Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Sunday, May 8
سرانجام برخی که می خواستند ستون نظر نویسی این ستون تعطیل شود، فعلا موفق شدند و من به آنان تبریک می گویم!!
می بینید که در دنیای امروز استفاده از تکنولوژی هم می تواند آزادی به ارمغان بیاورد و هم گاه قلم ها را بشکند.
اما... بانی و باعث بسته شدن ستون نظرات، دست کم این بار، جناب مسعود بودند. نمی دانم این همان مسعودی است که به نام انتصار هم سایت دارد یا مسعود دیگری است.
....
راستی اگر کسی نظری دارد به نشانی ای میل من پست کند تا من آن ها را در ستون معمولی بگذارم.

--------------------------------------------
یولداش عزیز ،
پس از این فرصت استفاده کرده و میخواستم از جناب مسعود خان تشکر کنم که من تنبل را وادار به مطالعه بیشتر در علوم بلاگی کرد تا انشاالله سایت یولداش را با سیستم کامنت مودریشن راه بیاندازیم. ایشان اصرار در ارتکاب دو فقره اعمال ناشایسته داشتند که در ترکیب بستن ستون کامنت ها را ایجاب کرد. یکی اینکه به دلیلی نامعلوم تهمت گفتن چیزهایی را که نگفته بودم به من میزدند و مثلا زیرکانه فحش نثارم میکردند و معلوم بود که ایجاد آشوب و سفسطه تنها هدفشان بود و دیگر اینکه مداما با تغییر آی پی به زور خود را ناخواسته داخل ستون نظریات می چپاندند و به زورچپانی خود می بالیدند. خوب حالا مسعود خان بنشینند و هر چقدر دلشان میخواهد آی پی شان را تغییر دهند! قربان شما و بقیه یولداش ها – سرایدارچی.

3:32 PM


Thursday, May 5
مسعود خان قبول کن که گاف کردی!
زبان ترکی با هر الفبایی که نوشته شود گرامر و دستور زبان دارد و اتفاقا جامع تر از زبانهای دیگر است. من حقیقتا نمی دانم منظورت چیست؟ این درست است که زبان ترکی در کشورهای مختلف با الفباهای گوناگون نوشته می شود. زبان فارسی هم در تاجیکستان با الفبای سیریلیک نوشته می شود و در افغانستان هم با اندکی تفاوت با الفبای عربی - فارسی نوشته می شود. الفبایی که ما برای زبان فارسی و در ایران و عراق برای زبان ترکی و کردی و بلوچی مصرف می کنیم ریشهء عربی دارد ولی چون حروف پ و چ و گ و ژ به آن اضافه شده و برخی از حروف عربی از آن کم شده، به نوعی شخصیت جداگانه ای پیداکرده که می توانیم به آن الفبای عربی- فارسی بگوییم. اگر ما همین الفبا را برای زبان ترکی بکار ببریم شاید بتوانیم آنرا الفبای عربی- ترکی بنامیم که قرن ها در امپراتوری عثمانی به کار می رفت.
ولی دوست عزیز محتاج جنگ نیست برادر!(به قول حافظ) زبان باسکی در اسپانیا و فرانسه تا سقوط فرانکو اصلا دارای گرامر مدون نبود. اما زبان باسکی وجود داشت و مردمی هم به آن صحبت می کردند. تازه پس از سقوط فرانکو و حاکمیت حکومت دموکراتیک بود که دولت اسپانیا کسانی را در دانشگاه ها استخدام کرد تا برای زبان باسکی گرامر بنویسند و همان گرامر یا دستور زبان هم اکنون در مناطق باسک نشین تدریس می شود.
مسعود عزیز انسان نخست زبان یاد می گیرد و سپس آکادمیسین برای آن زبان گرامر می نویسند. بچه های ما به هنگامی که زبان باز می کنند با فعل و فاعل و صفت و قید و ... اصلا آشنا نیستند، اما بچه های پنج - شش ساله به خوبی زبان مادری شان را صحبت می کنند.
در هر حال دوست عزیز می دانم که اندکی طنازی می کنی و گرنه هیچ آدم عاقلی نمی آید زبانش را با الفبای ژاپنی بنویسد! خود ژاپنی ها سال های سال است الفبای لاتین را هم برای زبانشان استفاده می کنند که به آن رمانجی می گویند.
....
12:44 AM


Tuesday, May 3
امشب در تلویزیون آپادانا با کامران نوزاد پیرامون سینما و جشنوارهء سانفرانسیسکو گپ خواهم زد. برنامه به وقت غرب آمریکا ساعت 9 شب است.
تماشا دارد!!
6:27 PM


خوزستان و ...
دوستان این سایت مواضع مرا به خوبی می دانند و البته اغلب هم مخالف من اند. من یکی از معدود نویسندگانی بودم که آشکارا از دخالت و لشکر کشی آمریکا به عراق حمایت کردم و هنوز هم خیلی پشیمان نیستم. در مورد افغانستان هم همینطور. چون به نظرم مردم عراق یا افغانستان آن چنان قوی نبودند که نظام های قرون وسطایی و خودکامهء خود را خود از بین ببرند. آنان شانس آوردند که جورج بوشی بود و نئو کنسرواتیوهایی و نظام جدید اقتصادی دنیا..
همین نئو کنسرواتیوها برای ایران هم نقشه هایی ریخته اند که اتفاقا به نفع مردم سالاری در ایران است. چشم اسفندیار یا پاشنهء آشیل نظام جمهوری اسلامی ایران در نبرد اقلیت های قومی و ملی مذهبی خلاصه می شود. بنابراین طبیعی است که آمریکا و در کنارش اسرائیل و ترکیه اندکی موضوع را حلاجی کنند. لابد حق هم داند. کما اینکه در ماجراهای اروپای شرقی و اقمار شوروی هم ححق داشتند...
در ماجرای خوزستان هم سنی های اردن و خلیج فارس و شرق و غرب اندکی خواستند که آب را گل آلود کنند.... اما دم تظاهر کنندگان گرم!
به امید روزی که همه شهروندان برابر و مساوی باشند
2:24 AM


Sunday, May 1
داستان بز همسایه
دوستان عزیز و خوب این سایت
من گاهی دستم به کلیدهای کامپیوتر نمی رود! یا نمی توانم چیزی بنویسم. اما نکته ها و نظرهای شما را می خوانم.
فکر می کنم که بالاخره پس از مدت ها تمرین گفت و گو و گفتمان به نتایج خوبی رسیده ایم و مقایسه که می کنم می بینم لحن ها تغییر یافته اند و نگاه ها انسانی تر شده. این خود دستاورد کمی نیست!
مهم ترین نکته یا مساله در مورد ملت های غیر فارسی زبان ایران، روند دموکراتیکی است که باید در پیش گیرند. البته این مساله در تمام مبارزه های سیاسی و فعالیت های اجتماعی هم صادق است. یعنی تنها ره رهایی نبرد مسلحانه نیست! (این شعاری بود که نسل من می داد و چوبش را هم بد جوری خورد!)... نیز نباید کین آلود و نفرت بار باشیم که نفرت انگیز می شویم! چون می بینم که برخی از دوستان به جای اینکه مثلا از حقوق اجتماعی و شهروندی خود دفاع کنند، به فرهنگ ها و زبان های دیگر حمله می کنند. به نظر من عشق به زبان مادری و مبارزه در راه احقاق حق خود در ایران از عشق به زبان فارسی می گذرد. کردهای عراق هم باید به عربی مسلط باشند تا کسی مانند جلال طالبانی را رئیس جمهور کنند. حالا آقای طالبانی دیگر فقط رهبر کردها نیست. او رهبر ملت عراق است که باید کشورش را از منجلاب تروریسم القاعده و صدام حسین نجات بدهد. آقای ابراهیم جعفری هم آگاهانه تکرار کرده که او نخست وزیر شیعیان نیست بلکه نخست وزیر تمام ملت عراق است. البته آنجا حضور آمریکا هم هست و گرنه قبایل و پیروان مذاهب گوناگون همدیگر را تکه تکه و پاره پاره می کردند. کاری که زرقاوی و بقایای صدام در صدد آنند و می کوشند که جنگ شیعه و سنی راه بیندازند. اما بزرگ مردی هم مانند آیت الله سیستانی وجود دارد که نمی گذارد جنگ شیعه و سنی آغاز شود و گرنه عراق می شود روآندا و یوگوسلاوی سابق و شاید هم صدبرابر بدتر!
داستانی کوتاهی نقل می کنم:
نقل می کنند که خدا از پیروان مذاهب گوناگون آمال آرزوهاشان را می پرسید. مسیحی اروپایی گفت همسایه من بزی دارد که از پشمش پارچه درست می کند و تن پوش و از شیرش ماست و کشک و .... پس برای من هم یک بز عطا کن! خدا یک بز به مرد مسیحی می دهد.
مرد یهودی هم تمام مزایای بز را شمرد و از خدا خواست که دو راس بز به او بدهد. خداوند هم دو راس بز به مرد یهودی داد.
نوبت مرد مسلمان که رسید او هم از بز همسایه تعریف ها کرد. خدا پرسید: پس تو چه می خواهی؟
مرد مسلمان پاسخ داد: ای پروردگار توانا و عادل بز همسایه بکش!
حالا حکایت ماست...
10:35 PM