zyprexa sur le comptoir 
acheter terbinafine online 
http://www.paysnedelamer.fr/?hosturl=286... 
http://www.paysnedelamer.fr/?hosturl=297... 
effexor sans recette 
venlafaxine pharmacie 
zyprexa mg 
http://www.journeeseconomie.org/index.ph... 
acquistare zyrtec on line 
buspar acquisto 

آيا خامنه‌ای پوتين جديدی است؟

putin-khamenei

دیگر چندان مانعی در راه جاه طلبی های هسته ای آیت‌الله خامنه‌ای و تلاش او برای کسب قدرت مطلق باقی نمانده است.

———-

مقاله‌ای از دکتر عباس میلانی
برگردان فارسی توسط پیاله‌چی

———-

در مذهب شیعه مفهومی عجیب و غریب به نام «محلل» وجود دارد بدین معنی که اگر مردی زن خود را «سه طلاقه» کند ازدواج مجددش با او زمانی ممکن است که آن زن به ازدواج مرد دیگری درآمده و از او طلاق گرفته باشد. اغلبا، مردان ثروتمندی که از روی غضب زن خود را سه طلاقه کرده و بعد پشیمان شده اند مجبورشده‌اند که با پرداخت مبلغی به مردی معتمد او را محلل خود گماشته و زن سه طلاقه شان را به «ازدواج» مصلحتی و طلاق او دربیاورند. و معمولا هم در هر کوی و برزن مومن و مسلمانی می شود تعدادی از این محلل ها را پیدا کرد.

ایران و روسیه هر دو تحت تسلط مردانی که به دنبال قدرت مطلق هستند قرار دارند – ولادیمیر پوتین در مسکو و آیت‌الله خامنه‌ای در ایران. و هر دو آنان نیز هم اکنون دارند هرگونه تظاهری به دموکراسی خواهی را به کنار میگذارند. محلل پوتین که دمیتری مدودف باشد به شغل سابق نخست وزیریش برگشته و پوتین رئیس او دوباره زمام قدرت را به دست خواهد گرفت. در تهران خامنه‌ای نیز در حال انجام بازی قدرت خود بوده و به احتمال زیاد نتیجه کلی آن به سود ملاها در دستیابی به اهداف مشکوک هسته ای شان خواهد بود.

در طی چهار سال گذشته اگر نقطه تفاوت آشکاری بین مدودف و پوتین بوده، همانا بر سر رژیم ملایان ایران بوده است. مدودف بیشتر مایل به همکاری با آمریکا و اتحادیه اروپا در راستای تحت فشار نهادن ایران برای متوقف ساختن جوانب اشکال آمیز برنامه هسته ایش بوده. او حتی تصمیم گرفت به ایران موشک های S-300 را که به نحو قابل ملاحظه ای توانایی ایران به دفاع هوایی از تاسیسات اتمی اش را افزایش می داد نفروشد.

بیش از شش سال پیش در ایران آیت الله خامنه‌ای نیز احمدی نژاد را به عنوان محلل سیاسی‌اش دست گزین کرد. قرار بود که احمدی نژاد نقش یک رئیس جمهور رام و مطیع را بازی کرده و بگذارد که خامنه‌ای به قدرت ربایی‌اش هرچه بیشتر استحکام ببخشد. (در آن برهه تلاش ملایان برای کنترل جامعه به چنان بی پروایی و بدنامی رسید که حتی سوژه‌ساز عرصه ادبیات هم شد. چند سال پیش خامنه‌ای دستور قتل سعیدی سیرجانی را صادر کرد که جرات کرده بود طنزی بسیار عالی در باره مردی باحرمت و از خودگذشته بنویسد که روح با تقوایش را با قدرت دنیوی معاوضه کرد.) احمدی نژاد برگزیده شده بود که اشتهای سیری ناپذیر خامنه‌ای برای قدرت بیشتر را پنهان سازد.

ولی آن چنانکه با محلل جماعت افتد و دانی، احمدی نژاد نیز خود سراپا عاشق قدرت شد و دیگر نخواست نقشی را که از او انتظار می‌رفت ایفا کند. او مدام به چالش خامنه‌ای برخاست و چند هفته پیش مجلس که آن هم البته دست‌چین خود خامنه‌ای است آماده بود که محلل چشم سفید را به سیخ استیضاح بکشد. اما بی‌ثباتی که ممکن بود متعاقب چنان حرکتی شود – و امکان اینکه استیضاح احمدی‌نژاد موجب قوی تر شدن آپوزیسیون بشود – خامنه‌ای و هم‌پالکی هایش در نیروهای مسلح را متقاعد کرد که موقتا تیغ هایشان را غلاف کنند.

بعد دو سه روز پیش یکی از مهره های محافظه کار مجلس که گفته می‌شود معمولاحرف دهان خامنه‌ای را می‌زند موضوع قابل توجهی را بیان کرد و آن این که گروهی از قانون گذاران در این فکرند که – موقتا – مقام ریاست جمهوری را از صحنه دولت محو کنند. به قول او وقتی که رهبری مانند خامنه‌ای موجود است دیگر چه نیازی است به رئیس جمهور؟ آنان مصممند که مقام رئیس جمهور را که مستقیما منتخب آرا است با مقام نخست وزیر جایگزین کنند که برگزیده مجلس مطیعی است که هر که را که آیت‌الله خواست به کار گماشته و یا از کار برکنار می‌کند.

انتخاب مستقیم رئیس جمهور بوسیله رای مردم از امتیازات معدودی بود که آخوند ها بعد از قاپیدن قدرت در سال ۱۹۷۹ برای مردم باقی گذاشتند؛ آن لاجرم تظاهری بود که باید می‌کردند به تبعیت از طبیعت مردم سالار نقلابی که آنان را به قدرت آورده بود و آرمان هایش. ولی البته سهم بزرگ نامتناسبی از قدرت را به دست یک رهبر مذهبی سپردند که منتخب مردم و قابل استیضاح نبود. از آن زمان تاکنون ملایان تلاش بی وقفه‌ای را برای پایمالی هرچه بیشتر حقوق مردم پیگیری کرده‌اند. اولین قدم در آن راستا این بود که کاندیدا ها را مستلزم نظارت استصوابی و تایید شورای نگهبان که تحت کنترل رهبر است کردند. اما این چنین است که تاثیر فسادآور قدرت مطلق عطشی ارضا ناپذیر برای قدرت بیشتر را موجب می‌شود. بعد از افتضاح اخیری که احمدی‌نژاد برایش ایجاد کرد – به عبارتی واضح تر یعنی وقتی خامنه‌ای از محلل خواست که مراد عشقش را که قدرت باشد”طلاق” بدهد و با سرپیچی او مواجه شد – به نظر می رسد که رهبر تصمیم گرفته که احتیاط را طلاق داده و بطور کل دفتر ریاست جمهوری را بسته و فاتحه آن مقام را بخواند. به علاوه، این چنین انقطاع فاحش دموکراسی در زمانی صورت خواهد گرفت که جهان اسلام شاید شاهد مهم‌‌ترین تغییر جهت های بنیادیش به سوی دموکراسی باشد.

داستان این دو محلل – یکی مطیع در روسیه و دیگری مقاوم در ایران – تنها از این جهت به همدیگر مربوط نیست که هر دو دموکراسی و حق رای مردم را به سخره دارند. خامنه‌ای ناسازگارترین عامل سیاست های ایران در قبال آمریکا و برنامه های اتمی بوده است. در روسیه پوتین بیشتر از مدودف مایل شرمنده سازی و به چالش کشیدن آمریکا و متحد ساختن روسیه با چین و ایران در یک اخوت استبدادی بوده است. ارتقای مقام پوتین در روسیه فقط به سود ابقای خامنه‌ای بر مسند قدرت و قدرت انبانی بی پروای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای مدتی بیشتر خواهد بود و سه دهه پیش نشان داده که رژیم حاکم ایران دشمن سرسخت وجود دموکراسی و مناسبات سیاسی در خاورمیانه و بقیه دنیا است.

———-
دکتر عباس ميلانی، مدير مرکز مطالعات ايران «حميد و کريستينا مقدم» و پژوهشگر همکار موسسه هوور در دانشگاه استنفورد است .
———-
منبع:
http://www.thedailybeast.com/articles/2011/09/26/ayatollah-khamenei-and-vladimir-putin.html

مطلب را به بالاترین بفرستید Balatarin مطلب را به فِیس‌بوک بفرستید Share
این نوشته را Uncategorized در تاریخ Wednesday, September 28th, 2011 در ساعت 12:24 am منتشر کرد.
RSS 2.0

14 جواب:

  1. پیاله‌چی

    بخشی از مصاحبه فريد زکريا با طيب اردوغان نخست وزير ترکيه در رابطه با ایران

    فرید زکریا: شما سعی کرده اید که روابط خوبی با ایران داشته باشید. اما اخیرا با مکان دادن یک رادار آمریکایی در خاک ترکیه موافقت کردید که موجب انتقاد شدید حکومت ایران شد. آیا باور دارید که ایران در حال حاضر یک کشوری است که با آن ما، جامعه بین المللی بتواند یک گفتگوی سازنده داشته باشد [ که از طریق آن] بر برنامه اتمیش نظارت داشته باشد و یا اینکه آیا ایران به نظر شما کشوری است که باید آنرا در محدوده ای نگه داشته و با دقت مواظبش بود ؟

    طیب اردوغان: دو موضوع در اینجا هست که نباید با هم مخلوط شوند. اولی طرح نصب پایگاه دفاع موشکی است.
    [ایجاد یک] پایگاه راداری در ترکیه یک موضوع مربوط به ناتو است. در آن راستا به هیچ کشور بخصوصی اشاره نشده و ما فکر نمیکنیم که ایران باید آن را توهینی به خود تلقی کند چون هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد. ما نمیخواهیم ببینیم که اسرائیل تفاسیری گوناگون بر خلاف آنچه که واقعیت است ارائه بدهد. اما اگر ایران دارد آن را به گونه دیگری تفسیر میکند، آن دیگر در اختیار خودشان است.
    کاملا رک و پوست کنده بگویم: مگر اینکه ترکیه مورد حمله قرار بگیرد، ما هرگز نخواهیم گذاشت که ایران از طریق ترکیه مورد حمله قرار بگیرد.
    ولی چرا اینطور است که کشورهایی که میخواهند داشتن سلاح های اتمی را برای ایران ممنوع کنند همچنین اسرائیل را از داشتن آن سلاح ها ممنوع نمیکنند؟
    اسرائیل سلاح های هسته ای و اتمی دارد. به چه بهانه ای؟ [به]این [بهانه] که اسرائیل در محاصره است؟
    لیکن اسرائیل تنها کشور در منطقه است که دارای سلاح های هسته ای است.
    در شمال تنها روسیه است که سلاح هسته ای دارد.
    و [این در حالی است که] ایران میگوید هدفش فقط تولید مقرون به صرفه انرژی از طریق نیروی اتمی است.
    ما نمیخواهیم بر حسب فرض و احتمال عمل کنیم و [نیز] هیچ تحریمی بر پایه فرضیات برای ترکیه قابل قبول نیست.

    #5400
  2. کیانوش توکلی

    «محلل» در بین سنی ها هم است و به شیعه ها اختصاص نداره

    #5401
  3. شیرازی اوغلو!!!

    مدير جان درود…
    قربانت گردم اولا از حسن نظر و اعتمادت به بنده در باز گذاشتن دستم در امور رتق و فتق تکنيکی سايت بسيار سپاسگزارم ولی متاسفانه من توان تکنيکی لازم جهت اين کار را ندارم…
    من با سه زبان برنامه نويسی(زبانهای سی و سی پلاس پلاس و جاوا) کمابيش آشنايم ولی با حوزه وب و هايپر تکست و غيره ميانه ای ندارم…
    البته دو بار سعی کردم که با اجرای مرحله به مرحله ی توصيه های چند کتاب در اين موارد برای خودم وبسايت درست کنم که وسطش کار به هم ريخت و نشد(اين کمپانی که من خط اينترنت خانه را ازش گرقتم تطبق کانترکت فضای يک وبسايت کوچک را هم در اختيار من قرار داده و همچنين از طريق دانشگاهی که می رفتم هم يک فضای اينترنتی برای اينکار اختصاص يافته بود)…
    بنظرم شما همچنان در رديف اول صلاحيت دارانيد و حتما از عهده تغييرات لازمه برخواهيد آمد…
    بياييد تغييرات را در دو قسمت بررسی کنيم:
    يک)
    بحث تکنيکی…
    دو)
    بحث محتوايی…
    در هر دوی اين موارد بنظرم ما عجله ای نداريم و هنوز جای فکر و برنامه ريزی هست…
    بنظرم اگر شما همچنان هدايت فنی قضيه را در دست داشته باشيد خوب است و همچنين بحث محتوايی هم دست يولداش نگاهی را می بوسد…
    خلاصه وقت هست و جای عجله نيست و بنظرم تا موقعی که شما(شما و يولداش نگاهی عزيز) به نتيجه گيری قطعی نرسيديد(تجسم حالتی که بايد سايت به آن تحول پيدا کند)اصلا بهتر است هيچ چيز دست نخورد…
    من همچنين از دوستان عزيز خواننده سايت هم تقاضای نظر دهی و راهنمايی را دارم…
    به سلامتی شخص شما
    نوش!

    #5402
  4. شیرازی اوغلو!!!

    يولداش نگاهی عزيز درود…
    قربانت گردم من از طايفه ی اصلاح طلبان بودم(وقتی که ايران بودم) و همچنان هم يک اصلاح طلب تمام عيارم ولی چه حيف که اصلاحات در رابطه با رژيم جواب نداد و خاتمی هم ملت رو سر کار گذاشت!…
    اين را گفتم تا بدانيد که برای اصلاحات در سايت هم کلی آماده ام!…
    اصلا زنده باد اصلاحات در همه چيز!…
    به سلامتی شخص شما
    نوش!

    #5403
  5. aalmaa

    حکمت محلل چيست ؟
    … در اينجا لازم است بحثي درباره محلّل ايراد شود كه وجود محلّل در ارتباط با اين آية به چه كيفيّت است و حكمت محلّل چيست؟ كه در قانون طلاق گفته شده فان طلقهاي (في الثالثه) لا تحل له

    محلّل اسم فاعل از كلمة «حلال» از جمله «لا تحّل له» كه در اين آيه استعمال شده است

    داشتم دنبال محلل میگشتم دیدم نوشته محلل سیاسی و محلل محلل ریاضی
    در این مسله
    و ا ماندم ک چگونه وارد زبان فارسی شده است؟
    و این هم سایت از محلل

    http://mohallel.wordpress.com/

    کتاب محلل. اثری از صادق هدایت. صادق هدایت
    *********************************************************
    محلل. فيلم محلل

    http://www.youtube.com/watch?v=NdbOu8GhFd0

    نصرت اله كريمي كه بر اثر يك سوءتفاهم همسرش را سه طلاقه كرده، بعد از آنكه به حقيقت امر پي مي برد از كارش پشيمان مي شود و تصميم مي گيرد دوباره زن را به عقد خود درآورد. براي اين كار به محلل احتياج است. مرد شخصاً به دنبال يك محلل مناسب مي گردد تا اينكه بالاخره يكي از آشنايان مورد اعتمادش را به اين منظور انتخاب مي كند. اما محلل بعد از ازدواج حاضر به طلاق دادن زن نمي شود اين امر مشكلات تازه اي را به بار مي آورد
    ***************************************

    خواص زيره محلل ورم ها و نفخ ها جهت تنگی نفس

    بهترین و بی ضررترین راه استفاده از زیره هستش.
    از خواص زیره براتون بگم
    همین طور که میدونید زیره سیاه داریم و زیره سبز
    زیره دارای عطر و بوی خاصی است .که برای خوش طعم کردن و خوش عطر کردن غذا استفاده می شود
    زیره سیاه خاصیت بسیار عالی دارد . که محلل ورم ها و نفخ هاست
    جهت تنگی نفس- محرک آروغ – ورم کمر – تقویت قلب و عروق – تقویت موی سر –
    نفخ معده و روده – جهت ضعف جگر – کمر درد
    و افرادی که زخم معده دارند می تونند از زیره سیاه در غذاهای روزانه اشون استفاده کنند
    واقعا کمک موثری به بهبود زخم معده می کند.

    #5404
  6. Yoldash

    شیرازی اوغلوی عزیز و خوب
    سلام بر شما (از طایفه درودگویان نیستم!که حالا مد روز شده.
    من هم همواره اصلاحات را به انقلاب ترجیح داده ام. این اصلاح طلبان حکومتی هم هر چند مورد طعن و لعن بسیاری قرار گرفته اند باز صد شرف دارند به انقلابیونی از نوع شریعتمداری کیهان! در هر حال اصلاح طلبی در این برهه دو معنی دارد. عده ای می گویند که دیگر این نظام اصلاح شدنی نیست پس پیش به سوی انحلال! (حالا این انحلال چگونه به دست می آید و فرقش با انقلاب چیست، من که وامانده ام). عده ای هم مانند همشهری شما مانند آقای مهاجرانی و غیره می گویند با همین قانون و ولایت می توان به یک نظام دموکراتیک رسید. این جا مساله در این است یا به قول شاعر شما شکسپیر بحث در این است دو مناره نظام یکی ولایت فقیه و دیگری شخص خامنه ای که اتفاقا به هم گره خورده اند، عملا می گویند ما مانع و رادع اصلی و تغییر ناپذیر ورود دموکراسی به ایران هستیم! پس نیاز به یک دگرگونی اساسی لازم می شود. منتهی نه از نوع ایدئولوژیکش. یعنی انقلاب اگر ایدئولوژیک (از هر نوعش) بد است ولی اگر برای ایجاد جامعه ای دموکراتیک بر مبنای حقوق بشر و آزادی های فردی و اجتماعی و قومی و غیره باشد بسیار هم خوبست. آفریقای جنوبی دقیقا با نوعی از انقلاب بدون خشونت و کشت و کشتار به نتایج درخشانی رسید. کشورهای دیکتاتوری و تک حزبی اروپای شرقی و حتی مغولستان هم عینا. عراق وضعش وحشتناک شد و افغانستان و دیگر قبایل هنوز دارند تجربه می کنند.
    راستی شیرازی اوغلو یک کتاب الکترونیکی از امیر حسین خنجی پیرامون حمله قبایل عربی به ایران (اسلام) برایت ای میل کردم. رسید؟
    مخلص
    یولداش

    #5406
  7. شیرازی اوغلو!!!

    يولداش جان سلام و درود متقابل برشما…
    عرض شود اصلاحات بسيار چيز خوبيست ولی آقای خاتمی اين کاره نبود و جُربُزه امر و نهی و چالش آن را نداشت چه اينکه اين بنده خدا سرش در کتابخانه گرم بود و با اهل کتاب و انصافا هم در اين حوزه که تخصصش بود خوب ظاهر شد و حوزه نشر و چاپ کتاب را رونق بخشيد و در دوره او کتاب های زيادی اجازه چاپ و نشر گرفتند ولی حوزه رياست جمهوريِ پيش برنده اصلاحات حوزه رزم بود و امکان خونريزی و درگيری در آن بود و چون روحيه و خوی و منش خاتمی مطابق نياز کار نبود لذا او و تيم تحت رهبريش کم آورند…چون اکثر آنها هم چهره هايی از جنس خاتمی بودند…
    البته در اين ميان آقای عبدالله نوری استثنا بود و مشخصات فنی لازمه هدايت اصلاحات را داشت(صراحت, شجاعت, جسارت, صداقت لازمه را داشت) منتها مقام لازمه يعنی مقام رياست جمهوری را نداشت که بتواند با تکيه به آن مهره هايش را به جلو ببرد و طرف مقابل را به عقب براند و نهايتا کيش و مات کند…
    البته بنظرم ملت ايران هم توانايی و قابليت پذيرش اصلاحات را در آن زمان نداشت(با عرض معذرت لياقت لازمه را نداشت) و از خاتمی پشتيبانی لازم را نکرد…
    مثلا در اواخر دوره دوم رياست جمهوری او که به دانشگاه رفته بود تا برای دانشجويان سخنرانی کند دانشجويان او را هو کردند و حتی فحاشی به او نمودند که نه شان خود دانشجويان به عنوان پشتيبانان اصلاحات بود و نه حق خاتمی و آقای خاتمی با همه ی کمبودهايش(ضعف هايش) حداقل يک کم نجابت و صداقت داشت(البته من با افکار اسلام پناهی اش سازشی ندارم) و دانشجويان در آن مراسم نشان دادند که متاسفانه به پختگی فرهنگی و رفتاری لازمه ی يک جامعه ی گام زن در راه اصلاحات نرسيده اند…
    راستش چون به ضعف خاتمی اشاره کردم(در حالی که در مقام قدرت هم بود) ياد اين داستان شيرين از فولکلور خودمان افتادم می گويند که شاه عباس بعضی شبها با لباس خيلی عادی(عين عوام مردم) در شهر دور می زد تا از نزديک از مردم خبر داشته باشد…
    يک شب شاه عباس با لباس يک درويش فقير در کوچه های اصفهان دور می زد که به يک گذر رسيد که مردم جمع بودند(مثلا بگيريد يک قهوه خانه) و از هر دری سخنی می گفتند…
    شاه عباس هم داخل مردم خزيد و سرا پا گوش و چشم شد…
    مردم داشتند در مورد او صحبت می کردند و هر کسی چيزی می گفت…
    در آن ميان يک نفر از عوام الناس هم بود که گفت که اين شاه عباس هم به خودی خود کسی نيست و اگر اسم و رسمی هست برای او از برکت قشون است و بس ووو…
    شاه عباس خوبِ خوب گوش داد و بعد سعی کرد که آن شخص را شناسايی کند و سرانجام اسم فرد را از ميان صحبت ها شنيد و همچنين فهميد که اهل کجاست…
    فردای آن روز شاه عباس توی کاخش به گزمه ها و داروغه هايش دستور داد تا بروند و در فلان محله فلان شخص را بگيرند و به پيشگاهش بياورند…
    گزمه ها و داروغه ها رفتند و آن مرد شب قبل را پيدا کردند و به کاخ بردند. شاه جلو درب اصلی کاخ ايستاده بود که مامورانش بازگشتند. تا چشم شاه به آن مرد افتاد به او گفت:
    خب…ما خودمان کسی نيستيم?!…
    و بلافاصله آن مرد فهميد که قضيه از کجا آب می خورد و به پای شاه افتاد و شروع به گفتن گه خوردم و غلط کردم کرد…
    شاه عباس به او گفت اتفاقا حرف بدی نزدی راستش من مدتيست توی اين فکرم همه ی کارهای لازم را کرده ام و اکنون ديگر به من نيازی نيست و خيال دارم بقيه ی عمر را در آرامش و دور از قدرت زندگي کنم و اکنون که تورا شناخته ام مايلم اصلا سلطنت و پادشاهی را بدهم به تو و خودم برم کنار…
    دهان مرد واز مانده بود و مبهوت شده بود چون توقع داشت که شاه عباس دستور بدهد از وسط شقه اش کنند!…
    شاه عباس ادامه داد:
    منتها چون نمی خواهم که کارهايی که کردم به باد برد اول تو را يک دوره سه روزه پادشاه می کنم و بعد که برگشتم اگر ديدم که کارت در مقام پادشاهی خوب بوده تخت و تاج را برای هميشه به تو می سپارم و خودم می روم دنبال کارم…
    شاه عباس ادامه داد:
    ما از امروز به مدت سه روز به شکار می رويم و تو از همين الان پادشاهی…
    خلاصه سرتان را درد نياورم در بوق و کرنا دميدند و سرنا و ساز و دهل هم برقرار شد و شاه عباس و گروهی از ملازمان جلوی کاخ به سمت نخجير(شکارگاه) روان شدند…
    نوکران کاخ هم با سلام و صلوات يک دست لباس فاخر سلطنتی به آن مرد پوشاندند و او را به درون کاخ و تالار اصلی کاخ که تخت سلطنتی آنجا بود بردند…
    وقتی که آن مرد را به تالار اصلی بردند و چشمش به تخت افتاد و رفت که رويش بشيند ديد که درست بالای تخت و از سقف کاخ يک سنگ بزرگ آسياب به وسيله يک زنجير آويزان است به طوری که انگار هر لحظه ممکن است سقوط کند…
    آقايی که شما باشين اين مرد داستان ما کل سه رو را در فکر رفتن و نرفتن برای نشستن و يا چگونه نشستن و ترس و تجسم چگونگی سقوط فرضی آن سنگ آسياب گذراند و کار ديگری نکرد…
    بعد از سه روز دوباره صدای ساز و دهل و نقاره و کوس و خلاصه همه چيز درآمد و قراولان و يساولان هم پديدار شدند و شاه عباس با شکوه فراوان به کاخ بازگشت…
    شاه به درون کاخ آمد و به درون تالار اصلی رفت و ديد آن مرد نيمه خواب آلوده و چشم هايی قرمز از بی خوابی آنجاست… مرد به سمت شاه آمد و بر پای شاه افتاد و بوسه زد…
    شاه عباس گفت:
    خب, ای پادشاه با ما بگو که در اين سه روز چه کارها کرده ای, چه فرمانها داده ای, چه بخشش ها کرده ای, چه غضب ها کرده ای و چند نفر مجرم را به دار مکافات آويخته ای…
    آن مرد پاسخ داد:
    هيچ…
    شاه عباس ابرو ها را به هم کشيد و گفت چرا?
    مگر تو شاه نبودی?…
    آن مرد گفت من طی اين سه روز نتوانسته ام روی تخت بنشينم که بعدش اين کارها را بکنم…
    شاه عباس خودش به نفهمی زد و گفت مگر تخت چه اشکالی داشت که نتوانستی روی آن بنشينی?
    آن مرد با دست به سقف اشاره کرد و سنگ آسياب را نشان داد…
    شاه عباس در اين موقع به او گفت ولی تو پادشاه بودی, نبودی?
    من خودم تو را شاه کردم…می توانستی دستور دهی که اين سنگ را بردارند…
    در اين لحظه شاه عباس دستهايش را محکم به هم زد و نوکرها از هر طرف دويدند و جلويش تعظيم کردند… شاه عباش به آنها گفت:
    سنگ را برداريد!…
    و در يک چشم به هم زدن سنگ را برداشتند و با خود بردند…
    در اينجا بود که حکمت کار شاه عباس بزرگ معلوم شد, چه اينکه برای مردی که از جنس لازمه سروري و مهتری نبوده دستور دادن, امر کردن و فرمان دادن کار سختی بود چون آن مرد اينکاره نبود! و به درد اين کار خطير نمی خورده…
    البته داستان ما پايان خوشی داشت چون از آنجا که شاه عباس در طی شکار کلی حال کرده بود و خوشحال و خندان به کاخ باز گشته بود لذا آن روحيه خوش خودش را خراب نکرد و دستور داد آن مرد را با انعام کافی و يک دست لباس خلعتی سلطانی از کاخ مرخص کردند تا برود در تاريخ شفاهی و فولکلور ما با داستانش جاودان شود…
    حالا از کل اين داستان می خواهم نتيجه بگيرم که خاتمی مال آن کار و جايگاه نبود و هشت سال وقت حروم کرد و از قدرتش هم استفاده نکرد چون اين آدم(خاتمی) يک عمر در مقام امر کردن و فرمان دادن نبوده لذا شانس هم که بهش رو کرد نتوانس تا از آن استفاده کافی و شايسته را بنمايد…
    حالا يک مثال بر عکس اين…
    در جريان کودتای ارتش سرخ و حزب کمونيست بر ضد گورباچف و برای حفظ نظام کمونيستی فقط يک مرد بود “که مرد بود!” و اسمش هم بوريس يلتسين بود(برای شادی روحش نوش!) که رفت توی خيابان و از تانک بالا رفت و کودتا را با شجاعت و حس رهبريش شکست داد…
    خلاصه ناصرالدين شاه گفته است “همه چيزمان به همه چيزمان می آيد!”…
    خاتمی می توانست حداقل در نظام اداری ايران اصلاحات کند چرا که در بسياری از جاها اصولا مسائلی ضد اسلام مطرح نبود. مثلا در مورد محيط زيست, می توانست وزارت محيط زيست تاسيس کند و يا در مورد جوانان و ورزش می توانست وزارت ورزش و جوانان را تاسيس و تقويت کند. همچنين می توانست در طرح جدا سازی اسلام سياسی از حکومت بکوشد, مثلا همين رو کردن به محيط زيست…چون ديگر قوانين اسلام انجا مطرح نمی شد و يا بعضی از اصول اجرا نشده قانون اساسی که حساسيت بر انگيز از لحاظ اسلامی نبودند مثلا انجمن ها ايالتی و ولايتی ووو…
    در کل خاتمی شخصيت و کارکتر و کُشت و بُرشِت اين کار را نداشت و چون نداشت نکرد, البته اين رشته سر درازی دارد…
    در مورد آقای مهاجرانی, ايشان اصلا اراکی(از روستاهای اطراف اراک) می باشند و خانم ايشان شيرازيست پس می شود گفت که داماد ما شيرازی هاست…
    در مورد کتاب فکر کنم يک کتاب را چند ماه قبل از شما دريافت کردم که هنوز آن را نخوانده ام ولی با دکتر خنجی از طيق وب سايتش آشنايی دارم و يک بار هم در داخل سايت ايشان مطالب مربوط به زبان شناسی ايشان و کارهای ايشان در مورد لحجه های جنوب استان فارس خودمان را خواندم که خيلی خوشم آمد و حال کردم و انشاالله بعد که کتاب را خواندم و در فرصت مناسب در موردش بحث می کنيم, ولی عجالتا از محبت شما در فرستادن کتاب سپاسگزارم…
    مثل اينکه ايندفعه واقعا خيلی نوشتم پس با بالا رفتن يک پيک “ودکا اسميرنف” برای شادی روح بوريس يلتسين(که عرق خور قهاری هم بود!) نوشته ام را به پايان می برم و دوستان را فعلا به خدا می سپارم…
    عکس هاي بوريس يلتسين بروی تانک کودتاچيان!…

    http://www.bbc.co.uk/news/world-europe-14589691

    http://en.wikipedia.org/wiki/File:Boris_Yeltsin_19_August_1991-1.jpg

    #5412
  8. شیرازی اوغلو!!!

    درود دوستان…
    راستش بعد از نوشتن پُست قبلی ديدم ممکن است اصطلاح “کُشت و بُرشِت” برای بعضی ها نا آشنا باشد لذا آنرا گوگل کردم ولی ديدم که چيزی پيدا نشد و در وبسايت دهخدا(لغت نامه) هم جستجو کردم و چيزی نيامد پس بايد اين يک اصطلاح محلی خودمان در شيراز و استان فارس باشد…
    ظاهرا “کُشت” اش از کُشتن می آيد و “بُرِشت” اش از بُريدن…
    در کل اين اصطلاح را در منطقه ما وقتی به کار می برند که کسی ناتوان از برآمدن از عهده کاری باشد به دلايل مختلف و مخصوصا نداشتن مهارت کافی و لازم برای انجام آن کار بخصوص…
    در اين حالت معمولا می گويند “نه, کُشت و بُرشِت اين کار را ندارد!”…

    #5413
  9. aalmaa

    تقدیم با عشق

    این هم سرنوشت فرزندان
    سرزمین نمان
    یولداشکده همیشه با عشق و زیبایی و انسانیت است

    http://www.iranian.com/main/2011/sep/nahal-sahabi-suicide
    http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6629382,00.html

    دویچه وله: نهال سحابی نویسنده وبلاگ “لحظه‌های محتضر” که پنج‌شنبه ۷ مهر ۱۳۹۰ با خوردن قرص به زندگی خود پایان داده است، پیش از خودکشی و در زمان بازداشت از سوی بازجویان به پخش اعترافات تلویزیونی تهدید شده بود. به گفته امیر شیبانی فعال سیاسی و از دوستان نزدیک نهال سحابی، بهنام گنجی و کوهیار گودرزی، «خودکشی نهال سحابی، عاشقانه است». پیش از این بهنام گنجی دانشجوی ۲۲ ساله، از دوستان نزدیک کوهیار گودرزی و “دوست پسر نهال سحابی”، نيمه شب پنجشنبه ۱۰ شهريور با خوردن قرص به زندگی خود خاتمه داده بود>>>

    #5414
  10. پیاله‌چی

    برایمان با می نوشتی و از دل نوشتی و خوب نوشتی،
    پسر خوب شیرازم. نوش…

    و همچنین خوبی ذاتی‌ات گذاشت که “جربزه” و ملا جماعت را در یک جمله بگنجانی!…

    نوش…

    حالا نمیدانم آیا این جربزه است که آقای دستغیب را به طاعت از وجدان و نگاشتن نامه هایی که نوشته واداشته،
    یا اینکه آخرالزمان این حکومت جهل، جنایت، و جنون بالاخره بر آقایان مبرهن شده…
    (می‌گن دیگه نتنیاهو میخواد تا قبل از زمستون جنگو شروع کنه!…)
    و هرکی به نوع خودش داره واکنش نشون میده.
    کسانی میلیارد میلیارد از کشور بیرون میبرند و باهاش گم و گور میشوند،
    و کسان دیگر هم شجاعتی را که دهه هاست باید از خود نشان میدادند،
    الان یادشان آمده به کار ببرند و آقای دستغیب،
    اولین عضو خایه‌دار خبرگان شده که رهبر و سیستمش را به سوال و شکایت کشیده…

    راستی شیرازی خوبمان،
    تا حالا آبجو تگری به تعقیب کنیاک “هِنِسی” یخِ یخ فرستادی؟!…

    نوش…

    http://www.haaretz.com/print-edition/opinion/netanyahu-s-messianism-could-launch-attack-on-iran-1.386927

    http://balatarin.com/permlink/2011/9/30/2740538

    #5417
  11. شیرازی اوغلو!!!

    پياله چی عزيزم درود…
    البته شکی نيست که آقای دستغيب از خود شجاعت و وجدان نشان داده اند و بايد ايشان را تشويق کرد تا ديگران هم سرمشق بگيرند…
    در مورد جنگ هم شک نيست که در ميان افراطی های اسرائيل هم مدل های آنطرفکی مقام معظم رهبری خودمان راهم می توان يافت که عاشقانه در انتظار جنگند ولی خدارو شکر ديگر لااقل جورج بوش و ديک چنی و دونالد رامسفليد در کاخ سفيد نيستند تا کار به فاجعه بکشد…
    در مورد ترکيبی که برای نوشيدن پيشنهاد کردی تا بحال امتحان نکردم ولی تو برنامه می گذارم ببينم چطوريه… من البته اگر چيزی بخورم فقط يک جوره و نه ترکيب چون می ترسم فرداش سردرد بگيرم و البته چيزهای سنگين هم خيلی کم می خورم و البته تنهايی هم هيچ چيز نمی خورم چون شادروان عبيد زاکانی گفته است شراب(الکل جات) را تنها نخوريد چه اينکه اين کار قاضيان(ملايان) و جهودان(بنا بر خساستشان) باشد…
    فعلا به سلامتی شخص تو
    نوش!

    عبيد زاکانی صد پند …چهل و سه:
    طعام و شراب تنها مخورید که این شیوه کار قاضیان و جهودان باشد!

    عبيد زاکانی صد پند …

    http://kodoiin.blogspot.com/p/blog-page_6146.html

    #5420
  12. مدیر

    شیرازی جان، درود.
    الان رفتم کمی با رنگ ها ور رفته و مدیریتشان! کردم. شکرا که سایت به هم نریخت!!
    چطور است؟ بهتر شد؟
    راستی عبید زاکانی چقدر راسیست و لجن کلام بوده و ما نمیدانستیم! من اصلا از لحن منفی و زشتی که کلمه [ج***] منسوب به هموطنان کلیمی مان دارد چندشم می گیرد.
    فدا
    در ضمن وقتش رسیده که بنر را هم تغییر دهیم. شما و دوستان بنر پیشنهادی تان را به همان ابعاد به ایمیل من بفرستید و در آن هم جایی برای عکس یولداش عزیزمان باشد.

    #5421
  13. Yoldash

    مدیر عزیز
    شیرازی‌اوغلوی نازنین
    آلمای خوب
    من الحمدالله حالم خوب است و جای هیچ نگرانی نیست و یا به قول همشهری ام الحمدالله نگرانی حاصل و جای هیچ گونه سلامتی نیست!
    امشب جای همگی تان خالی بود تا اجرایی از گروه سیمرغ به سرپرستی حمید متبسم و خوانندگی همایون شجریان را در شهرک مرزی هلند و آلمان ببینید و لذت ببرید. این لذت به لطف دوستی خوب نصیب من شد که سپاسگزارم و این دوست خوب از اهالی یولداشکده است.
    دیگر این که تمام سایت و نه تنها بنر یا سر تیتر به نظرم باید اندکی دستکاری شود. من پیشنهادهائی دارم که به هنگام بازگشت به وطن مالوف خواهم نوشت. یک خانه تکانی حسابی لازم داریم.
    امروز تو شهر کلن غوغا بود. ماراتون دو و میدانی اسکیت بازها و دیگر دوندگان و روندگان و خزندگان و ….
    شبش هم که کنسرت بود و الان هم که ساعت نیمی از سه نیمه شب گذشته و آبجوهای تگری بندانگشتی کلن هم که تشنگی را از بین نمی برد و شراب هم در این ملک خوب نیست یا خوبش نصیب من نشد و گرنه ریزلینگی دارد معرکه و خوش خوراک که مپرس!
    و من که یک قرص خواب خورده ام و دومی را هم شاید بیندازم بالا که بخوابم تا صبح که بروم به هانوفر یا هانور خودمان یعنی خود آلمانی ها که البته همان هانوفر می گویند و ما که سخت آریائی هستیم ول معطلیم که در سرزمین ژرمن ها نژاد فقط آریائی است و ایرانی و ترک و رومی و … و حتی یوگوسلاوی فعلی و سابق و اصلا آریائی به حساب نمی آیند.
    من فقط مانده ام حالا که ژاپن نشدیم و کره هم نشدیم و و حتی مالزی و اندونزی و غیره…. ترکیه هم از اروپا جلو زده … خدایا خدایا تا انقلاب مهدی آیا می توانیم به قطری یا دوبی ای یا حتی ابوظبی یی تبدیل شویم یا نه!!! می دانم که این پیشرفت اعراب برای آریائی های ایرانی سخت گران است.
    یکی از نمایندگان یونسکو به قطر رفته که دفتر و مرکزی برای هنرمندان ایرانی درست بکند برای عرضه و فروش آثارشان. آثار نقاشی و مجسمه سازی و فیلم و ویدیو و غیره…
    و حالا می دانید که چند نفر از مستندسازان و فیلم سازان در زندان اند؟
    پس از ژاپن گشتن پشیمان گشته ایم / مرحمت فرموده قطره ای از اعراب شویم! شغر که معر باشد همین می شود. یعنی اینکه همان قطری بشویم که تلویزیون الجزیره دارد و تمام روزنامه ها آزادند و هاهواره و دیش ها و اینترنت های سریع و مرکزی برای عرصه آثار هنرمندان ایرانی. همین ما را بس!
    نه کوروش و نه داریوش و نه نادر و نه شیخ صفی و نه البته شیخ خمینی و سیدعلی…. یک قطره قطر! همین!

    #5422
  14. شیرازی اوغلو!!!

    مدير جان با درود و عرض خسته نباشيد به خدمتتان…
    خوشحالم که بالاخره تغييرات را شروع کرديد و برايتان موفقيت را آرزومندم…
    در مورد عبيد زاکانی چند نکته را بايد در نظر داشت…
    اول اينکه مخاطب او در اينجا و گوشه و کنايه اش به قاضيان(روحانيون و آخوندها) می باشد و نه هموطنان عزيز يهودی…
    ديگر اينکه ناميدن “جهود” توهين آميز نبوده چه اينکه منظور پيروان “يهوه يا جهوه” می باشد و در آن قرن هم معنی بدی(حداقل از اين لحاظ) نمی داده است ولی در گذر زمان و با توجه به فقر و درماندگی های اين هموطنان در دوران قاجار از اين دوران(يعنی قاجار) رفته رفته ياد آور چيز خوبی نبوده و به همين دليل جای خود را به کلمه ی بسيار محترمانه “کليمی” داده است…
    “کليمی” يعنی پيرو حضرت موسی کليم الله(با الله سخن گفته) می باشد و در قرآن کريم هم آمده “کلم الله موسی تکليما(همانا و محققا موسی با خداوند سخن گفت)” و اين افتخار برای حضرت موسی در جايی است که خداوند مستقيما با حضرت محمد صحبت نکرد و از طريق واسطه ای بنام جبرئيل اينکار را انجام داد ولی موسی را سرراست مورد خطاب قرار داد…
    همچنين بايد به ظرف زمان و ظرف مکان استفاده از کلمات توجه داشت تا معنی صحيح را از دست نداد…
    البته اگر عمری باقی بود بعدها در اين مورد بيشتر می نويسم…
    فعلا به سلامتی شما
    نوش!

    انجمن كليميان تهران…

    http://www.iranjewish.com/Home.asp

    http://www.7dorim.com/tasavir/Anjoman.asp

    #5423

نظر شما


five − 5 =