http://www.lameta.univ-montp1.fr/?itemid... dulcolax mg acheter estradiol online acheter estradiol en ligne finpecia générique lioresal générique http://www.lameta.univ-montp1.fr/?itemid... pas cher tetracycline pas cher methotrexate terbinafine générique
  • requip comprar en línea venta motilium genérico lasix comprar online maxalt comprar en línea http://www.jvbrown.edu/?&sn=get&cat=4914... dostinex compra online http://www.jvbrown.edu/?&sn=get&cat=6485... zetia mg http://www.jvbrown.edu/?&sn=get&cat=2452... http://www.jvbrown.edu/?&sn=get&cat=2856...
  • finasteride 1mg prix commande lamisil acheter ranitidine online commande diamox http://echo-fabrique.ens-lyon.fr/?q=1&pr...
    pas cher buspar http://pufr-editions.fr/?hosturl=2595&gr... zyban pharmacie http://pufr-editions.fr/?hosturl=2846&gr... http://pufr-editions.fr/?hosturl=2544&gr...

    جوشش عشق – محمود سراجی م.س شاهد

    07282011


    دست دعا به آسمان داریم که شاهد نازنین میکده‌مان هرچه زودتر سلامتی کامل پس از عمل جراحی شان را که کمی پیش به وقوع پیوست بازیابند. در آخرین ایمیلی که از ایشان داشتم این شعر را که زبانم از تعریف سزاوار زیباییش و تقدیس بجای پیامش عاجز است محبت فرمودند. – مدیر
    ——-

    جوشش عشق ؟

    شعری در عرفان وحدت وجودی
    از : محمود سراجی م.س شاهد، ارسالی علی کی پور
    برای انتشار در رسانه وزین یولداش

    —————-

    ای به گلستان و چمن رنگ و بو
    رنگ گل و لطف گل و بوی او

    ای تو رگ تک تک اعضای من
    خفته به اجزای تمام بدن

    نور دل و مردمک دیده ام
    غیر تو کی دیده بخود دیده ام

    گر چه ندیده است کسی نور دل
    راز به دل خفته و مستور دل

    ظاهر و روشن تری از آفتاب
    بر دلم ای نور درخشان بتاب

    هر چه که کردیم تو را جستجو
    هر چه که دیدیم تو بودی در او

    روح تو جاری شده در جسم ما
    فرق دگر نیست مگر[ اسم ] ما

    هر چه بنامند مرا در کلام
    “عشق ” ندارد بجز از عشق نام

    معنی و مفهوم فروغ و فروز
    ” نور ” بود نور به شب یا به روز

    علت و معلول زیک گوهرند
    گو که بر آن نام دگر می نهند

    هر چه در او روح تو تابنده نیست
    در عجبم آنچه در آن هست چیست ؟؟؟

    ظاهر مرآت ندارد حیات
    لیک در آن جلوه کند نقش ذات

    بر رخ تو باز کند سینه را
    نقش مصور کند آیینه را

    تا که شدی جلوه گر اندر عدم
    شد متجلی همه سر تا قدم

    روح و روان داد به کنه عدم
    همچو مسیحا به تن مرده دم

    کنز نهان گشت بدینسان پدید
    تا که [ فاحببت ان اعرف] شنید

    شد متجلی به جهان حسن تو
    بر همه اجسام روان حسن تو

    نقش تو افتاد بر این آینه
    جلوه حق داد بر این آینه

    هر چه در آئینه منور شود
    آینه خود عین مصور شود

    صورت خود دیده و دل باختی
    شبه خود از صورت ما ساختی

    آنچه که در آینه دیدی دقیق
    صورت جان بود رفیقی شفیق

    آنچه که در آینه افتاده بود
    جلوه به اجزای جهان داده بود

    ********************

    این طرف آینه ، دیدار من
    نقش برآن صورت دلدار من

    [ او] همه [ ما ] در این آینه
    نقش خدا بود دراین آینه

    آینه ای پاکتر از آب پاک
    نقش پذیرنده تر از موم و لاک

    پرده گرفت از رخ زیبای دوست
    تا که عیان گشت سراپای دوست

    شد همه اجزای جهان منجلی
    نقش بر این آینه صیقلی

    گر چه به مرآت لقای خداست
    به نگری ما و من و ماسواست [ ماسوی ]

    گنج نهانی شده اینسان عیان
    تا که شود راز اناالحق بیان

    جوشش عشق است که جان میدهد
    هستی و مستی به جهان میدهد

    —————
    م.س شاهد

    مطلب را به بالاترین بفرستید Balatarin مطلب را به فِیس‌بوک بفرستید Share
    این نوشته را Uncategorized در تاریخ Thursday, July 28th, 2011 در ساعت 12:16 pm منتشر کرد.
    RSS 2.0

    15 جواب:

    1. aalmaa

      روزها فكر من اينست و همه شب سخنم/

      كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم/
      زكجا آمده‌ام
      آمدنم بهر چه بود/

      به كجا مي‌روم آخر ننمايي وطنم…»

      مولوي بخوبي اين مساله را در زمان خود در عباراتي كوتاه تبيين كرده به نحوي كه اين عبارات تا حد بسياري بيانگر مقصود فلاسفه امروزي را در طرح مساله معناي زندگي است. مولوي در ابيات خود مساله معناي زندگي را در مقابل پديده «غفلت» مطرح مي‌كند، چرا كه جستجوي معنا براي زندگي پس از رفع غفلت حاصل از غرق شدن در روزمرگي زندگي براي انسان مطرح مي‌شود.

      تا فرد دچار چنين غفلتي است در انديشه معناي زندگي نخواهد بود.روزمرگي زندگي انسان را درون چرخه‌اي متنوع از مسائلي كه مرتبا به يكديگر ارجاع داده مي‌شوند، مي‌اندازد. انسان كار مي‌كند تا درآمد كسب كند، درآمد كسب مي‌كند تا توانايي خريد مايحتاج خود (اعم از غذا، پوشاك و مسكن) را داشته باشد.

      مايحتاج خود را تهيه مي‌كند تا بتواند زنده بماند. خود را زنده و نيرومند نگه مي‌دارد تا بتواند كار و توليد كند بنابراين امور روزمره زندگي چرخه‌اي تكرار شدني است. اگر فردي نسبت به چرايي يكي از اجزاي اين چرخه ترديد كند، به عضو ديگر چرخه ارجاع داده مي‌شود ولي اگر نسبت به چرايي كل اين چرخه ترديد كند، درآن هنگام است كه از غفلت ناشي از روزمرگي بيرون آمده و مساله «معناي زندگي» را درك كرده است.
      برخي از فيلسوفان معاصر سعي كردند مساله يافتن معنا براي زندگي را به واسطه ديدگاه‌هاي مادي‌گرا و طبيعي‌گرا پاسخ دهند. نزد اين فيلسوفان براي اين‌كه زندگي معنادار باشد نيازي به فرض جهان ماوراءالطبيعه وجود ندارد بلكه يك زندگي اخلاقي و نوع دوستانه با حفظ حقوق ديگران و يا حتي خدمت به ديگران مي‌تواند نياز به معنا را پاسخگو باشد.
      اما بسياري از متفكران معتقدند در عمل، انسانها با اين مفروضات طبيعي گرايانه نمي‌توانند دلخوش كنند و زندگي خود را معنادار بدانند. حتي اخلاقي زيستن و حفظ حقوق ديگران، بدون مفروض داشتن زندگي‌اي اخروي توجيه عقلاني ندارد. نزد فردي كه خود را صرفا تركيبي از عناصر مادي مي‌داند كه پس از مرگ طبق قوانين علمي حاكم بر جهان ماده، تجزيه مي‌شوند، قبول معناي زندگي مشكل به نظر مي‌رسد.

      فيلسوف بزرگي چون كانت نيز اين مطلب را تا حد زيادي مي‌پذيرد و زندگي اخروي را به عنوان تضميني براي اخلاقي زيستن در اين جهان تاييد مي‌كند. مولوي نيز در ابيات خود جهان غيرمادي را ماواي اصلي و اوليه و اخروي انسان مي‌داند و معناي زندگي را در آن جهان جستجو مي‌كند: «جان كه از عالم علوي است يقين مي‌دانم/ رخت خود باز بر آنم كه همان جا فكنم/ مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك/ دو سه روزي قفسي ساخته‌اند از بدنم»
      با قبول زندگي اخروي كه همانطور كه اظهار شد به نظر بسياري از متفكران براي معنابخشي به زندگي اجتناب‌ناپذير است چند فرض ديگر را نيز مي‌بايد پذيرفت. اول اين‌كه خدايي بايد وجود داشته باشد كه زندگي اخروي را تضمين كند و ما را پس از مرگ احيا كرده و در عوض اعمالمان به ما پاداش دهد و يا احتمالا عقاب كند بنابراين پذيرش وجود خداي قادر مطلق براي تضمين معنا در زندگي ضروري است، اما پاداش و عقاب او ضرورتا نمي‌تواند معنابخش به زندگي باشد زيرا شايد كسي اظهار كند كه هرچند عقاب براي او عذاب آور و پاداش برايش لذت بخش است، ولي هيچ يك برايش معنابخش نيستند و او را از پوچي خارج نمي‌كنند.
      بنابراين برخي از متفكرين و متالهين، اتحاد با خداي كامل و بي نقص را از آن حيث كه ما انسان‌هاي ناقص را از نقص بيرون مي‌آورد، بزرگ‌ترين و معنابخش‌ترين نويد براي انسان دانستند: «اي خوش آن روز كه پرواز كنم تا بر دوست/ به هواي سر كويش پر و بالي بزنم» در اينجا لازم مي‌آيد كه ما انسان را صاحب روح غيرمادي بدانيم. چرا كه ماده طبيعتا در تحول و بنابراين ناقص است و توان اتحاد با خدا كه موجودي از هر حيث كامل و بي نقص و بدون حركت و تحول است را ندارد.
      لذا پذيرش وجود خداي كامل و بي‌نقص و همچنين پذيرش عنصر غيرمادي وجود انسان ابتدايي‌ترين فروض براي اثبات معنا براي زندگي طبق ديدگاه فرامادي‌گرايان و متالهان است. نيهيليست‌ها كه معنايي براي زندگي قائل نيستند مي‌توانند لذت و الم اخروي را همچون لذت و الم دنيوي ناتوان از پاسخ به مساله معناي زندگي بدانند و آنها را چيزي جز شادي و رنج ندانند، ولي اگر غايت نهايي زندگي اخروي را رفع نقص و ناتواني وجود انسان به واسطه پيوستن و اتحاد او با وجود كامل و بدون نقص خداوند بدانيم، ديگر با انتقادات نيهيليست‌ها مواجه نخواهيم بود، چرا كه رفع نقص و رسيدن به كمال مطلق، در هيچ يك از لذت‌هاي دنيوي تجربه نمي‌شود و واجد معنايي ويژه است.

      #5174
    2. rojinna

      بی تو دور از دوچشم مست تو /اشک خونین به ساغرم بوده
      ساغری گر به لب رساندم من /چشم مستت برابرم بوده
      تا نگیرد خدا تو را از من /نیمه شبها خدا خدا کردم
      خسته شد گوش اسمان خدا / بس که شب تا سحر دعا کردم

      …..با امید به سلامتی کامل جان شیفته/دکتر سراجی عزیز

      #5179
    3. پریدخت

      به بـــــــه چشم و دل و روز ما منور شد از حضور دوباره‌ی استاد سراجی گرانقدر… بینهایت خوشحالم از بهبودی و سلامتی ایشان
      جوشش عشق است که جان می‌دهد
      هستی و مستی به جهان می‌دهد
      م.س شاهد
      نازنین پدر عزیز ما شهد شیرین کلام عشقی که شما می‌سرایید دریای بیکرانی‌ست که هر چه نوش می‌کنیم تشنه‌تر می‌شویم …
      آرزومند تندرستی و شادکامی شما هستم
      سپاس بیکران از مدیر توانمند رسانه یولداش و همچنین جناب کی‌پور عزیز که در انتشار اشعار بی‌نظیر و روح‌بخش استاد کوشا هستند … دست مریزاد

      #5180
    4. آرمین

      امیدوارم جناب سراجی عزیز هرچه زودتر سلامتی خود را بدست آورند و همانطور که از خواندن اشعار این بزرگوار لذت می بریم، بتوانیم از توضیحات و سخنان حکیمانه ایشان نیز استفاده کنیم. از مدیر محترم این سایت و همچنین از جناب دکتر کیپور عزیز، بابت به اشتراک گذاشتن اشعار فوق نیز کمال تشکر را دارم. جان فدا -آرمین

      #5183
    5. ali kaypour

      استاد دانشور من استاد محمود سراجي
      شكرانه كز عشق استادم مستم و ميخانه را ميپرستم آموخت درس الستم استاد دانشور من .
      ثناي نامحدود از رسانه وزين يولداش از زحمات بي شايبه در شناخت و معرفي در نوشته هاي
      م.س.شاهد كه هر بيتش يك ديوان است متقبل ميشوند

      #5184
    6. mahmoud seraji

      آلما ی گرامی …با درود وسپاس از حضور مکرر شما
      علیرغم تداوم بستری در بیمارستان و بروز درد های نا بهنگام چشمم به اظهار لطف شما در کامنت جوشش عشق افتاد ومحتوا ی کلام و نظریه قرن نوزدهم
      مادام میشل اونا جامعه شناس بزرگ فرانسه را یکبار دیگر در چشمانم زنده کرد
      تلفیق این نظریه با روش حضرت مولانا در مبحث اصالت وجود [ نه وحدت وجود ] سالهاست که مورد مجادله اهالی آکادمیک قرار دارد ….
      اما آ لما ی عزیز من ارتباط موضوعی این دو مبحث با شعرخود را پیدا نکردم ؟؟؟ اگر هدایت فرمایید مورد الهام برای سرودن شعر دیگر با محتوایی تازه تر واقع خواهد شد … مرسی
      ضمنا مدیر گرامی
      اینهمه الطاف را پاس میداریم و در مقابل کلام همیشه پاکیزه شما سر تکریم فرود می آورم ….
      با احترامات محمود سراجی م.س شاهد

      #5185
    7. aalmaa

      بیرون زتو نیست هر چه در عالم هست؛ در خود بطلب هر آنچه خواهی، که تویی

      زمانی که در خدمت یک مرشد بزرگ ، یک پیر و یک استاد قرار گرفتی فقط ساکت باش !

      خودت را به طور کامل تسلیم او کن ، با جان و دل پذیرای آموزه های او باش ، حرفی نزن ، حتی اگر دچار سختی شدی ، اگر پیمودن آن راه رنجی را متوجه تو ساخت ، شکوه و شکایتی نکن که او راه را به خطا می رود ! یعنی خودت و دانشت را برتر از او مدان ! آگاه باش که همین ادعای بیهوده ، بی جا و بی معنی ای تو بوده که هم اکنون نیازمند مرشد و استادت کرده ؟ وگرنه در پیش او چه می کنی ؟!

      حالا که در پیش او هستی ، پس این فرصت بزرگ را مغتنم بشمار ، تحمل کن ، حرفی نزن و کاری نکن که او از تو ببرد و بگوید که دیگر این زمان ، زمان جدایی است!! !

      کلام شما قرین آرامش است

      استاد گرامی باسپاس
      میگویند پیچیده کردن چیزها کار ساده ای است
      اماساده کردن آنها کار پیچیده ای است باارزوی سلامتی شما سرور گرامی

      #5186
    8. mina

      گر چه ندیده است کسی نور دل
      راز به دل خفته و مستور دل

      ظاهر و روشن تری از آفتاب
      بر دلم ای نور درخشان بتاب
      استاد عزیز و گرامی ,,,
      از خدا سلامتی و بهبودی روز افزون شما را خواستاریم ،،،،

      #5188
    9. fatemeh

      روح تو جاری شده در جسم ما
      فرق دگر نیست مگر[ اسم ] ما

      استاد گرامی‌ و مهربان ،،،

      سلامتی‌ و تندرستی شما نازنین را خواهانم.

      #5192
    10. Minoo

      پدر من محمود سراجی، شاعر و نویسنده همسر و شش فرزند و هفت نوه دارند و غیر از من که همسر آمریکایی دارم بقیه فرزندان بابا ایرانی را به همسری انتخاب کرده اند و همه شادند بابا ما را خیلی دوست دارد ما هم همه عاشق بابا هستیم مخصوصا رابطه اش با با نوه ها و داماد ها و عروس اش دقیقا رابطه پدر و فرزند است خدا پدران را برای فرزندان و فرزندان را برای پدران و مادران حفظ کند نا گفته نگذارم که فرزندان بابا دارای آخرین مدارج ارشد تحصیلی هستند …. بابا دوست ات دارم ….. مینو اسپلر برگ ( سراجی )

      #5194
    11. Marjan Saman

      عشق ندارد به جز عشق نام ……. ✿

      پدر فرهیخته نادیده عزیزم محمود نازنین .. شنیدن خبر بیماری شما, شهد شیرین سروده
      ناب تان را از کامم ربود. با التماس دعا به درگاه خداوند یکتا خواهان سلامتی و شادابی
      مجدد شما هستم تا بارها و بارها به وجودمان عشق و آرامش بریزید.

      سبد سبد گلهای زیبای هستی نثارتان باد
      دست بوس شما
      مرجان

      #5196
    12. شهاب حدادمردانی

      گاهی فلم هم در ستایش سپیدی توان سیاه کردن ندارد
      استادم محمود سراجی در وحدت وجود سپید است
      و تمامی یاران این حلقه بی رنگ
      درود بر او و درود بر همه شما بی رنگانی که از درد شکستن آبی نمایان میشوید
      د
      ی
      و
      ا
      ن
      ه

      #5207
    13. mahmoud seraji

      درود بر طناز نکته ساز و معنی پردازم شهاب عزیز ، سلام بر مرجان نازنین دور از ما و در آنسوی جهان ، سلام بر دخترم مینو سراجی [ اسپلربرگ ]
      درود به سرکار خانم فاطمه اجاقی ،بوس به دخترم مینا سراجی که بجای لالایی با اشعار بابا می خوبید ، درود بی کران به المای فرهیخته
      بخاطر حضور زیبا و کارسازش در تمام صحنه های ادبی رسانه ها ی جاری ، درود به علی کی پور دوست همیشه همراه و عصای دستم سلام بر دکتر
      آرمین بزرگوار که خدمت در خطه بهاران جنوب وطنم چاه بهار را بر گزیده ، دکتر پری دخت نازنینم که آموزش در سطح عالی را سر لوحه زندگی اش قرار داده
      سلام مخصوص به مدیر بزرگوار با قبول زحمات در انتشار هر چه بهتر لینک های من …. همه زنده و پایدار باشید انشاالله …. محمود سراجی

      #5211
    14. mahmoud seraji

      پوزش بخاطر ندیدن کامنت روژینای محبوبم که در تمام اوقات شبانه روز در گیر خدمات فرهنگی است
      سپاس و درود بر این بانوی فرهیخته

      #5212
    15. یولداش

      چه خبر است ماشاءالله در این میکده که درش باز است!
      من مدت هاست که سر در گریبان خود اندکی این دیار عاشقان را به مدیر خوب و عزیز و نازنین سپرده که انصافا دروازه بان بلند پرواز در این میکده است.
      در میخانه ببستند ببستند خدایا مپسند/ که در خانه تزویر و ریا بگشایند..
      بنابراین مدیر خوب ما می دانم که نخواهد گذاشت که در میکده ما بسته بماند که نماناد!
      من پس از سفری به درون خود و بیرون از خود دوباره به جایگه خود بازگشته ام و در همسایگی آقای محمود سراجی عزیز – که همواره پایدار بماند و با ما باشد- منزل کرده ام. یک بار هم زنگی زدم به ایشان که حالا می فهمم چرا نبود و در نبرد با اهریمن بیماری بود که حتما پیروز خواهد شد. دعا می کنم.
      در هر حال می خواستم ورود خود را به میکده مان اعلام کنم. زنگ بزن رفیق مدیر!رفیقی از ره رسیده است!
      من غیبت طولانی ی داشته ام و امیدوارم دوستان و یولداشان عزیز مرا ببخشایند. از پیاله چی عزیز هم ممنونم که مقالات نغزی ترجمه و گردآوری می کند و گاه خامه اش را به ما ارمغان می آورد. و البته از خیل دوستان خوب و نازنین و قدیمی این دکه.
      مرتضی نگاهی

      #5216

    نظر شما


    5 + one =