زنده باد اندک کورسوی دموکراسی در افغانستان!

امروز در خبرها آمد که نخست کرزای و سپس عبدالله پذیرفتند که انتخابات به دور دوم کشیده شود. شادمان شدم. زمانی ماها، فقط با سوئد و فرانسه و دانمارک مقایسه می کردیم و افغانی ها را افاغنه می نامیدیم و در ایران افغانی ها را خوار می شمردند و هرگز آنان را به نام و به اسم نمی خواندند و همواره با نام “افغانی” صداشان می کردند، اما، اکنون با مقایسه با فجایعی که در پی انتخابات ایران افتاد باید به احترام افغانستان کلاه از سر برداریم و سپاسی داشته باشیم از آمریکا. آری همین آمریکا که این روزها با اوباما از بیخ تغییر پیدا کرده است.
طالبان که تار و مار شدند من شعری نوشتم با عنوان “جهان بدون طالبان زیبا می شود!” اندک شرری در دلم زبانه می کشید و هنگامی که دیدم هادی خرسندی با رگ های ضد آمریکائی خود به نوعی با تغییرات افغانستان مخالفت می کند، روابط فیمابین ما اندکی تیره گشت! اما، همو با طنزی شیرین که نامه ای بود فرضی از یک ایرانی در افغانستان برای دوستش در ایران … سنگ تمام گذاشت. جهان بدون طالبان زیبا شد ولی افغانستان بدون طالبان به گرداب فساد افتاد و غلطید و غلطید و … تا امروز که سی و پنج درصد آن خاک خوب (منظورم برای پرورش تریاک عالی نیست!) دوباره به دست طالبان افتاد. حامد کرزای ماند و کابل و حوضش که لقب شهردار کابل از مردم گرفت! اما شکوفه های دموکراسی و آزادی رشد کردند. زنان به عرصه های اجتماعی گام نهادند و روزنامه ها و مجله ها و رسانه متولد شدند. موسیقی که در زمان طالبان قدغن بود مترنم شد و رقص و فوتبال و لبخند و شادی و شور به زندگی مردم بازگشت. با این همه طالبان هم بیکار ننشستند و شروع کردند به یارگیری و صید بچه های افغان. با پول مسلمانان دو آتشه اعراب خلیج (اینجا ننگم می آید فارس بنویسم!) و البته افسران مسلمان پاکستانی و ملایان منطقه و صد البته القاعده که ملا عمر هم داماد رئیس شان شده بود… بن لادن را می گویم.
بگذدریم….
دیروز و امروز همه اش بحث بر سر انتخابات افغانستان بود. سرانجام با فشار آمریکا و مرد بزرگ این دیار آقای هالبروک، کرزای تسلیم انتخابات آزاد شد و پذیرفت که تقلب شده است. می شنوی پرزیدنت احمدی نژاد؟ کرزای شخصی بود و هست مورد تایید آمریکا. ولی تقلب تقلب است و هنگامی که پای کشورهای اروپائی و نهادهای غیر دولتی اروپا و آمریکا به میان می آید، حتی همین کرزای هم می پذیرد که زیادی اهن و تلپ نکند! برادرش از فروش تریاک میلیادر شده است و خود به هر کسی باج می دهد. حتی به ژنرال فهیم و دوستوم! (حال معرفی شان را ندارم!) گوشه ای بزنم؟ این برادر که من جائی در میان خرت و پرت هایم کارت ویزیتش را هنوز باید داشته باشم، صاحب رستورانی بود در همسایگی من به نام هلمند (افغان ها هیرمند را هلمند می گویند!) و من گاه به گاهی می دیدمش و اندکی بیزنس شراب می کردم!
دکتر عبدالله عبدالله، پزشک است واز یاران احمد شاه مسعود و در انتخابات اخیر راه و رسم موسوی را پیش گرفت. انتخاب او به برای ایران بسیار مهم است که احمدی نژادان و خامنه ایان و همپالکی هاشان یک کشیده محکم بخورند. پس از جریان های دموکراتیک افغانستان حمایت کنیم و به ملت افغانستان تبریک بگوئیم!
ببینیم که آنان چگونه مسائل انتخابات خود را حل کردند و آقایان ما چگونه مسائل ما را لاپوشانی کرده و می کنند! وانگهی احمدی نژاد نخستین رئیس جمهوری بود که به کرزای تبریک گفته بود و او را ستوده بود. چرا؟ چون کرزای هم نخستین جمهوری کشوری بود که برای احمدی نژاد پیام تبریک فرستاده بود و از “انتخابات آزاد” ایران ستایش کرده بود!!

مطلب را به بالاترین بفرستید Balatarin مطلب را به فِیس‌بوک بفرستید Share
این نوشته را یولداش در تاریخ Wednesday, October 21st, 2009 در ساعت 2:22 am منتشر کرد.
RSS 2.0

14 جواب:

  1. Peyman

    درود،
    من هم عبدالله عدالله را به کرزی (خیلی حتی) ترجیح می‌دهم. او برنامه‌های خوبی در نظر دارد، اصلاحات اساسی از جمله سیستم فدرالی.
    ولی یکی از علتهایی که من را مجذوب وی کرده است (به غیر از اینکه قیافه درست حسابی دارد) پیشنهاد “جمهوری پارلمانی” به جای “جمهوری ریاستی است”.
    در این مورد دوست دارم بیشتر بنویسم: من جمهوری پارلمانی را که در “کشورهای اروپایی” و ترکیه و اسرائیل رایج است، خیلی بیشتر از جمهوری ریاستی می‌پسندم. در این نوع جمهوری حزبهای مخالف (و مختلف) می‌توانند متمدنانه پای میز مذاکره بنشینند و با هم ائتلاف کنند نه اینکه قدرت فقط دست شخص خاصی باشد.
    شاد باشید.

    #2563
  2. aalmaa

    .رهبر ایران می گوید تشکیل جمهوری اسلامی عمل به قرآن بود

    آقای خامنه ای می گوید پايه و اساس علوم انسانی را بايد در قرآن جستجو كرد
    آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران تشکیل جمهوری اسلامی را یکی از “مهمترین موارد عمل به قرآن” توصیف کرده و خواستار عینیت بخشیدن دستورات قرآن در زندگی روزمره شهروندان کشور شده است.
    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091020_si_khamenei_humanities.shtml

    #2564
  3. aalmaa

    مقاله حاضر نوشته احمد ضیاء رفعت استاد دانشگاه کابل میباشد

    که بنده به دلیل داشتن نکته های حائز اهمیت، لازم دانستم جهت روشن شدن افکار عمومی نسبت به انتخابات، آنرا در وبلاگ خدمت خوانندگان محترم ارائه نمایم
    در ميان نامزدان انتخابات رياست جمهوري؛ حامد كرزي و عبدالله عبدالله بيش از ديگران مورد توجه قرار دارند. با آن كه به نظر مي رسد كرزي با توجه به امكان هاي بيشتري كه در اختيار دارد برنده»‌اين دور انتخابات رياست جمهوري نيز خواهد بود؛ ولي عبدالله عبدالله هم چهره ي مشكل بر انگيزي در برابر وي مي باشد. اين دو چهره را مي توان نماد دو وضع متفاوت تلقي كرد. حامد كرزي را مي توان حافظ وضع موجود خواند زيرا وي تا هنوز هيچ نشانه اي كه حاكي از پاليسي جديد براي دور بعدي رياست جمهوري باشد، از خود بروز نداده است. اما در مقابل عبدالله عبدالله را مي توان نشاني از بازگشت به گذشته خواند. در اين مقاله سعي مي شود به گونه ي تحليلي به اين موضوع پرداخته شود. واگر در مورد چيستي وضع موجود كه كرزي ادامه دهنده»‌ آن خواهد بود، تماس گرفته نمي شود، سببش روشن بودن اين وضع براي هم گان هست و نيازي به تحليل بيشتر ندارد، اما آينده اي سياسي كشور در وجود عبدالله عبدالله هنوز تجربه نشده است و نياز به تحليل علمي دارد. ‌‌
    گفتيم كه عبدالله عبدالله نماد باز گشت به گذشته خواهد بود، نخست مفهوم ”بازگشت به گذشته“ را روشن مي كنيم: بازگشت به گذشته به وضعي گفته مي شود كه با پيروزي دولت مجاهدين در سال 1371 در كشور ايجاد شد و از مشخصه هاي عمده»‌ آن مي توان اين ها را بر شمرد: ‌‌
    ‌· ‌كوتاهي دولتمداران در وضع برنامه ي مدون دولتداري

    http://www.fecrat.blogfa.com/

    #2565
  4. aalmaa

    بیفروز شمعی
    میان دو گلدان تنهایی و غم
    به یاد سلامی که ما
    صبح هر روز کردیم و
    خامش گذشتیم.ز هم

    بازیگران نمی توانند چیزی را پنهان کنند همه را خواهند گفت. (شکسپیر)

    لالا لالا …
    لالا لالا گل زیره ، بابات دستاش به زنجیره

    میگه هرگز نگو دیره ، که هر روز روز تقدیره

    لالا لالا گل گندم ، چی اومد بر سر مردم

    میون آتش افتادیم ، شدیم از روی دنیا گم

    لالا لالا بد آوردیم ، به نام زندگی مردیم

    خیانت شکل یاری شد ، ز یاران پشت پا خوردیم

    لالا لالا گل لاله ، حریم عشق پاماله

    سیاهی رنگ هر سفره ، سر هفت سین هر ساله

    لالا لالا گل زیره ، بابات دستاش به زنجیره

    میگه هرگز نگو دیره ، که هر روز روز تقدیره

    به نام عشق و آزادی ، غم این خلق می خوردند

    ولی با دست خود ما را ، به قربانگاه می بردند

    کجایند آن همه دلسوز ، در این هنگا مه ی ماتم

    که رفتند و رها کردند ، من و ما را به حال هم

    لالا لالا گل مریم ، شکسته حرمت آدم

    شدیم آواره ی عالم ، چرا تشنه به خون هم

    لالا لالا گل زیره ، بابابت دستاش به زنجیره

    میگه هرگز نگو دیره ، که هر روز روز تقدیره

    رهایی ریشه ی ما بود ، همه اندیشه ی ما بود

    ولی در آن روی سکه ، تبر بر ریشه ی ما بود

    گل و گلدون و گلخونه ، شده امروز یه ویرونه

    سر فواره ها خون, ، ببین مردن چه آسونه

    لالا لالا گل لاله ، حریم عشق پاماله

    سیاهی رنگ هر سفره ، سر هفت سین هر ساله

    لالا لالا گل زیره ، بابات دستاش به زنجیره

    میگه هرگز نگو دیره ، که هر روز روز تقدیره

    #2566
  5. aalmaa

    کورسوی دموکراسی

    باغچه‌بان براي آموزش ناشنوايان مورد تمسخر قرار مي‌گرفت

    جبار باغچه بان فرزند عسکر در سال 1264 خورشيدی در ايران متولد شد .

    جد او رضا از اهالی تبريز بود . پدرش عسکر در شهر ايروان با شغل معماری و قنادی روزگار می گذراند .

    تحصيلات باغچه بان با اصول قديمی و در مساجد بود و در 15 سالگی مجبور به ترک تحصيل گرديد و به حرفه پدر روی آورد .

    در دوران جوانی فقط به طور قاچاق در منازل به دختران درس می داد و از خبرنگاران روزنامه های قفقاز و از فکاهه نويسان و شاعران روزنامه فکاهه ملانصرالدين بود . در سال 1922 ميلادی به مديريت مجله فکاهی لک لک در ايروان رسيد .

    در آخرين سال جنگ در نتيجه در گير و دارها به ترکيه رفت و پس از چندی تحويلدار شهرداری شهر ايگدير شد و چندی بعد فرماندار آن شهر گرديد . پس از شکست دولت عثمانی چون اسلحه و قدرت جنگی نداشت تسليم داشناق ها گرديد و به ايروان بازگشت .

    در جريان قحطی و بيماری و جنگ های محلی ، پس از فوت پدر و مادرش ، در سال 1298 به طرف وطن خود راه افتاد و بالاخره پس از گريز از چنگال چند بيماری مهلک که در آن زمان شايع شده بود و پس از قطع انگشتان پايش برای رهايی از مرگ حتمی به مرند رسيد . در مدرسه دولتی احمديه در مرند با ماهی 90 ريال در سمت آموزگاری مشغول به کار شد .

    به واسطه روش ابتکاری او در تدريس ، در سال 1299 به موجب حکم رياست فرهنگ تبريز ، به آن شهر رفته و مشغول به کار شد .

    باغچه بان در سال 1303 به دستور فيوضات رئيس فرهنگ وقت ، اولين کودکستان ايرانی در تبريز با نام باغچه اطفال تاسيس کرد و از همان زمان نام فاميل خود را از عسکرزاده به باغچه بان تغيير داد . با اين منظور که همان گونه که معلمين دبستان و دبيرستان ها ، آموزگار و دبير ناميده می شوند ، مربيان کودکستان ها هم باغچه بان ناميده شوند.

    باغچه بان در سال 1303 خورشيدی در تبريز اولين مدرسه مختلط را در شرايطی ايجاد کرد که مردم کمتر حاضر بودند حتی پسران خود را به مدرسه بفرستند ، چه برسد به آن که دختر و پسر در کنار هم تحصيل کنند .
    آثار به جا مانده از او عبارتند از :

    http://www.hamkelasy.com/content/view/53/33/

    http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8807100444

    #2567
  6. aalmaa

    این عکس رو نگاه کن تا بفهمی پیشرفت تکنولوژی یعنی چی

    http://ms-temp.blogfa.com/post-40.aspx

    #2568
  7. aalmaa

    http://heyderbaba.ca/index.php

    نشریه اجتماعی فرهنگی و هنری

    #2569
  8. aalmaa

    تقدیم به وطن خواهان

    http://www.youtube.com/watch?v=hIn1wvRv1EU

    #2570
  9. aalmaa

    پارادایم سکولاریزاسیون

    استیو بروس - مترجم: امیر غلامی

    تکثّر اجتماعی و فرهنگی
    تکثّر و تنوع اجتماعی و فرهنگی نقشی حیاتی در توسعه ی حکومت سکولار داشت ( و منظورم از حکومت، فقط دولت نیست، بلکه موسسات اصلی اجتماعی و حال و هوای عمومی جامعه را نیز در بر می گیرد، آنچه نیوهاوز (1984) ” محله ی عمومی” می خواند). فعلاً می خواهم مواردی را کنار بگذارم که (الف) ایجاد دولت سکولار با سرکوبی شدید سازمان دین همراه بود (که دو نمونه های بارز آن انقلاب 1789-9 فرانسه و انقلاب بولشویکی سال 1919 روسیه اند) و (ب) کشورهای لوتری اسکاندیناوی که در آنها دولت صرفاً به سبب گرایش به ایده ی لیبرال دموکراسی ( P1 ) بعدها سکولار شد.

    اینکه نخست بریتانیا ( و اقمار مستعمره نشین آن) را ذکر می کنم تنها به سبب میهن محوری ام نیست. می خواهم احتجاج کنم که ضرورت اجتماعی یک عامل سکولاریزاسیون حکومت است. مدرنیزاسیون به طرق مختلفی با تنوع فرهنگی فزاینده توأم بود. نخست اینکه، جمعیت نقل مکان کرد و زبان، دین و آداب و رسوم اجتماعی اش را هم با خود به سرزمین های جدید برد. دوم اینکه، بسط یک دولت ملت گسترش یابنده موجب شد تا گروه های جدیدی وارد قلمرو حکومت شوند. و سوم اینکه، چنان که قبلاً گفتم، حتی بدون این تغییرات جمعیتی هم که باید در یک حکومت محاط می شدند، مدرنیزاسیون از طریق تکثیر طبقات و چندپارگی های طبقاتی همراه با تضاد فزاینده ی منافع، پلورالیسم فرهنگی ایجاد کرد. به ویژه در جوامع پروتستان که تشکیل طبقات با ایجاد فرقه های رقیب همراه بود، حاصل ناسازه وار شد. از یک سو دولت ملت می کوشید که تا فرهنگ ملی واحدی میان هزاران اجتماع کوچک ایجاد کند و از سوی دیگر افزایش فرقه ها به تکثر دینی دامن می زد.

    با اینکه این نکته را پیش تر گفته ام، اما چون اغلب بد فهمیده شده، خطر خسته کردن و از دست دادن خواننده را می پذیرم تا باز تأکید کنم که تکثّر فقط در فرهنگی عامل پیشراننده ی سکولاریزاسیون می شود که اصولاً پذیرای برابری خواهی ( S4 ) باشد و سیاستی که کم و بیش دموکراتیک داشته باشد ( P1 ). در جامعه ای که اکثریت قریب به اتفاق مردم مذهب واحدی دارند، مذهب می تواند کارکردی موقعیت زا به ایمان اعطا کند. تحمیل دین سالاری به انقلاب ایران در سال 1979 از آنجا میسر شد که قاطبه ی ایرانیان مذهب واحدی داشتند، که همان مذهب شیعه از دین اسلام باشد. یک جامعه ی استبدادی طبقاتی می تواند اقلیت های مذهبی (و حتی اکثریت های مذهبی) را نادیده بگیرد یا سرکوب کند: لازم نیست منحرفان را تحمل کرد، می توان آنان را سرکوب کرد ( مانند سرانجام بهائیان در جمهوری اسلامی ایران) یا آنان را به مجمع جزایر گولاک تبعید کرد ( مانند سرانجام ناراضیان اتحاد شوروی). اما برای جامعه ای که برابری خواه تر، دموکرات تر و از نظر فرهنگی متکثرتر می شد لازم آمد تا هماهنگی اجتماعی را مقدم بر سخت کیشی دینی قرار دهد. حاصل بیطرفی فزاینده ی دولت بود. یا تشکیلات دینی کلاً از حکومت کنار گذاشته شدند (مانند قانون اساسی ایالات متحده) یا عقیم شدند (مانند بریتانیا). چنان که پیش تر اشاره شد، این وضع به کاهش حیطه و قدرت اجتماعی دین سازمان یافته انجامید. کنار گذاشتن دین از مرکز حیات عمومی، کلیسا را از دست و پنجه نرم کردن با حکومت آسوده کرد و آشکارا به ‘روحانی’ تر شدن آن انجامید، اما در عین حال به کاهش تماس و پیوستگی کلیسا با کلیت جامعه نیز منجر شد.

    http://www.akhbar-rooz.com/printfriendly.jsp?essayId=6406

    #2571
  10. aalmaa

    وقتي بغض رئيس دادگستري مي‌تركد
    جام جم آنلاين: تلفن همراهم زنگ مي‌زند، وقتي گوشي را برمي‌دارم، صداي آشناي قاضي حسيني، رئيس دادگستري پاكدشت را مي‌شنوم؛ صدايش آشكارا مي‌لرزد.

    http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100920640444

    sharm avar ast
    vaay bar ma kshvar naft khyz jahaan

    #2574
  11. aalmaa

    « زخاک من اگر گندم برآید
    ازآن گر نان پزی مستی فزاید
    خمیر و نانوا دیوانه گردد
    تنورش بیت مستانه سرآید…
    میا بی دف به گور من زیارت
    که در بزم خدا غمگین نشاید »

    #2575
  12. شیرازی اوغلو!!!

    حمله به مهدی کروبی در نمايشگاه مطبوعات در تهران…

    http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_karoubi_attaked/1859447.html

    حمله به کروبی در نمايشگاه مطبوعات (گزارش تصویری)…

    (در اين تصاوير سر کروبي هم ديده ميشود که در اثر پرتاب شي زخمي شده)…

    http://news.gooya.com/didaniha/archives/2009/10/095325.php

    #2576
  13. aalmaa

    آیت الله منتظری: هیچ کس حق ندارد معتقد به این باشد که زبان و هویت ترکی در ایران از بین برود

    تاريخ انتشار : شنبه 2 آبان1388 شماره خبر : 2675

    يولداش: آیت الله العظمی حسینعلی منتظری ، از مراجع معظم تقلید با صدور فتوایی بر لزوم تحقق حقوق اقوام ایرانی به خصوص هموطنان ترک زبان مطابق با نثر صریح قانون اساسی و لزوم پیگیری این حقوق توسط ترک زبانان تاکید و تحصیل و تحریر به زبان مادری را حق مسلم شرعی و قانونی اقوام ایرانی و خصوصا ترک زبانان دانست.
    به گزارش “یولداش” در این فتوا آمده است:

    با سلام و تحیت و تقدیر از احقاق حق براداران و خواهران ترک زبان ؛

    در ماده ی پانزده قانون اساسی آمده است: “استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است. و در ماده ی نوزدهم آمده:”مردم ایران از هر قوم و قبیله ای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد شد.” بنابراین هیچ کس حق ندارد زبان و نژاد را سبب برتری بداند، و یا معتقد باشد که زبان و هویت ترکی در ایران از بین برود و یا ترک ها به زبان مادری تحصیل ننمایند، و یا حکومت بتواند جلو نشر کتاب ، روزنامه و مجله ی ترکی را بگیرد.

    بجاست شما برادران و خواهران ، حقوق قانونی و شرعی خود را پیگیری نمائید و از مجاری قانونی و از طریق نمایندگان خود در مجلس شورای اسلامی و نیز علماء و معتمدین خود آن را تعقیب نمائید. و مسئولین مربوطه باید مطابق با قانون اساسی حقوق شما را تامین نمایند.

    http://88yoldash.blogfa.com/post-2675.aspx

    #2577
  14. aalmaa

    روی کاغذ نوشته ام

    “وطن آنجاست که آزاری نباشد/ کسی را با کسی کاری نباشد”

    و کاغذ را چسبانده ام به مانیتور.

    دروغ می گویم…خودم که خوب می دانم وطن آنجاست که بیشتر از هرجایی آزارم داده و می دهد…

    #2578

نظر شما