<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	>

<channel>
	<title>یولداش</title>
	<atom:link href="http://negahi.com/wordpress/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://negahi.com/wordpress</link>
	<description>مرتضی نگاهی، نویسنده و روزنامه نگار</description>
	<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 00:46:48 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.7.1</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>زنان محمد</title>
		<link>http://negahi.com/wordpress/?p=1405</link>
		<comments>http://negahi.com/wordpress/?p=1405#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 22:09:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>یولداش</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[یولداش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://negahi.com/wordpress/?p=1405</guid>
		<description><![CDATA[این مطلب را یکی از خوانندگان یولداش ارسال کرده است که من با سپاس از ایشان اینجا درج می کنم. 
خديجه دختر خويلد بن اسبن عبدالعزي. محمد وقتي 25 ساله بود با کارگزار خود خديجه که زني ثروتمند بود ازدواج کرد تا احتمالا ديگر نيازمند کارکردن و جان کندن نباشد. پس از این ازدواج  [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این مطلب را یکی از خوانندگان یولداش ارسال کرده است که من با سپاس از ایشان اینجا درج می کنم. </p>
<p><font type="tahoma"><strong>خديجه دختر خويلد بن اسبن عبدالعزي.</strong> محمد وقتي 25 ساله بود با کارگزار خود خديجه که زني ثروتمند بود ازدواج کرد تا احتمالا ديگر نيازمند کارکردن و جان کندن نباشد. پس از این ازدواج  محمد (که هنوز پیامبر نشده بود)  به زندگي مرفه و آرامي رسيد. محمد تا زماني که خديجه زنده بود جرات نداشت با زن ديگري ازدواج کند زيرا احتمالاً مورد خشم خديجه قرار ميگرفت و مجبور بود به زندگي قبلي و دشوار خود بازگردد.<br />
صحيح بخاري 5:164165 ( برگ 103) 5:168 برگ 105<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 3<br />
صحيح بخاري جلد .4:605 برگ 395<br />
صحيح مسلم 4:5971 ( برگ 1297)</p>
<p><strong>2- عايشه دختر ابوبکر صديق، </strong>محمد وقتي عايشه 6 ساله بود با وي ازدواج کرد و در سن 9 سالگي با او وقتي خود 53 سال داشت همبستر شد، اين ازدواج پدوفيل (عشق به بچه های کم سن و سال) بودن محمد را نشان ميدهد، براي اطلاعات بسيار کامل و جامعي از اين ازدواج و اثبات بيمار بودن محمد و بررسي نظرات مختلف در اين مورد به نوشتاري با فرنام &#8220;سن پايين عايشه، مناظره اي بين آيت الله منتظري و دکتر علي سينا&#8221; مراجعه کنيد. عايشه محبوب ترين زن محمد بود تا جايي که محمد در بستر مرگ سر بر روي سينه وی گذاشته بود. علاقه محمد به عايشه تا جايي بود که وقتي زينب عايشه را محکوم به زنا با صفوان کرده بود، محمد از طرف الله آياتي آورد تا عايشه را برائت کند. براي شرح کل ماجرا مراجعه کنيد به عايشه و صفوان و بحث در مورد آيات مربوط به برائت عايشه. عايشه از راويان مهم حديث و از حافظان قرآن حساب ميشود. اما شيعيان به دليل خصومتي که وي با علي داشت و جنگي که او با علي داشت اورا ملعونه و پليد ميدانند. محمد بارها اعلام کرده است که عايشه را از همه زنان خود بيشتر دوست داشته اما شيعيان معتقدند وي زن فاسدي بوده است و محمد خديجه را بيش از ساير زنان دوست داشته است تا جايي که سالي که خديجه از دنيا رفت را &#8220;سال عزا&#8221; اعلام کرد.</p>
<p>صحيح مسلم جلد جلد 2 : .3309,3310,3311 صفحه 715 و 71<br />
صحيح بخاري جلد ..7:88 برگ 65</p>
<p><strong>3- سوده دختر زمعه بن قيس، </strong>زن سوم محمد بود، سوده بيوه زن مسلماني بود اهل حبشه که پدرش اورا به محمد داده بود و محمد قبل از آوردن عايشه به خانه اورا به خانه آورده بود. سوده به رواياتي 50 سال سن داشت و محمد براي نگهداري از بچه هايش و همچنين اداره خانه اش به سوده نياز داشت. البته سوده در مقابل عايشه نيز همانند يک مادربزرگ بود. سوده در آخرين سال خلافت عمر از دنيا رفت. عايشه روايت کرده است که سوده برخي اوقات از نوبت خود ميگذشت تا پيامبر شب خود را با عايشه بگذراند زيرا سوده هراس داشت مبادا محمد وي را بخاطر سن بالايش طلاق دهد. پيامبر در حالي با سوده ازدواج کرده بود که تقريبا چاره و امکان ديگري براي ازدواج نداشت زيرا قبيله قريش اورا طرد کرده بود و در آن سالها ازدواج کردن با فرزندان عبدالمطب و بني هاشم بر ضد مفاد عهدنامه اي بود که منجر به شعب ابيطالب شد بنابر اين محمد از روي اجبار با سوده ازدواج کرد.</p>
<p>تاريخ طبري جلد .39 برگ 169<br />
ابو داوود جلد .2:2130 برگ 572<br />
صحيح بخاري جلد .6:318 برگ 300<br />
تاريخ طبري جلد .9 برگ 128<br />
صحيح مسلم جلد .2:2958 ( برگ 651)<br />
صحيح بخاري جلد .3:269 ( برگ 154) جلد .3:853 ( برگ 29)<br />
صحيح مسلم جلد .2:3451 ( برگ 747) </p>
<p><strong>4- ام سلمه دختر اميه بن المغيره، </strong>زن يکي از مسلمانان به نام &#8220;ابوسلمه بن ابوالاسد&#8221; بود که در جنگ احد زخمي مهلکي برداشته بود و در نهايت کشته شده بود. ام سلمه در هنگام ازدواج با محمد 29 سال سن داشت و محمد 53 سال سن داشت. ام سلمه از کليه زنان محمد يشتر عمر کرد و پس از همه آنها وفات يافت.<br />
ابو داوود جلد .1:274 برگ 68 جلد .3:4742 برگ 1332 جلد .2:2382 برگ 654<br />
سنن نساء جلد .1 no.240 برگ 228<br />
ابن ماجه جلد .3:1779 برگ 72</p>
<p><strong>5- حفصه دختر عمر بن الخطاب،</strong> در سن 18 سالگي شوهر خود خنيس بن حذاقه السهمي را از دست داده بود و بيوه شده بود. حفصه در هنگام ازدواج با محمد 20 سال سن داشت و محمد 55 ساله بود. در احاديث موجود است که بعد از اينکه ابوبکر و عثمان از ازدواج با وي سر باز زدند، محمد قبول کرد که با وي ازدواج کند. حفصه نيز از حافظان قرآن حساب ميشود و نسخه عثمان از قرآن با همکاري وي تهيه شده بود. از ماجراهاي جالبي که حفصه در آنها شرکت داشت رسوايي محمد در ارتباط با کنيز حفصه يعني ماريه است که محمد را مجبور کرد سوره تحريم را بسرايد. براي اطلاعات بيشتر از اين ماجرا به محمد ماريه و حفصه ، ماريه قبطي شانزدهمين زن در زندگي محمد، وساطت الله جهت رفع اختلافات خانوادگي محمد مراجعه کنيد.<br />
ابن ماجه جلد .3:2086 برگ 258<br />
ابو داوود جلد .2:2448 برگ 675 جلد .3:5027 برگ 1402.<br />
صحيح مسلم جلد .2:2642 برگ 576 جلد .2:2833 برگ 625 جلد .2:3497 برگ 761  </p>
<p><strong>6- زينب دختر جحش؛</strong> ازدواج زينب با جحش از بحث برانگيز ترين ازدواجهاي محمد است. زينب از خانواده بزرگ و محترمي بود. مادر زينب دختر عبدالمطلب پدربزرگ محمد بود. زينب با زيد فرزند خوانده محمد ازدواج کرده بود و محمد روزي بدون خبر به خانه زيد وارد شد و زينب را نيمه لخت ديد و به او علاقه مند شد، سپس مهريه اورا پرداخت تا از فرزندخوانده خود طلاق گيرد، بعد با وي ازدواج کرد و مسلمانان ميگويند خداوند به محمد دستور داد تا با زينب ازدواج کند زيرا خداوند ميخواست اين رسم غلط جاهليت مبني بر اينکه يک مرد نميتواند با زن پسرخوانده خود ازدواج کند از ميان بردارد و اين بسيار مضحک است. ماجراي مفصل زينب را ميتوانيد در سه نوشتار &#8220;محمد، زيد و زينب&#8221; و &#8220;زيد و زينب&#8221; و &#8220;عشق محمد به همسر پسر خوانده اش (زينب) و ازدواج با او.&#8221; بخوانيد. زينب در موقع ازدواج با محمد 35 سال داشت و محمد 58 سال.<br />
 صحيح مسلم جلد .2:2347 ( برگ 519) جلد .2:3330 ( برگ 723724) جلد .2:3332 ( برگ 725) جلد .2:3494 برگ 760.</p>
<p> صحيح بخاري جلد .3:249 ( برگ 138) جلد .3:829 ( برگ 512) جلد .4:6883 ( برگ 1493)</p>
<p><strong>7- جويريه دختر حارث بن ابوضرار،</strong> محمد در سن 58 سالگي با جويريه که 20 سال سن داشت ازدواج کرد. جويريه دختر رئيس قبيله بني المصطلق، يکي از قبايل يهودي متعددي بود که محمد به آنها حمله کرده بود. شوهرش مالک بن صفوان بود و در حمله ناگهاني که محمد به اين قبيله کرده بود کشته شده بود. محمد از جويريه درخواست ازدواج کرد و جويريه قبول کرد به شرط اينکه اسراي باقيمانده از اين جنگ آزاد شوند و غنايم بدست آمده به صاحبان باقيمانده از اين جنگ بازگردد. از جويريه به عنوان &#8220;زني بسيار زيبا&#8221; در بسياري از تواريخ ياد شده است، ابن اسحق ميگويد جويريه از زيبايي شگفت انگيزي بهره مي برد، بطوري که هيچ مردي قدرت نداشت در برابر زيبايي وي مقاوت کند. و رابطه او با محمد به شدت عواطف عايشه را تحريک کرده بود و عايشه از ديدن او در عذاب بود. جويريه 6 سال زن محمد بود و بعد از محمد نيز 39 سال زندگي کرد و در سن 65 سالگي درگذشت. ماجراي جويريه را پروفسور مسعود انصاري در کتاب کوروش بزرگ و محمد عبدالله را در نوشتاري با فرنام &#8220;جويريه زني که محمد را اسير زيبايي خود و طايفه اش را آزاد کرد&#8221; بخوانيد.</p>
<p>ابن اسحق سيرت الرسول، برگ 729<br />
ابو داوود جلد .3:4935 برگ 1377-1378<br />
صحيح بخاري جلد .8:212 ( برگ 137)<br />
ابو داوود جلد .1:1498 برگ 392.<br />
صحيح مسلم جلد .2:2349 برگ 520<br />
صحيح بخاري جلد .3:717 ( برگ 431-432). </p>
<p><strong>8- ام حبيبه دختر ابوسفيان بن الحرب، </strong>ابوسفيان رئيس قبيله قريش، قدرتمند ترين مرد مکه بود که همراه با شوهرش عبيدالله ابن جحش از اولين کساني بودند که مسلمان شده بودند و به حبشه رفته بودند تا پادشاه حبشه را به اسلام دعوت کنند. اما عبيد الله ابن جحش در حبشه مسيحي شد و از ام حبيبه طلاق گرفت، پيامبر اسلام از راه دور از پادشاه حبشه خواست تا ام حبيبه را به زني او در آورد، ام حبيبه تا 6 سال بعد نتوانست محمد را ببينيد زيرا نميتوانست به مدينه برگردد. ام حبيبه در هنگام ازدواج با محمد 29 سال سن داشت و محمد 54 سال. محمد اميدوار بود ازدواجش با ام حبيبه نظر ابوسفيان دشمن درجه يک اسلام را تغيير دهد اما چنين اتفاقي نيافتاد.</p>
<p>صحيح مسلم جلد .2:1581 برگ 352 جلد .2:3539 برگ 776<br />
ابن ماجه جلد .5:3974 برگ 30<br />
صحيح مسلم جلد .2:3413 برگ 739 جلد .2:2963 برگ 65  </p>
<p><strong>9- صفيه دختر حيي بن اخطب، </strong>صفيه در هنگام ازدواج با محمد 16 سال سن داشت و محمد 60 سال سن داشت. صفيه دختر حيي بن اخطب رئيس قبيله بني نضير، از قبايل يهودي مدينه بود که محمد به آن حمله کرد و آنها را مجبور کرد از مدينه خارج شوند و هرچه قابل نقل کردن است با خود ببرند و باقي اموال را براي مسلمانان باقي بگذارند. شوهر قبلي او کنان بن ربيع بود که توسط مسلمانان در همان جنگ کشته شد. شوهر وي توسط مسلمانان به دليل اينکه مکان مخفي کردن جواهراتش را افشا نميکرد شکنجه و در نهايت به دستور پيامبر کشته شده بود، و پبامبر همان شب با صفيه ازدواج کرد و با وي همبستر شد. او 4 سال با محمد زندگي کرد و بعد از مرگ محمد 39 سال بيوه بود و در سن 60 سالگي درگذشت براي اطلاعات بيشتر پيرامون صفيه نوشتاري با فرنام &#8220;ازدواج محمد با صفيه زني که شوهرش زير شکنجه جان سپرد.&#8221; و همچنين نوشتاري با فرنام &#8220;صفيه، زن يهودي پيغمبر- بخش سوم مناظره آيت الله منتظري با دکتر علي سينا.&#8221; را بخوانيد.<br />
تاريخ طبري 39 برگ 185..<br />
صحيح بخاري .2:68 و 4:143280  </p>
<p><strong>10- ميمونه دختر حارث الهلاليه، </strong>ميمونه در زمان ازدواج با محمد 36 سال سن داشت (برخي روايات وي را 30 ساله خوانده اند) و محمد 60 ساله بود. ميمونه خواهر ناتني زن ديگر محمد بود. ميمونه 3 سال با محمد زندگي کرد و در سن 80 سالگي از دنيا رفت، يعني 44 سال بيوه ماند.<br />
تاريخ طبري جلد .8 برگ 136<br />
11- فاطمه دختر سريح<br />
 تاريخ طبري جلد .9 برگ 39  </p>
<p> هند دختر يزيد 12-<br />
 صحيح مسلم جلد .3:4251-4254 برگ 928-929.</p>
<p><strong>13- عصما دختر سياء</strong><br />
تاريخ طبري جلد .10 برگ 185 and footnote 1131 برگ 185.</p>
<p><strong>14- زينب دختر يزيد</strong><br />
تاريخ طبري جلد .7 برگ 150 footnotes 215216 and تاريخ طبري جلد .39 برگ 163- </p>
<p>15- هبله دختر قيس و خواهر اشعث<br />
تاريخ طبري جلد .9 برگ 138</p>
<p><strong>16- عصما دختر نعمان</strong> - ملا محمد مجلسي در مورد اين زن نوشته است وقتي وي را نزد محمد آوردند عايشه و حفصه نسبت به وي حسادت کردند و وي را فريب دادند که ازدواجش با محمد انجام نگيرد. به اين صورت که به وي گفتند اگر مايل است توجه محمد را به خود جلب کند بايد به محمد بي اعتناي کند. عصما وقتي محمد را ديد به او گفت &#8220;من فکر ميکنم بايد از دست تو به الله پناه ببرم&#8221; محمد برانگيخته شد و گفت &#8220;من فکر ميکنم بايد به خانواده ات پناه ببري&#8221;<br />
مجلسي، حيات القلوب يا زندگي حضرت محمد، جلد دوم، صفحه 597</p>
<p><strong>17- فاطمه دختر صحاک،</strong> ملا محمد باقر مجلسي نوشته است وقتي آيات 28 و 29 احزاب نازل شد، فاطمه تصميم گرفت راه اول را انتخاب کند و از محمد جدا شود.<br />
مجلسي، حيات القلوب يا زندگي حضرت محمد، جلد دوم، صفحه 597</p>
<p><strong>18- ماريه دختر شمعون قبطي، </strong>که مقوقس فرستاده بود، وي از پيامبر باردار شد، نام اورا ابراهيم نهادند، دوسال زيست و بمرد. ماجراي ماريه نيز از ماجراهاي بحث برانگيز زندگي محمد است. ماريه کنيز (برده) حفصه بود که بعنوان هديه به او داده شده بود. روزي محمد به خانه حفصه دختر عمر مي رود و ماريه را تنها در خانه مي يابد، وي با ماريه همبستر ميشود و ناگهان حفصه از راه ميرسد و از مشاهده اين قضيه بسيار خشمگين ميشود. محمد قول ميدهد که ماريه را بر خود حرام کند به شرطي که حفصه ماجرا را براي کسي تعريف نکند، اما حفصه ماجرا را براي عايشه و بقيه زنان محمد تعريف ميکند و محمد از الله کمک ميگيرد تا رسوايي پيش آمده را با سوره تحريم کمرنگ و سرکوب کند. ماجراي ماريه را در محمد ماريه و حفصه، ماريه قبطي شانزدهمين زن در زندگي محمد بخوانيد.</p>
<p>تاريخ طبري جلد .8 برگ 66131.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 194 </p>
<p><strong>19- ريحانه دختر زيد قرظي</strong> از اسراي بني قريظه بود که سهم محمد از غنائم جنگي بود. ريحانه هرگز حاضر نشد اسلام بياورد و حتي پيشنهاد محمد مبني بر ازدواج با وي را نيز قبول نکرد و تصميم داشت نه اسلام بياورد و نه با محمد ازدواج کند. از طرفي محمد نيز قصد رهاکردن اين کنيز (برده زن) زيبا را نداشت و وي تا آخر عمر تن به حقارت برده بودن در داد اما حاضر نشد مسلمان شود و يا با محمد ازدواج کند، ماجراي ريحانه را بطور مفصل در نوشتاري با فرنام &#8220;ريحانيه زن زيبايي که شب روز قتل همسرش بعنوان برده محمد به حرمسراي محمد رفت و دق مرگ شد.&#8221; بخوانيد.</p>
<p>تاريخ طبري جلد .39 برگ 164-165<br />
تاريخ طبري جلد .13 برگ 58.<br />
20- ام شريک دوسيه</p>
<p><strong>21- صنعا يا سبا دختر سليم،</strong> زني بود که پيش از آنکه پيامبر با او همبستر شود مرد.</p>
<p><strong>22- قضيه دختر جابر از بني کلاب،</strong> زني بود که به محمد گفت مرا به تو داده اند و به من خبر ندادند، پس از محمد طلاق خواست و محمد اورا طلاق داد. روايات ديگري حاکي از آن است که محمد با وي ازدواج کرد اما وقتي براي همبستر شدن پيش وي رفت دريافت که او بسيار پير است بنابر اين وي را طلاق داد.<br />
تاريخ طبري جلد .9 برگ 139</p>
<p><strong>23- زينب دختر خزيمه </strong>از بني عامر بن صعصعه بود که بعد از کشته شدن شوهرش &#8220;عبيده&#8221; در جنگ بدر قبول کرد که با محمد ازدواج کند اما 8 ماه بعد از اين ازدواج از دنيا رفت.</p>
<p><strong>24- دختر خليفه الکلبي و خواهر دحيه بن خليفه،</strong> به خانه آوردش و در خانه پيامبر مرد</p>
<p>25- عاليه دختر طبيان از بني بکربن زني بود که محمد با وي ازدواج کرد اما بعد از مدتي وي را طلاق داد.<br />
تاريخ طبري جلد .9 برگ 138<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 188</p>
<p><strong>26- قوتيله بنت قيس بن معدي کرب و خواهر اشعث بن قيس،</strong> پيامبر اورا به زني کرد اما هنوز او را نديده بود که مرد. برخي نيز گفته اند محمد اورا طلاق داد.</p>
<p>خوله بنت الهذيل از بني حاريث که طلاق گرفت.27- </p>
<p><strong>28- ليلي بنت الخطيم</strong> پير زني بود از قبيله بني خزرج که به گفته طبري (ذکر زنان محمد از تاريخ طبري)، پيامبر روزي به مزگت اندر نشسته بود پشت سوي آفتاب کرده و اين زن از پشت آمد و دستهايش را بر روي کتف پيامبر گذاشت و گفت با من ازدواج کن تا من به قبيله خود بگويم پيامبر با من ازدواج کرده است. سپس به ميان قبيله خود رفت و مردم به او گفتند کار اشتباهي کردي چون پير هستي و پيامبر از زنان پير خوشش نمي آيد و اگر تو را ببيند طلاقت خواهد داد. ليلي پيش پيامبر آمد و گفت من پشيمانم که زني پير هستم و شايستگي ازدواج با تو را ندارم و پيامبر او را طلاق داد.</p>
<p><strong>29- ام هاني دختر ابوطالب، </strong>وي بهانه آورده بود که بچه دار است و بايد از بچه اش نگهداري کند. لذا پيشنهاد محمد را رد کرد.</p>
<p><strong>30- ضباعه دختر عامر بن قرط،</strong> که پيغمبر اورا از پسرش بخواست اما پسرش به پيامبر گفت مادرم پير است و پيامبر دست برداشت.</p>
<p><strong>31- صفيه دختر بشامه عنبري</strong> که از اسراي افتاده به دست مسلمانان بود، محمد او را بخواست اما شوي باز آمد و چون زنش را ميخواست مسلمان شد تا زنش بر او حرام نگردد. پيامبر از او پرسيد من را خواهي يا شويت را؟ صفيه گفت شويم را.</p>
<p><strong>32- ام حبيبه دختر عباس بن عبدالمطلب،</strong> پيغمبر اورا به زني خواست، عباس گفت يا رسول الله او با تو شير خورده است.</p>
<p><strong>33- جمرهدختر حارث بن ابي حارثه،</strong> محمد اورا از حارث بخواست، حارث به دروغ به پيامبر گفت بدن او پيسي دارد و تورا شايسته نيست.</p>
<p>ساير موارد موجود در تاريخ</p>
<p>34- محمد زني که نامي از وي باقي نمانده است طلاق داد زيرا وي چشم چراني ميکرد و به مرداني که از مسجد خارج ميشدند زير چشمي نگاه ميکرد.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 187</p>
<p>35- محمد زني را به دليل اينکه وي جذام داشت طلاق داد.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 187</p>
<p>36- ملائکه دختر کعب به مدت کوتاهي با محمد ازدواج کرد، عايشه از وي پرسيد آيا ميخواهي شوهري داشته باشي که شوهر قبلي تورا کشت؟ وي به خدا از محمد پناه برد و محمد وي را طلاق داد.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 165</p>
<p> 37- شنباء دختر عمر الغفريه، مردم قبيله او با قبيله بني قريظه هم پيمان بودند، وقتي ابراهيم فرزند محمد مرد وي به محمد گفت اگر تو پيامبر راستيني مي بودي فرزندت نمي مرد. محمد بعد از اينکه با او همبستر شد وي را طلاق داد.<br />
تاريخ طبري جلد .9 برگ 136</p>
<p> 38- ملائکه دختر داوود زن ديگري بود که با محمد ازدواج کرد اما پس از اينکه فهميد محمد پدرش را کشته است، از وي جدا شد.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 165</p>
<p>39- عمره دختر يزيد که محمد وي را طلاق داد زيرا وي به جذام مبتلا شده بود.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 188<br />
مجلسي حيات القلوب يا زندگي حضرت محمد، جلد دوم، صفحه 597</p>
<p>40- سناء بنت سفيان، محمد مدت کوتاهي با او ازدواج کرد.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 188</p>
<p>41- احدايث ضعيفي خبر از ازدواج محمد با عمره نيز ازدواج کرده بود.<br />
ابن ماجه جلد .3:2054 برگ 233 جلد .3:2030 برگ 226  </p>
<p>42- دختر الجهال براي مدت کوتاهي با محمد ازدواج کرد.<br />
صحيح بخاري جلد .7:181 برگ 131132</p>
<p>43- دوبه دختر امير. از طايفه سعسعه</p>
<p>44- عماره يا عمامه دختر حمزه، از طايفه قريش، هاشم.</p>
<p>45- شينيا دختر سالت زني ديگر بود که محمد قصد ازدواج با وي را داشت اما قبل از اينکه بخواهد به اين خواسته خود عمل کند از دنيا رفت. </p>
<p>مجلسي، حيات القلوب يا زندگي حضرت محمد، جلد دوم صفحه 597<br />
46- تکانه نام زني ديگر است که مجلسي در مورد وي نوشته است دختر سياهپوستي بود که &#8220;مقدوس&#8221; پادشاه مصر همچون ماريه قبطيه به محمد هديه داده بود. محمد ابتدا او را آزاد کرد و سپس وي را به عقد ازدواج خود در آورد. بعد از درگذشت محمد عباس با او ازدواج کرد.<br />
مجلسي، حيات القلوب يا زندگي حضرت محمد، جلد دوم صفحه 597 ,</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://negahi.com/wordpress/?feed=rss2&amp;p=1405</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>همه زنان پیامبر (پیامبر اسلام)</title>
		<link>http://negahi.com/wordpress/?p=1406</link>
		<comments>http://negahi.com/wordpress/?p=1406#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 08:26:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>یولداش</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[یولداش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://negahi.com/wordpress/?p=1406</guid>
		<description><![CDATA[زنان محمد
خديجه دختر خويلد بن اسبن عبدالعزي. محمد وقتي 25 ساله بود با کارگزار خود خديجه که زني ثروتمند بود ازدواج کرد تا ديگر نيازمند کارکردن و جان کندن نباشد و از چوپاني و همراهي کردن کاروانهاي تجاري خديجه به زندگي مرفه و آرامي رسيد. اما بعد از مرگ خديجه، به سرعت ثروت وي را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زنان محمد</p>
<p>خديجه دختر خويلد بن اسبن عبدالعزي. محمد وقتي 25 ساله بود با کارگزار خود خديجه که زني ثروتمند بود ازدواج کرد تا ديگر نيازمند کارکردن و جان کندن نباشد و از چوپاني و همراهي کردن کاروانهاي تجاري خديجه به زندگي مرفه و آرامي رسيد. اما بعد از مرگ خديجه، به سرعت ثروت وي را به باد داد تا جايي که نيازمند غارت و چپاول نامسلمانان گشته بود. محمد تا زماني که خديجه زنده بود جرات نداشت با زن ديگري ازدواج کند زيرا احتمالاً مورد خشم خديجه قرار ميگ;رفت و مجبور بود به زندگي قبلي و دشوار خود بازگردد.<br />
صحيح بخاري 5:164165 ( برگ 103) 5:168 برگ 105<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 3<br />
صحيح بخاري جلد .4:605 برگ 395<br />
صحيح مسلم 4:5971 ( برگ 1297)</p>
<p>2- عايشه دختر ابوبکر صديق، محمد وقتي عايشه 6 ساله بود با وي ازدواج کرد و در سن 9 سالگي با او وقتي خود 53 سال داشت همبستر شد، اين ازدواج پدوفيل (بيماري بچه بازي) بودن محمد را نشان ميدهد، براي اطلاعات بسيار کامل و جامعي از اين ازدواج و اثبات بيمار بودن محمد و بررسي نظرات مختلف در اين مورد به نوشتاري با فرنام &#8220;سن پايين عايشه، مناظره اي بين آيت الله منتظري و دکتر علي سينا&#8221; مراجعه کنيد. عايشه محبوب ترين زن محمد بود تا جايي که محمد در بستر مرگ سر بر روي سينه هاي وي گذاشته بود. علاقه محمد به عايشه تا جايي بود که وقتي زينب عايشه را محکوم به زنا با صفوان کرده بود، محمد از طرف الله آياتي آورد تا عايشه را برائت کند. براي شرح کل ماجرا مراجعه کنيد به عايشه و صفوان و بحث در مورد آيات مربوط به برائت عايشه. عايشه از راويان مهم حديث و از حافظان قرآن حساب ميشود. اما شيعيان به دليل خصومتي که وي با علي داشت و جنگي که او با علي داشت اورا ملعونه و پليد ميدانند. محمد بارها اعلام کرده است که عايشه را از همه زنان خود بيشتر دوست داشته اما شيعيان معتقدند وي زن فاسدي بوده است و محمد خديجه را بيش از ساير زنان دوست داشته است تا جايي که سالي که خديجه از دنيا رفت را سال عذاداري اعلام کرد.</p>
<p>صحيح مسلم جلد جلد 2 : .3309,3310,3311 صفحه 715 و 71<br />
صحيح بخاري جلد ..7:88 برگ 65</p>
<p>3- سوده دختر زمعه بن قيس، زن سوم محمد بود، سوده بيوه زن مسلماني بود اهل حبشه که پدرش اورا به محمد داده بود و محمد قبل از آوردن عايشه به خانه اورا به خانه آورده بود. سوده به رواياتي 50 سال سن داشت و محمد براي نگهداري از بچه هايش و همچنين اداره خانه اش به سوده نياز داشت. البته سوده در مقابل عايشه نيز همانند يک مادربزرگ بود. سوده در آخرين سال خلافت عمر از دنيا رفت. عايشه روايت کرده است که سوده برخي اوقات از نوبت خود ميگذشت تا پيامبر شب خود را با عايشه بگذراند زيرا سوده هراس داشت مبادا محمد وي را بخاطر سن بالايش طلاق دهد. پيامبر در حالي با سوده ازدواج کرده بود که تقريبا چاره و امکان ديگري براي ازدواج نداشت زيرا قبيله قريش اورا طرد کرده بود و در آن سالها ازدواج کردن با فرزندان عبدالمطب و بني هاشم بر ضد مفاد عهدنامه اي بود که منجر به شعب ابيطالب شد بنابر اين محمد از روي اجبار با سوده ازدواج کرد.</p>
<p>تاريخ طبري جلد .39 برگ 169<br />
ابو داوود جلد .2:2130 برگ 572<br />
صحيح بخاري جلد .6:318 برگ 300<br />
تاريخ طبري جلد .9 برگ 128<br />
صحيح مسلم جلد .2:2958 ( برگ 651)<br />
صحيح بخاري جلد .3:269 ( برگ 154) جلد .3:853 ( برگ 29)<br />
صحيح مسلم جلد .2:3451 ( برگ 747)</p>
<p>4- ام سلمه دختر اميه بن المغيره، زن يکي از مسلمانان به نام &#8220;ابوسلمه بن ابوالاسد&#8221; بود که در جنگ احد زخمي مهلکي برداشته بود و در نهايت کشته شده بود. ام سلمه در هنگام ازدواج با محمد 29 سال سن داشت و محمد 53 سال سن داشت. ام سلمه از کليه زنان محمد يشتر عمر کرد و پس از همه آنها وفات يافت.<br />
ابو داوود جلد .1:274 برگ 68 جلد .3:4742 برگ 1332 جلد .2:2382 برگ 654<br />
سنن نساء جلد .1 no.240 برگ 228<br />
ابن ماجه جلد .3:1779 برگ 72</p>
<p>5- حفصه دختر عمر بن الخطاب، در سن 18 سالگي شوهر خود خنيس بن حذاقه السهمي را از دست داده بود و بيوه شده بود. حفصه در هنگام ازدواج با محمد 20 سال سن داشت و محمد 55 ساله بود. در احاديث موجود است که بعد از اينکه ابوبکر و عثمان از ازدواج با وي سر باز زدند، محمد قبول کرد که با وي ازدواج کند. حفصه نيز از حافظان قرآن حساب ميشود و نسخه عثمان از قرآن با همکاري وي تهيه شده بود. از ماجراهاي جالبي که حفصه در آنها شرکت داشت رسوايي محمد در ارتباط با کنيز حفصه يعني ماريه است که محمد را مجبور کرد سوره تحريم را بسرايد. براي اطلاعات بيشتر از اين ماجرا به محمد ماريه و حفصه ، ماريه قبطي شانزدهمين زن در زندگي محمد، وساطت الله جهت رفع اختلافات خانوادگي محمد مراجعه کنيد.<br />
ابن ماجه جلد .3:2086 برگ 258<br />
ابو داوود جلد .2:2448 برگ 675 جلد .3:5027 برگ 1402.<br />
صحيح مسلم جلد .2:2642 برگ 576 جلد .2:2833 برگ 625 جلد .2:3497 برگ 761</p>
<p>6- زينب دختر جحش؛ ازدواج زينب با جحش از بحث برانگيز ترين ازدواجهاي محمد است. زينب از خانواده بزرگ و محترمي بود. مادر زينب دختر عبدالمطلب پدربزرگ محمد بود. زينب با زيد فرزند خوانده محمد ازدواج کرده بود و محمد روزي بدون خبر به خانه زيد وارد شد و زينب را نيمه لخت ديد و به او علاقه مند شد، سپس مهريه اورا پرداخت تا از فرزندخوانده خود طلاق گيرد، بعد با وي ازدواج کرد و مسلمانان ميگويند خداوند به محمد دستور داد تا با زينب ازدواج کند زيرا خداوند ميخواست اين رسم غلط جاهليت مبني بر اينکه يک مرد نميتواند با زن پسرخوانده خود ازدواج کند از ميان بردارد و اين بسيار مضحک است. ماجراي مفصل زينب را ميتوانيد در سه نوشتار &#8220;محمد، زيد و زينب&#8221; و &#8220;زيد و زينب&#8221; و &#8220;عشق محمد به همسر پسر خوانده اش (زينب) و ازدواج با او.&#8221; بخوانيد. زينب در موقع ازدواج با محمد 35 سال داشت و محمد 58 سال.<br />
صحيح مسلم جلد .2:2347 ( برگ 519) جلد .2:3330 ( برگ 723724) جلد .2:3332 ( برگ 725) جلد .2:3494 برگ 760.</p>
<p>صحيح بخاري جلد .3:249 ( برگ 138) جلد .3:829 ( برگ 512) جلد .4:6883 ( برگ 1493)</p>
<p>7- جويريه دختر حارث بن ابوضرار، محمد در سن 58 سالگي با جويريه که 20 سال سن داشت ازدواج کرد. جويريه دختر رئيس قبيله بني المصطلق، يکي از قبايل يهودي متعددي بود که محمد به آنها حمله کرده بود. شوهرش مالک بن صفوان بود و در حمله ناگهاني که محمد به اين قبيله کرده بود کشته شده بود. محمد از جويريه درخواست ازدواج کرد و جويريه قبول کرد به شرط اينکه اسراي باقيمانده از اين جنگ آزاد شوند و غنايم بدست آمده به صاحبان باقيمانده از اين جنگ بازگردد. از جويريه به عنوان &#8220;زني بسيار زيبا&#8221; در بسياري از تواريخ ياد شده است، ابن اسحق ميگويد جويريه از زيبايي شگفت انگيزي بهره مي برد، بطوري که هيچ مردي قدرت نداشت در برابر زيبايي وي مقاوت کند. و رابطه او با محمد به شدت عواطف عايشه را تحريک کرده بود و عايشه از ديدن او در عذاب بود. جويريه 6 سال زن محمد بود و بعد از محمد نيز 39 سال زندگي کرد و در سن 65 سالگي درگذشت. ماجراي جويريه را پروفسور مسعود انصاري در کتاب کوروش بزرگ و محمد عبدالله را در نوشتاري با فرنام &#8220;جويريه زني که محمد را اسير زيبايي خود و طايفه اش را آزاد کرد&#8221; بخوانيد.</p>
<p>ابن اسحق سيرت الرسول، برگ 729<br />
ابو داوود جلد .3:4935 برگ 1377-1378<br />
صحيح بخاري جلد .8:212 ( برگ 137)<br />
ابو داوود جلد .1:1498 برگ 392.<br />
صحيح مسلم جلد .2:2349 برگ 520<br />
صحيح بخاري جلد .3:717 ( برگ 431-432).</p>
<p>8- ام حبيبه دختر ابوسفيان بن الحرب، ابوسفيان رئيس قبيله قريش، قدرتمند ترين مرد مکه بود که همراه با شوهرش عبيدالله ابن جحش از اولين کساني بودند که مسلمان شده بودند و به حبشه رفته بودند تا پادشاه حبشه را به اسلام دعوت کنند. اما عبيد الله ابن جحش در حبشه مسيحي شد و از ام حبيبه طلاق گرفت، پيامبر اسلام از راه دور از پادشاه حبشه خواست تا ام حبيبه را به زني او در آورد، ام حبيبه تا 6 سال بعد نتوانست محمد را ببينيد زيرا نميتوانست به مدينه برگردد. ام حبيبه در هنگام ازدواج با محمد 29 سال سن داشت و محمد 54 سال. محمد اميدوار بود ازدواجش با ام حبيبه نظر ابوسفيان دشمن درجه يک اسلام را تغيير دهد اما چنين اتفاقي نيافتاد.</p>
<p>صحيح مسلم جلد .2:1581 برگ 352 جلد .2:3539 برگ 776<br />
ابن ماجه جلد .5:3974 برگ 30<br />
صحيح مسلم جلد .2:3413 برگ 739 جلد .2:2963 برگ 65</p>
<p>9- صفيه دختر حيي بن اخطب، صفيه در هنگام ازدواج با محمد 16 سال سن داشت و محمد 60 سال سن داشت. صفيه دختر حيي بن اخطب رئيس قبيله بني نضير، از قبايل يهودي مدينه بود که محمد به آن حمله کرد و آنها را مجبور کرد از مدينه خارج شوند و هرچه قابل نقل کردن است با خود ببرند و باقي اموال را براي مسلمانان باقي بگذارند. شوهر قبلي او کنان بن ربيع بود که توسط مسلمانان در همان جنگ کشته شد. شوهر وي توسط مسلمانان به دليل اينکه مکان مخفي کردن جواهراتش را افشا نميکرد شکنجه و در نهايت به دستور پيامبر کشته شده بود، و پبامبر همان شب با صفيه ازدواج کرد و با وي همبستر شد. او 4 سال با محمد زندگي کرد و بعد از مرگ محمد 39 سال بيوه بود و در سن 60 سالگي درگذشت براي اطلاعات بيشتر پيرامون صفيه نوشتاري با فرنام &#8220;ازدواج محمد با صفيه زني که شوهرش زير شکنجه جان سپرد.&#8221; و همچنين نوشتاري با فرنام &#8220;صفيه، زن يهودي پيغمبر- بخش سوم مناظره آيت الله منتظري با دکتر علي سينا.&#8221; را بخوانيد.<br />
تاريخ طبري 39 برگ 185..<br />
صحيح بخاري .2:68 و 4:143280</p>
<p>10- ميمونه دختر حارث الهلاليه، ميمونه در زمان ازدواج با محمد 36 سال سن داشت (برخي روايات وي را 30 ساله خوانده اند) و محمد 60 ساله بود. ميمونه خواهر ناتني زن ديگر محمد بود. ميمونه 3 سال با محمد زندگي کرد و در سن 80 سالگي از دنيا رفت، يعني 44 سال بيوه ماند.<br />
تاريخ طبري جلد .8 برگ 136<br />
11- فاطمه دختر سريح<br />
تاريخ طبري جلد .9 برگ 39</p>
<p>هند دختر يزيد 12-<br />
صحيح مسلم جلد .3:4251-4254 برگ 928-929.</p>
<p>13- عصما دختر سياء<br />
تاريخ طبري جلد .10 برگ 185 and footnote 1131 برگ 185.</p>
<p>14- زينب دختر يزيد<br />
تاريخ طبري جلد .7 برگ 150 footnotes 215216 and تاريخ طبري جلد .39 برگ 163-</p>
<p>15- هبله دختر قيس و خواهر اشعث<br />
تاريخ طبري جلد .9 برگ 138</p>
<p>16- عصما دختر نعمان - ملا محمد مجلسي در مورد اين زن نوشته است وقتي وي را نزد محمد آوردند عايشه و حفصه نسبت به وي حسادت کردند و وي را فريب دادند که ازدواجش با محمد انجام نگيرد. به اين صورت که به وي گفتند اگر مايل است توجه محمد را به خود جلب کند بايد به محمد بي اعتناي کند. عصما وقتي محمد را ديد به او گفت &#8220;من فکر ميکنم بايد از دست تو به الله پناه ببرم&#8221; محمد برانگيخته شد و گفت &#8220;من فکر ميکنم بايد به خانواده ات پناه ببري&#8221;<br />
مجلسي، حيات القلوب يا زندگي حضرت محمد، جلد دوم، صفحه 597</p>
<p>17- فاطمه دختر صحاک، ملا محمد باقر مجلسي نوشته است وقتي آيات 28 و 29 احزاب نازل شد، فاطمه تصميم گرفت راه اول را انتخاب کند و از محمد جدا شود.<br />
مجلسي، حيات القلوب يا زندگي حضرت محمد، جلد دوم، صفحه 597</p>
<p>18- ماريه دختر شمعون قبطي، که مقوقس فرستاده بود، وي از پيامبر باردار شد، نام اورا ابراهيم نهادند، دوسال زيست و بمرد. ماجراي ماريه نيز از ماجراهاي بحث برانگيز زندگي محمد است. ماريه کنيز (برده) حفصه بود که بعنوان هديه به او داده شده بود. روزي محمد به خانه حفصه دختر عمر مي رود و ماريه را تنها در خانه مي يابد، وي با ماريه همبستر ميشود و ناگهان حفصه از راه ميرسد و از مشاهده اين قضيه بسيار خشمگين ميشود. محمد قول ميدهد که ماريه را بر خود حرام کند به شرطي که حفصه ماجرا را براي کسي تعريف نکند، اما حفصه ماجرا را براي عايشه و بقيه زنان محمد تعريف ميکند و محمد از الله کمک ميگيرد تا رسوايي پيش آمده را با سوره تحريم کمرنگ و سرکوب کند. ماجراي ماريه را در محمد ماريه و حفصه، ماريه قبطي شانزدهمين زن در زندگي محمد بخوانيد.</p>
<p>تاريخ طبري جلد .8 برگ 66131.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 194</p>
<p>19- ريحانه دختر زيد قرظي از اسراي بني قريظه بود که سهم محمد از غنائم جنگي بود. ريحانه هرگز حاضر نشد اسلام بياورد و حتي پيشنهاد محمد مبني بر ازدواج با وي را نيز قبول نکرد و تصميم داشت نه اسلام بياورد و نه با محمد ازدواج کند. از طرفي محمد نيز قصد رهاکردن اين کنيز (برده زن) زيبا را نداشت و وي تا آخر عمر تن به حقارت برده بودن در داد اما حاضر نشد مسلمان شود و يا با محمد ازدواج کند، ماجراي ريحانه را بطور مفصل در نوشتاري با فرنام &#8220;ريحانيه زن زيبايي که شب روز قتل همسرش بعنوان برده محمد به حرمسراي محمد رفت و دق مرگ شد.&#8221; بخوانيد.</p>
<p>تاريخ طبري جلد .39 برگ 164-165<br />
تاريخ طبري جلد .13 برگ 58.<br />
20- ام شريک دوسيه</p>
<p>21- صنعا يا سبا دختر سليم، زني بود که پيش از آنکه پيامبر با او همبستر شود مرد.</p>
<p>22- قضيه دختر جابر از بني کلاب، زني بود که به محمد گفت مرا به تو داده اند و به من خبر ندادند، پس از محمد طلاق خواست و محمد اورا طلاق داد. روايات ديگري حاکي از آن است که محمد با وي ازدواج کرد اما وقتي براي همبستر شدن پيش وي رفت دريافت که او بسيار پير است بنابر اين وي را طلاق داد.<br />
تاريخ طبري جلد .9 برگ 139</p>
<p>23- زينب دختر خزيمه از بني عامر بن صعصعه بود که بعد از کشته شدن شوهرش &#8220;عبيده&#8221; در جنگ بدر قبول کرد که با محمد ازدواج کند اما 8 ماه بعد از اين ازدواج از دنيا رفت.</p>
<p>24- دختر خليفه الکلبي و خواهر دحيه بن خليفه، به خانه آوردش و در خانه پيامبر مرد</p>
<p>25- عاليه دختر طبيان از بني بکربن زني بود که محمد با وي ازدواج کرد اما بعد از مدتي وي را طلاق داد.<br />
تاريخ طبري جلد .9 برگ 138<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 188</p>
<p>26- قوتيله بنت قيس بن معدي کرب و خواهر اشعث بن قيس، پيامبر اورا به زني کرد اما هنوز او را نديده بود که مرد. برخي نيز گفته اند محمد اورا طلاق داد.</p>
<p>خوله بنت الهذيل از بني حاريث که طلاق گرفت.27-</p>
<p>28- ليلي بنت الخطيم پير زني بود از قبيله بني خزرج که به گفته طبري (ذکر زنان محمد از تاريخ طبري)، پيامبر روزي به مزگت اندر نشسته بود پشت سوي آفتاب کرده و اين زن از پشت آمد و دستهايش را بر روي کتف پيامبر گذاشت و گفت با من ازدواج کن تا من به قبيله خود بگويم پيامبر با من ازدواج کرده است. سپس به ميان قبيله خود رفت و مردم به او گفتند کار اشتباهي کردي چون پير هستي و پيامبر از زنان پير خوشش نمي آيد و اگر تو را ببيند طلاقت خواهد داد. ليلي پيش پيامبر آمد و گفت من پشيمانم که زني پير هستم و شايستگي ازدواج با تو را ندارم و پيامبر او را طلاق داد.</p>
<p>29- ام هاني دختر ابوطالب، وي بهانه آورده بود که بچه دار است و بايد از بچه اش نگهداري کند. لذا پيشنهاد محمد را رد کرد.</p>
<p>30- ضباعه دختر عامر بن قرط، که پيغمبر اورا از پسرش بخواست اما پسرش به پيامبر گفت مادرم پير است و پيامبر دست برداشت.</p>
<p>31- صفيه دختر بشامه عنبري که از اسراي افتاده به دست مسلمانان بود، محمد او را بخواست اما شوي باز آمد و چون زنش را ميخواست مسلمان شد تا زنش بر او حرام نگردد. پيامبر از او پرسيد من را خواهي يا شويت را؟ صفيه گفت شويم را.</p>
<p>32- ام حبيبه دختر عباس بن عبدالمطلب، پيغمبر اورا به زني خواست، عباس گفت يا رسول الله او با تو شير خورده است.</p>
<p>33- جمرهدختر حارث بن ابي حارثه، محمد اورا از حارث بخواست، حارث به دروغ به پيامبر گفت بدن او پيسي دارد و تورا شايسته نيست.</p>
<p>ساير موارد موجود در تاريخ<br />
34- محمد زني که نامي از وي باقي نمانده است طلاق داد زيرا وي چشم چراني ميکرد و به مرداني که از مسجد خارج ميشدند زير چشمي نگاه ميکرد.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 187</p>
<p>35- محمد زني را به دليل اينکه وي جذام داشت طلاق داد.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 187</p>
<p>36- ملائکه دختر کعب به مدت کوتاهي با محمد ازدواج کرد، عايشه از وي پرسيد آيا ميخواهي شوهري داشته باشي که شوهر قبلي تورا کشت؟ وي به خدا از محمد پناه برد و محمد وي را طلاق داد.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 165</p>
<p>37- شنباء دختر عمر الغفريه، مردم قبيله او با قبيله بني قريظه هم پيمان بودند، وقتي ابراهيم فرزند محمد مرد وي به محمد گفت اگر تو پيامبر راستيني مي بودي فرزندت نمي مرد. محمد بعد از اينکه با او همبستر شد وي را طلاق داد.<br />
تاريخ طبري جلد .9 برگ 136</p>
<p>38- ملائکه دختر داوود زن ديگري بود که با محمد ازدواج کرد اما پس از اينکه فهميد محمد پدرش را کشته است، از وي جدا شد.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 165</p>
<p>39- عمره دختر يزيد که محمد وي را طلاق داد زيرا وي به جذام مبتلا شده بود.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 188<br />
مجلسي حيات القلوب يا زندگي حضرت محمد، جلد دوم، صفحه 597</p>
<p>40- سناء بنت سفيان، محمد مدت کوتاهي با او ازدواج کرد.<br />
تاريخ طبري جلد .39 برگ 188</p>
<p>41- احدايث ضعيفي خبر از ازدواج محمد با عمره نيز ازدواج کرده بود.<br />
ابن ماجه جلد .3:2054 برگ 233 جلد .3:2030 برگ 226</p>
<p>42- دختر الجهال براي مدت کوتاهي با محمد ازدواج کرد.<br />
صحيح بخاري جلد .7:181 برگ 131132</p>
<p>43- دوبه دختر امير. از طايفه سعسعه</p>
<p>44- عماره يا عمامه دختر حمزه، از طايفه قريش، هاشم.</p>
<p>45- شينيا دختر سالت زني ديگر بود که محمد قصد ازدواج با وي را داشت اما قبل از اينکه بخواهد به اين خواسته خود عمل کند از دنيا رفت.</p>
<p>مجلسي، حيات القلوب يا زندگي حضرت محمد، جلد دوم صفحه 597</p>
<p>46- تکانه نام زني ديگر است که مجلسي در مورد وي نوشته است دختر سياهپوستي بود که &#8220;مقدوس&#8221; پادشاه مصر همچون ماريه قبطيه به محمد هديه داده بود. محمد ابتدا او را آزاد کرد و سپس وي را به عقد ازدواج خود در آورد. بعد از درگذشت محمد عباس با او ازدواج کرد.<br />
مجلسي، حيات القلوب يا زندگي حضرت محمد، جلد دوم صفحه 597</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://negahi.com/wordpress/?feed=rss2&amp;p=1406</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>انرژی اتمی&#8230; شاه یا خامنه ای &#8230;</title>
		<link>http://negahi.com/wordpress/?p=1403</link>
		<comments>http://negahi.com/wordpress/?p=1403#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Aug 2010 07:23:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>یولداش</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[یولداش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://negahi.com/wordpress/?p=1403</guid>
		<description><![CDATA[این روزها صحبت از راه اندازی مرکز انرژی اتمی بوشهر است. شاه بود که این مرکز را آغاز کرد. فحش هم خورد. خیلی! بیشترین اش را از زعمای قوم جمهوری اسلامی. این حضرات که بر خر مراد سوار شدند خیلی باد در دمیدند و گفتند که کشور ایران با این همه منابع نفتی و گازی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها صحبت از راه اندازی مرکز انرژی اتمی بوشهر است. شاه بود که این مرکز را آغاز کرد. فحش هم خورد. خیلی! بیشترین اش را از زعمای قوم جمهوری اسلامی. این حضرات که بر خر مراد سوار شدند خیلی باد در دمیدند و گفتند که کشور ایران با این همه منابع نفتی و گازی گه می خورد که می خواهد از انرژی اتمی برای تولید نفت و انرژی استفاده کند. گفتند و بالای منبر رفتند که این هم از دسایس امپریالیسم بین المللی است.(البته معنی امپریالیسم را که نمی فهمیدند. حزب توده یادشان داده بود)<br />
چند سالی مرکز راه اندازی بوشهر را تعطیل کردند که مشت محکمی به پوزه امپریالیزم جهانخوار بزنند. زدند اما نشد. پس آنگاه رفتند و هفتاد و چند نفر را که کارمندان سفارتخانه آمریکا در تهران بودند به گروگان گرفتند. معنی شکنجه را به آنان فهماندند. بیچاره ها 444 روز (یعنی چهار صد و چهل و چهار روز) در دست برادران اسیر بودند. برادران هم البته خواهران نیستند. گو اینکه دو سه خواهر هم مانند معصومه ابتکار که بتی صدایش می کردند بین شان بود. بود!<br />
شاه می خواست این مرکز انرژی اتمی را با کمک فرانسه -فوقش آلمان- راه بیندازد. اما چون این دو کشور در کارنامه شان چرنوبیل و غیره نداشتند که هزاران نفر کشته و زخمی و کج و معوج بشوند، دست به دامن روسیه شدند. روسیه قر و قمیش آمد و یکی دو دهه هم کارها را به تعویق انداخت و بزرگان جمهوری اسلامی هم از خدا خواسته اندکی به کمیسیون هاشان افزودند و افزودند و افزودند و &#8230; باز هم افزودند تا &#8230;<br />
&#8230; تا همین دیروز - یا امروز - معلوم شد که کارها پس از بیست یا سی سال روبراه است. اما اندکی خطر حمله اسرائیل یا آمریکا هم هست. که هست!<br />
پس زنده باد &#8230; یعنی زنده باد &#8230;<br />
همین دیگر&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://negahi.com/wordpress/?feed=rss2&amp;p=1403</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>سکینه&#8230;. یازیق سکینه خانیم!</title>
		<link>http://negahi.com/wordpress/?p=1397</link>
		<comments>http://negahi.com/wordpress/?p=1397#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Aug 2010 08:15:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>یولداش</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[یولداش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://negahi.com/wordpress/?p=1397</guid>
		<description><![CDATA[
دستگاه شکنجه و اعتراف گیری جمهوری اسلامی که پیش از این معمولا در مورد زندانیان سیاسی به کار می افتاد، این بار یک قربانی دیگری را نشانه گرفته است: خانم سکینه محمدی آشتیانی. در نظام‌های توتالیتر به ویژه از نوع مذهبی آن، پوشیدن و خوردن و نوشیدن و حتی خصوصی‌ترین اعمال انسانی شهروندان هم در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="data:image/jpg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wCEAAkGBhQSERQUEhQWFRUQGBQUFBcUFxQVFhYXFBUWFBQXFRUXHCYeFxkkHBUUHy8gIycpLCwsFR4xNTAqNSYrLCkBCQoKDgwOGg8PGikeHhwsLCkpKSkpKSksLCkqKSksKSksKSksKSkpKSwsKTUpLSksKSwsKTUpLCwpLCkpKSkpLP/AABEIAHcAagMBIgACEQEDEQH/xAAcAAABBQEBAQAAAAAAAAAAAAAHAAECBQYIBAP/xABAEAABAwIBCQQHBgMJAAAAAAABAAIDBBExBQYHEiFBUWFxEyKBsRQyYpGhstEkM0JzksEjQ4IXRFJyk6Kzw/H/xAAZAQADAQEBAAAAAAAAAAAAAAAAAQIDBAX/xAAeEQEBAQACAwEBAQAAAAAAAAAAAQIRMQMSIUFRE//aAAwDAQACEQMRAD8ANkWC+i+cWCndROjpXTApErMZ4Z8w0LbO78rh3YwdvVx/C1VwJOWlfMALkiwxJWeyjpEoYTZ07Sd4ZeS3XVBAQUziz6qqskSSWYcI2d1niMXeN1n9ZPhXEHr+16hvbWk69m631+CtqDPyimIDKiO5wDjqHbydZc3XTXT4Hx1gJAcFK651zY0h1NGQA4yRDGN5vs9hx2t8uSNubOdsFbHrxO2i2uw+uwncR+42FKwrF6kmBTqUmK85gHP3r0FRUVRosFJRjGxSVToqrsv5UFNTyzHCJjnW4kDYPE2HiubMo175pHSSO1nyEucTxPkOXJGzS9UluTnAG3aSRt6i+uflQIcVcVOkSna5INuVsczcyu3BfKDq4Dmje5ic085ur8Y8pld5zZuupZS3Frrlh4jgeYVKWp51NTmFZxeEQrPIOXZKSZs0Rs5uI3Obva7kVWkJ7bEw6eyDlllVBHNHhK0G28HBzTzBBHgrIFB/QtnAQ6Slcdjryx8iLB4HUWPgUXgVFTUlFOldZhGLBSIUYcAplVBQ+00D7A386P5XoHkroPSnQ9pk2a2MepJ+hwJ/26y56JWmR+NJmXkE1EwBHdGJ5I2UeT2xsDWiwaLBCrJE1PBEzsqiZkjhdxY3WYXbxtG22GwrfZsZWfJ3Xu1iPxapYT1bxXFu+2ua6ZniHznzeZUROa7qDvB4hBHKFEY3uaTfVJ2jaCjrnDTNczv31d4BIHjZDbOqnpWs1GQuZI7vMOr6222/aRin49+tGpzGJKQScmB2LtYLLIOVzS1MUw/lODjzbg4eLSR4rpmlmDmhwNw4Ag8QRcFcpa6PmibLnb0DGk3dTHsncbDbGf0kD+kpUq26ZK6bWWVKFDgFMr5w4BSJTnQqrzpt6HU62HYzX/03LnnNbN91XOGDY0d554D6lHbSFlRsOT6guNu0Y6NvEueC0AefgUItGuUxFUuaf5oFurSTb3E+5LdszbGmJLZyJFBmdExrAWhwjN23ANjxHBWMMLRMLY2JK9Lanu3VRQ5RZ6Q/XcAQNg5f+rjjoX74gdhXmlyOwkEi9rgcr42XkGWo3OIjeC5psW3BPuVsHJpD7PTRyx8bpKcWkbdxaMH7yBwKEjhbYuk6+qDWEncFzplScSTyOaLBz3uFuBJK6PBq82I3PnLxlbjRLnB6NWCJxsyqAYeAeNsZ992/1LEgKcTyCCDYtsQRiCNoIXSydWhyiSsvo+zr9OpgXfexWZKOJtseOTseoI3LSG6yvaenojwCi9yePALE6UM7fRKYsjNpqgFreLW/if8AsOZ5Jwd0OtKWdvpVSY2H+FTktFsHPwe7nwHQ8VjqCsMcrHg+q4H47V53m6hdaevMP2+jvR5UvGDfdf4LyDKNJITruaTxBtbxWSzMy+HR9m71mC3UbvotdQUjmm7GBwO4gfRebrPreK7O5zFpT5Vpo8LXGy4Fz9VZ0uVGSi7Df4ea8NNG8+swN6W/YL2kBoQTP59ZQ7OllPs6o6u7o80ESiFpPy2CGQtOJ13eGxvmfch4SuvwZ+c/1j5b+EHJ2uTBILoYi5oNwqusPlKiiUL9Bfq1XWHykRQKy12EKmrbHGXvNmsaXOJ3AC5K5vzvzidWVL5T6p7sYP4WD1R139SUTdMuWXx00MLdgqC7XPsx6p1ehLh+lBcuTyr8MQokKVkrLSIPBMWODmkgjAhb3Iuk3s2gSMJIxLd/ND8hOAp34877XndyKg0ux/4HKly9pQklFoW6g4nHwCwwak5Zzw5i/wDWnnqXPcXPcSTiSohyiQmC3YvoXJBRUroAw6Cvu6o+3F8r0UChhoJH8Gq/Mj+QonlZXsBLpy/unSb/AKkKEVtOXrUn+WbziQrcE8LRBTtcm1UrK0HLbpatk2smL0GclRKfWKjcoI7kwSJTAJhJOokpwUj4GbQT9xU/mt+QIlkobaCx9mqPzh/xtRIKx12QTadD/EpR7EvnGhYkkqyv8RUkkloEbpXSSQDFwUQ5JJCeEiogp0kCknsmSQcGvQYz7JOeMx+EcaIrkkljrsq//9k=" alt="data:image/jpg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wCEAAkGBhQSERQUEhQWFRUQGBQUFBcUFxQVFhYXFBUWFBQXFRUXHCYeFxkkHBUUHy8gIycpLCwsFR4xNTAqNSYrLCkBCQoKDgwOGg8PGikeHhwsLCkpKSkpKSksLCkqKSksKSksKSksKSkpKSwsKTUpLSksKSwsKTUpLCwpLCkpKSkpLP/AABEIAHcAagMBIgACEQEDEQH/xAAcAAABBQEBAQAAAAAAAAAAAAAHAAECBQYIBAP/xABAEAABAwIBCQQHBgMJAAAAAAABAAIDBBExBQYHEiFBUWFxEyKBsRQyYpGhstEkM0JzksEjQ4IXRFJyk6Kzw/H/xAAZAQADAQEBAAAAAAAAAAAAAAAAAQIDBAX/xAAeEQEBAQACAwEBAQAAAAAAAAAAAQIRMQMSIUFRE//aAAwDAQACEQMRAD8ANkWC+i+cWCndROjpXTApErMZ4Z8w0LbO78rh3YwdvVx/C1VwJOWlfMALkiwxJWeyjpEoYTZ07Sd4ZeS3XVBAQUziz6qqskSSWYcI2d1niMXeN1n9ZPhXEHr+16hvbWk69m631+CtqDPyimIDKiO5wDjqHbydZc3XTXT4Hx1gJAcFK651zY0h1NGQA4yRDGN5vs9hx2t8uSNubOdsFbHrxO2i2uw+uwncR+42FKwrF6kmBTqUmK85gHP3r0FRUVRosFJRjGxSVToqrsv5UFNTyzHCJjnW4kDYPE2HiubMo175pHSSO1nyEucTxPkOXJGzS9UluTnAG3aSRt6i+uflQIcVcVOkSna5INuVsczcyu3BfKDq4Dmje5ic085ur8Y8pld5zZuupZS3Frrlh4jgeYVKWp51NTmFZxeEQrPIOXZKSZs0Rs5uI3Obva7kVWkJ7bEw6eyDlllVBHNHhK0G28HBzTzBBHgrIFB/QtnAQ6Slcdjryx8iLB4HUWPgUXgVFTUlFOldZhGLBSIUYcAplVBQ+00D7A386P5XoHkroPSnQ9pk2a2MepJ+hwJ/26y56JWmR+NJmXkE1EwBHdGJ5I2UeT2xsDWiwaLBCrJE1PBEzsqiZkjhdxY3WYXbxtG22GwrfZsZWfJ3Xu1iPxapYT1bxXFu+2ua6ZniHznzeZUROa7qDvB4hBHKFEY3uaTfVJ2jaCjrnDTNczv31d4BIHjZDbOqnpWs1GQuZI7vMOr6222/aRin49+tGpzGJKQScmB2LtYLLIOVzS1MUw/lODjzbg4eLSR4rpmlmDmhwNw4Ag8QRcFcpa6PmibLnb0DGk3dTHsncbDbGf0kD+kpUq26ZK6bWWVKFDgFMr5w4BSJTnQqrzpt6HU62HYzX/03LnnNbN91XOGDY0d554D6lHbSFlRsOT6guNu0Y6NvEueC0AefgUItGuUxFUuaf5oFurSTb3E+5LdszbGmJLZyJFBmdExrAWhwjN23ANjxHBWMMLRMLY2JK9Lanu3VRQ5RZ6Q/XcAQNg5f+rjjoX74gdhXmlyOwkEi9rgcr42XkGWo3OIjeC5psW3BPuVsHJpD7PTRyx8bpKcWkbdxaMH7yBwKEjhbYuk6+qDWEncFzplScSTyOaLBz3uFuBJK6PBq82I3PnLxlbjRLnB6NWCJxsyqAYeAeNsZ992/1LEgKcTyCCDYtsQRiCNoIXSydWhyiSsvo+zr9OpgXfexWZKOJtseOTseoI3LSG6yvaenojwCi9yePALE6UM7fRKYsjNpqgFreLW/if8AsOZ5Jwd0OtKWdvpVSY2H+FTktFsHPwe7nwHQ8VjqCsMcrHg+q4H47V53m6hdaevMP2+jvR5UvGDfdf4LyDKNJITruaTxBtbxWSzMy+HR9m71mC3UbvotdQUjmm7GBwO4gfRebrPreK7O5zFpT5Vpo8LXGy4Fz9VZ0uVGSi7Df4ea8NNG8+swN6W/YL2kBoQTP59ZQ7OllPs6o6u7o80ESiFpPy2CGQtOJ13eGxvmfch4SuvwZ+c/1j5b+EHJ2uTBILoYi5oNwqusPlKiiUL9Bfq1XWHykRQKy12EKmrbHGXvNmsaXOJ3AC5K5vzvzidWVL5T6p7sYP4WD1R139SUTdMuWXx00MLdgqC7XPsx6p1ehLh+lBcuTyr8MQokKVkrLSIPBMWODmkgjAhb3Iuk3s2gSMJIxLd/ND8hOAp34877XndyKg0ux/4HKly9pQklFoW6g4nHwCwwak5Zzw5i/wDWnnqXPcXPcSTiSohyiQmC3YvoXJBRUroAw6Cvu6o+3F8r0UChhoJH8Gq/Mj+QonlZXsBLpy/unSb/AKkKEVtOXrUn+WbziQrcE8LRBTtcm1UrK0HLbpatk2smL0GclRKfWKjcoI7kwSJTAJhJOokpwUj4GbQT9xU/mt+QIlkobaCx9mqPzh/xtRIKx12QTadD/EpR7EvnGhYkkqyv8RUkkloEbpXSSQDFwUQ5JJCeEiogp0kCknsmSQcGvQYz7JOeMx+EcaIrkkljrsq//9k=" /></p>
<p>دستگاه شکنجه و اعتراف گیری جمهوری اسلامی که پیش از این معمولا در مورد زندانیان سیاسی به کار می افتاد، این بار یک قربانی دیگری را نشانه گرفته است: خانم سکینه محمدی آشتیانی. در نظام‌های توتالیتر به ویژه از نوع مذهبی آن، پوشیدن و خوردن و نوشیدن و حتی خصوصی‌ترین اعمال انسانی شهروندان هم در حوزه عمومی قابل مجازات و تنبه و تعزیر می‌شوند. مصائب خانم سکینه محمدی آشتیانی هم  به دلایلی &#8220;سیاسی&#8221; شده است.<br />
خانم سکینه محمدی آشتیانی چهار سال پیش، یک بار در یکی از همین دادگاه‌های اسلامی به اتهام داشتن روابط جنسی با دو مرد به 99 ضربه شلاق محکوم شد که حکم هم به اجرا درآمد. اما چون نمایندگان &#8220;عدل و عدالت&#8221; اسلامی این حکم را کافی نمی‌دانستند برآن شدند که دوباره این زن بلا کشیده و مادر دو فرزند را به اتهام زنای محصنه محاکمه کنند که مجازاتش سنگسار است. این نوع محاکمه حتی مطابق قوانین خود جمهوری اسلامی هم غیرقانویی است. بنابراین با گرفتن اعترافاتی معمول در زندان‌های ایران، تاریخ انجام روابط جنسی را چندماهی به عقب کشیدند که شوهر این خانم زنده بود تا عمل زنای محصنه محرز گردیده و مجازات سنگسار اجرا گردد.<br />
 آقای محمد مصطفائی وکیل او  و دو فرزندنش دست به دامان وجدان‌های بیدار جهانیان شده و تلاش کردند تا حکم غیر انسانی و قرون وسطائی  سنگسار در مورد خانم محمدی آشتیانی اجرا نگردد. دو فرزند این بانو، فریده و سجاد نامه‌ای سرگشاده به جهانان نوشتند و از آنان خواستند که تلاش کنند به هر نحوی که شده این حکم اجرا نگردد. این دو جوان ایرانی در زجرنامه‌ای نوشتند:<br />
امروز دست ياري به سوي همه مردم دنيا دراز ميکنيم. پنج سال است که بدون مهر مادري و با ترس و وحشت زندگي ميکنيم. آيا دنيا آنچنان ظالم است که ميتواند اين فاجعه را ببيند و راحت از آن عبور کند؟ما فرزندان سکينه محمدي آشتياني هستيم. فريده و سجاد محمدي آشتياني. از سنين نوجواني با اين درد آشنا شديم که مادرمان در زندان است و ما منتظر يک فاجعه نشسته ايم. راستش کلمه سنگسار٬ به خودي خود چنان ترسناک است که ما سعي ميکنيم هيچگاه از آن استفاده نکنيم. ما ميگوييم٬ مادرمان در خطر است٬ مادرمان ممکنست کشته شود و مادرمان از همه انتظار دارد کمکش کنند.<br />
امروز که تقريبا همه راهها به بن بست رسيده و وکيل مادرمان ميگويد وضع مادر ما خطرناک است٬ به شما متوسل ميشويم. به مردم دنيا متوسل ميشويم٬ فرق نميکند رنگ پوستشان چيست و يا در کدام کشور و شهر زندگي ميکنند٬ به شما مردم ايران٬ به همه کسانيکه درد و زخم اينرا چشيده اند که کشته شدن يک عزيز خانواده چقدر وحشتناک است٬ متوسل ميشويم. کمک کنيد مادر ما به خانه برگردد!<br />
ما به ويژه دست ياري بسوي ايرانيان در همه جاي دنيا دراز ميکنيم. کمک کنيد اين کابوس متحقق نشود. کمک کنيد مادر ما نجات پيدا کند. واقعا توضيح دادن لحظه ها و ثانيه هاي زندگي ما بسيار سخت است. کلمات در مقابل اين وحشت ٬ گويايي خود را از دست ميدهند…<br />
کمک کنيد مادر ما نجات يابد. نامه بنويسيد و از مقامات بخواهيد او را آزاد کنند. بگوييد که او هيچ شاکي خصوصي ندارد و کاري نکرده است. مادر ما نبايد کشته شود. آيا اين حرف را کسي هست بشنود و به ياري ما بشتابد.<br />
                                                                                             فريده و سجاد فرزندان سکينه محمدي آشتياني </p>
<p>چون هنوز داغ ماجراهای هولناک قتل و تجاوز و شکنجه در یک سال اخیر در وجدان‌های بیدار تازه بود،  با انتشار این زجرنامه کوتاه وجدان بیدار جهان بار دیگر  تکان خورد. انسان‌ها از انسان بودن خود شرمگین شدند. هنرمندان، سیاستمداران و دیگر شهروندان جهان به پا خاستند و از جمهوری اسلامی خواستند که این زن زجر دیده را آزاد کنند. آقای لولا، رئیس جمهور برزیل و دوست نزدیک آقای احمدی نژاد حتی از همتای ایرانی خود خواهش کرد که با آزادی او رسم دوستی و رفاقت را به جای آورد و اعلان کرد که کشور برزیل حاضر است مقدم خانم محمدی آشتیانی را گرامی دارد. آخر در نظر مردم آزاده او گناهی جز یک رابطه جنسی نداشت.<br />
جمهوری اسلامی به جای این که مثلا رافت اسلامی و مداراگری خود را به نمایش بگذارد، چهره واقعی خود را که سرشار از خشونت و سبعیت است به نمایش گذاشت. دوربین تلویزیون مثلا ملی را به زندان برد (که البته غیر قانونی است) و آن جا بقچه‌ای مشکی رنگی را به نمایش گذاشت که مثلا خانم سکینه محمدی آشتیانی بود. این بقچه بیچاره در سلول زندان مقابل دوربین تلویزیون قرار گرفت و با زبانی که به طور رسمی ممنوع است ( به ترکی آذربایجانی سخن گفت) با کلماتی بریده و سخنانی نامفهوم به همدستی در قتل شوهرش اعتراف کرد و  از جمهوری عدل و داد اسلامی تقاضا کرد  که او را سنگباران و سنگسار کنند. مرتب می گفت که کسی از فامیل های شوهرش او را با &#8220;صدا&#8221; (این صدا بارها تکرار می‌شود!) فریب داد تا او - بنا به ترجمه‌ی آخوندی که مثلا قاضی پرونده است-سرنگی به شوهرش تزریق کند و سپس او را با اتصال برق به قتل برساند. (مترجم یا مجری نگفت که این برق چند ولتی بود).<br />
 کلمات بریده بریده این بقچه بیچاره البته اصلا مفهوم نیست، بلکه مجری و مترجم و قاضی این همه را با زبان فصیح فارسی به تماشاگران می گویند. آنگاه با اهالی محل سکونت او نیز مصاحبه هائی می‌کنند و آنان نیز  البته با غیرت اسلامی با انزجار از دیده‌ها و شنیده‌هایشان در مورد قتلی که در همسایگی‌شان رخ داده خواهان سنگسار زن می‌شوند و شاید هم در دل می‌خواهند اولین کسی باشند که سنگ را پرتاب می‌کند!<br />
سپس صحنه‌هایی از گزارش‌های تلویزیونی کشورهای مختلف را در مورد محکومیت سکینه‌ محمدی آشتیانی به سنگسار و همچنین اعتراضات جهانی علیه آن را به نمایش گذاشته می‌شود. در پایان، تهیه‌کننده‌ی برنامه‌ی اعتراف‌گیری تلویزیونی می‌گوید که آمریکا به خاطر دستگیری سه آمریکایی در ایران این جنجال را به پا کرده و همو در ادامه به افشاگری علیه محمد مصطفایی می‌پردازد و می‌گوید که این وکیل از پرونده‌ی سکینه محمدی سوءاستفاده کرده تا در نروژ پناهندگی بگیرد. (انگار دولت نروژ حرف‌های یک وکیل مدافع و فعال حقوق بشری را قبول نمی‌کند. )<br />
زنی که اصلا فارسی بلد نیست ناگهان تمام مسائل جهانی را از جمله توطئه اسرائیل و روند پناهنده شدن محمد مصطفائی را با همان زبان شیوای فارسی مجری و مترجم (یا بهتر است بگوئیم مامور وزارت اطلاعات) به گوش جهانیان می‌رساند و التماس می‌کند که او را سنگسار کنند!<br />
جمهوری اسلامی اولین بار نیست که شهروندانش را در داخل زندان با ترفندهای گوناگون و البته شکنجه و آزار و تجاوز جنسی به اعتراف وا می‌دارد و البته آخرین بار هم نخواهد بود. اما این بار نیز تیرش به سنگ خورده است. دنیا دست جمهوری اسلامی خوانده است و می‌داند که این رژیم جهل و جنون و شکنجه و تجاوز با شهروندانش چه می کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://negahi.com/wordpress/?feed=rss2&amp;p=1397</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>باز خوانی برگی از تاریخ معاصر نظام های تمامیت خواه - کاظم رنجبر</title>
		<link>http://negahi.com/wordpress/?p=1391</link>
		<comments>http://negahi.com/wordpress/?p=1391#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 23:45:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>یولداش</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://negahi.com/wordpress/?p=1391</guid>
		<description><![CDATA[در این یک ماه گذشته در جمهوری ابتر جهل و جنایت و فساد اتفاقاتی بظاهر کوچک ولی در واقع بسیار با اهمیت رخ دادند که در حقیقت نشان از زوال و به بن بست رسیدن  این نظام بمانند سایر نظام های تمامیت‌خواه تاریخ هستند. لذا در راستای گسترش دید تاریخی و سیاسی از پایان نظام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در این یک ماه گذشته در جمهوری ابتر جهل و جنایت و فساد اتفاقاتی بظاهر کوچک ولی در واقع بسیار با اهمیت رخ دادند که در حقیقت نشان از زوال و به بن بست رسیدن  این نظام بمانند سایر نظام های تمامیت‌خواه تاریخ هستند. لذا در راستای گسترش دید تاریخی و سیاسی از پایان نظام های توتالیتر نگاهی در محدوده  یک مقاله به این مطلب خواهیم انداخت و این اصل را از نظر  خواهیم گذراند که<strong> </strong>نظام های تمامیت خواه اصلاح ناپذیر هستند یا نه.<strong></strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p>سیاست و مدیریت کلان جامعه متشکل از مجموعه ای از علوم انسانی و تجربی است و تسلط و آشنائی به این علوم ربطی به باور های دینی و ایمانی توده مردم و رهبران دینی ندارند. روحانیون حکومتی ولو اینکه عنوان های پر طمطراق علمای اعلام و آیات اعظام را با خود یدک می کشند، اما درحقیقت فاقد علم به معنی واقعی آن هستند و مشکل واقعی جامعه ایران امروز درست در همین نکته است که در هزاره سوم روضه خوان با قدرت سرنیزه و با سوء استفاده از باورهای معصومانه دینی ناشی از فقر فرهنگ عمومی در طول این31 سال برمسند حکومت نشسته است.</p>
<p>در ماه گذشته آقای علی خامنه ای علنأ ادعا کرد که در زمان غیبت سخنان او به عنوان مجتهد جامع الشرایط چون دستورات پیامبر و امام زمان واجب الاجرا است. و چند روز بعد نیز در یک سخنرانی رسمی به علوم انسانی جامعه شناسی و روانشناسی حمله کرد و این علوم را علوم غربی و بی ارزش خواند و اضافه کرد که مسلمانان به علوم قرانی  احتیاج دارند .(نقل به معنی )</p>
<p>به دنبال این سخنان رئیس قوهً قضائیه آیت الله  صادق لاریجانی از ترویج علوم انسانی و به ویژه تئوری های روانشناسی و جامعه شناسی انتقاد کرد و آنها را ناهمخوان  با پیش فرض های دینی دانست. صادق لاریجانی در انتقاد به ترویج علوم انسانی در ایران گفت : &#8220;در کشوری که بنای آن توحید و ایمان به حق تعالی بوده و بر اساس قران شکل گرفته آیا درست است برعلوم انسانی اتکا کند، که پیش فرضهای آن  به هیچ وجه با پیش فرض های دینی ما هماهنگی و همخوانی ندارند؟</p>
<p>حمله به علوم انسانی پس از آن در ایران شدت گرفت که آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در شهریور 1388 و در پیوند با رویدادهای پس از انتخابات علوم انسانی  را در ایران هدف قرار داد و به صراحت از تحصیل دو میلیون دانشجو در رشته های علوم انسانی انتقاد کرد و این علوم را مروج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی دانست.</p>
<p>در پی این سخنان عده ای نیز درجمهوری اسلامی  خواستار انقلاب فرهنگی دوم در دانشگاه ها شدند. علوم انسانی و نظریه های جامعه شناسی یکی از محورهای اصلی کیفر خواست دادستان تهران علیه اعضای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در همان نخستین دادگاه موسوم به کودتای مخملی در شهریور ماه سال گذشته بود.</p>
<p>در کیفر خواست های خوانده شده همچنین به برخی از بزرگان نظریه های سیاسی و جامعه شناسی اشاره شده و همچنین از چند استاد برجسته ایرانی یاد شد.</p>
<p>در تیر ماه امسال محمد تقی مصباح یزدی عضو مجلس خبرگان (وای به حال ملتی  که خبره اش چنین افرادی باشند - نویسنده ) و رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، با صراحت بیشتری به پژوهشگران علوم انسانی  در ایران تاخت و گفت: بسیاری از کسانی که در فتنه ها نقش کلیدی داشتند از تربیت‌شدگان  همین اساتید فاسد دانشکده های حقوق و علوم سیاسی بودند .(ماخذ 1)</p>
<p>اینکه در جمهوری ابتر اسلامی آیت الله خمینی متکی بر جهل واستبداد جنایت و فساد یک مشت روضه خوان بر علوم انسانی و جامعه شناسی و استادان با ارزش آن حمله می کنند جای تعجب نیست. به مصداق مثل معروف در زبان فارسی «سنگ را بسته و سگ را  رها کردن<strong>» </strong>سیاست های رسمی  این نوع نظام ها می باشند. قتل های زنجیره ای دگر اندیشان نمونه بسیار گویای ماهیت این نظام است.</p>
<p>وقتی که در سال  1967میلادی سرهنگ های یونان با دخالت علنی آمریکا علیه حکومت قانونی خود کودتا کردند یکی از اولین  اقدام ضد فرهنگی و ضد آزادی این نظام کودتائی بستن دانشکده جامعه شناسی دانشگاه آتن بود. عجیب نیست که عین همین عمل را در شیلی ژنرال پینوشه در کودتای 11 سپتامبر 1973، که آن کودتا نیز توسط سازمان اطلاعاتی آمریکا علیه حکومت قانونی سالوادور آلینده طراحی شده بود از فردای  حاکمیت حکومت نظامی ضمن دستگیری و قتل دگر اندیشان این کشور کودتاگران دانشکده جامعه شناسی را بستند.</p>
<p>باز هم عین همین اعمال را در سناریوهای دیگر بعد از کودتای 28 مرداد 1332 نظامیان ایران علیه نظام قانونی دکتر مصدق مشاهده می کنیم. به عنوان نمونه ساختن مسجد در دانشگاه تهران و آوردن آخوند و روضه خوان به صحن دانشگاه ،مرکز علم و دانش، به معنی واقعی آن بود<strong>. </strong></p>
<p>در نقشه اصلی ساختمان  دانشگاه تهران که بوسیله فرانسویان در زمان رضا شاه ساخته شده است بنای مسجد پیش بینی نشده بود. ساختن مسجد طرح  سیاسی بود که در زمان دکتر اقبال طراحی و عملی شد.</p>
<p>آخوند های حکومتی  ضد علم ادعا دارند که تمام علوم  ارضی و سماوی در قران نهفته است!</p>
<p>این هم از دروغ های حقه بازان و تشنگان قدرت است. نه تنها در قران بلکه در هیچ یک از کتاب های دینی نشانه‌ای از علم به مفهوم منطقی و عقلی آن وجود ندارد.</p>
<p>اگر وجود داشت این همه دانشمندان و فلاسفه را قدرت های جهل و جنایات کلیسا زنده زنده به آتش نمی کشیدند. اگر قران کتاب علم و دانش بود این چنین مسلمانان جهان ذلیل و اسیر قدرت های استعماری نبودند.  در صورتیکه محقیقین و پژوهشگران صدیق تاریخ استعما ر می دانند که چگونه استعمار انگلیس در طول سه قرن گذشته با نفوذ درمحافل دینی  مسلمانان چه سنی و چه شیعه اسلام و روحانیون بیسواد و ارتجاعی را تبدیل  به عامل آگاه و نا آگاه  اجرائی سیاست استعماری خود کردند.</p>
<p>سازمان تروریستی اخوان المسلمین در مصر، سازمان تروریستی فدائیان اسلام در ایران، ساخته و پرداخته امپریالیسم انگلیس بودند.</p>
<p>بعد از جنگ دوم جهانی ایالات متحده آمریکا همین سیاست یعنی نفوذ در حوزه های دینی و اهدای کمک های مالی و مسلح کردن گروه های تروریستی و تبلیغ جهل و خرافات در نهایت حفظ سلطه استعمار به روشهای نوین و غارت ثروت های مادی و معنوی کشور های مسلمان را در همان راستای سیاست انگلیس همراه با اسرائیل  را دنبال می کنند .(در هفته های آینده  مقالاتی را در این باره با تکیه بر اسناد  به اطلاع خوانندگان گرامی خواهیم رساند)</p>
<p>*        *        *         *</p>
<p><strong>قدر زر، زرگر بداند قدر گوهر گوهری ،« علم را عالم شناسد جان من ،نه شیخ علی !»</strong>(2)<strong></strong></p>
<p>اما چرا آخوند های  حکومتی در جمهوری ابتر آیت الله خمینی مخالف علوم و خصوصأ مخالف علوم انسانی هستند؟</p>
<p>در جواب در راستای این مقاله یک تعریف کوچکی از معنی و مفهوم علم را در اینجا می آوریم و بعدأ توضیح خواهیم داد که چرا آخوند ها همیشه و خصوصأ حکومت جهل و جنایت و فساد اسلام ناب محمدی خمینی مخالف علم و دانش و آگاهی ملت هستند و بجای توسعه و پرورش علم و آگاهی ملت تودهً مردم را با یک مشت اراجیف و خرافات و وعده بهشت های با 70 حوری باکره سرگرم می کنند؟</p>
<p>علم عبارت از مجموعه شناخت و تحقیق و پژوهش با یک روش مشخص (Méthodique) است که هدفش کشف قوانین و پدیده ها و روابط آنها در طبیعت و جامعه می باشد.</p>
<p>تجربه در پژوهشهای علمی اصلی است اساسی مشخص و قائم به ذات.</p>
<p>در پژوهشهای علمی سایر مقولات مبتنی بر باورهای ماوراء طبیعی چون روح جن و پری فرشته پیشگوئی جادوگری خدا و پیامبران و امامان آیت الله ها و حجت اسلام ها عیسی و مریم پاپ و کشیش خواهران مقدس و خاخام ها که فاقد پایگاه عقلانی هستند جایگاهی ندارند.</p>
<p>نتیجه این پژوهش های عقلانی ناشی از تجربه عملی،و محاسبات استدلالی و آزمایشگاهی در نهایت بصورت قوانین علمی در آمده و شناخت انسان را از طبیعت و جوامع بشری گسترش می دهد.</p>
<p>اگر به همین تعریف کوچک از علم دقیق بشویم خواهیم دید که دنیای مذهب دنیای ایمان و باور است، نه دنیای علم. اگر روحانیون به علم آشنا بودند حرفهای خارج از عقل و شعور و منطق بر زبان نمی آوردند.</p>
<p>به عنوان نمونه  یکی  از گفته های آیت الله  خمینی را در اینجا می آوریم تا ملاحظه بکنید که تا چه حد این حضرات ولو اینکه خود را بنام عالم  به جامعه ایرانی قالب کرده اند در عمل چیزی از علم و دانش بشری  در چنته ندارند.</p>
<p>بحثی  در یکی از حوزه های «علمیه در اسلام ناب محمدی  آقای خمینی » در باره نور باز شده بود ویکی از سایت  های این حوزه بخشی از این بحث را چاپ و منتشر کرده است و ما در اینجا با ارائه ماًخذ، به آن بخش استناد می کنیم.</p>
<p>موضوع بحث :<strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>خلقت نور پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) قبل از خلقت عالم.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p>آیت الله خمینی با تکیه بر احادیث فاقد سند و یک مشت هذیان گوئی شیخ الاسلام محمد باقر مجلسی دوران عصر صفویه که در نهایت از نتایج این جهالت و خرافات عمومی جامعه آن عصر مملکت بدست یک جوان 22 ساله افغانی اشغال وغارت و ملت از قحطی نابود شدند و تاریخ نیز از آن  بنام فتنه افغان یاد می کند، در صورتیکه اصل فتنه درست<strong> </strong>چون امروز فتنه جهل و خرافات آخوند بود در باره نور چنین در افشانی می کند :</p>
<p>«&#8230;» <strong>حضرت امام خمینی (قدس سره) در این باره گفته است: بدان که برای اهل بیت و عصمت و طهارت- علیهم السلام -مقامات شامخه روحانیه ای است در سیر معنوی الی الله، که ادراک آن  عملأ نیز از طاقت بشر خارج و فوق عقول ارباب عقول و شهود اصحاب عرفان است؟ .چنانچه از احادیث شریفه ظاهر شود، که در مقام روحانیت با رسول اکرم (ص) شرکت دارند و انوار مطهر آنها  قبل از خلقت عوالم مخلوق، و اشتغال  به تسبیح و تحمید  ذات مقدس داشتند. </strong>(ماًخذ چهل حدیث  چاپ مرکز فرهنگی رجاء صفه464- چاپ 1368) مأخذ (3)</p>
<p>اولاً از خواننده گرامی تقاضا دارم حد اقل  دوبار این جملات را بخوانند و به عمق این هذیان گوئی بیمار گونه این فرد پی ببرند. بعد ملاحظه خواهید کرد که این «امام امت » اضافه می کند &#8230;ادارک آن عملأ از طاقت بشر خارج و فوق عقول ارباب عقول و شهود اصحاب عرفان است !!!  این سئوال پیش می آید :</p>
<p>اگردرک آن از طاقت عقل بشر خارج است، پس  چگونه  آیت الله خمینی به کنه آن پی برد ه است؟</p>
<p>اگر این سخنان آیت الله خمینی در باره نور را به یک فیزیک‌دان  توضیح بدهید حتمأ آن فیزیک‌دان  پسشنهاد می کند که این فرد را قبل از آنکه به خود و نزدیکان خود  ناشی ازهذ یان گوئی و روان پریشی صدمه بزند هرچه زودتر در بیمارستان روانی بستری بکنید.</p>
<p>ولی مسئله پیچیده تر از این است.</p>
<p>برای اینکه آیت الله خمینی آقای علی خامنه ای و مصباح یزدی و جنتی و صادق لاریجانی ها با آن «علم دانش» و هذیان گوئی هایشان ساخته و پرداخته جامعه ایران در بند قرنها جهل و خرافات هستند.</p>
<p>درست نیز مسئله جامعه ایران امروز در اینجا نهفته است که یک مشت آدم های غرق در جهل و خرافات  وحاکمیت فساد و استبداد، سلاطین و شیخ الاسلام ها و آیت الله ها، ملت و مملکت را به نابودی کشانده اند ودر این راستا قدرت های استعماری بزرگترین و مطمئن‌ترین متحد بالقوه و بالفعل خود را در بطن همین روحانیت غرق در جهل و خرافات پیدا کرده است که در مقالات آینده به این بخشی از تاریخ ایران را با ارائه اسناد تاریخی خود محققین اروپائی و آمریکائی  توضیح و تفسیر خواهیم کرد.</p>
<p>برای رد هذیان گوئی های آیت الله خمینی بطور خلاصه تعرف نور را در حد یک جامعه شناس غیر متخصص از منظر علم فیزیک اپتیک (physique optique  ) در چند سطر به عرض « آیات اعظام و علمای اعلام و باز مانده گان  آنان» تعرف می کنم تا معلوم شود چرا روحانیون حکومتی نه تنها به علوم  به معنی واقعی آن آشنائی ندارند بلکه از علم متنفرند. و بعلاوه از آن وحشت دارند که ملت با آشنائی به علوم به جهل و خرافات و مردم فریبی آنان آگاه گردند و روزی در دکٌان آنان تخته بشود.</p>
<p>مسٌلم است که برای اینکه این حضرات از ملٌت سواری بگیرند باید ملت را نا آگاه و نادان نگاه دارند .</p>
<p>فردی چون آقای علی خامنه ای که قبل از انقلاب حتی از شدت فقر دوستان نزدیکش او را &#8220;علی گدا&#8221; می نامیدند (که البته فقیر بودن عیب و ننگ نیست) امروز در حالیکه ملت از شدت فقر و بیکاری و گرانی  در رنج و عذاب هستند خود و فرزندان و دارو دسته آخوندهای حکومتی  ثروت های میلیاردی جمع می‌کنند.</p>
<p><strong>تعریف نور</strong>، مجموعه از امواج الکترومانیِتیک است که به چشم دیده می شوند طول این امواج nm380 (یعنی 380 ملیاردیم یک میلیمتر) برای رنگ بنفش و nm780(یعنی 780 ملیاردیم  یک میلیمتر) برای رنگ قرمزمی باشند. واحد نور Lux است. اولین بار اسحاق نیوتن فیزیک دان انگلیسی  یهودی تبار موفق به تجزیه نور سفید شد. سرعت نور برابر با 299792451 متر در ثانیه است. این کمیت در فیزیک و در سایر علوم با حرف  <strong>C</strong> نشان داده می شود. در محاسبات عادی که دقت زیاد مورد نظر نیست سرعت نور را 300 هزار کیلومتر در ثانیه می‌گیرند. نخستین بار <strong>اوله رومر (</strong><strong>Ole Romer </strong><strong>- </strong> متولد 1644 مرگ 1710) ستاره شناس دانمارکی الاصل سرعت نور را محاسبه کرد. اسحاق نیوتن فیزیک دان مشهور انگلیسی، متولد 1643- مرگ 1710، است . اگر به تاریخ تولد و زندگی این دو دانشمند دقیق بشویم می‌بینیم این دو دانشمند معاصر دوران حکومت صفویه اوج حاکمیت وتبلیغ  خرافات و جهالت بنام دین و مذهب شیعه زیر نظر <strong>شیخ </strong>الاسلام ، محمد باقر مجلسی<strong> </strong>در ایران بودند. سه قرن پیش دانشمندان اروپا نور را تجزیه و ماهیت و سرعت آن را مطالعه  می کردند در آن عصر شیخ الاسلام های شیعه علمای اعلام  وآیات اعظام یک مشت خرافات نظیر خرافات ذکر شده در بالارا توی مغز ملت بنام علم می‌چپاندند یا تعین می کردند که مسلمانان باید با پای چپ وارد مستراح بشوند و با پای راست  خارج گردند!!! این مزخرفات را علم و دانش می دانستند. سه قرن بعد نتیجه اش را امروز می بینیم و نسل امروز ایرانی توان آن تبلیغات جهل و خرافات را به قیمت بس گران می پردازد.</p>
<p>ایران به نسبت جمعیت  کل کشور مقام اول معتادان و مقام اول اعدام را در جهان  دارد. و بنا به مرکز مطالعات آسیب شناسی جامعه دانشگاه تهران از برکت مقام معظم رهبر فرزانه مسلمان خط امام سن فحشا به 11 سال تنزیل کرده است. و رسمآ در مشهد زیر نظر دولت در جوار حرم امام هشتم شیعیان زیر پوشش صیغه‌خانه، یا به عبارت مصطلح در فرهنگ توده مردم، فاحشه خانه ای اسلامی  به مدیریت حاج آقا م. م. با شماره تلفن *************، باز کرده اند که دخترکان 12 ساله باکره را به قیمت یک صد هزار تومان بابت برداشتن پرده بکارت در اختیار مشتریان می گذارند. (ماًخذ.4)</p>
<p><strong>واقعیت گرائی سیاسی ( </strong><strong>La Realpolitik</strong><strong>)</strong><strong></strong></p>
<p>بنیانگذار این مکتب سیاسی ،اتو وان بیسمارک<strong> </strong>(Otto von Bismark -1818-1898) صدر اعظم آلمان  بود.</p>
<p>واقعیت گرائی سیاسی مکتبی است که برای حفظ صلح به روش مدیریت عقلانی سیاست پایبند است.</p>
<p>واقعیت گرائی سیاسی برآن تلاش دارد که هرچه ممکن است از برخورد نظامی جلوگیری بکند.</p>
<p>واقعیت گرایان سیاسی در مذاکرات و معاملات سیاسی از راه حل های متعدد (option) منطبق بر واقعیتهای عینی نهایت استفاده را می کنند.</p>
<p>بزرگترین پشتیبان پیروان واقعیت گرایان سیاسی پشتیبانی افکار عمومی ملت از آن سیاست است.</p>
<p>پیروان مکاتب سیاسی خصوصأ  واقعیت گرایان انگلوساکسون ( Realists of Anglo -saxon) و مارکسیست ها بیشتر از واقعیت گرائی سیاسی در مسائل بین المللی استفاده می کنند.</p>
<p>آنگلوساکسون ها منافع ملی را بالاتر از منافع ایده ئولوژیک می دانند. بهترین نمونه واقعیت گرائی سیاسی امریکا  واقعیت گرائی نیکسون و مشاور او هانری کسینجر در جستجوی  رابطه سیاسی باچین مائوئیستی با وجود اختلاف بزرگ ایدئولوژیک بود.</p>
<p>در ژوئیه 1971 هانری کسینجر بطور مخفی در چین با چون لای ملاقات کرد و به دنبال آن درسال 1972 نیکسون از 21 فوریه تا 28 فوریه 1972 همراه وزیر خارجه خود به دیدار سران دولت کمونیستی چین رفت.</p>
<p>این واقعه مهم یعنی مذاکره و ملاقات دو قدرت بزرگ با ایده ئولوژی متضاد یک نمونه بسیار با اهمیت واقعیت گرائی سیاسی قرن بیستم بود.</p>
<p><strong>چرا جمهوری  اسلام ناب محمدی آقای خمینی فاقد واقعیت بینی و واقعیت گرائی سیاسی است؟</strong></p>
<p>اگر بگوئیم که جمهوری ابتر اسلامی با داشتن ماهیت ایده ئولوژیک خود از درک واقعیت گرائی سیاسی در صحنه بین المللی استفاده از آن به نفع ملت و وطن ما ایران عاجز است، مسلمأ خواننده و یا شنونده دلیل این ضعف را خواهد خواست. و خواهد پرسید این ضعف کجا نهادینه شده است ؟</p>
<p>دلیل این ضعف علل متعدد دارد و طرفین مقابل و قدرت های استعماری نیز با آشنائی به این علل نهایت سوء استفاده را به نفع خود می‌کنند.</p>
<p>ما در اینجا بطور عنوان وار این ضعف و در عین حال این واقعیت ها را بیان می کنیم. ودر مقالات آینده به نقش آن  ها می پردازیم.</p>
<p><strong>نبود عرق ملی و میهنی در قشر روحانیون حکومتی</strong></p>
<p>بارها و بارها بطور مستقیم و غیر مستقیم از زبان روحانیون حکومتی شنیده اید که وطن پرستی و وطن دوستی عین گاو پرستی و شرک است.</p>
<p>زنده یاد دکتر مصدق نیز به این اصل پی برده بود که برای آخوند ایرانی وطن معنی و مفهوم ندارد.</p>
<p>مصدق مجبور می‌شود از آیت الله کاشانی بپرسد که شما اول ایرانی هستید بعد مسلمان، و یا اول مسلمان هستید  بعدأ ایرانی؟</p>
<p>در 28 مرداد 1332 آیت الله کاشانی ماهیت ضد ایرانی خود را عملأ نشان داد و با گرفتن 10 هزار دلار از کرومیت روزولت طراح کودتای 28 مرداد به ملت و مملکت خیانت کرد.</p>
<p>وانگهی بارها و بارها آیت الله خمینی رضایت خاطر خود را از سرنگونی دکتر مصدق بیان کرده است و این گفته ها و نوشته در تاریخ معاصر ایران ضبط شده است.</p>
<p>خمینی می گفت: اگر مصدق بر سر کار می ماند اسلام از او صدمه می دید (نقل به معنی)</p>
<p>قشر روحانیون حکومتی از بیسواد ترین و ناآگاه ترین قشر جامعه ایران از جنبه سیاسی است.</p>
<p>فراموش نکنیم که سیاست موعظه  و روضه خوانی و تحریک یک مشت جوان و مردم عادی کوچه و بازار نیست.</p>
<p>سیاست و سیاست شناسی و مدیریت کلان یک جامعه متشکل از علوم مختلف و آگاهی از واقعیت های جهانی است. دسترسی به این علوم برای اداره یک کشور در جهان امروز احتیاج به سالها تحصیل در علوم مختلف وابسته به سیاست دارد.</p>
<p>در این راستا یعنی بیسوادی مطلق آیت الله خمینی از علوم عقلانی خصوصأ سیاست چند نمونه از گفته های خود ایشان را در اینجا می آوریم تا خوانندگان دلیل علم ستیزی و نداشتن عرق ملی و وطن پرستی آخوند بیسواد را علنأ ملاحظه بکنند.</p>
<p>برای چنین آدم بیسواد واقعیت گرائی سیاسی معنی و مفهومی ندارد. و با این فقر دانش سیاسی ملت و مملکت را 8 سال به جنگ کشید و ملت و مملکت را نابود کرد.</p>
<p>تا آخرین روز  شعار جنگ جنگ تا پیروزی را سر داد و آخر نیز زهری را که  به خاطر بی‌سوادی و نا آگاهی از علم سیاست داشت بر حلقوم میلیونها ایرانی ریخته بود چند جرعه هم خود نوشید واز این دنیا رفت.</p>
<p>اما جنایات او در تاریخ  تا ابد خواهد ماند.</p>
<p>اما فرمایشات خمینی :</p>
<p>خمینی و سیاست</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>روحانی نباید کار دیگری غیر از روحانیت یعنی بسط توحید و تقوی و تعلیم قانون آسمانی و تهذیب اخلاق بپردازد. (کشف الاسرار نوشته امام خمینی صفحه 208)</p>
<p>این را بدانید که تنها روحانیت می تواند در این مملکت کارها را از پیش ببرد، فکرنکنید  که بخواهید کنار بگذارید روحانیت را .</p>
<p>(دیدار با نمایندگان مجلس ، جماران  6 خرداد 1360)</p>
<p>خمینی و دانشگاه</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p>ریشه تمام مصیبت هائی که تا کنون برای بشر پیش آمده از دانشگاه ها بوده است &#8230;همه مصیبت هائی که در دنیا شده از متفکرین و متخصصین و دانشگاهی است. اگر به اسلام  علاقه دارید بدانید که خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه ای بالاتر است.</p>
<p>(در دیدار با اعضای دفتر تحکیم  وحدت حوزه و دانشگاه .27 آذر 1359.)</p>
<p>ما هرچه می کشیم از این طبقه ایست که ادعا می کند دانشگاه رفته ایم، روشنفکریم ،و حقوقدانیم. هرچه می کشیم از این ها است .</p>
<p>(قم 1 مرداد 1358)</p>
<p>خمینی و فرار مغز ها</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p>منافقین هم می گویند مغز ها دارند فرار می کنند. به جهنم که فرار می کنند. این دانشگاه رفته، این ها که همه اش دم از علم و تمدن غرب می زنند، باگذارید بروند . ما این علم و دانش غرب را نمی خواهیم.</p>
<p>(جماران 8 آبان 1358)</p>
<p>خمینی و صادرات انقلاب</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p>ما باید به هرقیمت شده باشد انقلاب خودمان را به تمام ممالک اسلامی و تمام جهان صادر کنیم.</p>
<p>(پیام به ملت در 22 بهمن 1358)</p>
<p>باید در صدور انقلابمان به تمام جهان کوشش کنیم.</p>
<p>(پیام نوروزی به ملت ، اول فرروردین 1359)</p>
<p>با این نمونه از علم ودانش آیت الله خمینی تعجب آور نیست در هزاره ً سوم « کشور امام زمان»  به قول خود آخوند های حکومتی در جوار مرقد امام هشتم شیعان در شهر مشهد صیغه خانه یا به عبارت  ماهیت واقعی  آن «موسسه تن فروشی اسلامی» به کمک دلالان محبت با قیمت مخصوص برای ازاله بکارت  دخترکان 12 ساله ایرانی باز کرده اند که این ننگ در تاریخ این ملت بلاکشیده از دست آخوند های متحجر تا ابد ضبط خواهد شد؟</p>
<p>یاد آور می شوم که 47 در صد نیروکار کشور فرانسه در دست زنان و دختران فرانسه است.</p>
<p>به عبارت دیگر 47 درصد ثروت های تولیدی فرانسه با عقل و شعور و دانش و دستان زنان و دختران این مملکت تولید می شود.</p>
<p>زنان و دختران فرانسه در تمام فعالیت های اقتصادی، مدیریتی، دفاع ملی، دانش های پیشرفته، دوشادوش هموطنان مرد  فرانسوی شرکت فعال دارند.</p>
<p>بعد از 31 حاکمیت جهل و فساد جنایت در ایران،  نظام اسلامی برای دخترکان 12 ساله ایرانی صیغه خانه باز می کند.</p>
<p>(ادامه دارد)</p>
<p>کاظم رنجبر .پاریس 10 اوت 2010</p>
<p>Kazem.randjbar@yahoo.fr</p>
<p>اقتباس بطور اختصار و یا کامل  با ذکر نام نویسنده و سایت ، کاملأ آزاد است</p>
<p>نقش نیکتا خروشچف در سقوط نظام کمونیستی شوروی ، و تجربیات تاریخی آن  برای مبارزان سیاسی ایران .</p>
<p>-          &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>-          مأخذ به زبان فارسی .</p>
<p>-          مأخذ (1)</p>
<p><a href="http://www.sabzlink.com/story/17370/">http://www.sabzlink.com/story/17370/</a></p>
<p>-          مأخذ (2)</p>
<p>با تمام معذرت از خوانندگان ،که مصرع دوم شعر ، به تناسب سخن روز دستکاری شده واز نویسنده مقاله است.</p>
<p>-          مأخذ (3)</p>
<p>-          <a href="http://www.hawzah.net/Hawzah/Questions/QuestionView.aspx?LanguageID=1&amp;QuestionID=9634&amp;SubjectID=78244">http://www.hawzah.net/Hawzah/Questions/QuestionView.aspx?LanguageID=1&amp;QuestionID=9634&amp;SubjectID=78244</a></p>
<p>-          مأ خذ (4)</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8211;<a href="http://parsdailynews.com/61584.htm">http://parsdailynews.com/61584.htm</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://negahi.com/wordpress/?feed=rss2&amp;p=1391</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پمادی از جانب آمریکا برای مرهم‌ سوزش ناشی از تحریمات</title>
		<link>http://negahi.com/wordpress/?p=1386</link>
		<comments>http://negahi.com/wordpress/?p=1386#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Aug 2010 22:31:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آمیرزا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[یولداش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://negahi.com/wordpress/?p=1386</guid>
		<description><![CDATA[پمادی از جانب آمریکا برای مرهم‌ سوزش ناشی از تحریمات
ترجمه‌ای از پیاله‌چی برای یولداش
دیوید سَنگِر، نیویورک تایمز
اوباما و وزیر امور خارجه‌اش خانم کلینتون در حالی که مدعی‌اند آرایش جهانی تحریمات دردی بیش از انتظار برای رژیم ایران در جنبه اقتصادی داشته است، مجددا از رهبران ایران خواهان بازگشایی مذاکرات مربوط به برنامه های اتمی ایران [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>پمادی از جانب آمریکا برای مرهم‌ سوزش ناشی از تحریمات</strong></p>
<p><em>ترجمه‌ای از پیاله‌چی برای یولداش</em></p>
<p>دیوید سَنگِر، <a href="http://www.nytimes.com/2010/08/08/world/middleeast/08sanctions.html?_r=1&#038;ref=iran" target="_blank">نیویورک تایمز</a></p>
<p>اوباما و وزیر امور خارجه‌اش خانم کلینتون در حالی که مدعی‌اند آرایش جهانی تحریمات دردی بیش از انتظار برای رژیم ایران در جنبه اقتصادی داشته است، مجددا از رهبران ایران خواهان بازگشایی مذاکرات مربوط به برنامه های اتمی ایران هستند.</p>
<p>این پیشنهاد گفتگو به ایران از سوی کابینه اوباما در زمانی واقع میشود که شواهد فزینده‌ای دال بر کاهش محسوس واردات بنزین به داخل کشور دیده می‌شود؛ بانکهایی از اروپا گرفته تا پاکستان از ترس از دست دادن ارتباطاتشان با نهادهای اقتصادی آمریکایی معاملاتشان را با ایران متوقف ساخته‌اند؛ و مقامات کشور در دستیابی به سرمایه‌گذاری خارجی در چندین پروژه نفت و گاز چند میلیون‌دلاری با شکست روبرو بوده‌اند. </p>
<p>اغلب آن شواهد از طریق رسانه‌های خبری محلی نواحی خلیج فارس به انتشار رسیده و تاییدشان آسان نیست. ولی مقامات وزارت دارایی آمریکا می‌گویند که آنها هم به وجود اشکال در جذب سرمایه خارجی برای پروژه های نفت و گازی ایران باور دارند.</p>
<p>خانم کلینتون ادعا دارد که تحریماتی که در دوماه اخیر توسط آمریکا، اروپا، و بخش هایی از آسیا به اتخاذ گرفته شده‌اند &#8220;سوزشی واقعی به ایجاد آورده&#8221; و اهرم جدید دیگری برای غرب شده است.</p>
<p>ولی با اینحال هم خانم کلینتون در یک گفتگوی تلفنی ۲۰ دقیقه‌ای در روز جمعه، و هم اوباما در ارزیابی‌ای غیرمنتظره برای سردبیران و ژورنالیستهایی که در کاخ سفید بودند اذعان داشتند رهبران ایران علی‌رغم افزایش هزینه‌ تحریمات  شاید حاضر به واگذاری برنامه اتمیشان – که مایه افتخار ملی بزرگی است – نباشند.</p>
<p>اوباما به روزنامه‌نگاران گفت: &#8220;امکان دارد که تعهد ایدئولوژیکی آنان به سلاحهای اتمی به گونه‌ای ایست که در آن تحلیل ساده‌ای مبنی بر ضرر و منفعت مرتبط با موضوع نمی‌شود.&#8221;</p>
<p>به نوعی، پیشنهادات اخیر کابینه اوباما برای بازگشایی گفتگو به مثابه آزمونی برای کارا بودن سیاست افزایش تحریمات برای وادار کردن ایران به بازگشت به میز مذاکره واقع شده‌اند. منتقدین آن رویکرد و حتی یکی از مشاوران اوباما از همان آغاز می‌گفتند با اینکه ایران در ماه سپتامبر برای ازسرگیری مذاکرات به گونه ای رضایت نشان داده بود، امکان این همیشه وجود داشت که تحریمات برعکس عمل کرده و به &#8220;سرعت بخشیدن به برنامه اتمی&#8221; از جانب ایران منجر شود.</p>
<p>امکان این وجود ندارد که ایران که ادعا به صلح‌آمیز بودن برنامه اتمیش دارد، بتواند مثل گذشته تحریمات بین‌المللی را اینبار دور بزند.</p>
<p>بیانیه‌های عمومی پشت سر هم اوباما و خانم کلینتون به نظر می‌رسد که بخشی از تلاش آنان برای دادن این پیام به مردم ایران باشد که اگر حکومتشان آن &#8220;گذرراه&#8221; به مذاکرات را نیابند، سختی کشیدن ملت ادامه‌دار خواهد بود. یکی از مقامات ارشد کاخ سفید که مایل به نشر هویت نبود گفت که در روزهای آینده کابینه اوباما این را به تاکید خواهد گذاشت که &#8220;سختی‌‌های اقتصادی که بر شانه عموم ایرانیان سنگینی می‌کند&#8221; نتیجه گزینه هایی است که دولتشان به اختیار گرفته است.</p>
<p>به نظر می‌رسد که کاخ سفید امید بر این دارد که تداوم فشار اقتصادی بتواند خرده کاسبان ناراضی از وضعیت کنونی و بازریان بانفوذ را به اتحاد با ایرانیانی که بعد از انتخابات مورد سوال قرارگرفته ریاست جمهوری سال پیش برای ایجاد تغییرات سیاسی شوریده اند، سوق دهد.</p>
<p>دیری بوده است که اوباما و خانم کلینتون در باره یک سیستم &#8220;دو خطی&#8221; فشارهای اقتصادی و ادامه گشایشهای دیپلُماتیک صحبت کرده‌اند. ولی مدتی بود که تمرکز اقدامات کاملا بر روی تحریمات قرار داشت. لذا عبارات هفته پیش به مثابه قدمی در تاکید دوباره بر گشایش مجاری سیاسی بوده و خانم کلینتون اظهار داشت که آمریکا در هفته های اخیر &#8220;پیامهای بسیار واضحی&#8221; را از طریق مقامات اروپایی به مقامات ایرانی فرستاده است. </p>
<p>با این حال اوباما گفت که هیچ تماس مستقیمی با احمدی‌نژاد و یا آیت‌الله خامنه‌ای به وقوع نپیوسته است.</p>
<p>اوباما و یا خانم کلینتون دقیقا توضیح ندادند که چه اقداماتی را رهبران ایران برای ایجاد اطمینان به اینکه حاضر به مذاکره اند باید به عمل بیاورند. ولی مقامات دیگر کاخ سفید که مایل به اظهارنظر رسمی نبودند به چندین خواسته عمده شورای امنیت اشاره کردند که ایران بیش از چهار سال است تمامیشان را رد کرده است. </p>
<p>منجمله تعلیق کامل تمامی فعالیتهای غنی‌سازی اورانیوم و دادن دسترسی کامل به بازرسان بین‌المللی.</p>
<p>این روز ها به نظر می‌رسد که توجه مقامات آمریکایی به همانقدر معطوف ارزیابی نتایج تحریمات اقتصادی بر ایران بوده که در تلاش به تعیین میزان پیشرفت برنامه اتمی ایران قرار داشته است. گزارشات تاثیرات اقتصادی تحریم ها تاکنون عمدتا به حسب روایت این و آن بوده، ولی در جمع دچار بودن کشور را به میزانی درد و ناراحتی تداعی می‌کند.</p>
<p>برای مثال قطعنامه سازمان ملل نام شرکت خاتم‌الانبیا را به میان آورده که متعلق به سپاه پاسداران و در جستجوی سرمایه گذاری برای بخش مهمی از میدانهای نفت و گاز پارس جنوب بوده است.</p>
<p>ولی ایران اخیرا خروج آن شرکت را از پروژه اعلام کرد و گمان می‌رود که دلیل آن مربوط به ممنوعیتی است که برای سرمایه گذاری خارجی از بابت دست‌اندرکار بودن خاتم‌الانبیا در آن پروژه ایجاد شده است.</p>
<p>به نظر می‌رسد که شرکت دیگری که مقامات آمریکایی نیز به آن برای داشتن ارتباط با سپاه مشکوکند، مدیریت پروژه را به عهده گرفته ولی به عقیده مقامات وزارت دارایی آمریکا تاکنون کسی اقدام به سرمایه‌گذاری نکرده است.</p>
<p>و در حالی که قطعنامه های سازمان ملل امری در جهت متوقف ساختن واردات محموله های بنزین پالایش شده به ایران منعقد نداشته‌ است – اقدامی که چین قویا با آن مخالف بوده – به نظر می‌رسد که تحریمهای چندین کشور علیه ایران در هفته های اخیر مقداری از آن محموله ها را متوقف ساخته است. </p>
<p>به گفته کاخ سفید هشت شرکت عمده نفتی منجمله لوکویل، رویال داچ شِل، و توتال در بیانیه های عمومی متوقف ساختن ارسال بنزین به ایران را اعلام داشته‌اند.</p>
<p>ولی چون ایران که حدود ۴۰ درصد از نفت پالایش شده مورد نیازش را وارد می‌سازد در پیشبینی تحریمات آتی اقدام به ذخیره بنزین نمود، تاثیر توقف ارسال محمولات بنزین از جانب آن شرکتها هنوز معلوم نیست و همچنین معلوم نیست که آیا به کمبود بنزین خواهد انجامید؛ بخصوص اگر اینکه، همانگونه که بعضی از مقامات کابینه اوباما بیمش را دارند، چین اقدام به جبران کاهش در سرمایه‌گذاری در صنایع انرژی و موجودیت بنزین در ایران بکند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://negahi.com/wordpress/?feed=rss2&amp;p=1386</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اوباما و ایران</title>
		<link>http://negahi.com/wordpress/?p=1383</link>
		<comments>http://negahi.com/wordpress/?p=1383#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Aug 2010 23:07:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>یولداش</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[یولداش]]></category>

		<category><![CDATA[اوباما،برنامه هسته‌ای ایران،تحریم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://negahi.com/wordpress/?p=1383</guid>
		<description><![CDATA[اوباما و ایران
ترجمه‌ای از پیاله‌چی برای یولداش
منبع: نیویورک تایمز
در نگاه اول به نظر نمی رسد که سیاست اوباما در قبال ایران و برنامه اتمی‌اش چندان از آنچه بوش در عمل داشت متفاوت باشد چرا که هر دو سیاستی مرکب از تحریم و تعامل را رسما متعهد بودند.
اما بوش در حالیکه در رابطه با سیاست چماق [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>اوباما و ایران</strong></p>
<p><em>ترجمه‌ای از پیاله‌چی برای یولداش</em></p>
<p>منبع: <a href="http://www.nytimes.com/2010/08/07/opinion/07sat1.html?th&amp;emc=th" target="_blank">نیویورک تایمز</a></p>
<p>در نگاه اول به نظر نمی رسد که سیاست اوباما در قبال ایران و برنامه اتمی‌اش چندان از آنچه بوش در عمل داشت متفاوت باشد چرا که هر دو سیاستی مرکب از تحریم و تعامل را رسما متعهد بودند.</p>
<p>اما بوش در حالیکه در رابطه با سیاست چماق و هویج هرگز جدیتی برای ارائه هویج قائل نبود، کشور های دوست ایالات متحده را چنان از خود بیزار کرده بود که نمی‌توانست روی حمایت و اجماع آنان برای کاربرد چماقی، یعنی تحریمهای مایه دار و موثق بین‌المللی، حساب کند.</p>
<p>از لحاظ تحریم و در رابطه با سازمان ملل، اتحادیه اروپا، کانادا، و استرالیا اوباما بسیار موفق‌تر بوده است. در عین حال به نظر می‌رسید که جنبه دیگر یک استراتژی موثق – یعنی تعامل جدی – از معادله در حال از دست رفتن بود. لذا یادآ‍وری موکد اوباما این هفته به متعهد بودنش به مذاکره با تهران مایه تشویق و دلگرمی شد. اوباما روز چهارشنبه در دیداری با روزنامه نگاران تایمز و نشریات دیگر به آنان گفت که قول او برای ایجاد تغییر در روابط آمریکا و ایران بعد از ۳۰ سال عدوت &#8220;همچنان و کاملا به صداقت باقی است.&#8221;</p>
<p>اوباما دوباره بر تمایلش به مذاکرات دوجانبه در چارچوب اقدامات کنونی در رابطه با برنامه اتمی ایران که مشارکت انگلستان، فرانسه، روسیه، چین، و آلمان را در بر دارد تاکید کرد و پشتیبانی‌اش را از همچنین گفتگوهایی جداگانه تحت عناوینی از قبیل افغانستان، قاچاق مواد مخدر، و ثبات منطقه‌ای اعلام داشت.</p>
<p>او همچنین موکدا ابراز نیاز به ترسیم &#8220;گذرراهی&#8221; روشن از مراحلی کرد که طی آن ایران بتواند خاطر دنیا را قانع کند که به دنبال تولید سلاحهای اتمی نیست. او گفت: &#8220;آنان باید بدانند که به چه چیزهایی میتوانند بگویند بله.&#8221;</p>
<p>ما هم موافقیم. ولی مایه تعجبمان شد که اوباما نخواست توضیح و جزئیاتی در توصیف آن &#8220;گذرراه&#8221; فراهم کند. چرا که اکنون که به نظر می‌رسد رهبران ایران در حال بحث بر اینند که با واشنگتن تعامل بشود یا نه، چنان توضیح و جزئیاتی لازم به دانستن است. امیدواریم که اگر اوباما احیانا نمی‌خواست چنان اطلاعاتی را عموما با خبرنگاران مطرح کند، به طریق خصوصی با تهران در میان می‌گذارد.</p>
<p>همچنین لازم است که آمریکا و متحدینش تصویری از آن حسن روابطی که در منظورشان بوده و منوط بر پیروی تهران از خواسته های مکرر شورای امنیت سازمان ملل متحد در رابطه با برنامه اتمیش می‌باشد ارائه دهند. بسته تشویقهای پیشنهادی که بار اول در سال ۲۰۰۶ ارایه شد – که شامل بود از برقراری روابط سیاسی، تجاری، و فناوری انرژی هسته‌ای – لازم است که اکنون بر روی میز باشد تا ایران گزینه هایش را کاملا دریابد. و الّا سخنان اوباما در راستای وجود «در بازی» برای تهران تقریبا به پوچی اظهارات بوش در همان جهت نمودار خواهد گشت.</p>
<p>در عین حال اوباما و تیمش شایسته تقدیر از بابت اقداماتشان که چهارمین دوره تحریمات شورای امنیت و همچنین تحریمات شدید جدیدتر آمریکا را به بار داشته است می‌باشند. تحریماتی که بوسیله آمریکا، اتحادیه اروپا، کانادا، و استرالیا به اتخاذ گرفته شده و در راستای محدود کردن معامله با بانکها و فعالیتهای نفتی و گازی ایران هستند. مجازاتهای مطرح شده از سوی اتحادیه اروپا در آن راستا سنگین بوده و می‌توانند انجام معامله به وسیله یورو را برای تهران غیرممکن بسازند. لازم است که سران غرب از رعایت از آن تحریمات اطمینان حاصل کنند. در این حیطه، در رابطه با اجابت دولت آلمان نگرانی خاصی وجود دارد.</p>
<p>در زمینه تحریمات، کابینه اوباما تا حدی در بدست آوری همکاری های روسیه که سابقه‌ای دیرینه در معامله با ایران دارد موفق بوده است. ولی در رابطه با چین در همان منظور به نظر می‌رسد که در کم آوری است. روز جمعه یکی از معاونین رهبری چین اظهار داشت که پکن به سرمایه گذاری در ثروت نفت ایران، گرچه هم به خلاف رایش در در توافق با پنالتی های سازمان ملل باشد، ادامه خواهد داد. واشنگتن همچنین هنوز باید موافقت ژاپن، کره جنوبی، ترکیه، و هند را برای حداکثر همکاری در آن راستا کسب کند.</p>
<p>اوباما می‌گوید &#8220;غرنبه&#8221; هایی را می‌شنود حاکی از اینکه تاثیر دردناک تحریم ها آغاز شده اند و مشاوران او معتقند که اشکالات فنی ایران در راه تولید سلاحهای اتمی حداقل مهلت یک سال را برای تاثیرگذاری تحریمات و موثر قرارگرفتن دیپلوماسی فراهم کرده است.</p>
<p>در حال حاضر رژیم ایران کماکان در ادامه تولید سوخت اتمی و مانع انجام بازرسی های بین‌المللی است و هیچ ضمانتی برای محدود شدن فعالیتهای اتمیش در آینده وجود ندارد. ولیکن واشنگتن و یارانش در حال تهیه برنامه‌ای هستند که شاید بر محاسبات تهران تاثیرگذار واقع گردد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://negahi.com/wordpress/?feed=rss2&amp;p=1383</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>سلامی، چو بوی خوش آشنائی&#8230;</title>
		<link>http://negahi.com/wordpress/?p=1380</link>
		<comments>http://negahi.com/wordpress/?p=1380#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Aug 2010 07:49:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>یولداش</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[یولداش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://negahi.com/wordpress/?p=1380</guid>
		<description><![CDATA[مدت ها بود که غایب از نظر بودم. غایب بودم. اما حاضر! اگر صنمی و دیگر عزیزان نبود شاید دق می کردم. روزگاری داشتم که فعلا می گویم: که مپرس! مپرسید!
اگر دوستانی چون برگ گلم نبودند چه می کردم؟
امروز یاپراک عزیز پیغام داد که آخرین مقاله یا سرمقاله ادامه پیدا نمی کند و من مجبور [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مدت ها بود که غایب از نظر بودم. غایب بودم. اما حاضر! اگر صنمی و دیگر عزیزان نبود شاید دق می کردم. روزگاری داشتم که فعلا می گویم: که مپرس! مپرسید!<br />
اگر دوستانی چون برگ گلم نبودند چه می کردم؟<br />
امروز یاپراک عزیز پیغام داد که آخرین مقاله یا سرمقاله ادامه پیدا نمی کند و من مجبور شدم مطلب نغز داریوش همایون را فعلا حذف کنم.<br />
اکنون که این سطور را می نویسم ساعت دوازده و نیم شب است. یا همان نیم بامداد. تلفن کرده بودم به خانم برادرم که اندکی درد دل کنم. آخر به سرطان سینه دچار شده و حال در حال شیمی درمانی است و غیره &#8230; برادرم، مجتبی نیز که بسیار بامحبت و پر مهر و عاطفی است، عنان از کف داده و حسابی بیمار شده است. زندگی است دیگر&#8230;<br />
اما، من این روزها با زندگی رضا شاه مشغولم. کتاب هایم روی میز روی هم چیده شده است و من مرتب از کتابی به کتابی دیگر مراجعه می کنم که شاید بتوانم از آن آلاشتی مرد برجسته تصویر روشنی پیدا کنم.<br />
روزی روزگاری رضاشاه را منفور می دانستیم. حزب توده و چپ از او سیمای قلدری قدر قدرت ساخته بود که محال بود از پرده آهنین شان عبور کرد و او را در زمان و مکان خودش ارزیابی کرد. به زعم رفقا و اندکی به زعم &#8220;برادران&#8221; و البته خیل ارباب عمائم و عمامه داران  و نیز ملیون همیشه غایب از صحنه &#8220;رضاخان&#8221; فتنه چکمه پوشی بود که توسط یک انگلیسی آهنین به نام آیرون ساید به ایران قالب شد تا به مدت بیست سال کشور گل و بلبل ایران اسلامی را زیر چکمه هایش له و لورده کند.<br />
همزبانان ترک من او را قاتل زبان و ادب و فرهنگ ترکی (یا تورکی) می دانند و با ارباب عمائم و رفقای چپ هماوازند.<br />
پسرش محمدرضا شاه بفهمی نفهمی از قد و قواره پدر خوشش نمی آمد. می کوشید تا همه ی نوسازی های پدر را به نام خود تمام کند. حتی دلش نمی خواست سفرنامه های پدر نشر یابد.<br />
اما من رضا شاه را نوع دیگری یافتم&#8230;.<br />
&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://negahi.com/wordpress/?feed=rss2&amp;p=1380</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بعد از سرکوب جنبش مدنی- سیاسی مردم، حکومت با چالش عظیمی روبرو است - صنمی</title>
		<link>http://negahi.com/wordpress/?p=1366</link>
		<comments>http://negahi.com/wordpress/?p=1366#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 17:13:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صنمی</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[صنمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://negahi.com/wordpress/?p=1366</guid>
		<description><![CDATA[
28/07/2010
درمقاله پیشین نشان دادم که چگونه خواست های مردم در شعارهای انتخاباتی نامزدان پُست ریاست جمهوری منعکس شده بود. و از آنجائیکه هر کدام از اینان بخش هائی از خواست های جامعه را در گفته های خود منعکس می کردند لاجرم شور مردم را برای شرکت در انتخابات بالا می بردند. گذشته از اینکه نتیجه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://negahi.com/wordpress/wp-content/uploads/2010/07/07302010.jpg" alt="07302010" title="07302010" width="560" height="519" class="aligncenter size-full wp-image-1369" /><br />
28/07/2010<br />
درمقاله پیشین نشان دادم که چگونه خواست های مردم در شعارهای انتخاباتی نامزدان پُست ریاست جمهوری منعکس شده بود. و از آنجائیکه هر کدام از اینان بخش هائی از خواست های جامعه را در گفته های خود منعکس می کردند لاجرم شور مردم را برای شرکت در انتخابات بالا می بردند. گذشته از اینکه نتیجه انتخابات چه بود و بکجا انجامید. شرکت میلیونها نفر در انتخابات و شادی جوانان در کمپین های انتخاباتی و همبستگی و همیاری مردم پطانسیل سیاسی و سطح انتظارات مردم و به تبع آن گروههای سیاسی را بالا برده است. آنان منتظر فرصتی دیگرند تا انرژی سرکوب شده شان فوران یابد. این به معنی وعده وقوع انقلاب دیگری در ایران نیست. بلکه بدین معنی است که حکومت بعد از سرکوب جنبش مدنی- سیاسی مردم، در مقابل چالش عظیمی قرار گرفته است. و آن اینکه یافتن پاسخ باین سوال که بالاخره می خواهد با این مردم دم فرو برده ولی گوش بزنگ چکار کند؟</p>
<p>ترس بزرگ حکومت ازآن است که آن سی میلیون اکثریت خاموش مخالف حکومت (یعنی بدنه ملت ایران) که هر بار وارد انتخابات می شود، بحران های عظیم سیاسی با دامنه های وسیع بوجود می آورد،  را چگون دوباره به صحنه انتخابات های آینده بکشاند. اینبار که اینان شاهد دزدیده شدن رایشان بودند و جنایت های آشکاری که در خیابانهای تهران و در زندانهای مخوف بر جوانان روا داشتند. اگر این جمعیت عظیم بار دیگر به لاک خود فرو رود همانگونه که در دوران بیست سال اول حکومت رفته بود و میدان سیاست در اختیار همان پانصد ششصد هزار کارگزار حزب الله و پنج شش میلیون طرفداران پاسیوش قرار بگیرد، آنگاه حکومت چگونه با این حقیقت سازش کند که اکثریت مردم از این حکومت اعتراض کرده اند. او بیش از همه میداند که مردم دیگر این حکومت را نمی خواهند و چون آنرا نمی خواهند، دیر یا زود ککلش را خواهند کند. هوشمندان آنها منجمله هاشمی این حقیقت را میدانند که حکومت سابق با “خانه نشین کردن” مردم و اختصاص امر سیاسی بخود و “حزب رستاخیز” ش، رفته رفته نفوذش را در جامعه از دست داد و در نقطه ی بزنگاه برای مقابله با مخالفان سیاسی خود (مذهبیون و چپی ها) نتوانست مردمی را که ظاهرا برایش آن همه خدمت کرده بود به پشتیبانی خود بسیج کند.</p>
<p>همین مثال را در مورد کشورهای بلوک شرق سابق نیز می شود زد که آن حکومت های ظاهرا طرفدار خلق و خادم ایده آل های بزرگ هم درپی یک بحران اجتماعی سیاسی جلوی چشمان حیرت زده مردمان جهان در طرفه العین فرو ریختند و آن حکومت ها را نه سازمان های مخوف جاسوسی و پلیس نجات داد و نه موشک های قاره پیما و بمب های خدا مگاتنی اتمی.</p>
<p>بخانه رفتن مردم، نواخته شدن زنگ پایان این حکومت است. اینست که می بینیم که از همه سو برای نجات جمهوری اسلامی تلاش می شود که میشود آن را در دو برنامه موازی اما متنافر دید.</p>
<p>گروهی در پی احیای جمهوری اسلامی با آرمان های اولیه آن یعنی رهبری ولایت فقیه خوب با وعده قابل کنترل بودن آن مقام توسط مجلس خبرگان است ، این جماعت در حال فعال کردن حسن خمینی بعنوان بهترین فرد مورد نظر برای این شغل است. دیری نخواهد پائید که ایشان نیز به مقام آیت اللهی و متعاقب آن عظمائی برسند اخیرا خواندم که آن عصای دستش را نیز از صانعی هدیه گرفته است که به مثابه عصای موسی است و قرار است اژدهای فرعون زمان را بلع کند. رخ زیبا، ید بیضاء دم عیسی داری آنچه که خوبان همه دارند تو تنها داری. این تعبیر رخ زیبا موید از من نیست بلکه در یک نامه خصوصی دلجویانه ازسوی پسرش (در حقیقت از زبان مادرش) بعد از ماجرای حرم خمینی با عنوان “ای یوسف آل خمینی” مورد خطاب قرار گرفته بود.</p>
<p>گروه دیگر در پی جمع آوری طرفداران و پایوران و انتخاب کنندگان خود در “حزب ولایت” است بی آنکه توضیح بدهد این حزب با حزب الله فرقش در کجا خواهد بود ولی عاقلان دانند که حزب الله دیگر تنها حزب منحصر بفرد حاضر در صحنه نیست اکنون لباس جدیدی به بت عیاراسلام پوشانده اند و با دم و دمبک این بار نه آخوندها بلکه نوحه خوانان و مداحان بروی صحنه میاورند. پس رقیبان منجلمه علی لاریجانی بمثابه نزدیک ترین شخص به “علمای قم” برای پائین کشیدن یا مهار قدرت احمدی نژاد اورا به طرف یک آچمز سیاسی بزرگ کیش میدهند آنهم از راه الف مهدویت، اینان در صدند با بسیج روحانیت سنتی به قرائت و تفسیر مهدویت از نوع احمدی نژاد - مشائی پایان دهند . (علاقمندان به مقاله مرتضی نبوی که از امهات جناح راست است مراجعه کنند) . اعتصابات اخیر بازار تهران وتبریز بدون رابطه با این مساله نیست. دوستان از طریق این اعتصابات دارند به اصطلاح بیهقی به دولت دندان نشان میدهند. مورد دیگر برگزاری سمینار مهدویت از سوی لاریجانی و آخوند تسخیری، از مهره های اصلی حوزه و همسویانش، برای گرفتن توپ از دست رقیب. طبیعی است که قرار دادن روحانیت در مقابل دولت به برچیده شدن دمب روحانیت خواهد انجامید و این آخرین مصاف روحانیت قبل از تشریف بردن به مساجد و “بیوت مبارکشان” خواهد بود، دولت هم برای تحقق این امر ناچار از بسیج مردمی خواهد شد که آز آخوند بیزاراست.</p>
<p>ب مشکل اتمی. جناح رقیب با گذاشتن سنگ های بسیار سنگین در دامان دولت از راه تصویب قوانین تکلیف زا در مجلس ، عملا در کار دولت برای رسیدن به یک راه حل سیاسی کارشکنی میکند. جناح رقیب احمدی نژاد را به راهی هل میدهد که نمی خواهد؛ اینان می خواهند بعد از بروز ناتوانی ها در کار گشایش گره اتمی ایران، خود بعنوان فرشتگان نجات ایران ظاهر شوند و احمدی نژاد را سر جایش بنشانند. تظاهرات طرفداران احمدی نژاد در مقابل مجلس و هو کردن سید حسن خمینی را میشود در پرتو این رقابت ها و خصومت های سیاسی ارزیابی کرد.</p>
<p>نتیجه گیری : احمدی نژاد میداند که 63 درصد مردم تهران رای به رقیب او داده اند. این رقم کمی نیست. برای استحکام قدرت باید مردمی را که روزی خس و خاشاکشان می نامید بطرف خود جلب کند و این ممکن نیست مگر اینکه با اینان برای مقابله با آخوند های سنتی که مزاحم زندگی و هر نوع جلوه تجدد اجتماعی اند متحد شود.</p>
<p>در سال پنجاه و هفت گروه های سیاسی ایران برای گرفتن حق آزادی و انشاء دموکراسی با ارتجاعی ترین قشرجامعه که آخوند ها باشند متحد شدند که دولت متجدد را سرنگون کنند ، در صورتیکه می توانستند با دولت متجدد (بختیار) بر علیه آخوندها وزیاده خواهی آنان متحد شوند.. آیا این بارخواهند توانست با دولت پوپولیستی برای عقب نشاندن روحانیت متحد شوند یا منتظر خواهند بود که جمهوری اسلامی با حذف مظاهر جمهوریت منجمله دولت بظاهر منتخب مردم به حکومت اسلامی (خلافت) استحاله یابد.</p>
<p>جنبش سبز باید با طرح راه حل های خود برای رهایی از بحران فعلی بایستی به نظر من راه حل هائی سوای راه حل های دو جناح رقیب و متخاصم در پیش ملت قرار دهد. مثلا بگوید آیا در انتخابات آتی با وجود تقلب و کشتارهای بعد انتخابات دهم باز هم شرکت می کند یا آنرا منوط به لغو نظارت استصوابی و آزادی زندانیان سیاسی و اعاده حیثیت از آنان می نماید.</p>
<p>شاد وپیروز باشید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://negahi.com/wordpress/?feed=rss2&amp;p=1366</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>چرا ما پیروز هستیم - صنمی</title>
		<link>http://negahi.com/wordpress/?p=1362</link>
		<comments>http://negahi.com/wordpress/?p=1362#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Jul 2010 15:45:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صنمی</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[صنمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://negahi.com/wordpress/?p=1362</guid>
		<description><![CDATA[
چرا ما پیروز هستیم
صنمی - 22.7.2010
اگر دقیق بنگریم، در انتخابات 88 دو طیف سیاسی در مقابل هم قرار داشتند: طیفی که معروف به اصلاح طلبان اند و نمایندگان آن موسوی و کروبی بودند، و دیگر طیفی که معروف به اصولگرایان شده است با کاندیدای خود احمدی نژاد و تا اندازه ای رضائی ژنرال سابق و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://negahi.com/wordpress/wp-content/uploads/2010/07/07232010.jpg" alt="07232010" title="07232010" width="540" height="335" class="aligncenter size-full wp-image-1364" /><br />
<strong>چرا ما پیروز هستیم</strong></p>
<p>صنمی - 22.7.2010</p>
<p>اگر دقیق بنگریم، در انتخابات 88 دو طیف سیاسی در مقابل هم قرار داشتند: طیفی که معروف به اصلاح طلبان اند و نمایندگان آن موسوی و کروبی بودند، و دیگر طیفی که معروف به اصولگرایان شده است با کاندیدای خود احمدی نژاد و تا اندازه ای رضائی ژنرال سابق و دبیر لاحق. شکر لله قشو قلمدان شد!.</p>
<p>موسوی و کروبی چه می گفتند؟ آندو تن می گفتند که مردم، ما را انتخاب کنید تا وضع موجود را تغییر دهیم، شما که از و ضع موجود دلخورید و خواهان تغییراتی درنوع رفتار حکومت با خودتان هستید. شما که از گرانی و بی عدالتی و زورگوئی بجان آمده اید. </p>
<p>این دو تن نمی گفتند یا اصولا بدین حقیقت پی نبرده اند که و ضع موجود نتیجه حاکمیت نظامی بنام جمهوری اسلامی بر این کشور است که به قول رهبر معنوی اصلاح طلبان (منتظری) نه جمهوری است نه اسلامی.<br />
در حقیقت اگر موسوی و کروبی وعده تغییر میدادند و یا حتی تا به امروز ما را به امکان تغییر در چهار چوب این نظام امیدوار می کنند یعنی حرف دل مخالفان جمهوری اسلامی را می زنند در صورتیکه می بایستی اصولا حرف نظام را می زدند چرا که خود از معماران و کوشندگان اصلی این نظام بودند.<br />
به عبارت دیگر آقایان کروبی و موسوی خود را در راس جریانی قرار داده بودند یا داده اند که خواهان تغییر وضع موجود است یعنی آنها نه حرف نظام که حرف مخالفان آن را می زنند.<br />
طبیعی است که هر وقت که این جا و آنجا سخن از تحکیم نظام و یا بازگشت به دوران طلائی حکومت اسلامی بزنند مورد انتقاد و مخالفت خواهندگان تغییر اساسی این حکومت یا فروریزی آن منجمله این کمترین قرار گیرند. زیرا آقای موسوی آنگاه خود را از گفتمان تغییر جدا کرده به گفتمان تحکیم می پیوندد جنبش سبز (نه سبزاللهی) همیشه مترصد آن است که آقایان بویژه موسوی را در چهار چوب گفتمان تغییر نگهدارد .<br />
پس آفرین بر آن باد. </p>
<p>آقای احمدی نژاد گفتمانی را که در انتخابات پیش میبردند این بود: ای مردم بدبخت آن کس که شما را بدین وضع و روزگار انداخته حکومت های قبل از من بودند که در دست هاشمی و خاتمی و موسوی (حالا از خامنه ای اسم نمی برد اگر چه موسوی نخست وزیر خامنه ای بود نه امام همانطوریکه سبزاللهی ها مدعی اند) پس مخالفین من در این انتخابات سرکردگان این حکومت و آنهائی هستند که تا حال بر شما حکومت می کردند و شما را به این روز و روزگار انداخته اند.<br />
علت اقبال مردم به احمدی نژاد همین جبهه گرفتن در مقابل این دانه درشت ها بود. فراموش نکنیم افشاگری های پالیزدار را که گول وعده وزارت خورد و نام همه آخوندهای فاسد را فرداً فرد به اعلام برد!<br />
وقتی احمدی نژاد این حرف ها را می زد در حقیقت حرف دل مردم را میزد زیرا مردم میدانستند که تا امروز ارواح و اشباح بر آنها حکومت نکرده اند بلکه همین هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی ها حکومت کرده اند. پس احمدی نژاد هم گفتمانش گفتمان مخالفین این حکومت بود . </p>
<p>روشن است که هر سیاست مداری که بخواهد به قدرت برسد باید حرف دل مردم را بزند. اگر مردم مخالف این حکومتند که هستند ، جای شگفتی نیست که نامزدان ریاست جمهوری فساد و بی قانونی های این حکومت را افشاء کنند.<br />
شاه یک بار گفته بود من خودم اپوزیسیون این دولت (هویدا) هستم، پس نیازی به اپوزیسیون نیست. این حکومت هم چون به اپوزیسیون واقعی اجازه ابراز وجود نمی دهد، پس خود باید این نقش را نیز بعهده بگیرد . روی این اصل باید هر آینه منتقد نظامی که خود ساخته است باشد تا طرفدارانش را در نزد مردم از دست ندهد، یا طرفداری آنان را بدست آرد. این بود که می بینیم شاه در اواخر حکومت خود صدای انقلاب را می شنید و به انقلابیون در خواسته هایشان حق می داد و نصیری و هویدا را منجمله به بند می کشید تا صداقتش را در وفاداری به انقلاب مردم نشان بدهد! بیاد بیاورید که مردم این واقعیت را می دیدند فلذا شعار میدادند (تازگی ها شاه مسلمون شده!) </p>
<p>با این مقدمه به این میرسیم که گفتمان عمومی در صحنه سیاست ایران کوشش برای رهائی از دست این حکومت ناکارآمد است. اگر خوب دقیق بشویم می بینیم آن کسی که موی دماغ زندگی مردم ایران است عنصری بنام روحانیت است که رای خود را بالاتر از اراده سیاسی مردم میداند. مردم می بیینند که حکومت آخوندی برنامه ای برای آبادی این دنیایشان ندارد و وعده آنها برای عاقبت یعنی زندگی بعد از مرگ معلوم نیست چقدر مقرون به حقیقت باشد، زیرا خود شاهند که آخوند ها چگونه در فساد و آلاف علوف دنیوی غرق شده اند. هر روز کوس رسوائی آنان بر سر بازار ها کوفته میشود ولی با وجود این آنها شرمساراز وجود وادعاهایشان نمی شوند. احمدی نژاد و دستیار اولش رحیم مشائی با علم به این حقیقت رفته رفته خود را به سخنگوی گفتمان ضد آخوندی در جامعه تبدیل میکنند بعبارت دیگر سعی می کنند سوار بر موج مخالفت با آخوندیسم اقتدار دولت پوپولیستی خود را قوام بخشند. </p>
<p>از هر سو که بنگریم می بینیم که هم دولت و هم مخالفین سیاسی آن (موسوی وکروبی) هر کدام بخشی از خواسته های مردم را گرفته و می خواهند سوار بر این موج مخالفت بزندگی سیاسی شان ادامه دهند. روی این اصل آنچه که پیروز خواهد شد خود این گفتمان است یعنی گفتمان تغییر از طریق خلع ید از روحانیت و اهرمهای قدرت آن شورای نگهبان و مجلس خبرگان. زیرا این خواست حقیقی مردم ماست. جائیکه شاه از انقلاب حرف بزند انقلاب پیروز می شود. ما هم پیروز خواهیم شد ، زیرا خود دولتیان نیز حرفهائی را می زنند که ما می زنیم. </p>
<p>حرف خوبان را بدزدد مرد دون<br />
تا بخواند بر سلیمی (آدمان نیک نفس) آن فسون<br />
ظاهر نقره گر اسپید است و نو<br />
لیک جامه می سیه گردد از او/ مولوی </p>
<p>بهوش باشیم</p>
<p>شاد و پیروز باشید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://negahi.com/wordpress/?feed=rss2&amp;p=1362</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
