشخص شد که دلبستگی خاصی نسبت بزبان مادری وجود دارد؛ طی دهها سال تمایل به پذیرش تحصیل بزبان مادری وجود داشته و همچنین مزایای آموزش چندزبانه بیشتر آشکار گردید. دکتر نادین دوشر Nadine Dutcher – مشاور مرکز زبانشناسی کاربردی دانشگاه واشنگتن دی.سی. – معتقد است که «امروزه معلمان از اهمیت و ارزش آموزش دانش آموزان بزبان مادری آگاهند».

    اقلیت های قومی همواره بخاطر ممنوعیت بکارگیری زبانهایشان در سیستم آموزشی کشورها اولین قربانیان مساله زبانها بوده اند. بعنوان مثال، اقلیت چینی کشور اندونزی در زمان ریاست جمهوری سوهارتو به خاطر ممنوعیت بکارگیری زبان چینی سرکوب شدند.

    تصمیم گیری درباره زبانها به تصمیم گیریهای سیاسی وابسته بوده، چنانچه پس از استقلال کشورهای آفریقائی، اولین اقدام دولتهای جدید احیای زبانهای محلی در این کشورها بوده است.

    در 1963، زبان سواهیلی (2) بعنوان زبان رسمی کشور کنیا انتخاب شد. کشور گینه نیز نسبت به احیاء، رسمی ساختن و سواد آموزی با هشت زبان عمدهء رایج در این کشور اقدام کرد. لکن با روی کار آمدن ژنرال لانسانا کونته Lansana Conte در اوسط دههء هشتاد در گینه، زبان فرانسوی به عنوان تنها زبان رسمی آموزشی ترویج شد. امروزه در سیستم آموزشی کنیا زبان انگلیسی بیش از زبان سواحیلی کاربرد دارد.

    آنه بریست Annie Brisset – مدرس ترجمه و تفسیر در کالج اوتاوا و مشاور زبان در یونسکو- میگوید: «تنها تصمیم گیری سمبولیک کافی نیست»؛ «در بعضی کشورهای آفریقائی زبانهای استعماری قدیمی هنوز هم رواج دارد و برخی از والدین ترجیح میدهند بخاطر پرستیژ کودکانشان بزبان فرانسه یا انگلیسی آموزش ببینند، چرا که هنوز هم این برداشت غلط در برخی اقشار جوامع وجود دارد که این امر به معنی پیشرفت است».

    در این مورد رابینسون معتقد است که «برای اجرای سیستم آموزش چند زبانه، دولتها باید مزایای تنوع فرهنگی را درک نموده و به عنوان مشکل با آن برخورد نکنند. دولتها باید متکلمین زبانهای محلی را مورد حمایت قرار دهند».

  • yaaprak

    به برگ گُل نوشتم من؛

    که او را دوست میدارم . ولی اَفسوس

    او برگ گُل را به زُلف کودکی آویخت تا او را به خنداند…؛؛؛

  • جمعیت ترکان ایران چقدر است؟

    بر اساس اطلاعات منبع زبان شناسی SIL [1] ترکیب جمعیتی ایران در سال 1998 به صورت زیر بوده است:
    جمعیت کل ایران بر اساس آمار دولتی» 65,758,000
    متکلمین زبان ترکی آذربایجانی|»23,500,000
    قشقاییها (ترکی آذربایجانی) » 1,500,000
    متکلمین ترکی خراسانی ( نزدیک به ترکی آذربایجانی)»400,000
    متکلمین زبان ترکی ترکمنی» 2,000,000
    متکلمین زبان فارسی* 22,000,000
    متکلمین زبان لری* 4,280,000
    متکلمین زبان کردی و کرمانجی* 3,450,000
    متکلمین زبان گیلکی* 3,265,000
    متکلمین زبان مازندرانی* 3,265,000
    متکلمین زبان عربی 1,400,000
    متکلمین زبان بلوچی* 856,000
    متکلمین زبان تالشی و تاکستانی* 332,000
    متکلمین زبان ارمنی 170,800
    بقیه زبانها 700,000
    متاسفانه تاکنون سرشماری رسمی و درستی برای تعیین ترکیب جمعیتی ایران صورت نگرفته و آمارهای موجود اکثراً مغرضانه و در جهت کم نشان دادن جمعیت ملتهای غیر فارس در ایران بوده است. بر اساس آمار تقریبی فوق جمعیت ترکان آذربایجانی بدون در نظر گرفتن ترکان ترکمنی 25،400،000 نفر (62/38% جمعیت ایران) بوده واکثریت نسبی این کشور را تشکیل می دهند که این رقم را تا 35 میلیون نفر نیز تخمین زده اند. جمعیت فارس زبانها نیز 22 میلیون نفر می باشد. بر اساس این آمار جمعیت ترکهای ایران حدود27،400،000 نفر می باشد و کل متکلمین زبانهای خانواده ایرانی (نه لهجه ها یا گویشهای فارسی! که با علامت * مشخص شده است) 37،500،000 می باشد. پس ایران نه فقط سرزمین ملت فارس بلکه سرزمین ملتهای مختلف ترک و کرد و عرب وفارس و بلوچ و عرب و … است. لازم به ذکر است که حدود 8 میلیون ترک آذربایجانی در جمهوری آذربایجان، بیش از 500،000 نفر در ترکیه وحدود یک میلیون نفر در عراق (عمدتا شهر کرکوک و اطراف آن) زندگی می کنند. ترکان آذربایجانی در همه نقاط ایران و به خصوص در آذربايجان ( استانهای آذربایجانشرقی ، آذربایجانغربی، اردبیل، زنجان، همدان، قزوین، و بخشهائى از استانهاى گيلان، كردستان و كرمانشاهان، تهران و مرکزی ) زندگی می کنند. بخش عمده ملت ترك در جنوب ايران دراستانهاى فارس، اصفهان، بوشهر، كرمان، چهار محال و بختيارى و استانهاى مجاور و عمده ملت ترك در شمال شرق ايران در استانهاى خراسان شمالى، خراسان رضوى، گلستان و مازندران ساكنند[23]ּ بعد نيست بدانيم كه كشور ايران از بابت جمعيت تركها بعد از تركيه در رتبه دوم قرار دارد و تهران نيز بعد از استانبول دومين شهری است كه بيشترين جمعيت ترك را در خود جای داده است.

  • ددم منه کور دئدی
    گلیب گئدنی وور دئدی

    فکر میکنم این مسئله تجزیه طلبی هم چماقی شده برای کوبیدن کسانی که میخواهند از حقوق ملی حرف بزنند. آقای پیمان عزیز، من خودم را یک ایرانی ترک میدانم . با تجزیه هم مخالفم و فکر میکنم که ترکیه هم در مورد مسئله ملی فرقی با ایران ندارد. ترکیه و ایران برای حفظ تمامیت ارضیشان هم که شده باید برخورد معقول با موضوع داشته باشند. روشنفکران هم بنام استقرار دمکراسی و حقوق همه شهروندان در کشور عزیزمان ایران‌ همه شهروندان را فارس تلقی نکنند و سر از پایمال کردن حقوق ایرانیان غیر فارس در نیاورند.
    در ضمن پیمان عزیز، با تمام این حرفها ما زبان فارسی را بعنوان زبان دوممان دوست داریم. فارسها هم حداقل باید بتوانند حضور ربانی دیگر در کنار فارسی را تحمل کنند.

  • مهناز

    آمیرزا، چخ ممنون! البته من، مثل اکثر ایرانیها، دوستان و فامیل آذری زیاد دارم ویک کمی ترکی میفهمم. ولی حقیقتش اینستکه جراًت نمیکنم در این جمع محترم چیز بیشتری به ترکی غلط غلوت بگویم و آبروی خودم را ببرم! خیلی هنر کنم فارسی را (با این سیستم تایپ فرنگی) نیمه درست بنویسم راضیم! انشااًلله حالا که بجمع شما وارد شده ام ترکیم هم پیشرفت خواهد کرد.

    بقول پیاله چی، نوش…

  • مهناز

    پیمان جان، منهم نه روشنفکرم نه “فارس”. فقط یک زن ایرانیم که مملکتم را دوست دارم و آرزومند سربلندی همهً مردمش هستم. همین!

  • فاذری

    ده یرلی و عزیز صودیف بو یازینی ایو صاحبینین اذنیله که فوریه 17 ده یولدلشدا یاییل میشدی بیر دفه ده بو کامینت ده قولو غونیزا تقدیم اولونور.

    نه شيش يانسين، نه کاباب

Leave a Reply

  

  

  

You can use these HTML tags

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>