تهران می سوزد… عاشورا در تهران به خون کشیده شد… خامنه ای، باش تا نفرین شب از تو چه سازد/ که مادران سیاهپوش …. نقدی بر دیدگاه های آرامش دوستدار…



جوانی در تهران می میرد. او را می کشند… پسر خواهر مهندس موسوی را هم کشتند. چهار نفر یا بیشتر هم کشته شدند… نه. دیگر، این جنبش را سر باز ایستادن نیست! جنبش سلاح عاشورا را از دست حکومت می گیرد و علیه آن به کار می برد… در تاریخ شیعه این عاشورا تاریخی خواهد بود…
-
————–

هیچکس به خامنه ای آن نکرد که خود کرده و خود کرده را تدبیر نیست! او روزی روزگاری شعر اخوان می خواند و از ابرهائی که از سینه بیرون می آمدند و ابری می شدند تاریک، سخت دلگیر بود. اکنون از جبارترین رهبران دنیا شده است. مادران داغدار به قول شاملو، از سجاده ها که سر برخواهند داشت نفرین شان از او موجودی خواهد ساخت چون این!
—————
باش تا نفرین شب از تو چه سازد،
که مادران سیاهپوش
- داغدارانِ زیباترین فرزندان آفتاب و باد -
هنوز از سجاده ها
سر بر نگرفته اند!
(شاملو)
—————-
نخست این که سال نو میلادی را به تمام دوستان خوب این سایت تبریک می گویم و امیدوارم که در سال نو میلادی، همگی دست کم یک گام به هم دیگر نزدیک تر بشویم و صمیمی تر. در سال جدید شاهد تحولات اساسی در کشورمان باشیم… اندکی به دموکراسی نزدیک تر… بتوانیم همدیگر را تحمل کنیم و شعور را جانشین شعار بکنیم. البته بخش آخری دعای من تقریبا مستجاب شده است و در این سایت شعور بیشتر شده است تا شعار!
از خانم ها آلما، مهناز بانو و آقایان آمیرزا، رهگذر، سیاوش، شیرازی اوغلو، صادق صنمی، صودف، مارالان، مهدی و … و البته پیاله چی عزیز بسیار سپاسگزارم.(سعی کردم به ترتیب الفبا بنویسم! می دانم که برخی از دوستان بسیار خوب و عزیز را فراموش کردم بنویسم که امیدوارم به بزرگی خود ببخشایندم) نیز از مدیر عزیز که بسیار زحمت می کشد و چراغ سایت را روشن نگاه می دارد.
امیدوارم در سال جدید شاهد تغییرات بسیاری باشیم در جهان پیرامون و البته کشورهائی که در آن زندگی می کنیم. در آمریکا گام نخست تصویب بیمه سلامتی در مجلس سنا بسیار نوید بخش بود و امیدوارم در گام های بعدی آقای اوباما بتواند قول و قرارهایش را عملی سازد.
…
درگذشت آیت الله منتظری نشان داد که ملت ایران و اندیشمندانش بسیار بسیار پیشرفت کرده اند و ادبیات سیاسی شان خیلی خوب شده است. نیم نگاهی گذرا به مطالبی از راست راست تا چپ چپ و لیبرال و مذهبی ها نوشته شد و نشر پیدا کرد بسیار مایه دلگرمی و جای امیدواری دارد. من دارم به ملت ایران که بالغ می شود امید می بندم.
مانند همیشه شما را هم با افکار و آراء دیگران آشنا می کنم. مطالبی که می خوانم با شما در میان می گذارم. این بار یک دوست اندیشمند افغان پیرامون دیدگاه های آقای آرامش دوستدار نظر می دهد. امیدوارم بحث را پی بگیریم که بسیار مبرم است. با سپاس از آقای مبلغ که اجازه داد مطلبش را درج کنم.
دوستدار شما
مرتضی نگاهی
نقدی بر دیدگاه های راسیستی آرامش دوستدار - احمد حسين مبلغ
http://negahi.com/wordpress/?page_id=1119
مطلب را به بالاترین بفرستید
مطلب را به فِیسبوک بفرستید
Share














مقاله ای را نسرین دوست خیلی عزیز تبریزی من ارسال کرده اند که گفتم شاید در سایت شما هم خوانندگانی داشته باشد. بر روی آدرس مقاله تلنگری بزنید باز می شود
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=76774
آیا باز هم شکی در پیروزی این جنبش هست؟
http://i46.tinypic.com/10gjksx.jpg
آیا باز هم شکی در پیروزی این جنبش هست؟
مدیر گرامی،
با احترام همیشگی،
HTML TAG های IMG مثل اینکه حذف میشوند؟ درست است؟
یک IMG TAG در مورد لینک بالای آمیرزا گذاشتم که عکس در همین صفحه چاپ شود، ولی مثل اینکه حذف شد.
نوش.
یولداش نگاهی عزیز،
با سلام و شادباش عید محبت و عشق.
من نمی دانم شأن نزول نصب این مقاله در این شرایط و بخصوص امروز کع تهران در آتش و خون می سوزد، برای چیست. ولی از آنجایی که برای نظر شما احترام قائلم و می دانم که حتی کارهای عجیب را هم بدون دلیل انجام نمی دهید، این نوشته را خواندم و متأسفانه مأیوس شدم. به نظر من آقای مبلغ که زخمدار یک راسیسم واقعا اعمال شده در حق هموطنانش می باشد (و این راسیسم ربط ویژه ای هم به “آریائیها” و بخصوص “فارسها” نداشت و هیچکدام از ساکنان مملکت گل و بلبل در این مورد منتی بر سر دیگران ندارد و این ننگی است که بطور مساوی در بین همه اقوام سرشکن می شود)، دیواری کوتاهتر از دیوار آقای دوستدار پیدا نکرده است.
آرامش دوستدار که من بخش بزرگی از نظراتش را قبول ندارم، خوب یا بد، شاید تنها فیلسوف ایرانی به مفهوم واقعی کلمه باشد. متأسفانه تخم لقی که هواداران استالینیست جنبش چپ در دهان متفکران ایرانی شکستند، آنچنان اثرگذار بوده است که تا به امروز هم هر نوع ابراز علاقه ای به ایران و ابراز انزجار از دشمنان تاریخی و فعلی آن بطور اتوماتیک یا بقول ما فرنگیها استریوتیپ مهر ناسیونالیسم می خورد. دوستدار در باره اعراب می گوید: «تنها قوم بی فرهنگ سامی با بدویت سلطه طلب و تنگدستی جبلی و طبعیت بی فرهنگ» اول اینکه در همین جمله تلویحا ابراز شده است که بقیه اقوام سامی “همه” بافرهنگ بوده اند و از دل این جمله آنتی سمیتیسم بیرون کشیدن، بیشتر با شعبده بازی سروکار دارد تا نقد. دوم اینکه آیا اگر ما مثلا بومیان استرالیا و آمازون را فاقد فرهنگ بنامیم، راسیست هستیم؟ آیا جز این است که اعراب بر عکس همسایگان آشوری (سامی) و یهودی (باز هم سامی)شان قومی فاقد یک فرهنگ پیشرفته و بدور از شهرنشینی و ادوات و ابزار تولید پیشرفته (که پیشزمینه خلاقیت فرهنگی است) بودند؟ آیا می شود از یک طرف ادعا کرد که اقتصاد و مناسبات اجتماعی جامعه آنروز عرب در مقایسه با همسایگانش بشدت عقب مانده بوده است، ولی از طرف دیگر باور کرد که عقیده ای برخاسته از این جامعه عقب مانده(اسلام) پیشرفته ترین فکر دنیای آنروز بوده باشد؟ آیا من و شما به وحی معتقدیم؟ و اگر نیستیم، که نیستیم، می توانیم تولد یک تفکر پیشرفته را در یک جامعه عقبمانده بپذیریم؟
آیا اینکه اسلام با همه مظاهر هنر از رقص و موسیقی و نقاشی و مجسمه سازی دشمن است، یک دروغ است؟ و اگر دروغ نیست، می توانیم دوستدار را برای بیان یک حقیقت راسیست بدانیم؟
دم خروس آقای مبلغ ولی سرانجام بیرون می زند. ایشان هم مثل هویت طلبان ما که با زبان بی زبانی می گویند «چرا همه قدرت را نمی دهید دست ما» از این مسئله ناراحت است که چرا آقای فارسی حق شرکت کاندیداتوری برای ریاست جمهوری نداشته است. از اینکه فارسی از جانیان و سرسپردگان این رژیم بوده و هست می گذریم، از این مسئله هم که ایشان یک کشاورز ورامینی را با تفنگ شکاری کشت و آب از آب هم تکان نخورد می گذریم، ولی دلیل از این بی پایه تر برای اثبات راسیسم پیدا می شود؟ آیا مردم یک کشور حق ندارند برای انتخاب ریاست جمهوریشان شرط “ملیت” بگذارند؟ آیا در همان امریکا که کشور مهاجرین است، نباید والدین کاندیداها هم “امریکائی” باشند؟ همانطور که می دانید هنری کیسینجر که یک سروگردن از رؤسای خودش بالاتر بود، هیچوقت نمی توانست رئیس جمهور بشود و همینطور آرنولد شوارتسنگر فرماندار کالیفرنیا. اینکه ما این قانون را قبول داریم یا نه، یک مسئله است، و اینکه ما مردم یک کشور و بخصوص بخشی از برجسته ترین و فرهیخته ترین سرآمدان آنرا به این دلیل “راسیست” بنامیم، یک مسئله دیگر.
از قضا آرامش دوستدار یکی از معدود اندیشمندان ایرانی است که انتقادهای عمیقی (و از نظر من تا حد زیادی بی دلیل و بی انصافانه) به ایران پیش از اسلام، و بخصوص دین زرتشتی و دیوانسالاری ساسانیان دارد.
من قصد شما را از نصب این مطلب نفهمیدم، ولی به اعتبار اطمینانی که به شما دارم مطلب را خواندم و دیدم که متأسفانه بی مایه فطیر است و بیشتر یک مقاله Pseudoscintique برای التیام بخشیدن به زخمی است که از قضا از طرف همان جامعه مورد انتقاد آقای دوستدار به روح نویسنده منتقد وارد شده است.
شب و روز بر همگی خوش
درود درود درود…
من می گويم که واقعا “ای ول”…
دم تهرانی ها گرم…
مزه يک روز عاشورای واقعا واقعی را به حکومت چشاندند…
در مورد مقاله تفسير ارای اقای ارامش دوستدار…من با بعضی از عقايد او مخالفم(نظرم عين اميرزای خودمانه) ولی اين اقای تفسير گر هم خيلی پرت و پلا گفته…مثلا بی جا به روشنفکران دوره تجدد ايران تاخته(خب ادم حسابی! در اواخر دوره قاجار با يک ملت تراخمی, سوزاکی, سيفليسی, بيسواد!!!, کور, کچل مفنگی… تو توقع داشتی روشنفکران ان دوره يقه ی عرب ها و …ها(می ترسم اسم ببرم يکهو بريم تو يه فاز ديگه!) و غيره رو نگيرن?!…
پس بايد از کجا شروع می کردن???…
ولی فعلا موضوع عاشوراست و تهران غوغاست!…
يا حسين مظلوم!…
الهی فدای اون لب تشنه ات بشه شيخ حسن نصرالله لبنان!!!…
————————————————————————————————————————————————-
————————————————————————————————————————————————-
پی نوشت:
…اقای تازنده, بابا جان!… برو کتاب ديوان ايرج ميرزا رو بگير بخون تا جلوی اسم تک تک روشنفکران بدبخت ان دوره روزی صد بار تعظيم کنی
یولداشهای عزیز،
Euronews همین الان خبر از درگیری در تبریز و کشته شدن 4 نفر داد. همچنین گفته شد به علت شدت درگیریها تعداد کشته شده ها احتمالا بیشتر از اینها است. کسی از یولداشها امکان تحقیق تلفنی در اینباره دارد؟
علی تبریزلی عزیز،
هنوز در تبریز فامیل و آشنائی که بشود به او زنگ زد داری؟
تا بعد
من فکر میکنم اگر رژیم میخواست تظاهرات عاشورا را به بهترین صورت کنترل کند جنبش سبز را تشویق میکرد که تمام نیروهای خود را در یک منطقهٔ محدود مثل محدودهٔ خیابان انقلاب (صبح) یا میدان محسنی (عصر) متمرکز کنند و آنگاه با تمرکز لباس شخصیها و بسیج در همان محدوده از گسترش تظاهرات جلوگیری کند و در نهایت همه را سرکوب و کسانیکه میتوانند نقش سردسته را در تظاهرات داشته باشند دستگیر کند. این دقیقا اتفاقی هست که افتاد. این کار به جز تحلیل بردن نیروهای جنبش سبز هیچ تاثیری ندارد. جنبش سبز باید استراتژی خود را تغییر دهد. هدف از ریسک کردن و رفتن به تظاهرات مظلوم نمایی و تهیه ویدئو کلیپ و نمایش آن در یوتیوب نیست. باید با کمترین هزینه نیروهای رژیم را تحلیل برد.
باید با تظاهرات پراکنده رژیم را گیج و مستاصل کرد تا قدرت تمرکز نیروها از رژیم گرفته شود. همچنین باید به هر وسیلهٔ ممکن تظاهرات را به شهرستانها کشاند. تظاهرات عاشورا نشان داد که رژیم قدرت سرکوب همزمان در مناطق پراکنده و متعدد را ندارد.
حال که کار به درگیری خیابانی کشیده شده بعنوان یک اقدام سمبلیک خوب است به مراکز قدرت رژیم مثل خبرگزاری فارس یا ساختمان روزنامه کیهان، مقر حسین شریعتمداری، در میدان توپخانه کوچهٔ شهید شاهچراغی حمله و تخریب شود. البته این کار باید بدون اطلاع قبلی باشد. مثلا تظاهرات میدان توپخونه موقع مناسبی برای حمله به روزنامه کیهان بود.
یک مساله این است که مسئولان این حکومت جایی ندارند که بروند. شاه که با همهٔ دنیا دوست بود آخرش آواره شده بود تو مصر و پاناما. ترس من از اینست که اگر اینها مستاصل شوند خودشان یک جنگ داخلی یا بحران اساسی دیگر به راه بیاندازند و بعد از مدتی کشت و کشتار و نامنی که ابعاد آن میتواند خیلی وسیع باشد ملت به ستوه بیایند و برای برقراری امنیت دوباره دست به دامن همینها بشوند. البته احتمالا چند چهرهٔ منفور مثل احمدینژاد و … را هم در حین بحران قربانی خواهند کرد.
باید خیلی مواظب بود که به دام این حکومت نیفتاد. من اول انقلاب سال ۵۸ یک مقاله در روزنامه اطلاعات به قلم خامنهای که یادم نمیاد اون موقع چی کاره بود خوندم که میگفت حکومت اسلامی باید خودش گروههای مخالف خودش رو درست کنه تا مخالفین حکومت رو جذب کنه تا بتونه بر اونها کنترل داشته باشه.
باید از لحاظه روانی روی نیروهای سرکوبگر کار کرد. باید یک جوری به اونها فهموند که: بسیجیها، لباس شخصیها، یگان ویژه، سپاهی، نیروی انتظامی خوب گوش کنید: پسفردا نگید مأمور بودیم و معذور. نگین آقا گفته بود بزنیم ما هم زدیم. شما برای هر قطرهٔ خون که از دماغ کسی بیارین مسًولید.
وقتی یکی از نیروهای سرکوبگر به دست مردم میافتند نباید با اونها با خشونت برخورد بشه فقط باید مدارک شناسایی اونها گرفته بشه و در اینترنت منتشر بشه. البته این فقط برای نیروهای یونیفرم پوشه و من عقیده دارم کتک زدن لباس شخصیها اشکالی نداره.
رازهای زندگی خامنه ای
محسن مخملباف
نوشته حاضر اطلاعاتی است که از طریق کارمندان سابق بیت رهبری و وزارت اطلاعات که به خارج از کشور گریخته اند برای من بازگو شده است و من تنظیم متن آن را به عهده داشته ام.
مقدمه:
خامنه ای فردی است که در چند دهه گذشته بیشترین تاثیر را بر زندگی عمومی و حتی خصوصی ایرانی ها، پس از شاه و خمینی داشته است.او کسی است که بیش از هرکسی از طریق سیستم های اطلاعاتی اش، درباره این و آن می داند؛اما کمتر کسی است که ازجزئیات خانه و خانواده و ارتباطات و علائق شخصی و یا نحوه کار او با خبر باشد. این راز داری افراطی از سوی خود او و سیستمش عمدی بوده است.در راز بودن، از او یک کاریزما ی مقدس برای طرفدارانش و یک چهره مخوف برای مردم ساخته است.
مطلب حاضر می کوشد ازطریق منابع دست اول واقعیت خامنه ای را آنچنان که واقعا هست بشناساند. این شناسایی به دور از ابراز نفرت های متداول این روزها یا شیفتگی های طرفداران افراطی اوست.
برنامه روزانه خامنه ای:
ساعت 4 صبح برخاستن از خواب واقامه نماز شب
ساعت 6 تا 6:30 ملاقات با حجازی(رئیس دفترش)
ساعت 6:30 تا 7 ملاقات با وحید (معاون اجرایی بیت رهبری)
ساعت 7 تا 8 ملاقات با مجتبی (پسردومش)هفته ای سه روز (مجتبی در سال حدود 150 روز در حوزه علمیه قم درس می دهد. اما در غیر از این 150 روز هر صبح با پدرش ملاقات می کند.)
ساعت 8 تا 10:30 مطالعه پرونده های امنیتی،سیاسی و اقتصادی.
ساعت 10:30 تا 12 (خواب و استراحت نیمروزی)
ساعت 12 تا 1 نماز جماعت و ناهار
ساعت 1 تا 3 ملاقات های ضروری (که در هر زمان متفاوت است. و بیشتر برای حل بحرانها پیش بینی نشده است.)
ساعت 3 تا 5 رسیدگی به کارهای شخصی.
ساعت 5 تا 8 ملاقات های ویژه (شرح این ملاقات ها در برنامه هفتگی و ماهانه آمده است)
ساعت 8 تا 8:30 شام
ساعت8:30 تا 9 گوش کردن به شنودها
ساعت 9 شب رفتن به رختخواب
برنامه هفتگی خامنه ای:
1.یکشنبه ها بعد از ظهر ملاقات با فرماندهان ارتش
2.یکشنبه ها بعد از ظهر ملاقات با فرماندهان سپاه
3.دوشنبه شام ملاقات با رئیس جمهوری
4.سه شنبه صبح ملاقات با مسئولین کارهای اقتصادی خودش (حسن خامنه ای (برادرش)/میرمحمدی/مجتبی خامنه ای/ و شریعتمدار وزیر بازرگانی)
5. سه شنبه ها شام ملاقات با هاشمی رفسنجانی
6.چهارشنبه بعد از ظهر ملاقات با اعضای شورای نگهبان
7.چهارشنبه شب با جنتی شام می خورد.
برنامه ماهانه:
1.ملاقات با رئیس مجلس
2.ملاقات با رئیس قوه قضائیه
3. ملاقات با مشاورین مذهبی (کسانی که از قم می آیند. مثل مقتدایی و یزدی)
4.ملاقات با مشاورین دیگر
علائق شخصی خامنه ای:
غذا:
به توصیه پزشکان خاویار و ماهی قزل آلای خال قرمز رودخانه لار به وی توصیه شد، اما رفته رفته این دو غذا جزو علائق شخصی ایشان شد. خاویار از رشت توسط امام جمعه رشت ارسال می شود .هم چنین گوشت قرقاول که از شیراز توسط آقای حائری ارسال می شود.و مصرف گوشت بلدرچین و شتر مرغ (برای پرهیز از کلسترول)
برای کنترل غذای خامنه ای و اطمینان از سمی نبودن آن دستگاهی به مبلغ 500 هزار دلار از آمریکا خریده شده که با افزودن یک ماده ،غذاآزمایش می شود و آشپز خود بایستی در حضور محافظین قبل از دیگران غذا را بچشد.
ورزش:
کوهنوردی و اسب سواری. یک بار خامنه ای به خاطراسب سواری در سال 78 به زمین افتاد و دستش شکست.چون او با یک دست اسب سواری می کند.در سفرهای طولانی داخلی، مثل سفر به مشهد ، اسب مخصوص خامنه ای و اسب مجتبی را با هواپیمای 330 به محل می برند.هم چنین سه کامیون مخصوص حمل اسب برای جا به جایی های نزدیک تر موجود است.
اسب ها:
تعداد اسب ها حدود 100 عدد است که ارزش کل آن 40 میلیون دلار برآورد شده و گرانترین آن ها 7 میلیون دلار قیمت دارد و نام آن ذوالجنان است.اسب مجتبی سهند نام دارد.برای اسب ها دو اصطبل موجود است،یکی در باغ ملک آباد مشهد به مساحت 10 هزار متر که دارای 70 اسب است و یکی در لواسانات به مساحت 3 هزار متر که دارای 30 اسب است.
گده:
گاهی با راشد یزدی (آخوندی که جوک های رکیک می گوید) گده می کند. این کار برای خامنه ای اسباب خنده می شود،(کاری که کریم شیره ای برای ناصرالدینشاه انجام می داد.) و هم از طریق شنیدن جوک های رکیک که نوعی تخلیه روانی جامعه است، نبض جامعه را می گیرد.در این گده ها محمدی گلپایگانی و وحید حقانیان هم حضور می یابند.گاهی جنتی را هم دعوت می کنند که معمولا جنتی توسط راشد دست انداخته می شود.مجتبی از گده های خامنه ای متنفر است ،چرا که خودش در آن جا نفوذ ندارد و در غیاب او راشد یزدی می تواند توصیه های اقتصادی و سیاسی را مطرح کند واز خامنه ای برای این و آن امتیاز بگیرد.
مطالعه:
غیر از مطالعه پرونده ها و مطبوعات، خامنه ای کمتر وقتی برای مطالعه کتاب دارد.او از زمان ریاست جمهوری اش بارها به این و آن گفته است که بدی پست ریاست جمهوری این است که فرصت مطالعه را از شخص مسئول می گیرد اما هر از چند گاهی به مطالعه کتاب هایی که درباره روسای جمهور و رهبران دنیا منتشر می شود می پردازد.بیش از همه به زندگی دوران قاجار علاقه دارد.و به ویژه به ناصرالدینشاه. تمام کتاب هایی را که در مورد او منتشر شده خوانده است.همین طور تمام کتاب هایی را که در مورد شاه و خاندان او منتشر شده.
کلکسیون پیپ:
http://www.makhmalbaf.com/articles.php?pa=1&a=496&lang=2
آقای اوباما که برای تعطیلات کریسمس در هاوایی بسر می برد در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت جهان شاهد شجاعت و قدرت مردمی است که جزئی از تمدن عظیم ایران هستند…
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/12/091228_wmt-obama-condemn-crackdown.shtml
تكان دهنده ترين ويديو از عاشوراي خونين تهران -
حاوي صحنه هاي بسيار ناراحت كننده (هشدار براي بيماران قلبي و روحي)
http://www.iranianuk.com/article.php?id=45080
=======================================================
عكسي از سيد علي موسوي ( خواهرزاده ميرحسين )
در زمان اعزام به جبهه جنگ
http://www.iranianuk.com/article.php?id=45079
—–============================================================
گزارش صدا و سيماي كاملا وابسته به نيروهاي دولتي
از وقايع عاشوراي خونين تهران
http://www.iranianuk.com/article.php?id=45074
===========================================
دستگيري و كتك زدن نيروي يگان ويژه
http://www.iranianuk.com/article.php?id=45020
چند کلمه در باره مقاله داغ سی ان ان:
مفسرین سیاسی در تظاهرات اخیر نقطه شکست تحمل جامعه ایران را می بینند
مقاله ای است به قلم آقای «جاش لِوز» همراه با مخصوصا ویدیویی که کشته شدن خواهرزاده آقای موسوی، اسیر شدن چندین نیروی انتظامی بدست معترضین، و واژگون نمودن یک خودرو نیروی انتظامی به وسیله مردم همراه با صحنه های دیگری از وقایع روز عاشورا نشان میدهد.
مقاله نیز به ماجرای بدست مردم افتادن نیروهای انتظامی و ابراز ندامت یکی از آنان می پردازد و تظاهرات عاشورا را سراسری و تاریخی می خواند.
مقاله ادامه می دهد که جنبشی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد، نه تنها نمرده، بلکه هیچ نشانی از فروکشیدن نیز ندارد.
مقاله با اشاره به آمار کشته شدگان و مجروحین وقایع عاشورا را خونین ترین از ماه ژوئن قلمداد می کند.
بعد از توضیح دادن در باره ماه محرم و تاریخ عاشورا، مقاله می گوید که در مردم در شعارهای روز یکشنبه خامنه ای را به یزید تشبیه می کردند.
ادامه میدهد که ویدئو های بیرون آمده از ایران مستندی از بی باکی و سرسختی فزاینده معترضین هستند و کلمه انقلاب را استفاده کرده و میگوید که حالا دنیا به این سؤال رسیده که آیا روزی پایان جمهوری اسلامی نتیجه وقایع اخیر خواهد بود؟
مقاله با ذکر بیانات خانم رابین رایت خاتمه می یابد و ایشان به سی ان ان می گویند که علیرغم پراکندگی اپوزیسیون ایرانی گروههای مختلف اکنون به هم پیوسته اند و حال به لحظه بسیار مهمی در تاریخ ایران رسیده ایم. بقول او الان وقتش رسیده است که بپرسیم آیا قیام ایرانیان احساسات فروریختن دیوار برلین را تداعی خواهد کرد؟ خانم رایت اضافه کرد که دیگر موضوع صحبت یکی دو تظاهرات در ماه نیست، این دیگر تبدیل به یکی از چالاکترین و خلاق ترین مبارزه نافرمانی مدنی در تمامی جهان شده است.
http://www.cnn.com/2009/WORLD/meast/12/28/iran.protests.streets/index.html
درضمن سی ان ان با انبوه ویدئوهایش همراه با آن مقاله سنگ تمام گذاشته است!…
نوش…
درود دوستان…
من سالهاست که نوشته های ابراهيم نبوی را دنبال می کنم…از زمان اغاز نوشتنش در روزنامه های اصلاح طلبان ايران و اين نوشته ی او بنظرم يکی از بهترين هاست…
مثلا از اسم “عبيدالله جنتی!” خيلی خوشم امد که واقعا برازنده “ايت الله جنتی” خبيث می باشد…
http://www.roozonline.com/persian/tanssatire/tans-satire-article/article/2009/december/28//-797c569eb4.html
تقدیم به همه کشتگان راه آزادی
عزیزم!
پاک کن از چهره اشکت را ز جا برخیز
تو در من زنده ای، من در تو، ما هرگز نمی میریم… See More
من و تو با هزاران دگر
این راه را دنبال می گیریم
از آن ماست پیروزی
از آن ماست فردا با همه شادی و بهروزی
عزیزم!
کار دنیا رو به آبادیست
و هر لاله که از خون شهیدان می دمد امروز
نوید روز آزادیست
امیر هوشنگ ابتهاج- تاسیان- برای روزنبرگ ها
بهترین نمایش استیصال حکومتیان در لابلای خطوط خودشان:
http://rajanews.com/detail.asp?id=41929
http://rajanews.com/detail.asp?id=41976
http://hasanroozi.blogfa.com/post-33.aspx
اینهم نمونه ای ازاین سایت:
http://akina.blogfa.com/post-114.aspx
“ديروز حرمت خيلي چيزها شكست. از بين رفت. نابود شد. چند ماه پيش بعضي ها به رهبري فحش دادند. محكوم كرديم. گفتند دگميد. نفهميد. ساكت شديم. گفتند مرگ بر خميني. عكسش را پاره كردند. محكوم كرديم. به همه چيز محكوم شديم. به همه آن چيزهايي كه لياقت همان ها بود كه اين تهمتها را بر زبان ميآوردند. باز هم لب بستيم و سكوت كرديم. و امروز خامنهاي و خميني عزيزمان به كنار رفت. چون صبر كرديم و لام از كام برنداشتيم تا كميسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا محكوممان نكند!
امروز اما حرمت عاشو را شكسته شده. حرمت امام الشهدا. حرمت هماني كه در مقابل فساد سكوت نكرد و از جان گذشت…
امروز هم بايد آرام بمانيم؟ هنوز هم موسوي و نااهلان فرقهاش بايد همينطور ازاد در خيابان ها راه بروند و به همه مقدسات ما پشت كنند…”
عاشورا در ترکیه…
http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/12/091229_ad-nafisehfinal.shtml
اين فيلم را ببينيد….حداقل رفتار مسولانه(اگر کسی شرف داشته باشد) عزل فرمانده انتظامی تهران است که نيروهايش اينطوری توی خيابان رانندگی می کنند…البته اگر خودش شرف داشت بايد با ديدن اين فيلم استعفا می کرد…
http://news.gooya.com/didaniha/archives/2009/12/098353.php
درود دوستان…
بفرماييد حتی مسجد هم در نظام اسلامی بر باد فنا رفت و خلق الله ان را سنگسار کردند…
بلی اين بود رهاورد نظام اسلامی برای مساجد(حالا کجاش رو ديدين! يه خورده صبر کنين تا اخوندها رو مردم تک تک از تيرهای چراغ برق اويزون کنند!..)…
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/12/091229_ap_dastgheib_statement.shtml
احمد ای احمد زيدآبادی …ای قلمدار ره آزادی
ای دلت پاکتر از آئينه …ای ترا سنگ وطن بر سينه
نام تو شهره شده با نيکی..روشنیياب در اين تاريکی
احمد ای احمد زيدآبادی..ظاهراً گرچه به بند افتادی؛
ليک آزادگیات آزاد است..همچنان پاپی استبداد است
تا که والائی افکار تو هست..دشمن است آن که گرفتار تو هست
دشمن است آنکه ز انديشهی بد..شد گرفتار تو در حبس ابد!
باز تو هستی و لطف قلمت…که به ما جان بدهد هر کلمهت!
ملت ما به تو مديون شده است…دلش از غصهی تو خون شده است
احمد ای احمد زيدآبادی..مخلص نام بزرگت، هادی
( برگزیده ای از شعر بلند هادی خرسندی)
http://www.songsdaily.com/blogs/songsdaily/archives/2009/12/post_188.html
http://www.asgharagha.com/
خفقان
خفقان گرفته اوباما
خفقان گرفته پوتین
خفقان گرفته کلینتون
خفقان گرفته سرکوزی
خفقان گرفته خانم مرکل
خفقان گرفته براون
جماعتی که فقط کارشان
قرمساقیست.
وگر که هفتهی آینده هم
زری بزنند،
هنوز حرف دل من
به قوتش باقیست!
واکنش رهبری در برابر اسپیک انگلیش منتظری
http://www.youtube.com/watch?v=aGJiFCungWE
آمیرزای گرامی و عزیز،
بنده از یکشنبه تا امروز (چهارشنبه) هر چی زنگ به ایران و تبریز میزنم، یا تلفن ها جواب نمیدهند و یا یک پیامی از سیستم تلفنی آمریکا یا ایران شنیده میشود که: all circuits are busy(تمام خطوط اشغال هستند)
به هرحال، هنوز نتوانسته ام تماس بگیرم.
اگر خبری گرفتم، حتما اینجا درج خواهم کرد.
مخلص.