مرگی دیگر… قتلی دیگر … این باز پزشکی جوان، اهل تبریز، که شاهد جنایات کهریزک بود. آخر این جنایات تا کی ادامه خواهد یافت؟

گزارش تکمیلی «موج سبز آزادی» درباره مرگ مشکوک پزشک وظیفه کهریزک و افزایش نگرانیها در مورد امنیت سایر شاهدان عینی:
علت مرگ: شهادت در دادگاه علیه مجرمان اصلی کهریزک
در حالیکه کمتر از یک هفته از مرگ مشکوک دکتر رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک میگذرد، سوالات و ابهامات جدی در مورد علت مرگ وی همچنان بیپاسخ باقی مانده است. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، مرحوم رامین پوراندرجاني پیش از مرگش در جلسه كميته ويژه مجلس جزئيات مرگ شهيد روح الاميني و جنايات كهريزك را فاش كرده بود و به همین دلیل زنده ماندن پزشک وظیفه کهریزک به معنای فاش شدن نام بسیاری از عاملان جنایتهای مخوف بازداشتگاه کهریزک بود. دوستان و خانواده مرحوم رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه زندان کهریزک میگویند: رامین در جلسهای با حضور اعضای کمیته ویژه رسیدگی به وضعیت آسیبدیدگان حوادث پس از انتخابات و برخی از نمایندگان کمیسیون امنیت ملی مجلس، جزئیات جنایات کهریزک و شهادت محسن روح الامینی را فاش کرده بود و پس از آن نیز به شدت نسبت به امنیت جانی خود نگران بود.
بر اساس اخبار دریافتی خبرنگار موج سبز آزادی از منابع آگاه و موثق در مجلس هشتم و خانواده و دوستان مرحوم رامین پوراندرجانی، نمایندگان مجلس در کمیته ویژه بررسی حوادث پس از انتخابات هنگامی که از رامین پوراندرجانی در مورد نحوه شهادت محسن روح الامینی سئوال میکنند، با پاسخهای تکاندهنده وی مواجه میشوند. پزشک وظیفه درگذشته کهریزک در آن دیدار، محل شهادت محسن روحالامینی را بازداشتگاه کهریزک و علت شهادت او را بر اثر شکنجه در زندان عنوان میکند و میگوید: «محسن را با وضعیت اسفباری بعد از شکنجههای جسمی شدید دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسیار وخیم بود و امکانات پزشکی من هم بسیار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسوولان کهریزک تهدید شدم که در صورت توضیح علت جراحتهای وارده بر مجروحان کهریزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند».
این شهادت مرحوم پوراندرجانی در حضور اعضای کمیته ویژه مجلس در حالی عنوان شده بود که مسئولان نیروی انتظامی به دروغ به کمیته ویژه مجلس گفته بودند که پزشک بازداشتگاه کهریزک، ابتلای روح الامینی به مننژیت را تایید کرده است.
موج سبز آزادی و سایر رسانههای داخلی در روزهای پس از شهادت محسن روحالامینی خبر داده بودند که مسئولان نیروی انتظامی بعد از بازدید از کهریزک و قبل از ارائه گزارش خود از این بازداشتگاه به مجلس از این پزشک وظیفه کهریزک خواسته بودند که دلیل شهادت محسن روح الامینی را ابتلا به مننژیت عنوان کند. اما لازم به توضیح است که رامین پوراندرجانی حاضر به انجام این کار نشد و به بازگویی وقایع ناگوار بازداشتگاه کهریزک برای نمایندگان ملت پرداخت. بخشی از گفتههای شهید پوراندرجانی که در بالا ذکر شد، یکی از مهمترین بخشهای گزارش قرائت نشده کمیته ویژه مجلس هم هست که با فشار مسئولان نیروی انتظامی و قضائی و افرادی چون احمدیمقدم، مرتضوی و رادان تاکنون اجازه انتشار پیدا نکرده است و با مرگ مشکوک این پزشک، بر احتمال سانسور و حذف آن بخش از اظهارات او از گزارش اصلی افزوده میشود. دلیلی که میتواند انگیزه کافی برای به قتل رساندن وی را نیز فراهم کند.
تارنمای نوروز در خبری که از مرگ مشکوک پزشک وظیفه کهریزک منتشر کرد، خبر بازداشت وی توسط نیروی انتظامی قبل از مرگش را نیز آورده بود. گفتنی است مرحوم رامین پوراندرجانی بعد از بازداشت توسط نیروی انتظامی، بارها به دوستان نزدیک خود گفته بود که احتمال قتل وی به علت اطلاع از جنایتهای کهریزک وجود دارد. او همچنین گفته بود که برای شهادت دروغ در مورد آنچه در کهریزک رخ داده است تحت فشار است اما بنابر اظهارات خانواده این مرحوم، او قصد داشت در دادگاه بر علیه مجرمان کهریزک شهادت دهد. او این نکته را به دوستان و خانواده خود گفته بود و به همین دلیل هم نسبت به جان خود بیمناک بود.
این پزشک وظیفه، با تمام بیمناکی از جان خود به خاطر تهدیدهای صورتگرفته، در روز سهشنبه در استراحتگاه خود در ساختمان بهداری نیروی انتظامی فوت میکند و دلیل مرگ وی سکته قلبی تشخیص داده میشود. پزشکی قانونی معمولا در مواردی که علت مرگ سکته قلبی تشخیص داده میشود، در صورت درخواست خانواده مرحوم، دستور کالبدشکافی را صادر میکند. اما این حق از خانواده مرحوم پوراندرجانی به دلایل نامعلوم سلب میشود. بر خلاف عرف معمول خاکسپاری که معمولا تغسیل و تکفین در محل دفن(تبریز) صورت میگیرد، مراحل تغسیل و تکفین مرحوم پوراندرجانی در تهران انجام میشود و سپس جنازه تحت تدابیر شدید امنیتی برای دفن به تبریز منتقل میشود. شست و شو، غسل و کفن کردن جسد این پزشک وظیفه در تهران و دفن وی در تبریز تحت شرایط شدید امنیتی و همچنین عدم اجازه به خانوادهاش برای کالبد شکافی جسد، از جمله موارد ابهام برانگیز این پرونده است که نیروی انتظامی و مقامات قضایی تاکنون دلایل قابل قبولی برای آن ارائه ندادهاند.
با توجه به شواهد فوق و واقف بودن به این امر که از دولت و قوه قضائیه مبنی بر آشکارکردن آنچه که در کهریزک بر جوانان بیگناه کشورمان آمده است، نمایندگان مجلس، به ویژه اعضای کمیسیون امنیت ملی و اعضای کمیته ویژه هستند که باید پاسخگوی موارد ابهام این پرونده باشند.
از این رو نمایندگانی که مسوولیت رسیدگی به تخلفات کهریزک را دارند و به خصوص آقایان علی لاریجانی، رئیس مجلس و بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی باید پاسخ دهند که:
۱- تاخير طولاني در قرائت گزارش كميته ويژه و عدم برگزاري دادگاه متهمان كهريزك ، به چه علت و با فشار چه اشخاص و نهادهايي بوده است و ارتباط مرگ مرموز شهید پوراندرجاني با اين تاخيرها و خصوصا متن قرائت نشده گزارش كميته ويژه مجلس چيست؟
۲- با توجه به حضور و شهادت دادن مرحوم پوراندرجاني در جلسه كميسيون امنيت ملي و كميته ويژه و با توجه به اينكه بارها اين مرحوم قبل از مرگ نسبت به عدم امنيت جاني خود هشدار داده بود، چرا از وي محافظت نشد و او همچنان در اختيار نيروي انتظامي كه مقامات عالي آن از متهمان اصلي پرونده جنايات كهريزك هستند، قرار داشت تا شب هنگام، در سن 26 سالگي و در خواب سكته داده شود؟
۳- در حالي كه خانواده اين مرحوم ساكن تبريز هستند و او نیز در نهایت در تبريز دفن شده است، علت برگزاري مراسم تغسیل و تکفین در تهران چه بوده است؟
۴- علت مخالفت مقامات امنيتي با كالبدشكافي جنازه اين مرحوم توسط پزشكان مستقل و حتي پزشكي قانوني که از حقوق مسلم خانواده متوفی بوده است چيست؟
۵- اگر شهيد پوراندرجاني به مرگ طبيعي فوت شده است چرا و به چه دليل مراسم ترحيم وي با حضور نيروهاي امنيتي و در شرايطي غيرعادي برگزار شده است به طوریکه حتی دوستان نزدیک متوفی هم جرات حضور در مراسم تدفین را پیدا نکردهاند؟
۶- ارتباط مرگ مشكوك مرحوم دكتر رامين پوراندرجانی با متهمان اصلي جنايات شكنجهگاه كهريزك و به طور مشخص احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي، رادان جانشين فرمانده اين نيرو و مسئول بازداشتگاه كهريزك و سعید مرتضوي دادستان وقت تهران كه متهمان با دستور وي و معاونانش قاضي حداد و قاضي حيدري فر به كهريزك منتقل شده اند ،چيست؟
۷- آيا شباهت عجيب نحوه اعلام شدن مرگ اين جوان۲۶ ساله يعني ايست قلبي در هنگام خواب با قتلهاي سياسي در سالهاي گذشته، سوال برانگيز نيست؟
در انتهاي اين گزارش لازم است اين هشدار به مسئولان قضايي داده شود كه جان تعدادي ديگر از سربازان وظيفه حاضر در زندان كهريزك كه از شاهدان عيني جنايات بودهاند و خصوصا يكي از اين سربازها كه پس از مشاهده عيني جنايات از حضور در كهريزك امتناع و از سربازي فرار كرده، در خطر جدی است و ممكن است هر كدام از اين افراد نيز به سرنوشت دكتر رامين پوراندرجاني مرحوم دچار شوند، هنگام خواب سکته داده شوند و يا همانند تهديدهاي متعدد زندانيان سياسي که بارها از زبان سعید مرتضوي تکرار شده است، در یک تصادف ساختگي کشته شوند. این سخن قاضی مرتضوی را بسیاری از فعالان سیاسی خوب به یاد میآورند که همواره میگوید: آمار تصادفات رانندگی در ایران بالاست و خانواده شما هم میتواند یکی از این جان باختگان حوادث رانندگی باشد!
مطلب را به بالاترین بفرستید
مطلب را به فِیسبوک بفرستید
Share














شیرازی اوغلو!!!
November 18, 2009 at 10:48 am درود دوستان…
خبر تلخ مرگ جواني دکتر به نام رامين پوراندرجاني مرا سخت آزار داد…براستي سرمايه يک کشور چيست? آيا نفت و گاز و ذغال سنگ آن است و يا نيروي انساني ماهر آن?…
چه سالها که اين رامين(راميني از هزاران) شب ها تا دير وقت بيدار نشسته و درس خوانده…چه روزها که با شوق و ذوق به دبستان, راهنمايي, دبيرستان و دانشگاه رفته…چه روزها که پدرش بدنبال تامين معاش او بوده تا دکتر بشود…چه روزها که مادرش هر دختر برازنده اي را که ديده کانديد ازدواج با پسرش کرده و بعد با ذهن وسواسي خود خواهان دختري بهتر شده که شان پسرش را بسيار بالاتر مي دانسته…چه هزينه ها خرج ملت ايران شده تا دبستان, راهنمايي, دبيرستان و دانشگاه به وجود بيايد و چقدر هزينه ي معلم, دبير و استاد دانشگاه شده تا دکتري تربيت شود و بدست آيد…
بلي, همه ي اين ها اتفاق افتاد تا نظام پر برکت اسلامي جوان مردم(نه, جوان همه, رامين مال همه ي ايرانيان بود) را به خاک بلاهت اسلامي نظام ناب محمدي بسپارد…
هم خوانی نوشته
هم خوانی آواز
http://www.sarirclip.com/video/923/Cool
عقل آزاد اندیش، انسان را در راه طرح و حل مسائل خود کاملاً آزاد می گذارد
هر زمان نو می شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقاء «مولوی
http://www.ashena.com/news/134/ARTICLE/2101/2009-10-13.html
پروانه تری هم هست، شعری از ويدا فرهودی
پروا نبود کس را از فتنه ی ضحاکان / در مسلک جانبازان، ديوانه تری هم هست /
تا شمع جوانسالی در سوگ گلی سوزد / در شعشعه ی همت، پروانه تری هم هست
http://news.gooya.com/society/archives/096330.php#more
روش ساخت تخم مرغ تقلبی چینی+عكس, یا حضرت عباس
http://iranian.fi/forum.php?do=forum&showtopic=3027
اُسکو یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان اسکو میباشد.
این شهر در ناحیهٔ غربی استان و در نزدیکی دریاچه ارومیه واقع شدهاست و از آب و هوای نسبتاً مناسبی بهرهمند گشتهاست.
شهر اسکو در میان باغات مختلفی بهوجود آمدهاست و منظرهٔ این شهر از کوههای مجاور این واقعیت را اثبات میکند که اسکو یکی از باغشهرهای ایران میباشد. جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۱۶٬۱۴۰ نفر بودهاست که از این جهت پانزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب میگردد. اسکو در ۳۳ کیلومتری جنوب غرب تبریز واقع شدهاست.
سکو یکی از قدیمیترین شهرهای آذربایجان است. قدیمیترین منبعی که در آن از اسکو نام برده شدهاست، کتیبهای است مربوط بهحدود ۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح که در لشکرکشی پادشاه آشور نوشته شدهاست.
در این کتیبه به وجود قلعهای پیرامون شهر اشاره شده که در حملهٔ سپاه آشور به همراه یکصد و یازده روستای دیگر به آتش کشیده شدهاست
جمعیت اسکو برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۱۶٬۱۴۰ نفر بودهاست که از این تعداد ۸٬۰۴۰ نفر مرد و ۸٬۱۰۰ نفر زن بودهاند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۴٬۹۲۸ خانوار بودهاست. براساس همین سرشماری از مجموع ۱۶٬۱۴۰ نفر جمعیت ساکن اسکو، ۱۲٬۷۸۴ نفر باسواد و ۲٬۰۴۹ نفر بیسواد بودهاند.
http://www.glancerss.com/showlink.php?link=23_975_351652
http://iranian.fi/forum.php?do=forum&showtopic=3011
یاد دوران مدرسه بخیر
سلام آقای نگاهی
راستش من هم میخواستم مطلبی بنویسم در مورد این جوان نابغه که اهل تبریز بود.
ولی این اواخر هیچ انرژیای به قلمم نمیرسد.
من به این نتیجه رسیدهام، با سکوت هم میتوان استبداد را شکست داد.
سبعیت، وحشیت و انحراف جنسی بعضی آدمها! دررفتار با خدمتکاران و کنیزان اندونزیائی.
http://www.cnn.com/2009/WORLD/asiapcf/11/17/indonesia.sex.slave/index.html
واقعا مایه تآسف است که این ملت با این همه جنایات این حکومت ضحاک ساخته اند و بیش از سی سال است که زیر خفت و خواری و ظلم و ستم و جنایت و جهل و جنون زندگ میکنند. آخر تا کی؟ یاد شعار یکی از ایالت های آمریکا افتادم (فکر کنم ایالت ورمونت یا میین باشد که: LIVE FREE OR DIE
نوش.
نوش، عزیزان دیده و نادیده ام، نوش…
هیچی، گفتم بیام تجدید عرض ارادت بکنم و این خلاصه را که در بالاترین هم گذاشتم به یاران تقدیم کنم…
نوش…
.-.-.-.-.-.-.-.-.
http://balatarin.com/permlink/2009/11/20/1845650
دوستان، مایه نداشتم که همه اش را ترجمه کنم ولی قدری از خلاصه اش اینست که خانم عبدو خبرنگار گاردین که سال 2001 از ایران بیرون شد در مقاله اخیرش در نیوزویک میگوید که روحانیت ایران انقدر از خامنه ای زده شده که بعد از مرگ او برایش جانشینی نخواهند گذاشت، تازه آنهم اگر ج.ا. باقی بماند! بقول او روحانیت گرم در بحث چگونگی ملغی نمودن منصب ولایت فقیه است با این وقوف که قدرت بی حساب کتاب مطلق او را به بیراهه کشانده و اصلا چنان قدرتی برای هیچ کس جایز نیست چون انسان قادر به خطا است. ایشان همچنین از آیت الله منتظری یاد میکند و در بیان تاریخچه ای از فعالیتهای ایشان مینویسد که آیت الله منتظری از دیرباز ادعای خمینی را بر اینکه ولی فقیه برگزیده خدای متعال است، غلط دانسته است. خانم عبدو در اشاره به شدت تزلزل در پایه های نظام مینویسد که وضع انقدر بد شده که مصباح یزدی به دلداری و دلقوه بخشیدن به عناصر نگران از سقوط خامنه ای در جمع سپاه افتاده .
درود دوستان…
اين خبر را بخوانيد:
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/11/096451.php
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/11/096437.php
راستش زماني آقاي آيت الله حائري شيرازي امام جمعه شيراز بود. يک روز ايشان گويا خواب نما شده بودند و در خطبه هاي نماز جمعه خودشان پيشنهاد تفکيک پياده رو هاي خيابان هاي شيراز به پياده رو هاي زنانه و پياده رو هاي مردانه را دادند که البته به جايي نرسيد…چون امکان پذير نبود و همين آقا گويا در جايي که بحث صرفه جويي بوده پيشنهاد داده بود در پارک و باغچه هاي کنار خيابان و بلوارها بجاي چمن يونجه و شبدر بکارند که هم سبزي آن حفظ بشود و هم با آبي که با چمن کاري به هدر مي رد با اين کار علوفه گوسفندان و چهارپايان بدست آيد و در کل صرفه جويي شود(کل داستان در کتاب آفاي مهاجراني آمده است و داستاان واقعيست)…
حالا توجه کنيد که اين آقاي حائري شيرازي آخوند مثلا با سوادي هم هست و فوق ديپلم داشته و بعد رفته فيضيه درس آخوندي خونده) بعدش هم دستور يونجه کاري در داخل شهر هم براي شهري با سابقه و شهرت شيراز! حالا فکرش را بکنيد که در نقاط دور افتاده کشور چه خبره!!!…
آخرش هم اين آفاي حائري کلي زمين خواري کرد(زمين هاي کشاورزي مرغوب فارس) و رفته تهران از سوي احمدي نژاد شده معلم اخلاق کابينه و قراره به اعضاي کابينه درس اخلاق بده!!!…
راستي باز هم مي پرسين چرا ژاپن و يا آلمان نميشيم?!!!…
حائري شيرازي…
http://haerishirazi.ir/
و به همچنین زنده باد تبریز سبز،
هم برای سیزده آبان سبزشان،
و هم برای اینکه تره سبز را
حیف دیدند حتی
یک پرش را برای محمود زرد
خورد کنند…
سبز بماند آذرآبادگان و سبز آزادگانش
نوش…
.-.-.-.-.-.-.-.
مارالانیمیزدان هئچ خبر وار؟!…
نئجه دیر اُ یاشیل یولداشیمیز
کی آنا دیلینین یاشیلیقینی
هر آیری شیئ دن بتر
دییر ایستئیر…
نوش…
روزنامه خبر نوشت:
رئیس جمهور در حاشیه سفر به تبریز، اقدام به رونمایی از سندی کرد که اگر چه «ملی» نام گرفته بود اما زمینههای نارضایتیهایی را به وجود آورده است.
محمود احمدی نژاد با حضور در همایش «تبریز؛ نخستین پایتخت تشیع درجهان اسلام»، سند ملی ثبت تبریز به عنوان پایتخت تشیع را امضا کرد.اقدامی که از سوی رئیس مجمع نمایندگان اردبیل بعید به نظر میرسد و میگوید: از آقای احمدینژاد که خودش آذریزبان و از توابع اردبیل است بعید به نظر میرسد چنین کند. سیدکاظم موسوی که شخصاً از این اقدام رئیسجمهور خبر نداشت و به واسطه تماس روزنامه خبر متوجه این امر شد، ادامه داد: آقای احمدینژاد مرد عاقل و عارفی هستند. همه میدانند که مرکز اشاعه فرهنگ تشیع در اردبیل بوده و اساساً صفویه از اردبیل برخاسته است.
او که میگفت در صورت صحت این خبر، حتماً آن را در دیدار هفته آیندهاش با احمدینژاد درمیان خواهد گذاشت، ابراز امیدواری کرد تا طرح موضوعاتی از این دست و رسانهای شدن آن منجر به ایجاد فاصله، تفرقه و تشتت در میان مردم منطقه نشود، به ویژه آنکه هر دو طرف و حتی رئیسجمهور هم آذریزبان هستند. موسوی که از جمله حامیان احمدینژاد در مجلس است، در توجیه این اقدام وی گفت: حتی اگر ایشان چنین کاری هم کرده باشند، یقیناً منظورشان تبریز نبوده، بلکه منطقه آذربایجان با مرکزیت اردبیل را پایتخت تشیع دانستهاند.
ولی اسماعیلی نماینده گرمی هم در زمره نمایندگان حامی احمدینژاد است اما صراحتاً از اعتراض مردم اردبیل نسبت به این اقدام رئیسجمهور خبر داده و گفته است: معرفی تبریز به عنوان پایتخت تشیع، یک سرقت تاریخی است. وی با اشاره به مستندات تاریخی در مورد حکومت صفویان در اردبیل، اظهار داشت: حکومت این سلسله تاریخی از ابتدا در اردبیل آغاز شده و مهر حکومتی شاهاسماعیل در این شهر ساخته شده است. حتی مقبره شیخصفیالدین اردبیلی و شاهاسماعیل و خانوادههای آنان نیز در اردبیل قرار دارد. نماینده گرمی با بیان اینکه در زمان حکومت صفویه، اردبیل به عنوان «دارالارشاد» خوانده میشد، ادامه داد: ارتباط این سلسله با شهر تبریز تنها در آن است که شاهاسماعیل در مسجد جامع تبریز، حکومت صفوی را اعلام کرد. این یک مورد هم دلیل نمیشود که تبریز را پایتخت تشیع بنامند. او معتقد است که باید هرچه زودتر از این سرقت تارخی جلوگیری شود.
بشیر خالقی دیگر نماینده اردبیل هم اگرچه از اقدام احمدینژاد خبر نداشت اما به «خبر» گفت که همه میدانند که اردبیل پایتخت صفویه بوده است. او نیز همچون دو نماینده دیگر این استان قول پیگیری و بررسی این موضوع را داد.
ثبت تبریز به عنوان پایتخت تشیع در مراسمی صورت گرفت که سیدمحمد حسینی وزیر ارشاد، حمید بقایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و احمد علیرضابیگی استاندار آذربایجان شرقی نیز در آن مراسم حضور داشتند اما هیچ یک از آنها اعتراضی به این اقدام نکردند.
البته در دولت نهم نیز شاهد چنین سوءتفاهامات قومی آن هم از ناحیه رئیس سازمان میراث فرهنگی و معاون وی بودهایم. اسفندیار رحیممشایی در جمع بیش از ۶۰ نفر از سفرای خارجی در سنندج، سرزمین آذربایجان غربی را سرزمین کردها نامیده بود که با انتقاد شدید نمایندگان ارومیه مواجه شد.
کما اینکه نادر قاضییور به طعنه وی را متخصص مردمشناسی خواند که با اظهاراتش امنیت ملی، یکپارچگی و وحدت اقوام را تحت ذهنیات خود قرار میدهد. این نماینده ارومیه به استناد اعتراض مردم منطقه از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی خواست تا با فراخوانی وی به مجلس، نتیجه بررسی خود را به استحضار نمایندگان برساند. او حتی در شهریورماه سال گذشته به رئیس جمهور به عنوان رئیس شورای امنیت ملی در این زمینه تذکر داد.
بیست و دو سال پیش دکتر غلامحسین ساعدی نویسنده ی نامدار ایرانی در پاریس درگذشت. به یاد دارم آن صبح غم انگیز که من در مادرید هنوز در رختخواب بودم با صدای تلفن دوستان عزیزم آقای ناصر بانکی و پس از ایشان آقای عباس جوانمرد از خواب برخاستم و خبر تلخ تر از زهر در گذشت دکتر ساعدی را به من اطلاع دادند. صدای هر دو گرفته بود و بر عکس همیشه خش داشت. آنروز نتوانستم به دانشگاه و کلاس درس بروم . من فصلنامه الفبا را در دوران دانشجوئی در مادرید پخش می کردم و به فروش می رساندم تا به سهم خودم به ادبیات متعهد خدمت کرده باشم. نامه هائی از این نویسنده ی مردمی دریافت می کردم و گاهی تلفنی نیز با ایشان حرف می زدم. طبعی لطیف و صمیمی داشت و همراه با لطیفه ای آدم را به کار هنری دلگرم می کرد. پز و افاده نداشت. حرف هایش بی غل و غش بر روح و روان انسان تاثیر گذار بود. در یکی از نامه ها نوشته بود: ” دلگرمی شما جوانان ما پیر مرد ها را به خر حمالی وا می دارد”. پس از مرگ دکتر ساعدی تا چند هفته گیچ و پکر بودم و گریه می کردم. امروز با ایمیل با خبر شدم جمع کثیری از ایرانیان در ساعت ِ پانزده ِ روز شنبه سیام آبان ماه ۱۳۸۸، برابر با بیست و یکم نوامبر ۲۰۰۹ در گورستان “پرلاشز” پاریس بر مزار او گرد می آیند تا یاد نویسنده بزرگ ایران را گرامی بدارند. یاد دکتر غلامحسین ساعدی نویسنده بزرگ ایران گرامی باد.
http://www.dehgani.persianblog.ir
Warm Milk
0 98-year-old Mother Superior from Ireland was dying. The nuns gathered around her bed trying to make her last journey comfortable.
They tried giving her some warm milk to drink but she refused it.
One of the nuns took the glass back to the kitchen and remembering a bottle of Irish whiskey received
as a gift the previous Christmas, she opened it and poured a generous amount into the warm milk.
Back at Mother Superior’s bed, she held the glass to her lips. Mother Superior drank a little, then a little more and before they knew it, she had drunk the whole glass down to the last drop.
“Mother,” the nuns asked in earnest, “please give us some words of wisdom before you die.”
She raised herself up in bed and said, “Don’t sell that cow!”
مادر مقدس ایرلندی در 98 سالگی در بستر مرگ افتاده بود. راهبه ها در کنار بستر او گرد آمده و تلاش می کردند این سفر ابدی را برای وی آسانتر کنند. برایش مقداری شیر گرم و تازه آوردند ولی مادر مقدس ننوشید. یکی از راهبه ها در حالیکه لیوان شیر را به آشپزخانه برمی گرداند به یاد آورد که سال قبل به عنوان هدیه کریسمس یک بطری ویسکی ایرلندی دریافت کرده بود. آن را باز کرد ومقداری از آن را درون شیر گرم ریخت. راهبه به کنار بستر مادر مقدس بازگشت و لیوان را به دهان وی نزدیک کرد. مادر مقدس مقدار اندکی نوشید، سپس مقدار بیشتری و پیش از آنکه سایر راهبه ها به خود آیند تمام لیوان را تا قطره آخر سر کشید. راهبه ها با بی صبری تمام ندا دادند که: “ای مادر مقدس، پیش از اینکه از این دنیا درگذری با نصایح خرد مندانه ات ما را پند بده”. مادر مقدس در بسترش نیم خیز شد و گفت: “اون گاو رو نفروشین!”
بازنگرداندن آثار و اشیای باستانی ایران+ تصاویر…
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=73469
تا آنجا که نشریات نوشته اند رئیس جمهور آقای احمدی نژاد از اهالی گرمسار است. برایم جالب است که در سایت یولداش خواندم که رئیس جمهور اردبیلی است. پس با این حساب با آنهائی که از یک اسب رهوار در تعصبات بیشتر می تازند بی حساب شده ایم. رهبر از خامنه آذربایجان. رئیس جمهور از اردبیل و رئیس اپوزیسیون آقای میر حسین موسوی از تبریز. پس این فارس مادر مرده در اینجا چکاره است؟ بگذریم. بالاجبار باید پذیرفت که تبریز اولین پایتخت تشیع است. این آن چیزی است که شاه اسماعیل اول هم بر این باور بود. اما حکمران نخستین پایتخت تشیع شاه اسماعیل اردبیلی بود و بزرگ شده ی شیراز و کسی علاقه بیش از حد شاه اسماعیل به شیراز را که تا خرخره در سفر به شیراز شراب می خورد و وزرایش را در آب استخر می انداخت و بعد با قهقهه به سوی تبریز تاخت می کرد را نمی تواند منکر باشد. پایتخت نخستین حکمران شیعه با پایتختی که پس از پانصد سال آقای احمدی نژاد در آن بر تخت ریاست نشسته اند زمین تا آسمان فرق دارد. در پانصد سال پیش شواهد تاریخی هست که تبریز پایتختی به قول آقای نگاهی “تب ریز” بوده است. مضاف بر فرمایش چند دهه پیش این روزنامه نگار ایرانی، تبریز پایتخت ایران بعدها اروپائیان راهم به زندگی لیبرالی و آزادی های آنچنانی کشاند. شاردن جهانگرد و طلا فروش فرانسوی می گوید: ” در تبریز و ایروان قهوه خانه های بزرگی دیدم که پر از پسرانی بود که خویشتن را به مانند زنان روسپی عرضه می داشتند….. ” (نگاه کنید به سیاست و اقتصاد عصر صفوی. باستانی پاریزی. ص. 323.) در آن قهوه خانه ها پسر بچه هائی که مثل دختران زلف داشتند و حتا دختران زیبا با لطیفه های سکسی نوعی ” استرپتیز” می کردند که تازه اروپائیان بعد ها استرپتیز را در کشورهایشان راه انداختند. اینجا داریم فقط صحبت می کنیم نه تبلیغ آن کارها. حالا عده ای در این سایت داشتند و دارند برای چیزهائی چانه می زنند که در رودخانه ی تاریخ بر عکس جریان رود، با دست ناپخته قومی، شنا می کنند.
http://www.dehgani.persianblog.ir
نام قدیمی چند شهر ایرانی
آذربایجان
«آتروپاتنا» اسم قدیم مملکت آذربایجان بود، وجه تسمیه این ولایت، به این اسم، آن که در زمان «دارا» آخرین پادشاه کیانی شخصی «آذر باد نام» از جانب آن پادشاه در این ولایت حکومت داشت و آذرباد را یونانیها «آتروپات» میگفتند، و ولایت منسوب به او را «آتروپاتنا» ضبط کرده، بعد به زبان پهلوی آن را «آذربادکان» گفته و اعراب آن را معرب نمود. «آذربایجان» کردهاند
آسپادانا
«آسپادانا»، اسم شهر اصفهان بوده و معنی آن معسکر و جای سواران است، «اسپا» به معنی سپاه و سپاهی و سوار است و «آسپادا» یعنی محل سپاهان.
همدان
«اکباتانا» یا «اکباتان» اسم قدیم شهر همدان است، این اسم در الواح بیستون نگاشته شده، و نیز در تورات «اخمثا» نوشته شد، «اخمثا» را به شهر دوستی و محل دوستی، ترجمه کردهاند، چه پادشاهان ایران، در تابستان، دوستان خود را، به این شهر دعوت مینمودند. نام دیگر این شهر «هاکاماتانا» یا «هانگ ماتانا» نیز بود.
قصر همدان
اولین پادشاه مادها، در همدان قصری بنا کرد (750 ق . م) که هفت حصار دور این شهر، تو در تو، کشیده شده، کنگره حصار اول سفید، دوم سیاه، سیم سرخ، چهارم کبود، پنجم نارنجی، ششم نقرهای، هفتم طلایی و قصر سلطنتی و خزانه دولتی در حصار هفتم بوده است.
پرس پلیس
«پرس پلیس» اسمی که یونانیان به شهر قدیم «اصطخر فارس» داده و معنی تحت اللفظی آن «ایران شهر» است، این شهر از بلاد قدیم ایران و پایتخت کیان، و در دو منزلی شیراز و از شهرهای نامی ایران به شمار میآید. اسکندر این شهر را فتح کرد و حکم به غارت و سوزاندن شهر داد. و اصطخر را با ابنیه سلطنتی به آتش زدند.
خلیج فارس
«پرسیکُوس سینوس» اسم قدیم خلیج فارس بوده و این دریا اسامی مختلف داشته از جمله آن را «قلزم» «دریای سبز»، «دریای بابل» و «دریای اربط روم» میگفتند؛ اطراف این خلیج جزایر زیاد دارد و در سواحل آن، مرواریدهای ممتاز صید میشود.
ری
«راژس» اسم قدیم شهر «ری» بوده و آن را «راک» و «آرسا سیا» هم گفتهاند و میتوان گفت اسم دیگر ری «راز» است و رازش محرف آن میباشد. در تورات اسم شهر ری «راگز» آمده و در الواح بیستون «راگا» گفتهاند و ری دومین شهر عراق عجم میباشد. چون «راج» یا «راک» به معنی مشعشع بوده و این شهر هم در آبادی و ابنیه عالیه و قصور زیادی داشته ممکن است به اسامی مزبور موسوم شده باشد. از القابی که به ری دادهاند «ام البلاد» و «شیخ البلاد» است.
سیستان
«زارانجی» یا «زارانگیا» اسم قدیم سیستان است که در حوالی دریاچه «زره» واقع و این لغت زندی است و در لغت زند «زارایا» جای باتلاق را میگفته چنان که در فرس قدیم هم «دارایا» همین معنی را داشته و چون به مجاورت دریاچه این قسمت باتلاق بوده موسوم به این اسم شده.
کرمان
کارمانا یا «کارمانیا» اسم مملکت کرمان است و بطلیموس [جغرافی دان یونانی] آن را منقسم به دو قسمت کرده: کرمان دایر، کرمان بایر. حد شمالی کرمان دایر، کرمان بایر بوده و پایتخت این قسمت «کارماتا» که کرمان باشد نام داشته و دارد اما کرمان بایر محدود به خراسان و هرات میشد.
شهرام شیدایی درگذشت/ مراسم تدفین چهارشنبه در کرج
شهرام شیدایی شاعر و مترجم پس از تحمل ماهها بیماری و بستری بودن عصر امروز دوشنبه درگذشت.
به گزارش خبرنگار مهر، شهرام شیدایی عصر امروز دوشنبه دوم آذر در سن 42 سالگی در منزلش در تهران درگذشت.
این شاعر و مترجم که پنج ماه پیش برای عمل جراحی عازم آلمان شده بود پس از آنکه پزشکان آن کشور از بهبود وی قطع امید کردند به ایران بازگشت و در منزل بستری شد.
شهرام شیدایی متولد 1346 بر اثر ابتلا به سرطان متاستاز و سرایت تومورهای سرطانی به نقاط مختلف بدن در بستر بیماری بود و پزشکان از بهبود او قطع امید کرده و تنها چیزی که توصیه کرده بودند روی آوردن به درمانهای سنتی بود.
وی از شاعران ترک زبان است که تا کنون 6 عنوان کتاب از جمله سرودههایش و نیز اشعار ترجمهای وی به چاپ رسیده است. از جمله این کتابها میتوان به مجموعه شعر”آتشی برای آتشی دیگر”، “آدمها روی پل” (ترجمه گزیدهای از اشعار شیمبورسکا با همکاری مارک اسموژنسکی و چوکا چکاد)، “خندیدن در خانهای که می سوخت”، مجموعه داستان “پناهندهها را بیرون میکنند” و “رنگ قایقها مال شما” (ترجمه گزیدهای از اشعار اورهان ولی) اشاره کرد.
مراسم تشییع و تدفین این شاعر و مترجم فقید چهارشنبه چهارم آذرماه ساعت 10 در بهشت بی بی سکینه کرج برگزار می شود.
شعر داستان کلاغ سفید کلاغ
The man who was watering his garden
In a quiet afternoon
suddenly remembered
…شهرام شیدایی
http://www.shahramsheydayi.com/
بینیم قاپیما کولگه دوشور هرگئجه
بیلمیریوروم کیم وار اوردا؟
ائیی آغشاملار
شهرام شیدایی یاشام سوداسین باشیندان آتدی…