موسوی: جان جنبش؟ روح جنبش… یا…

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:KLryrhtMrD5sZM%3Ahttp://www.bazyab.ir/mousavi/mousavi79.jpg
دیگر نمی توان موسوی را یک کاندید شکست خورده شده به حساب آورد. میر حسین موسوی، معمار و نقاشی است که پیشینهء سیاسی قرص و محکمی هم دارد. در ایام نکبت جنگ توانست زندگی روزمره میلیون ها نفر را سر و سامان دهد و این کم نیست. یعنی ما به کسی نیاز داریم که هم هنرمند باشد و هم معمار و البته هم سیاستمدار.
موسوی به عنوان نقاش، نامی دارد و نام دار است. یادم هست که در شهری در ایتالیا به عنوان یک نقاش مدرنیست ایرانی، جلب توجه کرده بود. از یک دوست ارمنی شنیدم که در ایام دانشجوئی به مقامات دانشکده معماری تاخته بود که چرا در ایام رمضان کافه تریای دانشکده را می بندید؟ مسلمان بود و افق فکری اش بیشتر از مقامات شاهنشاهی را می دید! وازریک، دوست ارمنی من، نقل می کند که موسوی هرچند روزه می گرفت ولی حق روزه خواران را هم نگاه می داشت. و این کم که نیست، زیاد هم هست.
من نمی دانم که در هفت - هشت- سال دوران نخست وزیری اش، آیا با مردم بود یا با آقا. آقا آیت الله خمینی بود و موسوی گویا به صراحت گفته بود که نمی خواهد هویدای خمینی بشود. رو در روی خامنه ای ایستاده بود. هر دو از یک تبار و از یک قصبه: خامنه. آذربایجان.
نقل است که آقای خامنه ای پانصد عدد پیراهن عثمان برای موسوی دوخته بود و پیش خمیی برده بود ولی هیچ یک از آن پیراهن ها اثرگذار نشده بود. شاید هم هیچ یک پیراهن یوسفی نشده بود.
موسوی بانوی شاعری نیز در کنارش دارد که نیکو می سراید: بانو زهرا رهنورد. مجله سیاست خارجی - که یکی از مهم ترین و جدی ترین مجله های آمریکا است- این بانوی نقاش و شاعر و مجسمه ساز را یکی از اثر گذارترین شخصیت های دنیا در سال 2009 قرار داده بود. چنین بادا!
معمار است. زوایا و مرایا را خوب می بیند. گفته می شود در معماری پیرو رنزو پیانو، معمار مشهور ایتالیائی است. یعنی می تواند بسازد. نظام او را به ساختارشکنی متهم می کند. شاید هم بدش نمی آید این ساختار بشکند و بنایی ساخته شود مصون از گزند فقیه و فقه سالاران.
برای همین هم هست موسوی در عرض هفت ماه توانست که تمام پیکره و هستی نظام جمهوری اسلامی را تکان بدهد. با ” رای من کو؟” شروع کرد و حالا کنار کشیده و بفهمی نفهمی کار را به دست جوانان سپرده است. جوانان سبزاند و زیبایند و او فقط یک نفر از ما هاست. یک نفر. نه بیش، نه کم. اما یک نفری را آفاق فکری خود را می تواند تا دوردست ها بگستراند. در بیانیه های نمره دارش از یک کاندید یا نامزد انتخاباتی به مقامی رسیده که راه و چاه نشان می دهد و عملا در برابر خامنه ای ایستاده است.
می توانیم موسوی را از پیروان سرسخت خمینی بنامیم. که هست. اما نگاه او به خمینی با نگاه ما فرق می کند. (من با این نوع نگاه موسوی مساله دارم!)
موسوی در نهایت از تاریکی شب سخن می گوید. نقاش و معمار است. انسان است. آذربایجانی هست و این یعنی وارث کسانی مانند ستارخان و باقرخان. نخست وزیر که بود، اغلب، سخنرانی هایش را با شعری از حافظ یا سعدی شروع می کرد. در تبریز از حیدربابای شهریار گفت.
کوتاه سخن این که زود هست چنین مردی را رو در روی مبارزان خارج از کشوری های سکولار قرار داد. آنان که از موسوی یک چه گوارا یا یک رضاه شاه انتظار دارند شاید اشتباه می کنند.
اما به گمان من او فرزند خلف آذربایجان و ایران است و این یعنی این که یک ایرانی تمام عیار است. کسی چون قوام السلطنه یا مصدق که در کژ و مژ شدن ایران رخ می نمودند.
چنین بادا!

 

===============================================

یولداشان و سروران عزیز

با سلام و احترام

کامنت اخیر “مهناز بانوی” گرامیمان مرا هم فکر انداخت تا نظر خودم را بگویم. من با پیچیده گی های روشنفکران هم اصل و نسل خودم میانه ندارم. آنها مغز و قلب امثال مرا آماده کردند که خورش ماران ماردوشانی چون “خمینی و ولیعهدش خامنه ای” باشد.

من با دیدگاه های “مهناز بانو” و آمیرزا” و”صنمی” و شیرازی اوغلو” و.. میانه دارم چون سخن هایشان بر اساس دیدگاه و تجربه های خودشان است و صادقانه نیز. حال شاید دیدگاههای ما با هم نخواند یا بخواند. خود تبادل آراء و با هم “یولداش” بودن مهم است.

اگر “اصلاح طلبان” یا “هر گروه دیگری” مای نوعی را تنها نهند ما آنها را تنها نخواهیم نهاد.اگر مسوول شانه از بار خود خالی کند ما بار خودش را با کمال محبت بر روی شانه وی خواهیم نهاد. اصلا بند ناف ما به “اصلاح طلبان یا دیگران” بسته نشده است و نباید هم باشد تا ما آن را ببریم . ما دنباله روی کسی نیستیم بلکه فقط با هم هستیم. پس بهتر است که نترسیم.

جنبش سبز از دیدگاههای گوناگون تشکیل شده است. از لحاظ اکثریت یا اقلیت بودن “سکولار” ها یا “اصلاح طلبان” من مطمئن نیستم. اما در عمل “اصلاح طلبان” به سبب حضور گسترده تر در صحنه چه از لحاظ “جزئی از نظام بودن” و چه از لحاظ مبارزاتی قدری دست بالاتری دارند.و رهبری جنبش هم فعلا از آن این دسته است. مسلما آنها “اصلاحات در چهار چوب همین نظام را می خواهند” و “سکولار”ها اما به خوبی و درستی می دانند که این نظام “اصلاح ناپذیر ” است. این تناقض چگونه حل می شود؟ هر دو و همه شرکت کنندگان جنبش “حاکمیت صندوق رای” را پذیرفته اند و بدان وفا دارند. پس ما همه با هم هستیم. بنا بر این نترسیم.

اگر “خامنه ای” به “میر حسین” پیشنهاد تشکیل دولت بدهد آیا این به معنای پایان کار جنبش است؟ به عقیده من نه. تازه این آغار راه خواهد بود. زیرا اگر این سناریو شد دیگر “مهندس میر حسین” نوچه آقا نخواهد بود ولی عملا با رای “مردم” به “مقام معظم رهبری” تحمیل شده است. لذا وی بر این اساس می تواند نوکر آقا نباشد. از سوی دیگر وی باید پاسخگوی همان ها باشد که او را روی کار آورده اند. اقلا مجبور خواهد بود که به برخی از وعده هایش از قبییل آزادی بیان و آزادی تشکلات سیاسی و احزاب و… عمل کند و صرف نظر از اینکه “موسوی آدمی درستکار و امین است” حال فرض کنیم که بزند زیر وعده هایش و خدای ناکرده بخواهد برای “حاج آقا” دست و دلبری کند در آن صورت می داند که “همان مردمی که احمدی نژاد را بر کنار کردند همان کار را با خود او هم خواهند کرد”. “موسوی” هرگز نخواهد توانست به چشم مردم نگاه کند و معصومانه بگوید که “من یک تدارکچی بیش نیستم” . البته به نظرم او این مناعت و آزادگی را هم دارد که هرگز هم چنین نگوید.

ما در یک سو یک دولت خواهیم داشت که باید با مردم و برای مردم کار کند و یک مردم داریم که به “قدرت و اهمیت و نقش رای خود” پی برده اند و از دولت کار خواهد خواست. اما د ر این سو هم یک نظام داریم که “ولی فقیه”آن او کمی پر و بالش شکسته شده است و “قانون اساسیس” هم معجونی است از “سکولاریته و مذهبی بودن و تئوکراسی (حکومت خدا) و کلی نهاد که تو در تو و پیچا ر پیچ که هدفش حفظ “ولی فقیه ” است . این دو با هم به شدت ناسازگار خواهد بود. نه فقظ بر روی کاغذ یا در مباحث آکادمیکی روشنفکران. بلکه در میدان عمل و به گونه ای ملموس درست و دقیق.

به نظر شما کدام خواهد شکست؟ آیا مردم خواهند گفت که “آزادی بیان و تشکلات سیاسی و حقوق شهروندی ..” ما فدای این “قانون اساسی چهل تیکه” و این ولی فقیه “درب و داغان” ؟ یا اینکه “اصلاح طلبان” هم مانند “سکولار”ها به این نتیجه خواهند رسید که این “قانون اساسی” باید تغیر کند و نقدا و اقلا این “ولایت فقیه” را از قا نون بر داریم.(البته در نسخه اصلی قانون اساسی به توشیح امام از “ولایت فقیه” اثری نبود) ؟ پاسخ روشن است. این مبارزه باید آن قدر ادامه یابد تا بلاخره مردم به این نتیجه برسند که اصلا یا “جمهوری ” یا “اسلامی”. نهایتا ما به “جمهوری” خواهیم رسید اما نه مانند مصر و سوریه و لیبی به چیزی فقط در نام “جمهوری” و عملا “جمهوری سلطنتی”. “جمهور ایران” مردمسالار و سکولار خواهد بود.

این مسیر طولانی و ریسکی است . از بدترین انواع شکست نپذیرفتن” ریسک کردن”های به موقع و “شرکت نکردن در این پروسه” است

خیر پیش

رهگذر

مطلب را به بالاترین بفرستید Balatarin

Tags:

مطلب را به فِیس‌بوک بفرستید Share
این نوشته را یولداش در تاریخ Thursday, January 21st, 2010 در ساعت 8:29 am منتشر کرد.
RSS 2.0

56 جواب:

  1. allmaa

    این لینک در «ایرانیان انگلستان» دیدنی است

    http://www.asgharagha.com/

    http://www.iranuk88.com/article.php?id=45746

    #3136
  2. مهناز

    اینهم بیانیه‌ای که من بدون اما و اگر پایش امضا میگذارم. به امید اینکه مقبولیت عمومی‌ یابد و فعالان جنبش را بدور خود متشکل سازد.

    http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/20732/

    #3137
  3. علی تبریزلی

    جناب نگاهی،
    با درود و ارادت.
    مثل اینک این ترک/آذربایجانی بودن موسوی بکلی قاپ شما را دزدیده. درست است که موسوی کنار مردم ایستاده، و بنده هم با آن موافق ام، ولی مواضع ایشان ارتجاعی است. هنوز دنبال راه خط امام است. دنبال حفظ نظام اسلامی در ایران است و برای خروج از بحران هر روز اعلامیه میدهد.
    این “بانوی” شاعر هم عکس اش هست که روی پرچم آمریکا و اسرائیل راه میرود و لااقل میتوانست مثل شیرین عبادی یک چارقدی سرش کند نه چادر و چاقچور هفت لای مقنعه.
    چه کشت و کشتاری که در زمان موسوی شد و ایشان جیک شان در نیامد. من هنوز معتقدم که مردم ایران اصلا گوششان به حرفهای موسوی بدهکار نیست و خود به خود بیرون میایند و تظاهرات میکنند. مگر موسوی به مردم اعلامیه داد که بیرو بیایند؟ خود مردم هسته ها و گروه هائی در محلات خود دارند. با تلفن دستی و sms و دیگر وسائل با هم در ارتباط هستند و در آخر کار، میلیونی به خیابان میریزند.
    نوش

    #3139
  4. علی تبریزلی

    مهناز خانم گرامی،
    بنده هم بدون چون و چرا امضای خود را پای آن بیانیه میگذارم.
    خیلی ممنون.

    #3140
  5. یولداش

    مهنازبانوی گرامی
    من هم با بیانیه موافقم و اگر فراخوانی بشود امضایم را پای آن می گذارم.
    خوش باشید!
    نگاهی

    #3141
  6. یولداش

    آخرین سخنرانی دکتر مسعود علی محمدی که به ضرب گلوله کشته شد.


    برای خواندن متن سخنرانی به سایت زیر (به نقل از سایت ایران امروز مراجعه کنید:
    http://www.iran-emrooz.net/image1/Ali-Mohammadi.pdf

    #3142
  7. مهناز

    مصاحبهٔ آقای آجودانی با BBC در مورد بیانیه اخیر:

    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/01/100121_l15_mashall.shtml

    #3143
  8. شیرازی اوغلو!!!

    زبل خان هاي دولتي…

    http://www.iranuk88.com/article.php?id=45746

    #3144
  9. allmaa

    salaam nemidanam cheraa kamnt man ra ngozashtied mohem nist hman kamnt shirazi azizam bvd montehaa az tariegh asghar aaghaa .com .

    shaad baashied.

    #3145
  10. یولداش

    شیرازی اوغلوی نازنین
    انشاءالله که ایام به کام است.
    من هم از این نوع زبل ها دیده ام. من بیگ دار به آب نزدم هنگامی که نوشتم حکومت از اراذل و اوباش افتابه به گردن و تیغ کشان و جاهلان استفاده می کند. یکی از فامیل های من که زندان هم بوده، شاهد بوده که چگونه این نوع آدم ها را پس از دستگیری به خدمت می گیرند. به گمانم عکس هائی هم گذاشتم که زنان ماتیک به لب (البته اشکالی ندارد) و فتنه های چکمه پوش و پسران مو بلند و به ظاهر روشنفکر در ازای آزادی خود پوسترهای موسوی را به دست می گیرند تا صدا و سیمای جمهوری اسلامی و خبرگزاری فارس از آنان به عنوان طرفداران موسوی و کروبی (بیشتر موسوی) استفاده تصویری کنند. خواهران کرایه ای صد در صد درست بود.
    اما خوشبختانه نسل سبز ما از این ها جلوتر حرکت می کنند و با چند کلام صحبت می فهنمد که طرف چکاره است و برای چه منظوری گسیل شده است.
    مخلص
    یولداش

    نخست می خواستم پاسخی به علی تبریزلی عزیز ندهم. چون درست نوشته بود و عیان بود و حاجت به بیان نبود! آری، من آذربایجانی بودن را مهم می دانم. هم چنان که ایرانی بودن را در مقایسه با پاکستانی بودن. ما انسان ها که در جغرافیای خاکی به دنیا می آئیم چه بخواهیم و چه نخواهیم با کولباری از تاریخ وارد این دنیا می شویم. علی تبریزلی عزیز مثلا اگر کشیش هم بشود و کشیش دبشی هم بشود نگاه و رهنمودش به دنیای مسیحی با یک ایتالیائی دبش یا یک مکزیکی دبش مذهبی فرق خواهد کرد. ممکن است بیش از آنان تعصب داشته باشد. که دارد. ممکن است گاه اسلام را از یک زاویه و نگاه دیگری ببیند که می بیند.
    می پرسم: چرا ایرانیان در هر سی سالی برپا می خزیند و خواستار تحول و تغییر می شوند؟ برای این که به باور من ما به دنیا که می آئیم خیلی چیزها را نیز با خود حمل می کنیم. پدران مان مشروطیت می خواستند که تمام نشد. شاه مان مدرنیته می خواست که نشد. مدرن کرد ولی نهادهای مدرنیته را عملی نکرد. رهبر انقلاب مان در پاریس که بود دروغ گفت و به حکومت که رسید زیر حرف هایش زد. بازرگان مان آنی نشد که باید می شد و … حالا نسل سبز بیست تا سی ساله با این کولبار به میدان آمده تا آن بناهای ناتمام را تمام کند. پاکستانی ها مثلا از این بنا ها ندارند. در داخل ایران هم مثلا یزدی ها مانند آذربایجانی از این کولبارها ندارند. بنابراین موسوی و من و تبریزلی و صنمی و … ناگهان باخود کولباری را بر دوش می کشیم که خود نمی دانیم.
    من جهان را این چنین می بینم. بحثی هم ندارم. یک دیدگاه کاملا شخصی است.
    نوش
    یولداش

    #3147
  11. پیاله چی

    مرتضایم، مرتضایم…
    قلم در دست داری، آی چه جور هم!…
    نوش…

    هر چی گوگولش کردم
    پیدا نکردم
    وجود و اندازه معینی
    واسه تقدس طبقه بندی
    از هیچ نوعش…

    من یکی که با کولبار هیشکی
    به میکده عشق وارد نشدم
    تنها آمدم و می نوش
    با تو و او خواهم کرد
    تا گرم باشد میکده مان
    در محضرمان
    و تنها خواهم رفت.
    بی کولبار…

    نوش…

    من هنوز
    مزه نوشهای میکده
    اون ایام که باده های
    رنگ ها و
    طبقه بندی هارو
    طی می کردیم،
    مذاقم را وفاست…

    نوش…

    #3148
  12. Peyman

    سایت رسمی “سازمان ورزش بسیج کشور” هک شد….
    http://moghavemat.ir/

    #3149
  13. allmaa

    http://www.jadidonline.com/story/22012010/frnk/asghar_bichareh

    نام اصغر بیچاره (اصغر ژوله) نخستین بار وقتی در جهان هنر مطرح شد که او داوطلب شد تا عکس‌های فیلم دختر لر را برای کپی کردن به آلمان ببرد. او این کار را به درخواست عبدالحسین سپنتا، کارگردان “دختر لر” که نخستین فیلم ناطق ایرانی بود، انجام داد و از تمام عکس‌های فیلم دختر لر برای سپنتا کپی گرفت و به این ترتیب رسماً وارد عرصۀ هنر شد.

    اصغر بیچاره سپس با تئاتر آشنا شد و ضمن عکاسی از نمایش‌ها، گاه در بعضی از آنها هم بازی می‌کرد. چند سال بعد اصغر بیچاره با گروه دوبلۀ مرحوم مرتضی حنانه و زنده‌یاد حسین سرشار که آن زمان در ایتالیا دانشجوی موسیقی بودند و برای امرار معاش فیلم‌های خارجی را برای نمایش در داخل ایران دوبله می‌کردند، آشنا شد و مدتی با آنها همکاری کرد.

    #3150
  14. شیرازی اوغلو!!!

    بخدا…بخدا…اين اخر خبره…راستش کلی خنديدم!…

    http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/01/100122_l12_aa_mongul_men.shtml

    #3151
  15. Peyman

    این را هم نگاه کنید:

    مناسبات جمهوری آذربايجان و ايران: صدور گاز بله، لغو ويزا خير!

    http://www.radiofarda.com/content/f4_Iran_Azerbaijan_visa_no_gas_export/1936075.html

    #3152
  16. allmaa

    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/01/100121_l15_mashall.shtml

    بیانیه جمعی از روشنفکران ایرانی در حمایت از ‘جنبش سبز’

    #3146
  17. مارال

    این از وبلاگ اندیشه است و من فکر مکنم برای اینکه در ایران همیشه صلح و احترام بیین مردم باشد این اصل باید رعایت شود مانند ترکیه:

    اگر كمي همت كنيم تو ميتواني نماز بخواني و من هم شراب بنوشم و هردو بخندیم ( فراخوان آشتی به جای سکوت )

    آشتي عقيدتي به جاي فريب( تو نماز بخوان و من شراب مي نوشم اما با هم دوست باشيم)
    آشتي اعتقادي با آگاهی کامل ار اعتقاد یکدیگر براي ايرانيان گام بلند در جهت نيل به دمكراسي و البته مهلك ترين ضربه بر فاشيسم اعتقادي حاكم بر جامعه در وضعيت فعلي است. براي رسيدن به آن نياز است كه با ديده مثبت نگريست و نظرات ديگران را براي برقراري آرامش اجتماعي محترم شمرد. اين روزها رسانه ها و اطلاعات عمومي با وجود سانسور شديد اطلاعاتي باز هم در افكار افراد رخنه مي كند و يكصدا كردن جامعه با زور و پول ديگر ممكن نيست. لاجرم جامعه به سمت دمكراسي خواهد رفت اما اينكه چگونه ميرود مهم است . اين حقيقتي است كه بسياري از مردم جامعه مذهبي هستند اما اين هم حقيقتي است كه بسياري از آنها هم مذهبي نيستند. پس اينكه بگوييم غير مذهبي ها ساكت چون به مذهبي ها بر ميخورد و فعلا به آنها نياز داريم يكجور فريفتن آنها و خودمان است و از انسانيت به دور است و هيچ نتيجه مطلوبي هم ندارد.اين روزها ديگر زماني براي آغاز عصر جديد حيات اجتماعي ايران است پس بياييد پايه ها را نيك ببنديم.
    افراد غير مذهبي چون خودم انتظار نداشته باشند كه مذهب به طور كلي حذف شده و هر كسي را كه مذهبي است شايسته زندگي در جامعه متمدن ندانند كه اين موضوع در اكثر آدمهاي آزاد انديش حل شده است. افراد مذهبي هم نبايد از بازگو شدن خصوصيات غير انساني رهبرها و يا اصول مذهبي خود ناراحت شده و آن را توهين بدانند. مثلا اگر من ميگويم در قرآن فلان جمله با موازين بشري ناسازگار است اين توهين نيست وبلكه بازگو كردن يك جمله در يك كتاب است. به هر حال اين موضوع از تقدس گرايي بر ميخيزد كه نتيجه آن فاشيسم حاكم كنوني است. نبايد به همديگر بگوييم ساكت چون عقيده تو نقطه مقابل عقيده من است. هر مكتب و آييني بايد براي رفاه و بهبود زندگي باشد .
    بياييد جامعه اي بسازيم كه از هر بشري حمايت كند و قانوني كه نه به من بي دين اجازه دهد به دينداري آسيب برسانم و نه به او اجازه دهد به من آسيب برساند. اينكه بگوييم براي از بين بردن چند صدايي در جامعه هر صدايي به جز آنچه ما ميگوييم صداهاي محارب هستند و بايد خفه شوند راه حل غير عقلاني و غير انساني است.
    اما نکته مهم در اینجا این است که اين حرفها اصلا مختص به طبقه روشنفكر و يا با سواد جامعه نيست و نبايد دهك بندي كنيم. بسيار برداشت نادرستي است كه بگوييم يك آدم معمولي چنين چيزي را نميفهمد و براي اكثريت بي اثر است.خود من به عنوان يك آدم معمولي اولين مثال براي نقض اين تصور هستم و البته بسياري ديگر از آدم ها از جمله پدربزرگ بي سواد من. براي كسي اين جمله غير قابل هضم نيست كه بگوييم تو نماز بخون و من شراب مي خورم ولي با هم دوست باشيم. براي اهل مباحثه هم ميتوان گفت تو از خوبي محمد بگو و من از بدي او ولي با هم دوست باشيم. اين بزرگترين ضربه بر كاسبي ملايان و سودجويان عقيدتي است و بزرگترين راهبند بر دلالان مذهبي است .

    اگر من و تو با هر عقيده اي كنار هم در آرامش زندگي كنيم و قانون از هردوي ما حمايت كند، آنگاه دست دلالان و سود جويان و تفنگ به دستان مفت خور از مال و جان ما كوتاه مي شود. بياييد در كنار هم، همديگر را بپذيريم و قانوني وضع كنيم كه انسانيت را ستايش كند نه خواسته كسي را.
    به جاي فراخوان سكوت بياييد فراخوان آشتي و مسالمت بدهيم. با درك كامل از يكديگر همديگر را بپذيريم . اگر كمي همت كنيم تو ميتواني نماز بخواني و من هم شراب بنوشم و هردو بخنديم.

    #3153
  18. پیاله چی

    عجب مقاله دبشی بود مارال عزیز.

    چسبید مث کانادا رو یخ
    میدون فوزیه
    داغ ظهر اون تابستونا
    آخرای چهل و اینا…

    دست شما و نویسنده اش پرتوان بادا…

    نوش…

    کاش مارالان هم قلمش را پیدا میکرد می آمد.
    یک آه است و یک دم، جیِران…
    تمام میشود و میرود.

    نوش…

    #3154
  19. allmaa

    Animation Iran Green People

    http://www.youtube.com/watch?v=byuVeqtWPQ0&feature=player_embedded#

    یکی از این آثار هنری، انیمیشن «مردم سبز ایران» نام دارد و خالق آن «علیرضا گرین» می گوید این انیمیشن الهام گرفته شده از جمله معروف گاندی، رهبر جنبش استقلال هند، «ابتدا شما را نادیده میگیرند بعد به شما میخندند بعد با شما مبارزه میکنند بعد پیروز میشوید»، ساخته شده است.

    #3155
  20. علی تبریزلی

    مارال گرامی،
    خیلی خوب حق مطلب را ادا کردید. واقعا من هم به این تفکر معتقدم. نباید نقد مذهب و دین را به حساب بی احترامی به عقاید دیگران گذاشت. واقعا این جمله شما: “و از خوبي محمد بگو و من از بدي او ولي با هم دوست باشيم.” به دل من نشست. ولی ملایان و متعصبین اسلام سیاسی از این کار وحشت دارند. و از انتقاد میترسند. از زیر سئوال کشیدن اسلام میترسند.
    نوش.

    #3156
  21. رهگذر

    یولداشان و سروران عزیز

    با سلام و احترام

    در باره بیانیه مذکور با شما هم نظرم. این بیانیه بسیار درست اصولی است. از “مطالبات” بیانیه شماره 17 “آقای مهندس میر حسین موسوی” حمایت می کند اما ضمنا بدو در قبال “دل بستن به اصلاح در چهار چوب نظام فعلی ولایت فقیه” که آن خود نیز ” دور از واقع بینی و نادیده گرفتن خواست های ریشه دار مردمی است” هم هشدار می دهد.

    طیفی از جنبش سبز صادقانه باور دارند که در چهار چوب این قانون اساسی و نظام اصلاحات ممکن است. ما یولداشکده ائی اما به طیفی تعلق داریم که اساسا این نظام را اصلاح ناپذیر می داند . راه حل همان ویژگی “جنبش سبز” است که از همه رقم جریان و گرایش های گوناگون و شاید هم متناقض تشکیل شده است اما همه بر سر یک “چیز ما هم متفق الرای هستند” که “داور نهائی صندوق رای باشد”.

    نظام”جمهوری ولایت فقیه” در قبال دادن “امتیاز و اصلاح و عقب نشینی” ناتوانی ساختاری دارد. معهذا شاید در برحه ای هم خود را به مذاکره با “جنبش سبز” نا گزیر یابد. مسلما نظام دغدغه اش حفظ خویش است و بس. ” مگر آنکه چیزی راجع به سر دیگ جوشان و” سوپاپ اطمینان” شنیده باشد که بخواهد امتیازی به “جنبش” بدهد و نمی تواند روی بر هم زدن “یکپارچگی” این جنبش سرمایه گذاری نکند.

    عموما پای “مذاکره” که در میان آید عموما بسیاری از جنبش ها “چند پاره ” می شوند. اما نه جنش سبز. باید هشیار بود و باید از “رهبری” حمایت کرد اما ضمنا هم مانند “بیانیه فوق” وی را به خط درست تر دعوت کرد و مداوما در قبال تندروی یا کند روی ها هشدار داد.

    از سوی دیگر کل جنبش به روزنه ای نیاز دارد که تا آن را به ترک و بعدا به شکاف مبدل کند که شاید در وقتی درست برود پی ستون و پایه. ضریه نهائی را باید سر موقع مناسب زد نه زودتر و نه دیر تر.

    شما چه فکر می کنید؟

    رهگذر.

    #3157
  22. علی تبریزلی

    یولداش جان،
    من از جنبش سبز حمایت میکنم، ولی عقیده ندارم که این جنبش در دست موسوی است و موسوی رهبر بی چون و چرای آن است. این شعار مردم در روز عاشورا و قبل از آن را فراموش نکنید:
    موسوی بهانه ست —- کل رژیم نشانه ست.
    به هر حال من خوشحالم که بر خلاف زمان خمینی که بیشتر “روشنفکران” آن زمان دنبال خمینی راه افتادند و به دام “وحدت کلمه” گرفتار شدند، از همین الان، استراتژی موسوی را که همانا حفظ رژیم و ادامه خط ارتجاعی خمینی است، فهمیده اند و به نقد و طرد آن هم پرداخته اند. این به معنی عدم حمایت از جنبش سبز نیست. فعلا ما در همین دو سه هفته دیگر شاهد تظاهرات پر شور و آتش آمیزی خواهیم بود. از جمله:
    اربعین - 4 فوریه
    سالروز غائله 57 - 11 فوریه
    رحلت محمد و امام حسن - 15 فوریه
    فعلا این سه تا کافی است که این رژیم را خیلی بترساند تا چهارشنبه سوری و نوروز و بعدش هم سالروز تقلب در انتخابات در خرداد.
    در ضمن شکاف در بین حاکمین هم یواش یواش دارد به جا های باریک میکشد. همین الان در تلویزیون شنیدم که صد ها نفر از دیپلمات های ایرانی در دنیا به خاطر کشت و کشتار مردم قصد استعفا و پناهندگی دارند. و شکافی در بین نیروی انتظامی به وجود آمده است که این را به فال نیک باید گرفت که بالاخره نیروی انتظامی به سمت مردم روی آورد.
    Splits in Iranian Police Forces Could Spell Trouble for Government
    http://www.foxnews.com/story/0,2933,583607,00.html?test=latestnews
    این رژیم افتادنی است. خیلی نزدیک است.
    نوش.

    #3158
  23. رهگذر

    سوم بهمن، تولد ندا آقا سلطان

    http://www.radiofarda.com/content/F8_neda_birthday/1935961.html

    #3159
  24. رهگذر

    یولداشان و سروران عزیز

    با سلام و احترام

    آقای محسن سازگارا روز چهار شنبه در “صدای آمریکا” برنامه تفسیر خبر از یک “سنجش افکار” که در داخل ایران صورت گرفته بود سخنی گفتند. در جا های دیگر و روزهای بعد( در سایت شخصی خودشان) توضیح دادند که این سنجش در 4 استان و با 400 نمونه برداری صورت گرفته است.

    به هر حال طبق این سر شماری در پاسخ به این پرسش که راه برونشدن از بحران جاری و ساری چیست؟ فقط 8 در صد معتقدند که “نظام فعلی” پاسخگوست. 3 در صد معتقدند که شخص “خامنه ای” و “احمدی نژاد” باید بروند اما با “نظام” اشکالی ندارند. 13 در صد خواهان رفتن “احمدی نژاد” هستند اما اصلاحات در چهار چوب نظام را می پذیرند. اما 76 در صد با کل نظام مخالفند.

    البته 3 یا 4 روز اخیر “آقای مهندس سازگارا” در مورد منبع این سرشماری پاسخ را به بعد موکول کرده اند. و وعده دادند که در آینده منتشر خواهد شد.

    اگر این اطلاعات درست باشد یعنی “حکومت ” همه و همه 8 در صد هوادار دارد. مخالفین 76 در صدی نظام که طبعا باید “مخالف هم احمدی نژاد و هم خامنه ای” بوده باشند که اگر 3 و 13 در صد را به آن بیافزائیم بدین نتیجه می رسیم که “خامنه ای” 79 در صد مخالف دارد و احمدی نژاد 89 درصد.

    چه فکر می کنید؟

    رهگذر

    #3160
  25. یولداش

    علی تبریزلی عزیز و خوب و گرامی…
    ساغ اول… شاید اول!
    من هم بر این باورم. باور کن!
    (ای کاش آلمای عزیز “باور کن!” گوگوش را پیدا می کرد!)

    #3161
  26. allmaa

    http://iranwaiting.com/post-16.aspx

    ترانه های ایرج جنتی عطایی»

    بر دوش خسته كشيدم ترانه هايم را

    و عاشقانه گذر كردم
    از حياط های ازدحام و
    انزوا
    از حياط های كودكان هدر
    و زنان پا به زا
    استواران لغوه
    كبوتربازان زمين گير
    و پيرزنان لاجورد و گرد آجر

    http://www.negah1.com/gozary/Iraj-Janati-Ataei/Iraj%20Janati%20Ataei.htm

    #3163
  27. یولداش

    پیاله چی عزیز و نازنین
    پیاله بگردان!
    ندانم چه نتوانستی پیدا کردن و نتوانستی…
    تو که توانا هستی و دانا و برنا…
    اگر معلوماتی پیرامون موسوی بود که بزودی در نیو ریپابلیک خواهی دید. دروغ چرا؟ دکتر میلانی مقاله ای پیرامون موسوی نوشته تحت عنوان “مردی برای تمام فصول” برای مجله نیو ریپابلیک که من اندکی با اجازه اش کش رفتم!
    میلانی با قلم شیوایش موسوی را نقد کرده است. تاریک و روشنائی اش را دیده و وزن کرده است. به مانند معمای هویدا یا معمای شاه که این روزها در دست تحریر دارد. نگاهی به غایت انسانی و تراژیک به بازیگران عصر ما….
    البته برخی از ما ها نمی توانیم چنین نگاه هائی را برتابیم. ما باید یا خواهر و مادر طرف را یکی کنیم یا ذوب شویم در طرف. نمی توانیم یا به سختی می توانیم کسی را از زوایا و مرایای دیگری ببینیم.
    میلانی کار سترگی را آغازیده است که موفق باشد.
    امیدوارم…
    مرتضا

    #3164
  28. علی تبریزلی

    رهگذر گرامی،
    با درود
    من هم با تفکر شما موافقم (تقریبا).
    باید رهبری را به اصطلاح آمریکائی بر خط نگه داشت (keep him in line).
    اگر کند روی کند، که تا حالا کرده، و خواهان برگرداندن خط امام است، باید بهش گوشزد کرد که مردم دیگر از خط امام و ولایت و ورود به مستراح با پای چپ عبور کرده اند. طبق نوشتار بعدی تان از سنجش افکار توسط سازگارا، معلوم میشود که 70 / 80 درصد مردم ایران خواهان حذف کل رژیم هستند و موسوی روزی با این موضع در چالش خواهد بود. اگر کفن خود را پوشیده است و وصیت نامه خودرا نوشته است، باید به طرف مردم بیاید، نه اینکه وفاداری خود را به امام و نظام هر روز اعلام کند. همانطوریکه قبلا هم گفتم، مردم به مواضع موسوی اصلا اهمیت نمیدهند. خودجوش به خیابانها میایند و حماسه میافرینند. موسوی چه موقع گفت که مردم در روز قدس و عاشورا به خیابان بریزند؟ این گروه به اصطلاح رهبری، گنجی و سازگارا و بازرگان و موسوی اصلا رهبری این جنبش را در دست ندارند. فعلا ما منتظر اربعین و 22 بهمن و مردن محمد و حسن هستیم تا ببینیم چه پیش آید. من که خیلی امیدوارم. خیلی بیشتر از سالهای قبل. در ضمن مشغول بستن چمدان ها هم هستم. این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست.
    نوش.

    #3165
  29. پیاله چی

    مرتضا یولداش من،
    جسته و مطلوب تر از
    سیم و زر و،
    تشتک ساغر تو
    تاج سرم،

    نوش…

    پیک آن باده برایت
    نه دوباره که
    هزاربار پیاله
    بگردد دور یولداش
    به هر جرعه نوشَت
    دوباره…

    نوش…

    عاجزم از دانستن این که زاویه جهت یاب قلم را به کجا و چگونه تنظیم کرده ای…

    آقای موسوی همینک یک دمش گرمی تاریخی، سوای عقاید شخصی سیاسی خودشان، از بخشی عظیم و یا شاید قریب به تمامی طیف سبز به حق دریافت کرده اند و با چهره ای باز و مطرح در جوار خیل پر شور و خروشان سبز همنوای این نویدند که شهر خالی از عشاق نیست…

    نوش..

    پس برای من یکی در این موضع، -..بله، چشم.. چرا که نه..نوش… - هر چقدر در تجلیل و تقدیر آقای موسوی بنویسیم کم نوشته ایم.

    ولی اگر قرار است در یادآوری این به جماعتی که نیاز به یادآوری دارند که آقای موسوی دمش گرمترین است آخر چرا اشاره به این بکنیم که به محض زاده شدن کوله باری تاریخی که چون آذربایجانی است به دوشش نهاده شده و بله آن خیلی مهم است؟… به نظر شخصی من که اتفاقا برای باده بحث و گرمی جانبخش حب یاران در این میکده ام، در تجلیل آقای موسوی خوب است اگر به فاکت هایی اشاره کنیم که منسجم و مستندند؛ مثلا ایستادگی بی تردید و بلافاصله شان با مردم و علیه حکومت در طلبیدن حق آرائشان…

    مرتضایم من بحثم با نگاهت بر “کوله بار تاریخی” این است که اصلا وجود ندارد و پس بر بنیاد آن ساختاری به نام “اهمیت آذربایجانی بودن” بنا کردن مثل تقسیم نمودن بر صفر غیر ممکن است و بعد آن را مایه تجلیل شخصی نهادن، ولو اینکه میگویی نگاهی شخصی است، بسی بحث انگیز….نوش…

    ارواح وطن در راه رسیدنشان به آنچه که بیش از یک قرن به دنبالش بوده اند، از لحظه پانهادن به این کوچک خطه خاکی مان تنها جور موانع انواع و اقسام و انحا مختلفی را کشیده اند.

    کوله باری هم اگر بوده باشد همان فرهنگ باستانی ولی مریض و اسلامزده مان است که اولیایمان با عشق و محبت به کول ذهنمان گذاشتند و لایه جیشبند قنداقهایمان کردند و در بطریهای پستانک بر سر چای شیرینمان ریختند که در نهایت مکملی است بر جمع موانع راه فردای سبزمان، نه یک شاخصه ائتنیکی که جور بر کول داشتنش آدم را مستحق هیچگونه اهمیت کند …

    نوش..

    #3166
  30. شیرازی اوغلو!!!

    يولداش عزيزم درود…
    قربان در مورد ايام گويا يکی که حتما عاقل تر از من بوده فرموده “چون می گذرد غمی نيست!”…
    و اما در مورد اراذل و اوباشی که عکسشان در لينک من بود به اينها را در همان فرهنگ اسلامی می گويند “خسر الدنيا والآخرة” چون توی اين دنيا که کاری بدرد بخور که ندارند(چون مهارتی ندارند, تخصصی ندارند, فنی بلد نيستند, حرفه ای نياموخته اند و جمهوری اسلامی هم به انها اين مواهب را نداد) و در اخرت هم چون چيز به درد بخوری نکاشته اند پس چيزی هم درو نخواهند کرد بر طبق گفته ی رسول اسلام که فرمود “لا شك, ان الدنيا مزرعه للاخره”…
    خلاصه اگر اوضاع هم عوض شد و ورق برگشت و رژیم هم رفت احتمالا جان از کمند خشم ملت بيرون نخواهند برد و با فرار سلطان علی خامنه ای حالت بدی خواهند داشت…
    بيت:
    تا خدا يار است با سلطان مپيچ
    گر ورق برگشت صد سلطان به هيچ!(/ سعدی?)…
    به سلامتی شما
    نوش!…

    #3167
  31. شیرازی اوغلو!!!

    راستی صحبت از آذربايجاني ها هم گويا دوستان در اين کامنت ها کرده اند…
    به عنوان يک کسی که کمی تاريخ خوانده بايد عرض کنم که از بابک خرمدين که بگذريم در طول پانصد سال گذشته خورشيد ايران هميشه از شمال غرب و از آذربايجان عزيز طلوع کرده که هم استقلال ايران و در حقيقت احيای يک مملکت مرده تاريخی(از سقوط شاهنشاهی ايران در قرن هفتم ميلادی توسط اعراب) بعد از نهصد سال توسط صفويان بوده و هم پيروزی مشروطيت و هم تجدد ايران هم بنوعی وامدار انجاست و هم در زمينه های دفاعی ايران و هم فرهنگی ايران(بخصوص همين زبان فارسی در طول همين يکصد سال گذشته) و هم سياسيون و غيره وزنش بسيار بسيار بالاتر از همه جای ديگر ايرانه و اينکه ميگن آذربايجان سر ايرانه واقعا و دقيقا عين حقيقته…
    به سلامتی تک تک آذربايجاني های عزيز ايران و جمهوری آذربايجان, ملت دوست و برادر ما ايرانيان و کليه ی سروران آذربايجانی تبار سايت يولداشستان خودمان نوش و نوش و نوش…

    #3168
  32. رهگذر

    علی تبریزلی عزیزم

    با سلام و احترام

    آقای “موسوی” خاشعانه اعتراف کرده بودند که این “جنبش است دارد ما را به دنبال خود می کشاند” . بعد خود ایشان عقیده دارند که هر عضو جنبش خودش هم رهرو است و هم رهبر.

    جنبش ایشان را به رهبری پذیرفته است. ایشان رهبر تاریخی و سمبلیک و نمادین این جنبش هستند. وظیفه اش این بود که “میدان را خالی نکند و در برابر “خامنه ای” جا نزند و به بهای امید این همه مردم با آنان سازش نکند” و او تا به حال خوب و درست و مردانه به وظایف تاریخی خودش عمل کرد. با انتشار بیانیه 17 ایشان حتی توانست درون حاکمیت هم “شکاف” هائی ایجاد کند. درباره احتلاف دیدگاه ها در درون جنبش و راه حل هم پیش تر اشاره رفت.

    علی عزیزم . تا آنجا که من به یاد دارم “مهندس محسن سازگارا” و “گنجی” و “بازرگان” ادعای رهبری نداشته اند و ندارند . اولی در مورد مبارزات “مسالمت آمیز” یا “بدون خشونت” صاحب نظر است و مردانه کوشید تا جوانان را رهنمائی کند که “چگونه با دادن کمترین تلفات بهترین مبارزه ها را پیش ببرند” . دومی یک “پژوهشگر و روزنامه نگار” است که صراحتا گفته است که “از خارج نمی توان و نباید جنبش را رهبری کرد”. اتفافا درست مانند همان بیانیه که شما و من نیز تائیدش کرده ایم جناب “اکبر گنجی” هم به “اصلاح طلبان” هشدار داده است که “این قدر آیت الله خمینی” را بزرگ نکنند و این قدر از او “نقل قول نیاورند” زیرا “خمینی در هر مرحله یک گونه و در مرحله ای دیگر نوعی متفاوت سخن گفته است. که “شیرازی اوغلوی دانا وتوانای” ما همین مقاله آموزنده “اکبر گنجی” در باره “شخصیت چندین لایه ای خمینی را برای ما آورده بودند. از فرزند آن شادروان هم ما “ادعائی نشینده ایم”.

    درست است که مساله “سنجش آراء” را از قول “مهندس سازگارا” نقل کردم. اما خود اصل آن هنوز منتشر نشده است ایشان در باره افراد یا سازمان هایئ که این مهم را عهده دار شده اند جرئیاتی را هنوز فاش نکرده اند. کلا من در باره چیزی که نشود ازچند منبع مختلف صحت و سقم آن را تائید کرد کمی جانب احتیاط را نگه می دارم.

    علی جان خوشحالم که امید و روحیه شما بالا ست و داری چمدان هایت را هم می بندی . اما این از یک سو مساله وجب به وجب و سنگر به سنگر است از سوی دیگر هم مانند بازی “شطرنج” است. این اولین بار است که در تاریخ معاصرمان مردم ما علیرغم اختلاف های دیدگاهی دارند با هم کار می کنند. باید حوصله کرد. سر موقع همه با هم چمدانهایما ن را خواهیم بست. به امید آن روز . نوش

    خیر پیش

    رهگذر

    #3169
  33. رهگذر

    برگزاری سالگرد تولد ندا آقاسلطان در بهشت زهرا

    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/01/100123_u02-aghasoltan.shtml

    #3170
  34. allmaa

    http://medicine.tums.ac.ir/fa/images/News_Image/3056.jpg

    «اگر انسان‌ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معده‌شان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»

    * «اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیت‌ها را تغییر بده.»

    * «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»

    «تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می‌گیرد.»

    سخنان آلبرت انیشتین

    #3171
  35. رهگذر

    یولداشان عزیز

    با سلام و احترام

    “گروه پژوهشگران مستقل ایران” به تاریخ 1388/10/27 در تهران و سه استان ( محفوظ) کشور با 400 مصاحبه شونده (162 مرد و 185 زن و 53 نفر امتناع کننده و در گروه سنی 20 تا 49 سال ) 5 پرسش را در میان نهاد .

    ما هر سوال را در کامنتی جداگانه می نهیم تا سروران در صورت تمایل روی هر پرسش نظر دهند . چون این گونه کارها در میان ما سابقه ندارد عموما هم مخالفین و هم موافقین تمایل دارند که دیدگاه خودشان را به همه مردم و ملت ایران تعمیم دهند. بنا به نبودن آزادی در میهن ما از یک سو و بنا به نبودن سنت و عادت بررسی از راه اعداد و آمار در میان ما عوام الناس از سوی دیگر پیاده کردن چنین “نظر سنجی” ها خود امری ارزنده است . اما مطابق توضیح خود همین گروه:

    http://iranstat.wordpress.com/about/

    هر نظر سنجی عموما و شرایط خاص ایران خصوصا می تواند لزوما “منعکس کننده نبض افکار عمومی ایران” نباشد. مثلا در نظر سنجی های اینترنتی کسانی که با کامپیوتر سر و کار ندارند بیرون می مانند و..

    لذا این اطلاعات بیشتر برای یاد گیری و تحقیق به درد می خورد و لزوما “نسخه ” و “وحی منزل” نیست.

    کل گزارش

    http://iranstat.wordpress.com/

    پرسش اول: با توجه به وقایع اخیر کدام یک از ره حل های زیر را مناسب تر می دانید؟

    “دولت و حکومت در مجموع خوب است و نیاز به تغییر ندارد”—————– 8 در صد
    “فقط بر کناری دولت آقای احمدی نژاد”————————————–13 درصد
    “برکناری دولت آقای احمدی نژاد و آیت الله خامنه ای”————————-3 در صد
    “تغییر کل نظام و همه پرسی از مردم برای انتخاب نوع حکومت”———76درصد

    (واضح است که اگر این آمار درست باشد پس باید خامنه ای 79 در صد و احمدی نژاد 92 در صد مخالف داشته باشند. آنانکه اصلاحات در درون نظام را قبول دارند باید 16 در صد بوده باشند- رهگذر)

    شما چه فکر می کنید؟

    خیر پیش

    رهگذر

    #3173
  36. رهگذر

    یولداشان و سروران عزیز

    با سلام و احترام

    پرسش دوم با پرسش سوم رابطه شیرینی دارد. در پرسش دوم مردم با توجه به ارزیابی خود از واقعیات و محدودیت های موجود پاسخ می دهند اما در پرسش سوم از مردم پرسیده می شود که دلتان چه می خواهد و مردم هم پاسخ باب دل خود را می گویند و لذا تفاوت سوال دوم و سوم بسیار جالب است و ما این دو را برای تسهیل مقایسه با هم می آوریم.

    پرسش دوم:در صورت تغییر نظام عملا این کار از چه راهی صورت خواهد گرفت؟

    “این مساله فعلا اتفاق نخواهد افتاد”———————————22 درصد

    ” به صورت مرحله بندی———————————————-25در صد
    {(1) رفتن احمدی نژاد (2) تشکیل دولت موقت (مثلا توسط موسوی)
    (3) برگزاری رفراندوم}
    “به صورت یکباره و بدون مرحله بندی———————————-19 در صد

    “معلوم نیست. بستگی به روش عمل حکومت و سایر عوامل دارد”————-34 در صد

    پرسش سوم: در صورت تغییر نظام به نظر شما بهتر است که این کار از چه راهی صورت گیرد؟

    “این مساله فعلا اتفاق نخواهد افتاد”—————————————22 درصد

    ” به صورت مرحله بندی————————————————–27در صد
    {(1) رفتن احمدی نژاد (2) تشکیل دولت موقت (مثلا توسط موسوی)
    (3) برگزاری رفراندوم}
    “به صورت یکباره و بدون مرحله بندی———————————-48 در صد

    “نمی دانم”—————————————————————–8 در صد

    (حتی سر انگشتی هم می توان حساب کرد که 26 در صد کم شده از ین “نمی دانم” ها اگر دستشان برسد (مطابق پرسش سوم) در اصل طرفدار “تغییر نظام” هستند و اکثریت هم آن را یک مرحله ای ارزیابی می کنند-رهگذر)

    کل گزارش

    http://iranstat.wordpress.com/

    شما چه فکر می کنید؟

    خیر پیش

    رهگذر

    #3174
  37. رهگذر

    یولداشان و سروران عزیز

    با سلام و احترام

    در پرسش چهارم به خشونت به عنوان مقوله ای عام و در سوال پنجم مراد مورد خاص تری است. این نظر سنجی نشان می دهد که اکثر مردم ما مواضع تک خطی سیاه وسفیدی ندارند. عموما با خشونت مخالفند اما دفاع از خود را اکثرا خشونت نمی دانند.

    پرسش چهارم: تغییر نظام در نهایتا در عمل به چه شکل امکان پذیر خواهد بود؟

    “اصلا تغییر نخواهد کرد”—————————————————–11 در صد
    “مبارزه بدون خشونت تا به انتها” ——————————————–17در صد
    مباررزه بدون خشونت اما همراه با خشونت در انتها”————— ——–52 در صد
    “مبارزه با خشونت از هم اکنون”———————————————20 در صد
    ( اگر پرسش اول را به یاد داشته باشیم از این 11 در صد حدود 3 در صد مخالفان “احمدی نژاد و خامنه ای ” هستن که متحدین ما به شمار می آیند. آن 8 در صد دیگر به جز مزدوران و جنایت کاران و لباس شخصی و گشت ثار الله و غیره که باید مطابق قانون محاکمه و طبق جرم خود مجازات شوند اکثرا همشهروندان خود ما هستند که باید در ایران آزاد و مردمسالار و سکولار آینده با آنان نیز چون خودمان تعامل کنیم “خودی و غیر خودی” از قاموس سیاسی ما دور باد -رهگذر)

    پرسش پنجم:آیا دفاع از خود در مقابل لباس شخصی ها و ماموران در راهپیمائی ها را خشونت می دانید؟

    “بلی”—————————————————————————-14 در صد
    “خیر. اما حرکت مردم را تضعیف می کند”————————————-26 در صد
    “خیر. حرکت مردم را تفویت می کند و موجب ریزش
    نیروی دولت می شود.”———————————————————39 در صد
    “خیر. به هر صورت لازم است”————————————————-21 در صد

    خیر یپش

    رهگذر

    #3175
  38. پیاله چی

    رهگذر جان عزیزم دستت درد نکند و کامیاب باشی و ما دعاگوی شما بوده و هستیم.

    نوش…

    اصلا صرف و محض همینکه این مفهوم “نظرسنجی” - که تاریخ کوتاه ولی خطرناکی برای برگزارکنندگانش در ایران استبدادزده داشته است - دارد در اذهان هموطنان که قرنها گله امت الله بشمار رفته اند بعنوان امری مطرح نهادینه میشود خودش در این شدیدا ایول است! که نشانی است از فرسنگها پیشرفت بسوی سلامتی تمدن؛ چرا که همه نظرسنجی ها سوای موضوع و عنوانشان در عمل به مردم گویای این هستند که ای جماعت سوالاتی در پیش است که جواب و افکار و عقاید شما برای آن اهمیت دارد و نه تنها آن، بلکه در عمل نشان میدهیم که اقلا در این موضوع بخصوص به مسجد و “حوزه علمیه!” و شیخ و قرآن و توضیح المسایل نیز رجوع و بسنده نکرده ایم و بجایش حرف جمعتان برای جوابگویی سوالهایمان مهم است و ارزش صرف وقت و زحماتمان را دارد!…

    به قول زنده یاد دکتر مارتین لوترکینگ که سالروز یادبودش همین دو سه روز پیش بود:

    …I Have a Dream

    نوش…

    #3176
  39. رهگذر

    پباله چی عزیز

    با تشکر از لطف و محبت شما . امید است که سایه شما و عموزادگانتان که من مخلص جاودانی همه شما هستم از سرمان کم نشود.

    این که شما توضیح دادید نوعی نشان دادن عملی وزیبا و موثر تعریفی از تعاریف “سکولاریز” هم بود. یعنی مردم مسائل “این جهانی” را با “تکیه به خرد” باید پاسخگو باشند نه با تقلید و پیروی و باور به “خدا” و “کتب آسمانی و دینی” و “رساله شیوخ” و..
    سنجش آراء مال جوامعی ا ست که “فرد” مهم است و طبعا هم “نظر افراد”. به درستی گفتی که ما فرسنگ ها پیش آمده ایم.

    این جنبش سبز به نظرم نوعی تکامل و تصحیح همه این مسیر است که ما از “امت و رعیت” و “فله ای و قبیله ای” و “هیتئتی و حضرت عباسی” بودن شروع کردیم به “اهالی” و”ملت” و”فرد و شخص” و با مقداری نه چندان کم ارفاق به “شهروند” بودن رسیدیم . دوباره به لطف خمینی عقب گرد کردیم به کارخانه “امت الله سازی” اسیر آمدیم.اکنون از دل مبارزه با دشمنی “مخوف و ضد بشری” باز هم داریم “شهروند” می شویم . اما این بار با شیو های مردمی و دمکراتیک وبرای برخورداری از هرچه بیشتر همه حقوق شهر وندی خودمان. این جنبش مانند سایر جنبش ها نیست.

    روان دکتر “مارتین لوتر کینگ”(پسر) شاد باد. رویای وی به آمریکا محدود نماد و نخواهد ماند.

    نوش

    مخلص همیشگی شما و عموزادگانتان

    رهگذر

    #3177
  40. صفری ایراندوست حمیدزاده، ولی حالا حسین!

    زیادی جوش نزنید ٬ دروغ هم سرهم نکنید ٬ جمع معدود خودتان را خوشحال میکنید
    که سودی هم ندارد کفگیرتان بته دیگ خورده و دچار مالیخولیا شده اید حکومت و دولت
    محافظه کاران با صلابت و استحکام بیشتر از این مرحله هم گذشت ٬ مرکز تمام فتنه های
    این بیست سال اخیر دفتر و دستک منتظری بود که بامرگش کاخ سفید هم سیاه پوش شد
    و پیام تسلیتش هم از حماقت ان کاخ پوشالی بود که بنفع حکومت ایران شد
    حالا چون بیکار و درمانده شده اید روزگارتان را با شایعه عارضه جوک و بدیهه و انهم از
    زبان این و آنی که دیگر حنایشان رنگی ندارد ٬ انقدر امار و سنجش افکار درست کنید
    که فردوسی بر شاهنامه خطاطی کرد همه بیثمر و مردم ایران هم بیخبر ٬ آمار اصلی که
    ثبت تاریخ شد چنین است
    دکتر احمدی نژاد ۲۴ میلیون رای

    موسوی ۱۳ میلیون رای

    رضایی ۸۰۰ هزار رای

    کروبی ۳۰۰ هزار رای

    رای باطله ۷۰۰ هزار رای که دو برابر شیخ اصلاحات بوده ولی کروبی
    زبانش بیش از ۳۸ میلیون رای داده شده حرافی میکند که چون اهل لرستانست
    زیاد براو هرجی نیست

    #3178
  41. مهناز

    در ستون قبل، در پی‌ خط کشی‌ خامنه ای و فشار به “خواص” برای موضع گیری علیه مردم، نوشتم:

    “تکلیف خاتمی و سایر محافظه کاران “اصلاح طلب” معلوم است، ولی‌ آیا موسوی و کروبی از این آزمون سرفراز بیرون می‌آیند؟ آیا به آنچه تا کنون گفته اند پایبند میمانند و مردم را رها نمیکنند؟ آیا آنقدر درایت دارند که بفهمند در این دو راهی‌ تاریخی‌ که بر سر راهشان قرار گرفته راه صحیح کدام است؟ آیا درک میکنند که گرمای عبای “رهبر” دوام چندانی ندارد که بزیرش بروند؟ آیا میفهمند که روزگار جمهوری اسلامی و حاکمیت زور بسر آمده؟ من نمیدانم (بخصوص در مورد موسوی)، شما چه فکر می‌کنید؟”

    یولداش عزیز در پاسخ نوشتند:

    “به نظر و باور من موسوی و کروبی از این آزمون بیرون آمده اند. آقای باقرزاده هم به لحنی که مهنازبانو برداشت کرده سخن نگفته است. روی سخن آقای باقرزاده به خامنه ای بود و نه به موسوی و کروبی. البته می توان این نتیجه را هم گرفت که خطاب به موسوی می نویسد. از سوی دیگر به نظر من حتی زود است که بگوئیم خاتمی هم تکلیفش را روشن کرده است. جنبش سبز و رهبران اتفاقی اش “تیمی” عمل می کنند. هرکدام در ارکستر بزرگ مردم سازی موافق می زنند تا هارمونی ارکستر سمفونیک تاریخی ما اوج پیدا کند.”

    البته من هم مانند هر ایرانی‌ میهن دوست که پیشرفت و سرفرازی ایران و اعتلای حقوق ملتم را می‌خواهم امیدوار بودم که خوش بینی‌ آقای نگاهی‌ از تردید من به واقعیت نزدیکتر باشد، و به همین دلیل هم نگفتم که “هنوز زود است که چنین قضاوت کنیم”. ولی‌ متاسفانه بنظر میرسد که قضاوت سریع در مورد این آقایان چندان سنجیده نیست. فعلا موضع آقای خاتمی (که من کوچکترین تردیدی ندارم که در انتخاب بین مردم و نظام هرگز جانب مردم را نخواهد گرفت) علیرغم انکار و بگو و مگو و عدم صراحت که شیوه اوست دارد روشن میشود:

    http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=26749

    آقای کروبی هم پشت سر او در صف قرار گرفته (البته با کمی‌ تاخیر و مقاومت ظاهری!):

    http://news.gooya.com/politics/archives/2010/01/099600.php

    مانده آقای موسوی که باید ببینیم کی‌ از پس پرده برون خواهد آمد. مردم ما باید بدانند که امید بستن به “اصلاح طلبان” یعنی‌ تنها ماندن در میانهٔ راه و پرداختن هزینه برای معاملات قدرت بین “خودیها”. مردم باید بدانند که تلاش برای “ایجاد آرامش” که بهانهٔ این آقایان است یعنی‌ جدا کردن صفوف “خواص” از بدنهٔ مردم و سرکوب هرچه شدید تر آنها. “آرامش” در حاکمیت جمهوری اسلامی معادل است با سرکوب و خشونت علیه مردم بی‌ صدا بدون اعتراض و سر و صدا از جانب کسانی‌ که در این حکومت پذیرفته شده اند.

    جنبش مردم ایران بالاخره باید هویت اصلی‌ و مردمی خودش را عمده کند و بند نافش را از وابستگان به نظام ببرد. از اصلاح طلبان داخل نظام توقعی نیست، روشنفکران پر مدعای ما کی‌ قرار است از دنبال روی دست بردارند و در یک جبهه‌ متحد و مشترک سکولار متشکل شوند و قاطعانه و با صراحت حاکمیت فاسد و سرکوبگر دینی را نفی کنند؟

    #3180
  42. رهگذر

    صفری جان

    سلام

    از دیدن دوباره ات خوشحالم. جایت خالی بود. دوست عزیز منبع “سنجش آراء” مذکور “گروه پژوهشگران مستقل” است و در جای خود منبع را هم ذکر کردم.

    http://iranstat.wordpress.com/

    پس منظورت این نمی تواند باشد که “رهگذر” سنجش آراء درست کرده است. لابد منظورت آن گروه مذکور است . آیا از آن اطلاعاتی داری؟ آیا سیستم بررسی و محاسبه و نمونه برداری آنان را مثلا نا دقیق می دانی؟ اگر ما را روشن کنی ممنون می شویم . از اینها در رفته خود شما اگر می خواهی یک گروه پژوهشگر مستقل پیدا کن بعد نشان بده که “سنجش آراء” درست از دید شما چیست که ما از شما چیزی یاد بگیریم.

    وگرنه کشکی که نمی شود این و آن را به “عدد و آمار و سنجش آراء سازی” متهم کرد. هر چیز حسابی دارد. حساب کن روزی هم می رسد که خودت سنت شکنی کنی و حرف درست و حسابی داشته باشی بعد یکی هم بی مدرک و پا در هوا بگوید “تو عدد و آمار سازی کردی”. در آن روز چه حس خواهی کرد؟

    در مورد ” رای شماری” جمهوری ولایت فقیه چندین و چند بار دیدگاه این طرف بیان شد و هرگز به ما پاسخ درست و حسابی ندادی بازهم تاکید می کنی که این “اعداد حکومتی” درست است. خوب است که ما ساکنین “کره مریخ” نیستیم.رگ و ریشه همه ما در ایران است و با ایران هم تماس داریم. آخر “احمدی نژاد” و 24 ملیون رای موافق؟ کوسه و ریش پهن؟

    . احتلاف یک “حکومت” با “مردم” در یک کشور را به”دفتر و دستک یک شادروان” نسبت دادن و آن را هم “فتنه نامیدن” آن قدر “زشت و نادرست” است که من نمی توانم خودم را بدان حد پائین آورم که بدان پاسخ بگویم.

    دولت آمریکا یا هر دولتی اگر در گذشت هر شخصیت مردمی ومحبوبی از هر کشوری را به هر مردمی تسلیت بگوید نهایت” انسانیت و ادب و تربیت” خود را نشان داده است. هیچ اهمتی هم ندارد به نفع “جمهوری ولایت فقیه ” باشد یا نباشد. انسانیت تعطیلی بردار نیست.

    خیر پیش

    رهگذر

    #3181
  43. شیرازی اوغلو!!!

    —————————- آگهی تبريک مراجعت ———————————
    ——————————————————————————–
    دوست عزيز جناب آقای صفری, نماينده محترم ولی فقيه در حوزه ی اينترنت و امام جمعه محترم کانادا آباد عليا در بلاد کفر!
    بدينوسيله بازگشت پيروزمندانه شما را به جمع اهالی يولداشستان تبريک گفته و گرامی ميداريم. يقين است که در سايه تلاشها و مجاهدت های جنابعالی ها(امثال شما) و رييس جمهور پر صلابت بيست و چهار ميليونی! و دارای گارانتی مقام معظم رهبری! آينده خوشی در انتظار ايرانيان فلک زده خواهد بود و پول نفت بالاخره به سر سفره کوران و کچلان “ام القرای اسلام” خواهد امد.
    همچنان برای حضرت عالی “دامت برکاته!” و “مد ظل العالی!” را خواهانم.
    و من الله التوفيق!
    الحاج قربانعلی شيرازی اوغلوی ممقانی!
    عمده فروش بازار, حجره دار و نماينده محترم ولی فقيه در يولداش اباد سفلی! و رييس هيات سينه زنی جان نثاران ابالفضل در تکيه حاج عبدلعلي خانجانی زير تيمچه بازار!

    #3182
  44. رهگذر

    تحليل سياسي همه جانبه انتخابات توسط مهدي طائب , برادر حسين طائب

    http://www.iranianuk.com/article.php?id=45949

    صفری جان نظر شما در باره این تحلیل چیه؟-رهگذر

    #3183
  45. علی تبریزلی

    مهناز خانم گرامی،
    من هم با شما موافقم که دل بستن به اصلاح طلبان “خودی” حکومتی، مثل موسوی و خاتم و کروبی و دیگران که آشکارا وفاداری خود را به نظام و حفظ آن اعلام کرده اند، بیهوده است. روشنفکران ما باید کل این نظام و کسانی را که خواهان حفظ آن هستند طرد کند. مردم دنبال موسوی نیستند.
    موسوی بهانه ست - کل رژیم نشانه ست. من که تا حالا نشنیدم که موسوی به مردم بگوید فلان روز بیرون بیائید و تظاهرات کنید. مردم خود به خود فهمیده اند که قدرت دارند و به اصطلاح برادرم، پررو شده اند، رویشان باز شده. تقدس را شکسته اند. به خامنه ای و هرکسی که طرفدارش باشد مرگ میفرستند و ولایتش را باطل میدانند.
    فعلا ما منتظر 4 فوریه، 11 فوریه و 15 فوریه هستیم. تا روی این رژیم کم شود.
    نوش.

    #3184
  46. علی تبریزلی

    به به جناب صفری،
    چشمم روشن از غیبت صغری و کبری برگشتید و چگونه هم برگشتید.
    جناب صفری، شما تظاهرات چند صد هزار نفری مردم را در عاشورا و دیگر روزها دیدید؟ باز از رو نرفتید؟ عزیزم. این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست. مردم قدرت خود را فهمیده اند. همین دو سه هفته دیگر، مردم ایران یک بلائی سر این رژیم جنایتکار که شما سنگش را به سینه میزنید و از سوبسیدش استفاده میکنید، بیارند که دیگر از این شکر خوری ها نکند. همانطوریکه به مهناز خانم هم گفتم، با پدر و برادرم با تلفن صحبت میکردم. هردو بر این عقیده بودند که مردم پررو شده اند و رویشان باز شده (جماعتین اوزی آچیلیپ). دیگر از خامنه ای و پلیس و سپاه هم نمیترسند.
    درضمن، گیرم که این نظر سنجی که رهگذر گرامی نتایج اش را نوشتند، درست نیست. شما فقط به همین سایت که چکیده و نموداری از ایران است، شما چقدر طرفدار دارید؟ چند درصد یولداش های این سایت طرفدار این نظام هستند؟ ایران هم مثل همین است. شما فقط این سه روز را به خاطر داشته باشید تا بعدا با هم تسویه حساب قلمی کنیم
    4 فوریه - اربعین
    11 فوریه - روز به کار آمدن اربابان شما
    15 فوریه - روز مردن محمد و نوه نتیجه اش (حسن)
    نوش.

    #3185
  47. علی تبریزلی

    مثلث بازار-روحانیت-سپاه باید شکسته شود.
    اگر یولداشلار متوجه شده باشند در این چند ماه اخیر تنها قشر جامعه که از این جنبش حمایت نکرده و به آن نپیوسته، همان قشر ارتجاعی و مال حرام خور بازار است.
    بازار باید بیدار شود و قشر بازاری باید بفهمد که در کنار مردم بودن و به دولت نپیوستن به صلاح آن است.
    مثلث بازار-روحانیت-سپاه باید شکسته شود.

    #3186
  48. رهگذر

    رایزن جمهوری اسلامی در ژاپن به مخالفان جمهوری اسلامی پيوست

    بنا به يک گزارش دريافتی ، یک رایزن دیگر از وزارت امور خارجه حکومت جمهوری اسلامی با پشت کردن به این رژیم دیکتاتور، به مردم آزادیخواه پیوست . “ابولفضل اسلامی” رایزن پیشین سفارت ایران در ژاپن با انتشار نامه ای اعلام کرد که از بیدادگری و ستم رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی بیزار شده و بهمین دلیل به جبهه مردم می پیوندد . پیش از این چندین تن از دیپلمات های وزارت امور خارجه ایران در اروپا نیز جدایی خود از رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی را اعلام کرده بودند، اما این برای نخستین بار است که در منطقه آسیای شرقی چنین رویدادی رخ می دهد . این رایزن پیشین جمهوری اسلامی همچنین در نامه ای از کارمندان وزارت امور خارجه رژیم خواسته که از بیدادگری های رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی دوری جسته و خود را با مردم همگام کنند

    http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=19587

    =====================================================
    محمد يزدی : هاشمی اسم رهبری را هم نمی‌برد و بنده تعبیر ایشان در این مورد را نوعی جسارت و تردید در رهبری می‌دانم

    …..
    آیت الله یزدی در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: بنده یک زمانی در دیدار با یکی از شخصیت ها درباره امام (ره) تعبیری به کار بردم و گفتم اگر آقای خمینی قرار است جهنم هم برود ما جهنم ایشان را می رویم اما بهشت شما را نه.
    وی ادامه داد: من به آقای هاشمی هم می گویم ما همراه رهبری هر کجا می رویم اما همراه شما نمی آییم و هیچ تعارف هم نداریم.
    ….

    http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=19586

    نمردیم و معنای جدید به حساب “اصول گرائی” را هم فهمیدیم. -رهگذر

    #3187
  49. allmaa

    سلام

    آمدن صفری گرامی را ب فال نیک گرفته آزادی کشور و میهن عزیز مان را هم آرزو داریم

    پیروزوسر بلند باد مردم آزاده سرزمینم

    HAYEDEH, هایده “Azadeh” آزاده + LYRICS

    http://www.youtube.com/watch?v=QIqqHouFBmA&feature=player_embedded#

    #3189
  50. Peyman

    صفری جان،
    شما “سامان” را یادتان رفت! من نمی‌فهمم ما در اینجا اینهمه مقاله برای شما نوشتیم که جواب یکی را بدهید. منتها شما مانند “جن” یکدفعه ظاهر می‌شوید و حرفهای قدیمی خودتان را می‌زنید.
    حیف که انسان بسیار حساسی هستید وگرنه می‌خواستم جوابی به شما بدهم که برای هفت-هشت سال از این سایت بروید!

    #3191
  51. رهگذر

    زهرا رهنورد: سازش نمی کنیم

    ….
    …..
    به گفته خانم رهنورد، بیانیه هفدهم آقای موسوی بیانگر حداقل خواسته های مردم است.

    زهرا رهنورد همچنین با انتقاد از بازداشت گسترده مخالفان، این کار را “اشتباه” و “غیرقانونی” دانست و گفت: ” این دستگیری ها هیچ گونه تاثیری در خواست و حرکت مردم ندارد. مردم به شدت آگاه هستند و با شعور بالای سیاسی، مطالبات خود را پی گیری می کنند . ”

    …..

    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/01/100126_u02-rahnavard.shtml

    #3192
  52. علی تبریزلی

    یک سئوال از همه یولداشلار:
    آیا موسوی از مردم خواسته است در روز 22 بمهمن (سالروز غائله 57) تظاهرات کنند؟
    -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=–=-=-

    Ali Tabrizli,
    A few reminders:
    1- I don’t advocate, per our maramnameh, burning of anything, or killing of anyone.
    2- I and the rest of this site’s editors will, as the right has been reserved for it a long time ago, for the good of this site, exercise any and all that is within our editorial options. That includes editing and or deleting any comment as we see fit.
    3- If you are concerned at all about what may become of your comments, don’t be! Or, don’t send it!
    4- Read 1 through 3 above next time, and every time after that, before you send in a comment. Once a comment is logged into our database, it’s author loses all say to what happens to it afterwards; though we may, at our discretion, entertain suggestions after the fact.
    Modir
    #3193
  53. علی تبریزلی

    جناب مدیر،
    خیلی خوب میشد که این مرامنامه را یک جائی درج میکردید تا همه بدانند.
    بنده کشتن کسی را تجویز و توصیه نکرده ام، ولی آتش زدن را چرا.
    یا اگر جائی هست، بنده را راهنمائی کنید که این مرامنامه را بخوانیم.
    علی تبریزلی

    #3196
  54. مهناز

    مصاحبهٔ کروبی با فایننشال تایمز:

    http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=26827

    بنظر می‌رسد که معاملات بین اصلاح طلبان و اصول گرایان (یعنی‌ مجموعه خودیها )دارد جوش می‌‌خورد، و پروسه قربانی کردن مردم(و گسترش اعدامها) شتاب پیدا کرده، تا ۲۲ بهمن از کنترل “خواص” خارج نشودو نظام آسیب نبیند. چشم مردم بیگناه روشن!

    اصل مصاحبه:

    http://www.ft.com/cms/s/0/9cfd2964-0a65-11df-ab4a-00144feabdc0.html

    #3198

نظر شما