آواز قو
نوشته برنارد-آنری لِوی (برنارد-آنری لِوی نویسنده و فیلسوفِ فرانسوی)
در نشریه پر آوازه هافتینگتن پست – اصل مقاله بزبان انگلیسی در لینک زیر میباشد و ترجمه آن بشرح زیر:
http://www.huffingtonpost.com/bernardhenri-levy/the-swan-song-of-the-isla_b_219323.html
هر چه که پیش آید، دیگر وضعیتِ تهران به وضعیتی که در گذشته داشت، باز نخواهد گشت.
هر چه که پیش آید، چه اعتراضات شدّت گیرد و چه از شدّتاَش کاسته شود، چه این جنبش پیروز شود و چه بر اثرِ اِرعابِ رژیم سرکوب گردد، دیگر کسی را که تنها باید رئیسِ جمهورِ غیرمنتخب احمدینژاد نام نهاد، کسی نخواهد بود جز یک رئیس جمهورِِ دروغین، نامشروع و ضعیف.
هر چه که پیش آید، و هر چه که عاقبتِ این بحرانی باشد که خود مولودِ شناعتِ تقلّبِ عظیمی است که دو هفته پیش روی داد، و اینک انسانهایِ سلیمالعقل در وجودِ آن تردیدی ندارند، دیگر هیچ رهبرِ ایرانی نمیتواند 9 در صحنهیِ جهانی، یا در مذاکره با اُباما، سارکوزی یا مِرکِل ظاهر شود، بی آن که هالهای او را در برگرفته باشد، نه از جنسِ هالهیِ نور آن چنان که احمدینژاد در سخنرانیاَش در سازمانِ ملل در سالِ 2005 تصور نمود، بلکه از جنسِ یک ابرِ گوگردیِ که متقلّبان و قصّابان را در بر میگیرد.
هر چه که پیش آید، دیگر آیتالله خامنه ای جانشینِ خمینی و رهبرِ عالیِ رژیم، پشتیبان و ولیِ امرِ رئیسِ جمهور، و پدرِ ملّت جایگاهِ خود را به عنوانِ حَکَم از دست داده است، چرا که بیمحابا در برابرِ یک جناح، طرفِ جناحِ مقابل را گرفت، و با این عمل اقتدارِ باقیماندهیِ خود را از دست داد. او که چهار سالِ پیش در برابرِ درخواستها مبنی بر تقبیحِ تقلّب با دقت پاسخ داد که “تنها خدا رأی مرا میداند”، اینک به سادهدلانی که باور داشتند او رهبری است که رعایتِ قانونِ اساسی را میکند، پاسخ میدهد که “به نامِ خداوندِ بخشایشگر، لباسِ رزم بر تن میکنم، مردم را در هم میکوبم و آنها را متفرّق میکنم.”
هر چه که پیش آید، آیتاللههایی که به رغمِ همهیِ اختلافات و منافعِ مُتِباعدِ خود تا دیروز در حفظِ یک جبههیِ متّحد کامیاب بودند، دیگر دسته بندیهایِ جدّی و تابنیاوردنیِ خود را عیان کرده اند: آنهایی که پشتِ سرِ خامنهای ایستاده اند و از تصمیمِ وی به در هم شکستنِ خونینِ این جنبش حمایت میکنند؛ و دیگرانی همچون رفسنجانی، رئیسِ جمهورِ پیشین و رئیسِ مجلسِ بسیار قدرتمندِ خبرگان، که هشدار میدهند که اگر موجِ اعتراضات جدی گرفته نشود، “آتشفشان”هایی واقعی از خشمِ مردم فوران خواهد کرد. دیگرانی که هنوز به آیتاللهعظمی منتظری علاقمند اند؛ هم او که از زمانِ حصرِ خانگیاَش در قم خواستارِ بازشماریِ آرا و برگزاریِ عزاداریِ عمومی برایِ قربانیان سرکوبهایِ اخیر بوده است؛ و نیز آن مراجعِ تقلید و اساتیدِ حوزهیِ علمیهای که دیگر واهمهای از مطرح ساختنِ امکانِ خلعِ رهبری و جایگزینیِ او با یک “شورایِ رهبری” ندارند؛ و این سخنی است که تا دیروز در حکمِ کفر بود.
هر چه که پیش آید، ورایِ این کشمکشهایِ داخلی، دیگر گسستِ مردم از رژیمِ بیرمقی که جراحتی کشنده برداشته است، قطعی است.
هر چه که پیش آید، دیگر جوانانی که تصور میشد شیفتهیِ اصولِ اسلامِ سیاسی هستند، و یک ماهِ پیش در بازگشتِ رئیسِ جمهورِ غیرِمنتخب احمدینژاد از ژنو برنامهیِ یک جشنِ پیروزی را در استقبال از او طرحریزی کرده بودند، با صدایِ بلند و رسا و جسارتی که همزادِ هوشِ سیاسیشان است، خواهند گفت که این رئیسِ جمهور مایهیِ شرمساریی ایشان است.
هر چه که پیش آید، دیگر در تهران، تبریز، اصفهان، زاهدان، و اردبیل، میلیونها جوان در عرضِ چند روز، همچون موسویِ محجوب به قدرتهایی فراتر از خود تبدیل شده اند، که دریافته اند که توانِ آن را دارند که با دستانِ خالی و بدونِ تحریک و خشونت صاحبِ قدرت را سرِ جایِ خود بنشانند.
هر چه که پیش آید، دیگر این رویدادِ خارقالعاده، که همچون هر قیامِ مردمیِ دیگری یک معجزه است، و در این شرایط از یک ناخودآگاهی و همرنگیِ کوری بهرهمند بوده که خاصِ فرشتهیِ تاریخ است؛ آنگاه که میپندارد که به پیش میرود اما در واقعِ امر نگاه به عقب دارد، اوضاع را در همان خیابانهای اطرافِ بازارها و پادگانهایِی که سی سالِ پیش صحنهیِ حوادث بود چنان وارونه کرده است، که هیچ گاه به مخیلهیِ میشل فوکویی که آن اوضاع را در سی سالِ پیش از این توصیف میکرد، هم نمیرسید که انقلابِ واقعی هنوز در راه است، و از قضا اوصافاَش دقیقاً عکسِ آن چیزی است که او بازگو مینمود.
هر چه که پیش آید، دیگر مردم دریافته اند که مردم آنها هستند، و بر رویِ این کره یِ ارض هیچ رژیمی نمیتواند در برابرِ خواستِ مردم قدرت را قبضه کند.
هر چه که پیش آید، دیگر در گرماگرمِ این تظاهراتِ صلحآمیز یک بدنهیِ واحدی سیاسی پدید آمده است که حتی اگر از نفس بیفتد و نیرویَش را از دست بدهد، و حتی اگر قاتلان تصور کنند که میتوانند اعلامِ پیروزی کنند، باز هم بازیگرِ جدیدی بر صحنه ظاهر شده است که بی حضورِ او دیگر نمیتوان حکایتِ این کشور را رقم زد.
هر چه که پیش آید، دیگر تصویرِ زیبایِ ندا آقاسلطان که در روزِ شنبهیِ گذشته با گلولهیِ مسقیمِ یک بسیجی به قتل رسید، و تصاویرِ کودکانی که تا سر حدِ مرگ توسطِ نیروهایِ ضدشورش و رستهیِ موتورسوارانِ سپاهِ پاسدارانِ انقلاب موردِ ضرب و شتم قرار گرفتند، و ویدئوهایِ تظاهراتِ عظیم و به غایت آرام و باشکوه از طریقِ توییتر، هم در دنیایِ مجازی و هم دنیایِ خاکی خواهد گشت و دیده خواهد شد.
هر چه که پیش آید، دیگر مردم جسارتِ آن را یافته اند که بگویند امپراتورِ برهنه است.
هر چه که پیش آید، دیگر رژیمِ آیتاللهها محکوم است که دیر یا زود یا تن به سازش دهد و یا تن به زوال.
ما همواره فراموش میکنیم که آن انقلابِ دیگر، همان انقلابِ نخستی که این ناسیونال سوسیالیسمِ ایرانی را سی سالِ پیش به قدرت رساند، تنها یک سال دوام داشت: چرا برای این انقلابی که دموکرات است و دغدغهیِ حق و حقیقت دارد و اینک صحنه را در اختیار گرفته است، وضع چنین نباشد؟
زمین در تهران میلرزد، و من شرط میبندم که این تنها آغازِ ماجرا است.
——————————————————–
توضیحِ : آواز قو در عنوانِ این مقاله به این باورِ باستانی اشاره دارد که قو د ر تمام حیاتِ خود خاموش است و تنها به هنگام مرگ آوازِ زیبایِ خود را سر میدهد.
** برنارد-آنری لِوی نویسنده و فیلسوفِ فرانسوی است که در زمان جنبش دانشجوئی ماه مه فرانسه در سال 1968 از رهبران آن جنبش بود.
مطلب را به فِیسبوک بفرستید
Share














تبریز، آی تبریز
http://www.youtube.com/watch?v=TJ68DJHkQW4
نوش
زن ایرانی پرچمدار مبارزه برای آزادی.
http://iranglobal.info/I-G.php?mid=2-54695
برای آن کس که میدانم دلش گرفته است.
چرا در این وادی گمگشته بنظر می آئی ، نکند که گمکرده راهی ؟ این وادی نامش وادی ایمن است. اینجا در امنیت و سکون هستی. آنکه امنیت و سکون را از تو میگیرد خود تو هستی نه کسی دیگر. دراندرون توی خسته دل این خود تو هستی. نگو که ندانی کیست؟ به خدا ، به خود آ ! به خود آ، تا پروازت را به بینی، پرواز خودت را نه پرواز این و آن را!
گاه که از خود غافلیم (کی نیستیم؟) جان ما را به آب تیره میشورند ، تا مگر بخود آئیم. اگر همیشه در عیش و شادی باشیم ، از خود غافل میشویم. غفلت ندیدن گذران زمان است. غفلت ندیدن گذر عمر است . غفلت ، کوشش های عبث ماست برای یافتن چیزهای بی ارزش و از دست رفتنی.
در زیر اب تا نفست تمام نشود ، سر به بیرون نمی آوری. گاهی باید نفس نیاید تا تو سر از آب بیرون کنی تا نفسی تازه کنی. راه حل ، درک موقعیت است. مساله ما فرار از درک واقعیت های ماست. ما از سنگینی و ضعیتی که در آن قرار داریم ، فرار می کنیم. خود را مشغول می کنیم که این سنگینی را درنیابیم. کمی چشم بر دردها فرو می بندیم و کمی مسکن می خوریم. کمی بیرون میرویم و قدم میزنیم ، کمی هم مشغولیت و تفریح می خریم. اما آن فشار درون در سر جایش هست. ما بداشتن زخم ها عادت میکنیم. تسلیم می شویم. اما زخم سر جایش است .گاهی سر باز می کند و مارا متوجه وخامت اوضاع میکند.
ما فراموش می کنیم که در اصل در وادی ایمنیم . این وادی ایمن است. هر کس موسی خویش است . تو موسی خود باش و خود را از این برهوت بگذران. برای تو موسی ای درکار نیست که ترا به سرزمین شیر و عسل برساند . از آسمان من و سلوی نازل کند. آه ای موسی تنها تو چه مغمومی ! ترا چه میشود ای یار که دنبال قبسی هستی و آن نور طور را نمی بینی. آنان که از این صحرا گذشتند ، نه کمتر از تو بودند و نه بیشتر. آن نور طور در دل توست . رو و روشنائی از آن برگیر و بردل تاریکی ها زن. آن گمشده در درون توست. درون تو که دریاست. اما تو آن گوهرشبچراغ را از گمشدگان لب دریا سراغ می کنی. برا این که از خود غفلت می کنی . از ما غافل مباش.دل دریا کن و در دریا زن.
چینی که حق زلف بود بر جبین مزن!
در سالگرد تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان تروریست خط امام، اوباما از جمهوری اسلامی ایران خواست که گذشته ها را کنار بگذارد و با آمریکا دست دوستی بدهد. روز پنجشنبه، سیزده آبان، مردم ایران شعار میدادند: “اوباما، اوباما، یا با آنها یا با ما”. واقعا مایه افتخار است که تا مرکب نطق رهبران دنیا خشک نشده، مردم ایران خط خود را با آنها میکشند و اخطار میدهند که رهبران دنیا حساب خود را با این جانوران اسلامی خونخوار روشن کنند. و روزی که مردم ایران این حکومت ننگین جنایتکار را سرنگون کنند، آن موقع حساب خود را با این رهبران فرصت طلب روشن خواهند کرد.
نوش.
حکومت ایران سردر گم است…
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/11/091108_v_az_karoubi_video.shtml
درود دوستان…
اين سري آموزشهاي آشپزي در سه سوت! را حتما ببينيد…
سواي لهجه ي بامزه اصفهانيش کلا خيلي جالبه…
http://www.youtube.com/watch?v=B1lXnRwtSPA&feature=PlayList&p=D28DAB9078AF582F&index=9
http://www.youtube.com/watch?v=oer8zcMDNDg&feature=related
http://www.youtube.com/watch?v=lhL2XDzxe1Q&feature=PlayList&p=D28DAB9078AF582F&playnext=1&playnext_from=PL&index=11
Javad Fashion…
http://www.youtube.com/watch?v=Sy8MW4JPWfg&NR=1&feature=fvwp
[...] This post was mentioned on Twitter by ghazal, Balatarin. Balatarin said: هر چه که پیش آید، دیگر وضعیتِ تهران به وضعیتی که در گذشته داشت، باز نخواهد گشت. http://bit.ly/Dw4Xo #Iran #Iranelection [...]
درود یا ایهالمنور!…
نوش…
آقا این بشر با این همه ذوق نمیدانم چرا چنان اسم ناخوشایندی را برای قلمش انتخاب کرده ولی لاجرم نوش:
http://www.iranian.com/main/2009/nov-3
.-.-.-.-.-.-.-.
دفعه آخر که به روزی که با دخترم آشنا شده بود داشت لعنت از ته قلب می فرستاد
پایان روز آخری بود که اون قوطی تریلر حلبی،
آدرس خونشون رو داشت،
و همچنین اون دفعه به جای من،
پلیس شهر داشت با اون باتونای مخصوصشون فک فلک زده شو پیاده میکرد…
وسط هوار های نامفهومش،
ته دلم
داشتم میگفتم که یه کمی از این کتک هارو
شاید سزای توله منه که بخوره…
حالا بقیه اش بعدا.
فعلا نوش…
هرچند دیدن این صحنهها دلخراش است ولی چهره دولت کودتایی را برای ما بهتر مشخص میکند.
http://www.youtube.com/watch?v=lqAcYaQ1tiw&feature=topvideos
برای آنکسی که این دختر جوان را خونین مالین کرد و آنکسانی که از آن حمایت میکنند (از جمله آقای حمیدزاده که جایش خالی است) امیدوارم، که حداقل از عقده حقارتشان چیزی کمتر شده باشد. آمین.
دوستان یک دقیقه توجه کنید،
این رئیس جمهور نادان (واقعا معذرت میخواهم.) امروز وارد خاک ترکیه میشود بدون اینکه رئیس جمهور یا حداقل نخست وزیر این کشور به پیش نواز او بیایند.
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=979546
آخرسری هم نخست وزیر ترکیه (نه رئیس جمهور) همانند جورج بوش یا بارا اوباما او را در اتاقش دریافت میکند. آن هم بعد از مدتی (ما که نمیدانیم چقدر) معطل نگه داشتن.
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=979535
از همه خواهش میکنم هردو صفحه را نگاه کنید، به خصوص صفحه دوم.
رقص خديجه جان
رقص خديجهجان را نگاه ميکردم در يوتيوب. رِنگ و رقص شمال ايران شاديانگيز است اما رقص خديجه مرا غمگين کرد. نميدانم من زياد خسته و دلتنگم يا دلم براي موسيقي غريبمان ميسوزد و اينکه رقصمان هم بايد مشقتبار باشد.
http://www.asgharagha.com/
مجادله شعرا بر سر یک خال
حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
فاطمه دریایی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را…..؟؟؟
http://www.youtube.com/watch?v=j5pQbJUp6U0&feature=fvw
برای مارالان
فراموش نکنیم که این کشورها به غیر از فارسیزبانان مردمان دیگری را دارند. مثل ازبکها در تاجیکستان، یا پشتونها در افغانستان و یا ملل مختلفی که در ایران زندگی میکنند. ایران فقط سرزمین فارسیزبانان نیست، ایران، کشور مردم ساکن ایران است.
http://zamaaneh.com/shahzadeh/2009/11/post_148.html