روزی برای کیش و مات حکومت استبدادی… روز واقعه… روز 22 بهمن

مطلب زیر توسط یک روزنامه نگار معترض در ایران نوشته شده که با عنوان چه کسی «آزادی» را تسخیر خواهد کرد؟ در سایت اخبار روز درج شده است.
به نظر من هر ملتی برای خود “روز واقعه ای” دارد که در آن روز سرنوشت خود را رقم می زند یا سرنوشت اش رقم می خورد. مثلا 21 آذر برای آذربایجان یک روز واقعه بود. روزی که چائوشسکو در میدان بزرگ شهر بخارست برای “هواداران” خود سخن سرائی می کرد و البته به مناسبت یک روز تاریخی بسیار مهم این امر انجام می گرفت، ناگهان در گوشه از میدان صدای اممممممممممممممممممممممممممم مردم بلند شد. دهان ها بسته بود و نگاه ها خیره به دوردست ها. اما حنجره ها در کار بودند و صدای اممممممممممممممم مردم خنجروار در فضای بزرگ میدان جوانه می زدند تا نیزه هائی شوند و میدان را نیزه زارانی بکنند که به سوی آن حاکم دیکتاتور پرتاب شوند. دیکتاتور ساعتی را نیز دوام نیاورد و نیروهای امنیتی و لباس شخصی اش هاج و واج در میان مردم و صداهای اممممممممممم گم شده بودند. دیکتاتور را ناگهان ترس برداشته بود. به این سو و آن سو نگاه می کرد و حیرت زده در زیر آوار امممممممممممم مردم خفه می شد. طولی نکشید که امممممممم های مردم به صورت “مرگ بر دیکتاتور” تمام فضای میدان بزرگ را پر کرد و دیکتاتور از همان ایوان باشکوه خود فرار کرد. باقی داستانش را همه می دانیم. همراه زن و فرزندش دستگیر شد و خیلی سریع کارش یکسره شد.
پس از مرگ او تازه مردم کشف کردند که دیکتاتور در زیر نقاب دروغین “رهبر” چه ها بر مردم خود روا داشته است. دیکتاتور که از کودکان علیل و ناقص الخلقه بدش می آمد، آنان را در خانه هائی مخصوص (یا زندان ها) جدا از والدین شان زجرکش می کرد تا مردم رومانی شاداب و زیبا و خوش سیما نشان داده شوند. داستان های پر اشک چشم رومانی بسیار است، اما دیکتاتورها هرگز از تاریخ عبرت نمی آموزند!
در هر حال، با پوزش از دوستانی که می خواستند نقد منتظری دوام پیدا کند، و با سپاس از همه دوستان، فعلا می رویم به سراغ یک روزنامه نگار جان شیفته در ایران تا ببینیم در روز واقعه چه ممکن است اتفاق بیفتد.
دوستدار
یولداش
روزی برای کیش و مات حکومت استبدادی
روز ۲۲ بهمن در شرایطی دارد از راه می رسد که اکثریت سبزهای معترض از یک طرف و حاکمیت غیرمشروع از طرف دیگر با تمام قدرت در خیابان به مصاف هم خواهند رفت. شکاف دولت – ملت که بعد از ۲۲ خرداد به مسیر زایش یک جنبش فراگیر برای تغییرات بنیادین سوق یافته است در این روز بهترین تجلی خود را در اراده ی مصمم دو طرف برای “بود” و “نبود” در معرض نگاه و داوری عمومی قرار خواهد داد. از هم اکنون هر دو طرف در وضعیت روحی – روانی بسیار سختی قرار گرفته اند و هر کدام دیگری را به بر هم زدن بازی و یا چینش یک میدان باب میل خود که در آن برنده و بازنده از قبل مشخص شده است، متهم می کنند و این موضوع با توجه به تجربه ی ٨ ماه گذشته تا حدودی می تواند ناشی از بروز یک واقعیت هم باشد. از آنجا که حاکمیت کودتائی با توجه به ریزش پایگاه توده یی خود متکی به یک اقلیت جمعیتی در کنار قدرت بلامنازع نیروهای سرکوب می باشد در صدد استفاده از ابزارها و امکانات بی شمار سازماندهی و استفاده ی کانونی از حوزه های پادگانی – اداری برای گام گذاشتن در میدان این بازی سرنوشت ساز شده است. جبهه متحد ضددیکتاتوری نیز در قالب جنبش سبز با فراخوان یکپارچه ی مردم معترض امیدوار است تا هم چون دیگر مناسبت های ماه های اخیر با به میدان آوردن میلیون ها اراده ی مصمم برای اعتراض و تغییر، روز ۲۲ بهمن را به نقطه عطفی در مبارزات خویش تبدیل کرده و موقعیت برتر ملی خود را بر حریف تحمیل کند. با توجه به اهمیت تهران برای رژیم و جنبش اعتراضی از هم اکنون همه ی نگاه ها به پایتخت دوخته شده است و مسیر امام حسین تا آزادی، به خصوص میدان آزادی، نقش حساس و تاثیرگذاری در این مورد داشته و از هم اکنون موضوع گمانه زنی های زیادی می باشد. به جهت تجارب قبلی معمولا حاکمیت با استفاده از ابزارهای سازماندهی پادگانی، هزینه کردن، نقل و انتقال جمعیت بیرونی به نقطه مورد نظر، قدرت چینش نیرو، تطمیع حامیان و رعب وحشت مخالفان، استقرار خبرنگاران خارجی و دوربین های تلویزیونی در نقطه ثقل نیروهای خودی و هم چنین اخلال در نظم جمعیت معترض، هم چنان تلاش خواهد کرد تا آرایش میدان منازعه را به نفع خویش رقم بزند. این پارامترهای حکومتی از آنجا که بسیار پرهزینه و بر محور یک اقلیت دور می زند در وضعیتی که جنبش معترضان، مصمم به خیابان برای نشان دادن اراده اعتراضی خود قدم بگذارد، تا حدود زیادی هرز می رود و توازن قدرت در عرصه عمومی و خیابان در این روز به سود سبزها دگرگون خواهد شد. در شرایط کنونی به همان اندازه که حکومت نگران هجوم معترضان به خیابان و سردادن شعارهای مخالف وضع موجود و حتی ساختارشکنانه می باشد، معترضان هم نگران تمهیدات خاص دولتی، جلوگیری از تجمع گسترده ی سبزها، سرکوب خیابانی و تسخیر سرپل های مسیر راهپیمائی ۲۲ بهمن خواهند بود. نتیجه ی این کشمکش و طناب کشی سیاسی در روز ۲۲ بهمن چنانچه برای هر کدام از دو طرف قابل ملاحظه باشد قادر است مسیر آینده حرکت آنان را هموار کرده و در عوض رقیب را در وضعیت فروتری قرار دهد. به همین دلیل حاکمیت و ملت هر کدام در حالی که اهداف ایجابی خود را در این روز دنبال می کنند گوشه چشمی هم به این خواهند داشت که حرکات رقیب خود را خنثی کرده و بازی آنان را به هم بزنند. آن چه که به نهاد قدرت مربوط می شود هیچ ربطی به ما ندارد چرا که حاکمیت برای ما و اکثریت مردم ایران هیچ مشروعیت و مقبولیتی نداشته و به همین دلیل آنان کار خود را خوب بلد هستند، هر چند که برگ های خود را در این مدت سوزانده اند و بازی نخ نما شده یی را عرضه می کنند. موضوعی که در حوزه ملت و جنبش اعتراضی قرار دارد دقیقا همان چیزی است که مطلوب و مقصود همه ی معترضان به وضع موجود است و در همین راستا با شناخت از موقعیت کنونی تاکتیک های ایجابی و سلبی جهت تعمیق جنبش و راه موفقیت آن در دستور کار و تحلیل ما، البته این بار به صورت میدانی، می تواند واقع شود. جنبش سبز اعتراضی در روز ۲۲ بهمن و در بطن راهپیمائی بزرگ این روز می بایست پل بین مطالبات سیاسی و مطالبات اقتصادی عموم مردم کشور باشد. به همان میزان که سرکوب، جنایت، زندان، تجاوز، شکنجه، نقض حقوق شهروندی، نبود آزادی بیان، انتخابات فرمایشی، عدم وجود دمکراسی و تهدید نهادهای مدنی در شعارهای ۲۲ بهمن مورد توجه قرار می گیرد، می بایست اعتراض به عملکرد اقتصادی دولت، طرح هدفمند کردن یارانه ها، خوشه بندی های محمودی، سرکوب شوراها و سندیکاهای صنفی، رشد درصد بیکاری، بیمه های همگانی و تامین اجتماعی، قانون کار، حقوق های معوقه ی کارگران و حیف و میل اموال عمومی توسط نهادهای شبه نظامی و رانت خواران چسبیده به حلقه قدرت نیز در متن شعارهای اعتراضی بیان شود.
در روزهای اخیر گمانه زنی های متعددی در خصوص چینش نیروهای بسیج شده توسط حکومت و جلوگیری از حضور پر رنگ میلیونی معترضان سبز به عمق و متن راهپیمائی ۲۲ بهمن به گوش می رسد که هر چند چندان نمی تواند بعید باشد ولی به طور مسلم تبعات منفی آن برای حاکمیت به جهت برخوردهای خیابانی وسیعی که پیامد آن است، می تواند مهم ترین روز تاریخ جمهوری اسلامی را برای آنان به یک کابوس دهشتناک تبدیل کند. از آنجا که اغلب نیروهائی که دولت برای این راهپیمائی بسیج می کند فاقد اراده ی آزاد و اعتقاد قلبی به راه دیکته شده از سوی رهبرانشان می باشند و هم چنین تا به حال در موقعیت هزینه پرداختن برای ایستادگی بر مطالبات خویش نبوده اند به یقین در مصاف با معترضانی که در طی ٨ ماه گذشته از گردنه های سخت سرکوب و مبارزه عبور کرده و آب دیده شده اند یا ریزش می کنند یا خیلی زود میدان را خالی کرده و تنها نیروهای تعلیم دیده نظامی – شبه نظامی حاکمیت در میدان باقی می مانند. البته این موازنه ی میدانی در شرایطی به نفع جنبش اعتراضی دستخوش تغییر می شود که روز ۲۲ بهمن اراده ی اعتراضی در صفوف میلیونی به خیابان آمده و مصممانه مطالبات خویش را فریاد بزنند. اصلا قرار بر درگیر شدن جنبش سبز با نیروهای بسیج شده ی حکومتی نیست چرا که این درگیری می تواند مردم را در مقابل هم قرار دهد بلکه آنچه مدنظر قرار دارد مصاف معترضان با حاکمیت خودکامه به صورت مسالمت آمیز است. در راهپیمائی روز ۲۲ بهمن چند فرض را می توان مدنظر قرار داد و برای هر کدام راهکاری جست که هم جنبش سبز را در موقعیت اکتیوتری قرار دهد و هم اینکه هزینه های حاکمیت را برای اتخاذ تاکتیک های خویش به میزان زیادی افزایش دهد.
فرض اول : یک موضوع اساسی را هرگز نباید از یاد برد و فراموش کرد و آن اینکه برای جنبش سبز همین حضور میلیونی معترضان در ۲۲ بهمن و در خیابان، خود می تواند مرکز ثقل وقایع و یک هدف باشد که همین ابراز اراده ی اعتراضی در هر وضعیتی که پیش آید، مترادف با موفقیت و ماندگاری جنبش تلقی خواهد شد. در صورتی که برای حاکمیت به دلیل قدرت سازماندهی حکومتی صرف گسیل نیرو و جمعیت بسیج شده به خیابان، دلیل موفقیت نمی تواند به حساب آید و تازه اینکه حوادث حاشیه یی که می تواند در موقعیت سبزهای معترض و سرکوب فرضی آنان اتفاق افتد هرگونه نمایش دولتی را در این روز نقش بر آب خواهد کرد. در این روز به عکس بعضی توصیه های محافظه کارانه، جنبش سبز با قدرت تمام باید با نمادها و شعارهای اعتراضی حضور داشته باشد تا جمعیت میلیونی و حضور قدرتمند آنان تحت هیچ شرایطی نتواند توسط حاکمیت مصادره شود. سبزها برای ایزوله کردن نمایش حکومتی و راهپیمایان بسیجی می توانند به محض مشاهده این کانون ها و دستجات از آنان فاصله گرفته و بعد از اینکه در موقعیت دسته بندی مطلوب و اعتراضی قرار گرفتند شعارها و نمادهای سبز را به نمایش بگذارند.
فرض دوم : فرض کنیم روز ۲۲ بهمن حاکمیت به عکس گمانه زنی های بدبینانه اجازه می دهد که همه مردم دسترسی آزادانه به خیابان انقلاب - آزادی و حتی میدان آزادی را داشته باشند و بدون هیچ مزاحمتی در این راهپیمائی شرکت کنند. این ترکیب با توجه به حضور عمومی دو طرف ماجرا یک ترکیب رنگین کمانی سبز و سیاه خواهد بود که اکثریت موقعیت خود را بر اقلیت تحمیل کرده و در صورتی که هر کدام با نمادهای خویش حضور داشته باشند با توجه به کانون ذره بین دوربین ها که همیشه بر روی نقاط خلاف وضعیت موجود زوم می کنند، سبزها می توانند با نمادها و شعارهای خود ۲۲ بهمن سبز را رقم بزنند. در شرایطی که همه چیز در کمال آرامش و بدون هیچ عکس العمل منفی توسط حاکمیت انجام گیرد دقیقا مشابه ی راهپیمائی روز قدس جنبش سبز برتری و حقانیت خود را بدون پرداخت هیچ هزینه یی بر طرف مقابل دیکته کرده و بار دیگر اثبات می کند که روش های سرکوب نتوانسته است جنبش اعتراضی را به سکوت و شکست بکشاند. اما امکان دارد که حاکمیت در حالی که امکان حضور را داده است ولی نسبت به نمادها و شعارهای سبز عکس العمل منفی نشان دهد که در این صورت بزرگترین رسوائی و شکست برای آنان رقم می خورد. چرا که از یک طرف آنان برای اولین بار در طی ٣۱ سال اخیر راهپیمائی ۲۲ بهمن که تاکنون هویت نظام جمهوری اسلامی بوده است را سرکوب کرده اند و از طرف دیگر به جهت در هم تنیدگی عمومی راهپیمایان هزینه ی سرکوب دامان نیروهای خودی را هم خواهد گرفت. این “سرکوب از درون” در شرایطی که سبزها فقط به نمادها و شعارهای خود بسنده کرده و با مسالمت مطالبات خود را بیان می کنند، می تواند بسیاری را در بدنه ی اجتماعی حامی نظام با تردیدهای فراوانی روبرو کند. البته معترضان با توجه به عدم سازماندهی در کانون های تجمع و هم چنین موقعیت ضیعف تر خویش در خصوص تدارکات میدانی باید از ابتکارات لحظه یی که در طی ٨ ماه گذشته به خوبی توانائی خود را در این خصوص نشان داده اند، استفاده کرده و بعضی اقلام تدارکاتی حریف را مصادره به مطلوب کنند. چنانچه بلندگوهای نصب شده در مسیر راهپیمائی در راستای شعارهای توهین آمیز و یک طرفه به کار گرفته شوند این حق جنبش سبز است که با تمهیدات خویش بدون مبادرت به درگیری و تنها با ذهن مبتکر خود، قدرت صوتی رقیب را از کار بیاندازند. به یقین راهپیمایان دولتی عکس ها و پوسترهای بی شماری از شخصیت های نامطلوب را به همراه خواهند آورد تا فضای راهپیمائی را تحت تاثیر خود قرار دهند که بهترین وسیله در اینجا وجود “ماژیک قرمز” برای کشیدن خط باطل بر این پوسترها خواهد بود. هم چنین سبزها می توانند بدون هیچ هزینه یی با دردست داشتن شاخه های کوچک سبز درختان و “بوته های مورد” به عنوان یک نماد مشخص برای سبز کردن مسیر راهپیمائی استفاده کنند.
فرض سوم : به گمان بسیاری روز ۲۲ بهمن حکومت اجازه ی شرکت فعال و مسالمت آمیز را در مسیر امام حسین به آزادی از جنبش سبز سلب کرده و هم چون روز ۱٣ آبان راهپیمایان دست چین شده و حکومتی را در حصار محافظت شده امنیتی برای نمایش در معرض دوربین رسانه های بین المللی قرار می دهد. این گمان بر این فرض محتمل استوار شده است که تدارکات وسیعی که از حدود یک ماه پیش برای این روز از سوی حکومت انجام گرفته است حداقل میدان آزادی را که ظاهرا محل استقرار دوربین های تلویزیونی داخلی و خارجی است از دسترس سبزها خارج خواهد کرد. در چنین وضعیت و چینش نیروئی، چند امکان برای جنبش اعتراضی سبز وجود دارد که هر چند مستلزم پرداخت هزینه است اما در نهایت نمایش حکومتی ۲۲ بهمن را بر هم خواهد زد. اول اینکه در چنین موقعیتی سبزها با توجه به وسعت جمعیتی خود قادر می باشند که با اتخاذ تاکتیک روز عاشورا، از فرعی های مسیر راهپیمائی آن چنان بر سناریوی نمایشی استبداد فشار وارد کنند که یا سدهای موجود و قراردادی آن را در هم بشکنند یا اینکه صحنه بازی را برخلاف میل نظام بر هم بزنند. روز عاشورا نشان داد که تلنگرهای ملت سخت بر پیکر حاکمیت تا بن دندان مسلح گران آمده است و تکرار این تجربه می تواند هزینه های سرکوب را در بزنگاه ها و مناسبت های ملی از جمله روز ۲۲ بهمن برای نظام بسیار سنگین کند. دوم اینکه حاکمیت چون روز عاشورا نمی تواند افکارعمومی قشر سنتی را با سناریوهای تکراری حرمت شکنی مناسبت مذهبی توسط سبزها تحریک کند و به همین دلیل هزینه ی سرکوب به مراتب گران تر تمام خواهد شد. بدنه اجتماعی حداقلی حاکمیت با توجه به اینکه بسیاری از آنان از شهرهای کوچک و حاشیه یی جمع شده اند، به جهت سادگی و عنصر ناآگاهی بین آنان، در صورت ایجاد فضای عاشورائی در ۲۲ بهمن و مشاهده ی سرکوب توسط چماقدران لباس شخصی و نیروهای ضدشورش توسط این اقشار، هم اینکه به حقایق تاکنون پنهان مانده واقف می شوند و هم اینکه هراس از درگیری های این چنینی برای همیشه توان نهاد قدرت را برای بسیج اجتماعی در منازعات آینده به هرز می برد. سوم اینکه اگر این فرض را حتمی بگیریم که دولت میدان آزادی را از جمعیت پادگانی و بسیج شده پر خواهد کرد باز هم از دو حال خارج نیست یا اینکه تمام ورودی های میدان آزادی را باید مسدود کنند که این خود در مقابل دوربین رسانه های خارجی موجب حدس و گمان خواهد بود و دیگر اینکه به هر حال با فشار اکتیو گروه های جوان سبز برای ورود به میدان مواجه می شوند که یا باید سرکوب کنند یا حضور آنان را تحمل کرده که با نمادهای سبزشان نمایش را به هم خواهند زد. حالا تصور کنید شاخه ها و گروه های اکتیو سبز و معترض به میدان آزادی وارد شوند و حاکمیت بخواهد در مقابل شعارها و نمادهای آنان به زور متوسل شود، آنچه اتفاق خواهد افتاد اینکه تمام نظم نمایشی تدارک دیده چون حباب خواهد ترکید و برای حاکمیت آن چیزی رقم خواهد خورد که به شدت از همان وحشت دارد. تصور اینکه در روز ۲۲ بهمن میدان آزادی زیر باران گاز اشک آور و فلفل، باتوم و شوکر، زنجیر و چماق، تیرهوائی و تیر زمینی قرار گیرد، این کمتر از سقوط رژیم خودکامه نخواهد بود و به همین دلیل سبزهای معترض باید بیشترین فشار و نقطه ی ثقل هدف خود را میدان آزادی قرار دهند. در صورت فشار سبزها بر میدان آزادی و ورود وسیع آنان به این میدان عرصه بازی ۲۲ بهمن در هر وضعیتی که اتفاق افتد، سندی انکارناپذیر برای پیروزی جنبش اعتراضی سبز بوده و باید حداقل پایان کار دولت کودتائی احمدی نژاد را قریب الوقوع پنداشت. بدون شک روز ۲۲ بهمن یک موقعیت تاریخی در عرصه تحولات اجتماعی و جنبش آزادیخواهانه – عدالت طلبانه ی ملت ایران خواهد و به همان نسبت نیز حکومت کنونی را تحت تاثیر خود قرار می دهد. نمایش قدرت برتر معترضان در این روز تتمه مقاومت دولت کودتائی احمدی نژاد را حداقل در مقابل معتدلان جناح راست در هم خواهد شکست و بیش از همیشه واقعیت نوشیدن جام زهر را به کسانی که تا به امروز در مقابل خواست های به حق این مردم مقاومت کرده و در ستیز با عقل و حق جانب باطل و دروغ را گرفته اند، هر چند که باید دید که آیا این ملت به این جام زهر قانع خواهند شد یا مطالبات مشروع خویش را تداوم می بخشند، حتمی خواهد کرد.
روزنامه نگار معترض “جان شیفته”
۱٨/۱۱/٨٨
مطلب را به فِیسبوک بفرستید
Share














آقای صنمی تاریخ وار مسایل سیاسی اجتماعی ایران را برای ما مینویسند و بنده و دیگر کامنت گزاران
نه حتی مثل یک روزنامه بلکه تابلوید وار هرچه شایعه و گزافه و کنایه و …در کامنتهایمان میگنجانیم
تازه بنده بحسین شریعتمداری و کاظم انبارلویی و سلیمی نمین استناد میکنم !!؟ و دیگران دکتر میلانی
و دکتر حسن شریعتمداری و کشتگر و …؟ یعنی بین دو نیروی متضاد و مخاصم ٬ کشوری مثل انگلستان
و آمریکا در چنین مواقعی بچهره های بسیار مستقل و فرا جناحی و حزبی متوسل میشوند مثل همین
کمیته حقیقت یابی که در انگلستان با ریاست این قاضی بازنشسته و مورد اعتماد همه جناحهای سیاسی
انگلستان مشغول ارزیابی علل جنگ عراق است و همه دست اندر کاران دولت انگلیس را دانه بدانه پرسش
میکند … اما انگار در ایران چنین چهره ها و اشخاصی وجود خارجی ندارند همه یکسره سیاه سیاه یا سفید
بکر ٬ همه و هر کس خودش را هم وکیل هم دادستان هم قاضی میداند ٬ بکامنتهای تبریز لی توجه کنید
نه اینکه همتفکر دیک چنی یا رامزفیلد یا راش لیمبو باشد که بسیار فراتر یک کوکلاس کلان مثل دیوید دوک
ویا یان اسمیت رودزیایی و اخلاقا ژنرال فرانکو پرتقالی …وقتی
يولداش رهگذر عزيز, ای يار دانشور درود…
از محبت شما به اين حقير سپاسگزارم…
خوشبختم از اينکه در اين محفل دوستانه با شمای عزيز و ساير سروران هم کلام و هم سخنم و چه خوب است که ما همگی پايور نيکی و در انديشه ی آينده بهتريم…
به سلامتی حضرتعالی
نوش…
سخنان تاجزاده در خصوص جنتی…
http://www.youtube.com/watch?v=vXXilHGZ_18
دختر حميد باكري :
اگر پدر و عمويم زنده بودند اكنون در زندان و زيرشكنجه بودند…
http://www.youtube.com/watch?v=8QWTeLtGJ3U&feature=related
حمید باکری…
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C
مهدی باکری…
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C
یولداش گرامی،
من از این “تجزیه و تحلیل” این روزنامه نگار ایرانی زیاد خوشم نیامد. پنجشنبه در ایران قیامت خواهد شد. این روزنامه نگار مثل اینکه دنبال سقوط دولت احمدی نژاد است. ولی مردم ایران تفکرات دیگری دارند. آنها خواهان براندازی کل این رژیم اعم از خامنه ای، خاتمی، رفسنجانی، گنجی، سازگارا، مخملباف ووووو هستند. کل این رژیم باید برود. و این آخوندهائی که ملت ایران را شکنجه کرده، کشته، تجاوز کرده، و به عصر حجر برده، باید به سزای اعمال خود برسند و بعد از محاکمه در دادگاه ملت، با همان چفیه های فلسطینی به دار آویخته شوند.
یک مجلس موءسسان باید تشکیل شود. قانون اساسی مبنا بر حقوق بشر و دموکراسی مدون شود و یک رفراندوم برای تعیین فرم حکومت آینده ایران برگزار شود.
جناب حسین یا صفری یا ایراندوست یا حمید زاده یا زنبور
فقط دو روز مانده که سوبسید های شما هم عمرش تمام شود.
پیش به سوی سرنگونی این رژیم جهل و جنون و جنایت که آدم هائی مثل شما را حامی خود دارد.
نوش.
یولداشان و سروران عزیز
با سلام و احترام
خواستم به سایت “محسن سازگارا” سری زده باشم دیدم که “هک شده” در آن چنین نوشته شده است که :
” در حاليکه آقای محسن سازگارا به آموزش جلوگيري از هک شدن توسط ارتش سايبری ايران مشغول بود ارتش سایبری ایران فقط و فقط برای اثبات پوچ بودن حرف اينگونه افراد اين سايت را هک نمود »
واقعا که “افلاس و ورشکستگی اخلاقی” باید به چه حد باشد که یک “حکومتی” به چنین راههائی متوسل شود و آنهم ذوق کند و از این گونه کرکری ها بخواند. گویا “هک کردن” این یا آن سایت و این یا آن رادیو هنر است. این که از هر بچه مدرسه ای هم بر می آید.
“جمهوری ولایت فقیه” با این عملکردش دارد فریاد می زند که من یعنی جمهوری ولایت فقیه دیگر راستی راستی آدم نیستم و نمی توانم مثلا در برابر افکار و عقاید و ادعا های مخالفینم من هم به دلیل و برهان و منطق و اقلا سخن معمولی متوسل شوم و جز حذف و حفه و اخلال کردن چیز دیگری را نمی دانم.
اتفاقا آنان که جز حذف کردن راه دیگری را نمی دانند خود هم دیر یا زود حذف خواهند شد. من در اینجا ناچارم با “سید علی خامنه ای” در یک مورد موافق باشم که گفت در 22 بهمن ماه مردم با تظاهراتشان “مستکبرین” را مات و مبهوت خواهند کرد(چیزی در این حدود).
آقای “خامنه ای” راست گفتی چه خود شما و دستگاه دوزخیتان در پنجشنیه 22 بهمن ماه مات و مبهوت و انگشت به دهان خواهی شد.
راست گفته اند که “چشم ارتجاع کور است”. اینان نه از این جنبش سیز درس می گیرند و نه عبرت.
چون هنوز این جنبش سیز را نشناخته اند
خیر پیش
رهگذر
سروران گرامی
چون گفتار روزانه “محسن سازگارا” مطالب سودمندی دارد و فایل صوتی آن هم به خاطر “هک شدن” تارنمایش در دسترس نیست. ما متن پیاده شده از گفتار روزانه اش را در اینجا می آوریم.قابل ذکر است که “سازگارا”هم بر اثر تظاهرات گسترده 22 بهمن ارتجاع را بر سر دوراهی می بیند که راه دوم وی مانند به گفته “جتاب یولداش” “روزی برای کیش و مات ارتجاع” خواهد بود. -رهگذر
Today at 9:19pm
سلام
سه شنبه ۲۰ بهمن ۸۸، ۹فوریه ۲۰۱۰ میلادی
امروز در مورد ۹ موضوع صحبت میکنیم.
موضوع اول ، بحث ۲۲ بهمن است. روزی که صف آرایی دولت احمدینژاد و آقای خامنهای در یک طرف و ملت در سوی دیگر میخواهند خود را در سراسر کشور نشان دهد. همانطور که قبلا هم گفته شده اهمیت ۲۲ بهمن با توجه به اینکه چنین صف آرئی ، آرام آرام شکل گرفته است در این است که اگر در کمال آرامش بتوانیم در تهران و تمام شهرها، به خیابان ها بیا ایم و شعارهای خودمان را بدهیم و رنگ سبز خود را داشته باشیم و با علامت V حود را نشان دهیم که اکثریت مطلق در این سمت ایستاده است، به جرات میتوان گفت که در مسیری که حکومت آمده است، مسیری که از کشتن مردم در خیابان، دستگیری و تجاوز،کتک زدن،گروه ترور درست کردن تا اعدام و محارب خواندن مخالفان ، عبور کرده است، آنگاه میتوان گفت، اگر بعد از آن مردم نشان دهند که نترسیده اند و دوباره به خیابان آماده اند و بر خواستهٔ خود که پائین آوردن دولت کودتا چی است مصر هستند، میتوان گفت که دولت ۲راه پیش پایش قرار خواهد گرفت، یا مجبور خواهد شد که بر سر میز مذاکره آمده و دولت کودتاچی را از میان بر دارد که در آن زمان ما می توانیم وارد مراحل بعدی کار خود شویم و یا این که در یک آکسیون نهایی برای اینکه توازن قوا بین مردم و حکومت از بین رفته است، هر لحظه ممکن است به دلیلی یا بهانهای یک آکسیون نهایی اتفاق بیفتد و مردمی که برتری قدرتی به حکومت دارند کار آن را تمام کرده و مراکز قدرت آن را بگیرند و به این دلیل ۲۲ بهمن پیشاپیش توجه همهٔ دنیا را به خود جلب کرده و همه با توجه کامل به این روز نگاه می کنند.
قبلا هم در این بار صحبت کردیم که حکومت ترفنداش آن است که با ۱۰۰ هزار نفر یا ۲۰۰ هزار نفر که بسیج میکند و همه را نیز در تهران متمرکز کرده است امیدوار است، بتواند تظاهرات دزدی کند و جمعیت بی شمار سبزها و ملت را پای خودش بنویسد و با شعار هایی که از بلندگو پخش میکند بتواند نشان دهد که مردم نیز آنچه را می خواهند که حکومت می خواهد و به همین دلیل هم ما باید در مسیرهأی که اعلام شده، همان ۷ مسیری که اعلام شده و در شهرستان ها اعلام خواهد شد ، برای امنیت خودمان در این مسیرها حرکت کنیم و شعارهای جنبش را در مسیرها بگوییم، فیلم و عکس بگیریم و صفهایمان را از بقیه جدا کنیم و اجازه بدهیم آنها هم حرف شان را بزنند و شعار دهند و در تهران به خصوص محور امام حسین به آزادی، به نظر میرسد مسیر اصلی ماست چرا که تمام مسیرها به این مسیر ختم می شود و همان طور که قبلا هم گفتیم اگر به هر دلیلی به مشکل برخورد کردیم ، همان طور که در تظاهراتهای قبلی هم داشتیم که مسیرهأیی را جایگزین کردیم، در ۲۲ بهمن نیز مسیرهای محور ولی عصر ، تلویزیون تا زندان اوین و محور میدان توحید تا زندان اوین که می توانیم از آنها استفاده کرده و تظاهرات خود را داشته باشیم و اگر باز هم به هر دلیلی این دو مسیر نیز با سرکوب مواجه شد همانند چهلم شهدا باز هم تمام شهر در اختیار ماست.
.
من باز هم در پاسخ به تمام سوالاتی که بچهها از شهرستانها کردند ، تکرار میکنم که اگر در شهر خودتان با توجه به اینکه نیروهای اصلی سرکوب گرها که همهٔ براوردها نشان میدهد که عددی بین ۳۰ تا ۵۰ هزار نفر نیروی سرکوب قابل حساب و قابل تکیه ، حکومت بیشتر ندارد چرا که بخش اعظم آن را به تهران آورده اند، اگر در شهر خودتان حرکت شما در روز ۲۲ بهمن میتواند مؤثر باشد و تمام شعارها گفته شود و عکس و فیلم گرفته شود و اگر نمیتواند مؤثر باشد، میتوانید به بچههای تهران کمک کنید.
به ۲ نکته اشاره میکنم، که همانند گرم کردن قبل از ۲۲ بهمن در حال اتفاق افتادن است ،
۱.یکی از بچهها در بزرگ راه نواب، پل کمیل، تابلوی مرگ بر خامنهای را نصب کرده اند که نشان می دهد مردم نمی ترسند همچنین برای چندمین شب متوالی تجمع خانوادهای زندانیان و مردمی که به آنها می پیوندند در جلوی زندان اوین ادامه داشته است و بخش دیگری از زندانیان آزاد شده اند.
۲.نکتهٔ دومی که می خواهم به آن اشاره کنم ، صحبتهای مهندس موسوی است که اصلیترین محورهای صحبتهای ایشان تاکید بر مستقل و ملی بودن جنبش سبز ایران است و من به عنوان کسی که در خارج هستم میتوانم شهادت بدهم که از ابتدای شروع جنبش، دنیا نه فقط پشتیبانی خاصی نداشت بلکه با تردید نگاه می کرد خصوصاً حکومت آقای اوباما که باور نداشتند که جنبش به این بزرگی حرکت کند و آرام آرام توجه دنیا به خواست ملت ایران جلب شده بنابرین تغییر حکومت ایران انحصارا وظیفه ملت ایران است و به هیچ قدرت خارجی ارتباط ندارد اصلی است که همه آن را باور دارند و آقای مهندس موسوی هم به درستی تاکید کرده اند اما تغییر رفتار حکومت ایران نسبت به مردمش چیزی است که نه در ایران بلکه همهٔ دنیا باید کمک کند موازین حقوق بشر و دمکراسی در ایران رعایت شود آن چنان که اتحادیه اروپا و امریکا خوشبختانه بیانیه مشترکی که در نوع خودش بی نظیر است را صادر کرده اند که بی سابقه است و از حکومت ایران خواستیند که دست از سرکوب و کشتن مردم بردارد بهرحال اینکه دنیا خواهان تغییر رفتار حکومت نسبت به شهروندانش شود و این امریست از جنس همدردی دنیا است و به قول آقای کهروبی که در مصاحبه اش گفت است که حد اقل اطلاع رسانی درست بشود و این آن چیزی است که مردم ما می تواند از دنیا توقع داشته باشد ولی هر نوع تغییر در ایران انحصارا وظیفهٔ مردم ایران است و به هیچ قدرتی در دنیا ربط ندارد.
آقای موسوی تاکید با مسالمت آمیز بودن و حفظ دیسیپلین مبارزات بی خشونت است و تائید ایشان بر تکثر وپلوراستیکبودن جنبش است و هر کس با حفظ هویت خود میتواند در جنبش حضور داشته باشد و اصرار و تاکید بر اینکه ما در ۲۲ بهمن میتوانیم با نمادهای سبز ظاهر شویم و با باوری که داریم در کنار هم حرکت کنیم.
نکتهٔ سوم مصاحبهٔ آقای کروبی با مجله اشپیگل هست که ایشان هم بر آزادی زندانیان سیاسی ، آزادی مطبوعات و آزادی اجتماعات و انتخابات آزاد و تاکید کرده است که ما سازش نمیکنیم
. نکتهٔ چهارم که میخواستم به آن اشاره کنم گزارش خانم شیرین عبادی به شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو در جلسهٔ ۲۶بهمن ماه این شورا که در آن خانم شیرین عبادی ضمن بر شمردن نقض حقوق بشر در ایران ، درخواست فرستادن مامور ویژه به ایران را کرده است و نکتهٔ پنجم محکومیت آقای محسن امین زده است که قبلان معاون وزیر خارجه و معاون وزیر ارشاد بوده است و ۶ فعال آذربایجانی که از ۶ماه تا ۶سال زندان است و همینطور آقای تاج زاده برای بار دیگر حاضر نشد در دادگاه از خودش دفاع کند و گفت است که هروقت به شکایت ایشان از آقای جنتی که مربوط به ۱۰ سال پیش است رسیدگی شد ، ایشان نیز از خود دفاع خواهد کرد.
نکتهٔ ششم، نامهٔ ۵۷ نفر وکیل مجلس است که خواهان برکناری آقای مرتضوی شدند، و به عنوان عامل اصلی کهریزک از شغل ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز .
نکتهٔ هفتم، حرفهای تکراری آقای خامنهای در روز گذشته و درخواست آقای موسوی اردبیلی برای آزادی بی قید و شرط زندانیان و دور کردن تندرها از اطراف آقای خامنهای، همچنین برکناری ۴۰۰ نفر از کارگران واگن پارس به علت عدم پرداخت پول از طرف دولت به مترو برای پرداخت به واگن پارس است.
و نکتهٔ آخر، در تمام دنیا بچها جلوی سفارتخانه ها، دست به تجمع و تحصن ، اعتراض و اعتصاب زدند و بنابرین پشتیبانی از حرکت۲۲ بهمن در تمام دنیا آغاز شده است.
تا فردا، شاد ، پیروز ، موفق و سر افراز باشید
به امید پیروزی ایران و ایرانی V
http://www.facebook.com/notes/mohsen-sazegara/mtn-pydh-sdh-rwz-sh-snbh-20-bhmn-1388/297066286772
تقاضا از ايالات متحده آمريکا، ف. م. سخن
به عنوان يک ايرانی به طور مشخص از آمريکا میخواهم اگر واقعا ريگی به کفش ندارد و خواهان دوام و بقای نظام اسلامی ايران به خاطر حفظ منافع آتیاش در منطقه نيست، به جای دادن شعارهای زيبای حقوق بشری و انجام تحريمهايی که باعث زحمت ملت ايران خواهد شد از لحاظ تکنولوژی ارتباطی به مردم ايران ياری رساند. اگر اطلاعات جريان پيدا کند، مردم خود خواهند توانست مستبدان وطن فروش را که آب و خاک و نفت و منابع زيرزمينی کشورمان را به حراج گذاشتهاند از اريکهی قدرت به زير کشند و نيازی به کمک خارجی نخواهد بود
http://news.gooya.com/politics/archives/2010/02/100241.php
یولداش لار…
از علی تبریزلی خوشم می آید که درست به حلقه می زند. یا به هدف! هرچند با ایشان مخالف هستم اما با صمیمیت و صداقت ایشان نمی توانم مخالف باشم.
http://www.iranian.com/main/2010/feb/tips-22-bahman
Mohsen Sazegara’s suggestions for protesters on anniversary of revolution
Tips for 22 Bahman
Hadi Khorsandi
Speaking to a crowd in San Jose, California
http://www.iranian.com/main/2010/feb/hadi-khorsandi
Morghe Sahar
http://www.iranian.com/main/2010/feb/morghe-sahar
یاران که درد دلم
برای وطن سبز نیک دانند…
نوش…
انقلاب است و سبز است، بله
ولی کی نوشت دستور عملی
که انقلاب باید تند و سرخ باشد؟
چرا باید خویشان نزدیک آدم را
به هم متصل کند؟!!…
نوش…
آقا اگر این انقلاب سبز در
راه متین و منطقی اش بخواد
ده سال دیگر هم طول بکشد
ولی نتیجه اش سعادت همزیستی ناب
چرا که نه؟…
من و تو که سوختیم
و در باره ما نیست…
ولی شمع شب مهتاب
سروهای زیبا و سرافراز
وطن
تازه به عشق شده روشن.
تازه اول عشق است…
زور نزنیم که فردا
جز سبز و باشکوه باشد.
تاریخی، که خواهد بود.
و قحطی تاریخ که نیست!…
نوش…
یولداش جان گرامی،
ما همیشه مخلصیم و نظر لطف شما همیشه مایه دلخوشی ماست. این بنده همیشه عقیده داشته ام که صاف و پوست کنده حرف زدن به نفع انسان است. مخالفت عقاید هم یکی از مبانی دموکراسی و آزادی است. این را هم در شما میستایم. نمیدانم کجای کامنت ام به شما خوش آمد. به هر حال هرچه از دوست میرسد نیکوست (حتی اگر مخالفت عقاید داشته باشند).
مخلص از صمیم قلب
علی تبریزلی
غلط های املائی پلاکاردهای دانشجویان بسیجی در تظاهرات مقابل سفارت فرانسه
http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=20119
——————————————
شگفتی قاضی از مقاومت جوانان عاشورایی
شبکه جنبش راه سبز (جرس): خبرنگار جرس از دادگاه انقلاب گزارش می دهد که قاضی صلواتی از مقاومت بازداشتی های روز عاشورا متعجب شده است.
به گفته وی جوانان بازداشتی های قبلی به سادگی اظهار پشیمانی می کردند ، اما نزدیک نیمی از جوانان بازداشتی روز عاشورا سر موضع ایستاده اند و به هیچ قیمتی اظهار ندامت نکرده اند.
ظاهرا پس از آگاهی جوانان سبز از خدعه بازجویان به بازداشتی ها که اگر اعتراف کنید آزاد می شوید و بجای آزادی آنها را به حبس طویل المدت یا اعدام محکوم کرده اند، مقاومت جوانان سبز در زندانها افزایش پیدا کرده است.
گفتنی است در جریان عاشورای خونین بیش از هزار نفر از شهروندان بازداشت شده اند.
http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=20094
یولداشان عزیز
با سلام و احترام
چند بار اشاراتی رفته بود به اینکه افسر پلیسی در میان جوانان سبز ما گیر می افتد به جای خشونت با او بسیار انسانی برخورد می شود. این ویدئو دقیقا همانی است که سخنش رفت. گوینده ایتالیائی هم دمش گرم. این جریان مال همان اوائل است اما برای من جاودانی است و سند سر افرازی.- رهگذر
http://www.youtube.com/watch?v=dSECAvBTanQ&NR=1
میزگرد با حضور جمشید برزگر و مجتبی واحدی
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/02/100202_l30_roundtable.shtml
این میز گرد در باره راهپیمائی مورد “انسداد اطلاعاتی” امروز است . مسلما هم “ذوب شدگان” در ولایت فقیه و هم هواداران “جنبش سبز” برای شرکت در این راهپیمائی سنگ تما م نهاده اند. رژیم مدعی است که 5 ملیون به هواداری از وی وارد صحنه شده اند. اما از سوی “جنبش سیز” به جهت “انسداد اطلاعاتی” تا الان رقمی قابل ارائه نیست که مسلما در دو یا سه روز آینده اطلاعات درست و راست رو خواهد شد.
آقای “مجتبی واحدی”(سر دبیر سابق آقتاب یزد) در این میز گرد سخن جالبی می گوید از یک سو یاد آوری می کند که یک رژیم با 5 ملیون(که گهگاه هم 50 ملیون !!گفته می شود) هوادار که نیازی ندارد اینهمه از چند هزار نفر نا چیز بترسد و مثلا به اتومبیل “کروبی” حمله کند و خشونت هائی از این دست. اما از سوی دیگر وی به درستی می گوید اینها که این قدر به خود اعتماد دارند چرا یک روز را اعلام نمی کنند که هر دو دسته هر کدام تظاهرات خود را راه بیاندازند و “خامنه ای” هم تضمینی دهد که به “جنبش سبز” حمله نشود و حتی فتوائی هم در این باره صادر کند آنگاه اگر توازن قوا به گونه ایست که اینها مدعی هستند تا ابد “جنبش سبز” مساله اس حل است. چرا دولتی با به قول خود 5 ملیون هوادار چنین چیزی نمی کند؟
. اگر دولت این تعداد هوادار داشت خودش در ارائه این پیشنهاد پیشقدم می شد لااقل روزی ده بار “جنبش سبز” را در این باره به چالش می کشید. -رهگذر
=====================================================
حضور رهبران مخالفان دولت در راهپیمایی ۲۲ بهمن
همزمان با راهپیمایی ۲۲ بهمن، محمد خاتمی و مهدی کروبی در میان راهپیمایان و معترضان حضور یافتند اما تلاش میرحسین موسوی و زهرا رهنورد برای پیوستن به آنها نافرجام ماند
…..
پسر مهدی کروبی گفت که مهاجمان به قمه و سلاح گرم مسلح بودند و گاز اشک آور را مستقیما به سوی صورت
پسر مهدی کروبی گفت که مهاجمان به قمه و سلاح گرم مسلح بودند و گاز اشک آور را مستقیما به سوی صورت آقای کروبی پاشیده اند که بر اثر آن مهدی گروبی دچار مشکل تنفسی و سوختگی پوست صورت شده است و سنگی هم به سر او اصابت کرده است.
محمدتقی کروبی گفت که پدرش تحت مراقبت پزشکی است.
علی کروبی، پسر دیگر آقای کروبی هم در جریان حادثه حمله به او بازداشت شده است
…….
سایت کلمه، پایگاه خبری نزدیک به میرحسین موسوی هم نوشته است که افراد لباس شخصی و مأموران گارد ویژه آقای موسوی را در نزدیکی خیابان آزادی محاصره کردند و مانع از حضور او در جمع راهپیمایان شدند.
به نوشته این سایت، مأموران لباس شخصی با باتوم به زهرا رهنورد (همسر آقای موسوی) که قصد حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن را داشته است حمله کرده و او را کتک زدند.
کلمه نوشته است که مأموران در مواردی از گلوله های رنگی به معترضان شلیک کردند.
……
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/02/100211_l07_22bahman_khatami.shtml
=============================================
رژیمی با 5 (که گهگاه هم مبدل به 50 ملیون می شود!!)ملیون هوادار نیازی دارد که یک بانو را کتک بزند. یک پیرمرد را وحشیانه مجروح کند و از حضور “میر حسین” به تظاهرات جلو گیری کند؟ نمی دانم که قسم حضرت عباسشان را باور کنم یا این دمب خروس را که از عبا قبای “خامنه ای” می زند بیرون-رهگذر
آتش زدن عكس خامنه اي در اطراف ميدان صادقيه در 22 بهمن - ويديو
http://www.iranianuk.com/article.php?id=46596
=================
گزارش CNN از اعتراضات در روز 22 بهمن در ايران
http://www.iranianuk.com/article.php?id=46585
=========================
خانم “آکتاویو نصر” گوینده برنامه یک جا را کمی اشتباه کردند. منظور از شعار “مرگ بر دیکتاتور” دیگر دیگر “احمدی نژاد” نیست. اقلا بخشی قابل توجهی از جنبش مقصودشان از این شعار “خود حاج آقاست”. البته این طور “حاج آقا” نوچه اش را به خود آویزان کرده اگر هر کدام بیافتند دیگر هم خواهد افتاد. به نظرم گزارش خوبی بود-رهگذر
دو سناتور امریکایی، متجاوزین به حقوق بشر در ایران را هدف می گیرند
http://www1.voanews.com/persian/news/america/US-Senators-Iran-Human-Rights-2010-02-11-84166592.html
آفرین به “مک کین” از ” حزب جمهوری خواهان” و “جو لیبرمن” از “حزب دمکرات”. البته این هنوز تصویب نشده است و باید چنین چیزی مدتها پیش صورت می گرفت. اما به قول یولداش “شیرازی” ما باید همواره با یک تابلوی “خوش آمدید” آماده استفبال از کسانی باشیم که به سوی ما می آیند. ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است. -رهگذر
دوستان ببخشید. من فکر می کردم که اشتباه شنیده ام که گهگاه 5 ملیون و گهگاه 50 ملیون است اما رقم ادعائی جمهوری ولایت فقیه همان 50 ملیون بود.-رهگذر
امريكا تحريمهاى جديدى عليه سپاه پاسداران ايران وضع كرد
دارايى فرمانده قرارگاه خاتم الانبيا و 4 شركت وابسته به سپاه مسدود شد
http://www.alarabiya.net/articles/2010/02/11/100067.html
تمام کامنتهای آقای رهگذر فقط بامید و یاری امریکا و انگلیس و یا فرانسه …ختم میشود که فلانی چه گفت
فلانی چه خواهد کرد فلانی …..و چرا نباشد !!! و این بهترین و بیشترین دلیل آمدن مردم بخیابانها
شده وگرنه پارسال شاید ده یا پانزده هزار نفری جمع شدند و چندتا مرگ بر این و آن و تمام …اما چرا
امسال اینگونه شد؟ شاید ۵۰ در صد از اینها بخاطر تهیج مدام اسلام در خطر است بخیابانها امدند
اما ۴۰ در صد بخاطر دخالتهای سلطه گران غربی و گرام داشتن استقلال ایران که صفت مشخصه
و اصلی ترین شعار انقلاب ۵۷ بود کم نیستند مردمیکه احساس کرده بودند دول امریکا و انگلیس با
جنگ فرسایشی مطبوعاتی میخواهند در اذهان مردم دنیا جا بیاندازند که در داخل هم دیگر نه از
انقلابیون خبریست نه کسی هوادار حکومت وقتست و مردم ایران نشان دادند که در مواقع حساس
اگر لازم باشد معجزه خواهند کرد ٬ بعد از سی و یک سال واقعا چه کسی فکر میکرد این چنین
جمعیتی انهم بخاطر گرامیداشت انقلاب بخیابانها بیایند اما در باره اپوزیسیون و دست و پا زدنش
خوشبختانه دیگه مطبوعات دوست و مبلغان حرفه ایی انها در غرب دیگر تاب و توان از دست دادند و با نشان دادن جمعیت تهران انهم ده ها بار و از زوایای مختلف و تحلیل های روزنامه های
نیویورک تایمز و واشنگتن پست و …خیلی رک و راست گفتند نخیر دوستان اگر لااقل ده هزار
نفر را میتوانستید سر و سامان بدهید این همه تبلیغات ما بهدر نمیرفت !!! و چرا آقای رهگذر
نوشته امروز بی بی سی را برخ نکشید جای تعجبی نیست ؟؟ اما با گفتن آفرین بسناتور لیبرمن
یهودی تبار صد در صد اسراییل پرست و بسیار هم اورتدوکس بخاطر تحریم و …سناتور مک کین
که با آهنگ بامب بامب ایران هم مزه ریخت اما حرف دلش را زد بارها گفته بخاطر اسراییل
و نه آمریکا ایران را باید بمباران کرد ؟؟؟ البته آفرین گفتن رهگذر دلایلی دارد که انشاالله اگر
عمری بود و از سفر ونکوور برگشتم خواهم نوشت دو هفته المپیکی در کارست که در تمام عمرم
شاهد نبوده ام این یک فرصتی است تا قبل از موت که چندان دور نیست لااقل یکی از انها را در
افتتاحش حضور داشته باشم شاد باشید
ترانه طنزلری خطاب به خامنهای…
http://www.youtube.com/watch?v=bwZ-tSv_5Js&feature=player_embedded